تبليغاتX
جمهور - آقای پیشرو! آدرس غلط ندهید

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

وقتی در وبلاگ حسین درخشان خواندم که:«واقعا اکبر گنجی فکر می‌کند که اعتصاب غذای او (که هرگز معلوم نشد چطور فیصله پیدا کرد) در اینکه آزاد شده است موثر بوده است که حالا می‌‌خواهد با توسل به چنین برنامه‌ی خلاقانه‌ای موجب آزاد شدن زندانیان دیگر شود؟...»
از این برادر حسین انتظاری نبود زیرا هر چقدر در امر وبلاگ نویسی مهارت داشته باشد در تحلیل سیاسی اصلا نباید حرفهایش را جدی گرفت.در پی آن بود که دیدم "برادر حسین بزرگ" مدیر مسوول جریده ی فخیمه ی کیهان در ادامه ی سیاق مرسومش اقدام به درج خبری از مراسم سخنرانی اکبر گنجی کرده است:
«جلسه تجليل از اكبر گنجي در لندن به تشنج كشيده شد. در حالی كه عوامل خاص به سختی توانسته بودند كمتر از ۲۰ نفر از مخالفان جمهوری اسلامی از ماركسیست ها تا سلطنت طلب ها را در اين جلسه گرد هم آورند، سؤالات پی درپی برخی از آنها مانع ادامه جلسه شد...در همين حال يك مقام امنيتي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما كه آيا سفر گنجی يك ماموريت از سوی وزارت اطلاعات است؟ سكوت معنی داری كرد.»
مطمئنن این گونه خبرپراکنی ها -اصل خبر به نقل از بازتاب را در پاورقی بخوانید- هم نمی توانست جای تعجب داشته باشد.سالهاست که مطالبی سراسر دروغ و افترا نسبت به دگراندیشان و فعالین سیاسی مخالف در این جریده چاپ می شود و اتفاقا برای افراد مذکور موجب سربلندی و کسب احترام بیشتر در میان نیروهای اپوزیسیون و فعالان سیاسی رفرم خواه بوده است.
حالا به این جملات دقت کنید:
«به نظر من، اکبر[...] سوخته است. خروج بحث انگیز او از کشور [...] از این زاویه که او ناخواسته بازی دیگران را خورده است، مایه تأسف است[...]تأسفبارتر، چیدن سیبهای گنجی در سبد اپوزیسیون ورشکسته، چندپاره و بی هویت خارج از کشور است. اپوزیسیونی که گویی حوادث جهان برهم زنی چون سقوط اتحاد جماهیر شوروی، ۱۱سپتامبر و رخدادهای مهم داخلی چون تغییرات در بافت و ساختار حکومت، تحولات دوم خرداد و تجدیدنظر طلبی چهره هایی چون گنجی را درنیافته و هنوز در فضای دهه ۶۰ سیر می کند.»
متن فوق قسمتی است از نوشته ی محمدجواد روح با عنوان «گنجی سوخت». تحلیلی که بر مبنای خبر کیهان تنظیم شده. یعنی این روح دارد دقیقا بازی کیهان را انجام می دهد، گرچه خود ادعا کند این اخبار کیهان را قبول ندارد اما سرنوشتی را برای گنجی متصور است که برادر حسین کارگردانی اش می کند. 
از سوی دیگر عبارت اپوزیسیون «ورشکسه ی،چند پاره و بی هویت» مرا یاد سخنرانی سعید امامی در همدان می اندازد. آنجا که سعی می کرد با تحقیر اپوزیسیون این نظر را تحمیل کند که همه مخالفان جمهوری اسلامی را می توان در یک فولکس جا داد. چقدر جنس و ماهیت این تحقیرها شبیه هم است.
اما واقعیت چیز دیگریست. آنان که در خارج این کشور نشسته اند حال چه جمهوری خواه، چه مشروطه طلب و چه مارکسیست همگی حق دارند در سایه ی حکومتی که آزادی و حقوقشان را در چهارچوب قوانین عادلانه تضمین کند به فعالیت بپردازند.بدون درنظر گرفتن عقاید و ارزشگذاری سیاسی و معنوی بر افکارشان.
باید به محمد جواد عزیز یاد آوری کنم که گنجی نسوخته است، آنچه سوخت فرصتی است که ملت برای تغییر رفتار به اصلاح طلبان دادند، اصلاح طلبانی که پس از ناکارایی و ناتوانی در کنترل امور بجای بازشناسی نقاط ضعف، بر روشهای غلط پیشین اصرار می کنند.
پاورقی:
» تشنج در سخنراني اكبر گنجي در لندن [سایت بازتاب]:
به رغم ظرفيت سيصد نفره سالن برگزاری سخنراني، حدود ششصد تن از ايرانيان مقيم لندن در اين مراسم شركت داشتند. در جريان اين سخنرانی، يكی از خانم‌ها به گنجی گفت: تو كه قاتل فرزند اعدامی من هستی چگونه از دمكراسی صحبت می‌كنی؟
» گناه نابخشودنی [iranpaparazzi]:
با تمام اينها اما رويای تقدس برادر اکبر هم مانند رويای تقدس هر فردی ديگری در حال شکسته شدن است. اکبر هم همانند تمام مردان بزرگی که اشتباهات بزرگ می کنند در حال آزمون خطاست. اما متاسفانه خيلی زود و در حاليکه هنوز جا برای رشد کردن بسيار دارد به استقبال خطا رفته است.
» اکبر گنجی و جنبش سه گانه [جمهور]:
بسیاری این پرسش را مطرح کرده اند که اعتصاب غذای سه روزه چه کمکی به وضعیت زندانیان سیاسی و یا توسعه ی دموکراسی در ایران می کند؟ بخشی از اپوزیسیون نیز با بدبینی نسبت به فعالیت اکبر گنجی و با اشاره به سوابق او از همراهی با این طرح خودداری نمودند.
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 20:30  توسط مهدی محسنی  |