تبليغاتX
جمهور - کدام چراغ ؟

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

بحث بر سر انتخابات خبرگان رهبری آغاز شده است.اصلاح طلبان نیز به عنوان مرجع این مباحث فعالیت دارند.اکثر خبرها از حضور و تاثیر مصباح و همفکرانش در انتخابات مجلس خبرگان حکایت دارد.از طرفی هر روز ابراز نگرانی از احتمال فتح مجلس خبرگان به دست هم اندیشان مصباح حجم بیشتری از اخبار را به خود اختصاص می دهد.
محمد جواد روح در مطلبی با عنوان چراغها را مصباح روشن می کند به این مسئله پرداخته است.او یادآوری می کند که:«برخلاف بعضي دوستان كه درگير شدن با طيف مصباح از حالا را درافتادن در بازي و سناريوي جديد آنها مي دانند، معتقدم راهي جز اين نيست و سكوت در مقطع كنوني از دست دادن فرصت است.»
به نظر من برای "فرصتی" که محمد از آن سخن می گوید نمی توان وجود خارجی متصور بود.لزوم پرداختن به این موضوع توسط رفرم خواهان از دو جهت قابل بررسی است.یا اصلاح طلبان برای تداوم حضور فیزیکی خود در جامعه نیازمند مباحثی اینچنینی هستند و سعی می کنند اینگونه به بازسازی خود در افکار عمومی بپردازند و یا هنوز از گذشته درس نگرفته اند و فکر می کنند حربه قدیمی به مرگ گرفتن و به تب راضی کردن جواب می دهد.
اعتقادی ندارم که میان احمدی نژاد و خاتمی فرقی وجود ندارد ویا اصلاح طلبان و محافظه کاران از منظر عملی به یک شکل رفتار می کنند و یا حضور افرادی چون کروبی ، موسوی خوئینی ها و ... با غرویان و مصباح در مجلس خبرگان  تفاوتی نمی کند.اما از نظر مبنایی موضوع دچار اشکال است.همانگونه که در نوشتاری در مورد بحث مربوط به جمهوریت و اسلامیت نظام، این مباحث را بی تاثیر بر واقعیت موجود قلمداد کردم دقیقا به همان دلایل این موضوع را هم اینگونه می بینم.
ساختار موجود به شکلی است که انتخابات خبرگان کاملا در ید قدرت محافظه کاران است و حتی اگر قرار باشد تحولی رخ بدهد به فرمان و اذن سران این طیف رخ خواهد داد.اصلاح طلبان که پس از سه شکست انتخاباتی در بازیابی خود در جامعه در مانده اند و تمامی اهرمهای اتصال به قدرتشان را به رقیب واگذار کرده اند جز "نخودی" این اتفاقات قلمداد نخواهند شد.در بهترین دوران اصلاحات در انتخابات دوره پیشین اینگونه بود چه برسد به زمان کنونی.
از جهتی دیگر من نتوانستم هدفی را برای حضور فعال در این عرصه تازه بیابم.قرار است بر اثر این فعالیت چه عایدی کسب گردد.شاید هم به عادت مالوف و برای خالی نبودن عریضه و بر حسب فریضه باید در این میدان هم پا نهاد.
ولی فکر می کنم پس از سه دوره انتخابات ریاست جمهوری،دو دوره انتخابات مجلس و شورای شهر و یک دوره مجلس خبرگان رهبری از سال 1376 به اینسو،درک این حقیقت نباید مشکل باشد که حق انتخاب آزادانه برای برقراری دموکراسی کافی نیست.باید حق درمعرض انتخاب قرار گرفتن و اراده ی جمعی را جاری کردن نیز بدون هیچ پیش شرطی توسط حاکمیت برآورده شود.امری که تاکنون صورت نگرفته است.و اجبار حاکمیت به پذیرش راهکاری دیگر می طلبد.
پاورقی:
نگرانی محمد جواد برایم قابل درک نبود.آنهم در جایی که کمترین توان-به عبارت بهتر هیچ قدرتی-را برای اصلاح طلبان نمی توان متصور بود.اصلاح طلبانی که مردم دیگر به سختی آنها را به یاد می آورند.
+ نوشته شده در  2006/1/20ساعت 0:44  توسط مهدی محسنی  |