تبليغاتX
جمهور - همه ی دستهای آلوده!

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

الپر در مطلبی با عنوان "دستهای آلوده" اتهاماتی را به افشاری و عطری وارد کرده .مواردی که به گفته ی خودش توسط «بزرگواری كه فعاليت‌های اين آدمها را از نزديك می‌بيند» در اختیارش قرار گرفته است.
الپر در ابتدای مطلب این نکته را ذکر کرده است که «بعضی دوستان سياست و واقعيت را از احساسات و رفاقت‌ها جدا كنند» و بر پایه ی آن بی پرده افشاری و دوستانش را به وطن فروشی متهم می نماید.
قضاوت در مورد این مطلب به عهده ی خوانندگان آن است که بر حسب شناختی که از طرفین مدعی دارند و البته با شنیدن دفاعیات افشاری قضاوت نمایند.
اما نکته ای که مد نظر من است از جنس دیگریست.الپر و چند تنی دیگر از دوستان جزو وبلاگهای پر خواننده و تاثیر گذار هستند که در این میان از حمایتهای حسین درخشان نیز بی بهره نبوده اند.این دوستان به واسطه ی نزدیکی با اصلاح طلبان پیشرو -همان مشارکت و مجاهدین که بزک شده اند- خط کشی های جدی با دیگران ایجاد کرده اند.
اگر نگویم اصلا، به ندرت می توان نقدی بر سخنان و یا عملکرد مشارکتیها و مجاهدینها در وبلاگشان خواند. البته در میانشان بلاگرهای متعادل تری هم هستند که کمتر جهت گیری حزبی دارند. حنیف و محمد جواد نمونه ی بارزی از این گروهند.
در هر حال کاش همانگونه که الپر به دوستان تحریمی و تحکیمی و... می تازد نیم نگاهی هم به دیگرانی داشته باشد که اگر خوب پرونده ی اعمالشان را بررسی کنی سیاهکاریهای بسیاری را یدک می کشند. هنوز طنین صدای شکوری راد به گوش می رسد که گفت: «حرف مصباح و اکبر گنجی یکی بود!»
پیوست:
» از الپر بعید بود [وبلاگ هرنی]
» برای الپر [آزاد نویس]
» خرمن گندم را به طوفان پسردن [محمد جواد روح]
+ نوشته شده در  2006/4/21ساعت 4:36  توسط مهدی محسنی  |