«سایت خبری فردا :عامل ربودن ۳۴۰ دختر در كشور و آزار جنسی آنها سحرگاه سه شنبه اين هفته در ملاءعام در اصفهان اعدام می شود.»
روزنامه و سایتها پر است از اینگونه اخبار جنایی.اما برخی از این اخبار واقعا تکان دهنده هستند. اینکه یک جنایتکار ۳۴۰ دختر جوان و نوجوان را در طول مدت ۳ سال دزدیده و مورد تجاوز و آزار جنسی قرار داده باشد برای سیستم انتظامی یک کشور مدعی ثبات قابل پذیرش نیست.
با نگاهی دقیق تر به این ماجرا متوجه می شویم که در طول سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ که این مرد با همکاری زنش چه تعداد بیشمار آدم ربایی و آزار جنسی را انجام داده است، به همین میزان چه تعداد زن و دختر با مشکلات روحی و روانی غیر قابل تصوری روبرو شده اند. جنایات جنسی جزء مواردی است که شاید تا سالها از خاطر قربانیان خارج نگردد و زندگیشان را کاملا تحت شعاع قرار دهد.
شاید اگر یک نظام امنیتی-انتظامی پیوسته و مدرن تر در جهت مقابله با جنایات سازمان یافته وجود داشت با وقوع همان چند مورد اول این زن و شوهر دستگیر می شدند و تعداد قربانیان به عدد ۳۴۰ نمی رسید.
متهمان مذکور در بازجوییها اعتراف كردند، از سال۸۰ تا ۸۳ در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، اردبیل، قزوین، گیلان، مازندران، گلستان،تهران، سمنان، خراسان، یزد، كرمان، هرمزگان، بوشهر، فارس، اصفهان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، لرستان، كرمانشاه، همدان و مركزی اقدام به سرقت طلاجات حدود ۳۴۰ دختر نوجوان و جوان كردهاند.
وقوع جرایم مشابه در بازه های زمانی طولانی، لزوم مکانیزه کردن و ایجاد پیوستگی در میان نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر کشور را نمایان تر می کند تا درصورت حدوث و تکرار یک جنایت به اشکال مشابه در مکانهای متفاوت امکان ارتباط دادن و پیگیری بهتر آن وجود داشته باشد.
بیش از آنکه اعدام این دو جنایتکار در ملاء عام بتواند احساسات جریحه دار شده ی عمومی را التیام ببخشد، بررسی علمی علل وقوع این جرایم و راههای پیشگیری از آنها -که با اعدام متهم امکان بررسی این مواد غیر ممکن می گردد- و همچنین بالا بردن ضریب امنیتی جامعه موثر خواهد بود.
روزنامه و سایتها پر است از اینگونه اخبار جنایی.اما برخی از این اخبار واقعا تکان دهنده هستند. اینکه یک جنایتکار ۳۴۰ دختر جوان و نوجوان را در طول مدت ۳ سال دزدیده و مورد تجاوز و آزار جنسی قرار داده باشد برای سیستم انتظامی یک کشور مدعی ثبات قابل پذیرش نیست.
با نگاهی دقیق تر به این ماجرا متوجه می شویم که در طول سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ که این مرد با همکاری زنش چه تعداد بیشمار آدم ربایی و آزار جنسی را انجام داده است، به همین میزان چه تعداد زن و دختر با مشکلات روحی و روانی غیر قابل تصوری روبرو شده اند. جنایات جنسی جزء مواردی است که شاید تا سالها از خاطر قربانیان خارج نگردد و زندگیشان را کاملا تحت شعاع قرار دهد.
شاید اگر یک نظام امنیتی-انتظامی پیوسته و مدرن تر در جهت مقابله با جنایات سازمان یافته وجود داشت با وقوع همان چند مورد اول این زن و شوهر دستگیر می شدند و تعداد قربانیان به عدد ۳۴۰ نمی رسید.
متهمان مذکور در بازجوییها اعتراف كردند، از سال۸۰ تا ۸۳ در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، اردبیل، قزوین، گیلان، مازندران، گلستان،تهران، سمنان، خراسان، یزد، كرمان، هرمزگان، بوشهر، فارس، اصفهان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، لرستان، كرمانشاه، همدان و مركزی اقدام به سرقت طلاجات حدود ۳۴۰ دختر نوجوان و جوان كردهاند.
وقوع جرایم مشابه در بازه های زمانی طولانی، لزوم مکانیزه کردن و ایجاد پیوستگی در میان نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر کشور را نمایان تر می کند تا درصورت حدوث و تکرار یک جنایت به اشکال مشابه در مکانهای متفاوت امکان ارتباط دادن و پیگیری بهتر آن وجود داشته باشد.
بیش از آنکه اعدام این دو جنایتکار در ملاء عام بتواند احساسات جریحه دار شده ی عمومی را التیام ببخشد، بررسی علمی علل وقوع این جرایم و راههای پیشگیری از آنها -که با اعدام متهم امکان بررسی این مواد غیر ممکن می گردد- و همچنین بالا بردن ضریب امنیتی جامعه موثر خواهد بود.
پاورقی:
رویا دقیقا در نظرات به مطلبی اشاره دارد که از دید من پنهان نبود اما به دلایلی به آن نپرداختم و در اینجا اشاره ی کوتاهی به آن می کنم.در حقیقت تا اعلام جرمی از طرف قربانیان صورت نگیرد پیگیری بی مفهوم است.جامعه ی ما در پیگیری جرایم جنسی بسیار محتاطانه رفتار می کند.حتی در برخی موارد بر آن سرپوش می گذارد. كه كاملا رفتار غلطی است و زمینه ی تکرار جرم را مهیا می کند.
