در مورد مطلب "دانستن حق مردم است" و انتشار فیلم رقص حسین رضازاده نظرات و واکنشها متفاوت بود. ولی در کل می توان جدای انگیزه و مقصود هر فرد آنها را به دو گروه تقسیم نمود:
کسانی که مخالف انتشار این فیلم هستند و آن را تجاوز به حریم شخصی رضا زاده تلقی می نمایند.دسته ی دوم کسانی که در انتشار این فیلم ایرادی نمی دیدند و در برخی موارد لازم می دانستند، که البته انگیزه های این اشخاص هم متفاوت بود.
ابتدا لازم است توضیح دهم انتشار این فیلم تنها به آن علت صورت گرفت که نشان داده شود حقیقت واقعی کسی که چند سال قهرمان قهرمانان و پهلوان پهلوانان ایران دارای چه مختصاتی است بدون ارزش گذاری روی عملی که انجام می دهد.
در این بین واکنشهای تند و احساسی مخالفان در کنار تایید برخی دوستان که این عمل را در تلافی بالا بردن عکس رهبر ایران مجاز می شمارند، از یک جنس می توان دانست.باید پذیرفت رضا زاده مختار است عکس هرکه را دوست دارد بالا ببرد و روی پیراهنش اعتقادات مذهبی اش را حک کند، همانگونه که آزاد است برقصد.
به نظر من که نه رقصش مذموم است و نه آن یا ابوالفضلش.آنچه که باید نقد شود ترویج ریاکاری است آنهم به نام حریم خصوصی. رقص رضازاده در مکانی کاملا عمومی بوده است و از فیلم برداری نیز آگاه.
از سوی دیگر هنگامی که چهره می شوی، نانش را می خوری، اعتبارش را خرج می کنی، باید به جامعه این اجازه را هم بدهی که بخواهند بدانند در خصوصی ترین لحظاتت چگونه می اندیشی و چگونه رفتار می کنی.
از سوی دیگر این فیلم باور آنان را نشانه رفته است که هاله ی تقدس بر پیکر قهرمانان می کشند، آنان را برآشفته که در ویترین عمومی رفتار دیگری را می نمایند و در خلوت هیبتی دیگر و این حقیقت تلخ آزارشان داده که شاید روزی گریبان گیر خود یا معبود دیگرشان شود.
اگر تمامی کسانی که در جامعه امروز ما صاحب مقام و اعتباری هستند، همیشه در هراس قرار گرفتن در برابر وجدان عمومی بودند کار ما امروزه به سامان تر بود. آنکس که قدرت را تقدیس می کند، چماق ارزشها می شود بر سر جوانان باید بداند که بخاطر کوچکترین خرج عادتی -نه گناه یا خطایی- در برابر جامعه مورد پرسش قرار خواهد گرفت.
باشد که پرداختن به "من حقیقی" الگوهای مرسوم جامعه، راه را بر ریاکاری ببند و زمینه ی ترویج نگاه چند سویه به مقوله ی آزادیهای اجتماعی را فراهم کند.که آنچه الگویی به نام رضا زاده انجام داد، کسی که مورد "عنایت خاص بزرگان" جامعه قرار دارد، شاید خواست بسیاری دیگر از جوانان این سرزمین باشد که در صورت بروزش مورد شماتت واقع خواهند شد.
کسانی که مخالف انتشار این فیلم هستند و آن را تجاوز به حریم شخصی رضا زاده تلقی می نمایند.دسته ی دوم کسانی که در انتشار این فیلم ایرادی نمی دیدند و در برخی موارد لازم می دانستند، که البته انگیزه های این اشخاص هم متفاوت بود.
ابتدا لازم است توضیح دهم انتشار این فیلم تنها به آن علت صورت گرفت که نشان داده شود حقیقت واقعی کسی که چند سال قهرمان قهرمانان و پهلوان پهلوانان ایران دارای چه مختصاتی است بدون ارزش گذاری روی عملی که انجام می دهد.
در این بین واکنشهای تند و احساسی مخالفان در کنار تایید برخی دوستان که این عمل را در تلافی بالا بردن عکس رهبر ایران مجاز می شمارند، از یک جنس می توان دانست.باید پذیرفت رضا زاده مختار است عکس هرکه را دوست دارد بالا ببرد و روی پیراهنش اعتقادات مذهبی اش را حک کند، همانگونه که آزاد است برقصد.
به نظر من که نه رقصش مذموم است و نه آن یا ابوالفضلش.آنچه که باید نقد شود ترویج ریاکاری است آنهم به نام حریم خصوصی. رقص رضازاده در مکانی کاملا عمومی بوده است و از فیلم برداری نیز آگاه.
از سوی دیگر هنگامی که چهره می شوی، نانش را می خوری، اعتبارش را خرج می کنی، باید به جامعه این اجازه را هم بدهی که بخواهند بدانند در خصوصی ترین لحظاتت چگونه می اندیشی و چگونه رفتار می کنی.
از سوی دیگر این فیلم باور آنان را نشانه رفته است که هاله ی تقدس بر پیکر قهرمانان می کشند، آنان را برآشفته که در ویترین عمومی رفتار دیگری را می نمایند و در خلوت هیبتی دیگر و این حقیقت تلخ آزارشان داده که شاید روزی گریبان گیر خود یا معبود دیگرشان شود.
اگر تمامی کسانی که در جامعه امروز ما صاحب مقام و اعتباری هستند، همیشه در هراس قرار گرفتن در برابر وجدان عمومی بودند کار ما امروزه به سامان تر بود. آنکس که قدرت را تقدیس می کند، چماق ارزشها می شود بر سر جوانان باید بداند که بخاطر کوچکترین خرج عادتی -نه گناه یا خطایی- در برابر جامعه مورد پرسش قرار خواهد گرفت.
باشد که پرداختن به "من حقیقی" الگوهای مرسوم جامعه، راه را بر ریاکاری ببند و زمینه ی ترویج نگاه چند سویه به مقوله ی آزادیهای اجتماعی را فراهم کند.که آنچه الگویی به نام رضا زاده انجام داد، کسی که مورد "عنایت خاص بزرگان" جامعه قرار دارد، شاید خواست بسیاری دیگر از جوانان این سرزمین باشد که در صورت بروزش مورد شماتت واقع خواهند شد.
قهرمانی و پهلوانی تنها شعار نیست، حقیقتی متجلی شده در رفتار و منش آدمهاست.جامعه نیز به دنبال انسان کامل نمی گردد، کسانی را می خواهد از جنس خودش، با آنها بخندد با آنها گریه کند و حتی در اوج شادمانی برقصد و تا جایی که می تواند خود باشد بدور از رنگ لعابهای ظاهر سازی شده و باید و نبایدهای دیگر ساخته.