بخت از دهان یار نشانم نمی دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد
از بهر بوسه یی ز لبش جان همی دهم-
اینم نمی ستاند و آنم نمی دهد!
شکر به صبر دهد عاقبت ، ولی
بد عهدی زمانه زمانم نمی دهد
زلفش کشید باد صبا ، چرخ سفله بین
کانجا مجال باد وزانم نمی دهد!
مُردم ز اشتیاق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد.
چندان که بر کنار چو پرگار می روم
دوران چو نقطه ره به میانم نمی دهد.
گفتم روم به خواب ببینم خیال یار،
حافظ ز آه و ناله اَمانم نمی دهد!
دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد
از بهر بوسه یی ز لبش جان همی دهم-
اینم نمی ستاند و آنم نمی دهد!
شکر به صبر دهد عاقبت ، ولی
بد عهدی زمانه زمانم نمی دهد
زلفش کشید باد صبا ، چرخ سفله بین
کانجا مجال باد وزانم نمی دهد!
مُردم ز اشتیاق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد.
چندان که بر کنار چو پرگار می روم
دوران چو نقطه ره به میانم نمی دهد.
گفتم روم به خواب ببینم خیال یار،
حافظ ز آه و ناله اَمانم نمی دهد!
+ نوشته شده در 2006/6/1ساعت 19:34  توسط مهدی محسنی
