هجدهم اردیبهشت۸۴ بود که بخاطر مجتبی سمیعی نژاد این سطرها را نوشتم:
«همیشه ی در چنین مواقعی سوالی ذهنم را مشغول می کند.چرا از جمع چند ده هزار وبلاگ نویس تنها چند صد نفر -آن هم با خوش بینی- نسبت به تداوم سانسور، تهدید، احضار و زندانی کردن وبلاگ نویسان واکنش نشان می دهند.
شاید هم تعجبی نداشته باشد.این درست همان اتفاقیست که در جامعه خودمان بر سر حرکتهای اجتماعی - سیاسی رخ داده است.کاش همه ی وبلاگ نویسان به این باور دست می یافتند که سانسور هر وبلاگ هر چند که خواننده آن نباشند ضربه ای به همه ی وبلاگ نویسان است.
ای کاش به اندازه ای که از بسته شدن یک وبلاگ با محتوی داستانها و خاطرات سکسی - قصدم ارزش گذاری نیست و تنها بیان یک مثال است - خشمگین میشدیم برای بسته شدن یک وبلاگ سیاسی اجتماعی و یا به زندان افتادن بلاگری اظهار تاسف می کرد.»
لوگوی زیر توسط هاله ارائه و روی فضای سایت blogfa ذخیره شده است.
«همیشه ی در چنین مواقعی سوالی ذهنم را مشغول می کند.چرا از جمع چند ده هزار وبلاگ نویس تنها چند صد نفر -آن هم با خوش بینی- نسبت به تداوم سانسور، تهدید، احضار و زندانی کردن وبلاگ نویسان واکنش نشان می دهند.
شاید هم تعجبی نداشته باشد.این درست همان اتفاقیست که در جامعه خودمان بر سر حرکتهای اجتماعی - سیاسی رخ داده است.کاش همه ی وبلاگ نویسان به این باور دست می یافتند که سانسور هر وبلاگ هر چند که خواننده آن نباشند ضربه ای به همه ی وبلاگ نویسان است.
ای کاش به اندازه ای که از بسته شدن یک وبلاگ با محتوی داستانها و خاطرات سکسی - قصدم ارزش گذاری نیست و تنها بیان یک مثال است - خشمگین میشدیم برای بسته شدن یک وبلاگ سیاسی اجتماعی و یا به زندان افتادن بلاگری اظهار تاسف می کرد.»
لوگوی زیر توسط هاله ارائه و روی فضای سایت blogfa ذخیره شده است.

