این چند شب که گذشت مراسم شبهایی معروف به "قدر" و ضربت خوردن و وفات امام اول شیعیان در نقاط مختلف ایران برگزار شد.جدای اختلافاتی که در روایت و زمان این شبها و حتی در مبدا آغاز ماه رمضان -ازماههای قمری- در میان مسلمانان کشورها و مذاهب مختلف وجود دارد،در ایران تقریبا از زمان صفویه نظری واحد و روایتی ثابت نقل و مورد اجرای حکومتها قرار گرفته است.
دیشب-شب ۲۳ رمضان به روایت مراکزدینی و رسمی ایران- که یکی از شبهای معروف به قدر است در دو مراسم مختلف شرکت کردم.اولی در آرمگاه علی بن مهزیار اهوازی-که روایت می کنند از یاران امام دوازدهم شیعیان خواهد بود که در آخر الزمان برای نجات بشریت ظهور خواهد کرد- و دیگری مسجدی در کیانپارس.تقریبا سخرانان و نوحه خوانان هر دو مراسم یک چیز را نقل می کردند و تنها میزان شاخ و برگی که داستانهایشان می دادند تفاوت داشت.نوحه خوانان در مدح کرامات علی بن ابیطالب -خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول شیعیان- سخن می گفتند و آنگاه به مصائبی که از دید انها برفاطمه دختر پیامبر و همسر علی گذشته بود و در نهایت به نحوه کشته شدن حسین بن علی- پسر دوم علی و امام سوم شیعیان-در صحرای کربلامی پرداختند.
در مورد نحوه وقوع حوادث و وقایعی که پس از مرگ پیامبر اتفاق افتاده است میان شیعیان و سنی ها-وحتی دیگر مذاهب اسلامی مانند فاطمیون،علویون،اسماعلیه،حنبلیها،وهابیون و...-اختلافات ریشه ای و بنیادی وجود دارد تا جایی که به دشمنی ها و جنگهای خونینی نیز انجامیده است.شاید براحتی نتوان به حقیقت ماجراهای رخ داده دست یافت اما آنچه امروز دربرخی از منابرمذهبی تبلیغ و ترویج می شود و هر ساله شاخ و برگ بیشتر می یابد در برخی موارد انچنان دور از ذهن و منطق است و حتی با آموزه ها و نگرشهای دینی تناقض دارد که بطلان آن می توان اطمینان داشت.مسائلی که امروزه می رود جای اصل و متن دین را بگیرد و حاشیه ای پررنگ تر و در مواردی ناقض متن را بسازد.
روایتهایی فوق بشری از علی و خاندانش.داستانهایی بی مبنا از ماوراء طبیعت.برخی از آنها چنان تکرار شده و در عامه هوادار دارد که نفی آن خطرات جدی را برای نافی بدنبال خواهد داشت.در این مورد می توان موارد بسیاری را نوشت،شاید در فرصتی دیگربه آن پرداختم.
"خداوندا مرا از دوستداران علی قرار بده نه از عاشقانش،که عاشقان او را می پرستند و دوستداران او را می فهمندو بواقع فهم علی علم است و پرستشش شرک".
