تبليغاتX
جمهور - مردی با گرمکن مشکی*

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

احمدی نژاد دیروز در تمرین ملی پوشان فوتبال حاضر شده و مدت زمانی با آنها به تمرین پرداخته است.شکل این کار جالب توجه است و مطمئنن اثر خوبی در افکار عمومی خواهد داشت مخصوصا قسمت پنالتی زدنهای احمدی نژاد که بنظر می رسید در این مورد قبلا تمرین کرده است.
ولی از آنجا که به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد به مسائل نگاه می کنم نکاتی را یادآور می شوم.احمدی نژاد در این دیدار به نکات فنی زیادی در مورد فوتبال اشاره کرده است که جای بحث دارد که آیا با توجه به جایگاهشان این مباحث سطحی نیستند. مثلا به بازیکنان تذکر داده که:«نباید با خوردن یک گل همه چیز را پایان یافته تلقی کرد...و بیش از اینکه خوتان بدوید توپ را بدوانید».
یا در اظهار نظری عجیب گفته است:«می توانیم در این دورهاز گروه خود صعود کنیم ولی انتظار دارم در دوره ی بعد جز چهار تیم اول دنیا باشیم».گرچه آرزو بر جوانان عیب نیست اما طرح اینچنین انتظاراتی از رییس جمهور بعید است.
مطمئنن اگر مشاوران ایشان از شرایط فوتبال دنیا آگاهی کافی داشتند-توجه داشته باشید علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی معاون مالی احمدی نژاد درشهرداری تهران بوده اند- هرگز پیشنهاد نمی کردند احمدی نژاد چنین سخنانی را ایراد کند.آقای احمدی نژاد باید بدانند فوتبال تابع دستور و آرزوهای ایشان نیست.فوتبال یک صنعت و علم پیشرفته است.صنعتی که به میزان امکانات و معلومات ارتباط مستقیم دارد.
زمینهای درجه ۳،مدیران ناکارآمد،دودجه های ناچیز، فساد و باندبازی در فوتبال ایران ریشه کرده است.پرورش استعدادهای نونهال و نوجوان به هیچ وجه دارای برنامه و ریتم مناسبی نیست.ژاپن و کره جنوبی با میلیارها دلار هزینه و برنامه ریزی های بلند مدت هنوز نتوانسته اند فاصله ی خود را با اروپا و آمریکای جنوبی کم نمایند.امریکا از سال ۱۹۹۰برنامه ی ۲۴ ساله داشته است تا بتواند به ۴ تیم اول دنیا برسد.
این خواست رییس جمهور مانند آن است که بخواهی با هواپیماهای سی ۱۳۰ نیروی هوایی ایران به کره ماه بروی.شاید هم قرار است هاله نور و دستان غیبی به کمک تیم فوتبال بیاید.بلند پروازی خوب است ولی نه آنقدر که اگر به زمین بخوردیم حتی نتوانیم راه برویم.
در حال حاضرواقعیت فوتبال آن صحنه ایست که بداوی و رضایی در مقابل دیدگان میلیونها نفر به جان هم می افتد.واقعیت مشت رییس کمیته ی فوتسال ایران است بر صورت بازیکن تیم ملی در برابر دهها دوربین خبری و سیلی مایلی کهن بر گوش خبرنگاری که پس باخت به عراق از او پرسید جواب خانواده های شهدا را چه می دهید.
جام جهانی فوتبال همچون مسابقات جام جهانی کشتی درساری نیست که پول بدهیم کوبایی های پشت به خاک بدهند و یا نتیجه ی بازی باخته به روسیه را تغییر بدهند تا قهرمان بشویم و "حاج آقا طالقانی اشک شوق" بریزد.
فوتبال،نه سیاست خارجیست که با شعار های دهن پر کن مردم را مشغول کرد و در پس پرده به همه چیز تن داد و نه نفتی که قرار بود سر سفره مردم بیاید و تنها بوی آب و طعم نانشان را نفتی کرد.فوتبال بیش از آنکه نبردی میان ماهیچه ها باشد مبارزه میان دانشهاو مغزهاست.دانش،چیزی که در بودجه نویسی کشور هم جای خالی از آن احساس می شود چه برسد به تیم ملی و فدارسیون فخیمه ی فوتبال ایران.
*توضیح:تیتر همانند سازی عنوان وبلاگ سید محمد خاتمی(مردی با عبای شکلاتی) است
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» پتیشن اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹  اسفند و ۱۳ فروردین را امضا کنید.
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 2:21  توسط مهدی محسنی  |