تبليغاتX
جمهور - بر باد رفته (۳)

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

پیروز دوانی جز آن دسته از روشنفکرانی به حساب می آید که کمتر نوشتار مکتوبی از او به چاپ رسیده و در دسترس عموم قرار رفته است و بیش از اینکه به خودش و عقایدش پرداخته شود بارها به نحوه کشته شدن،آمران و عاملان آن پرداخته اند.و شاید دلیل مطرح شدن او بیش و پیش از تفکرات و تلاشهایش در حوزه ی سیاست نحوه مرگ او بود.با وجود اینکه هیچ کتاب چاپ شده ای ندارد ولی می توان خط فکریش را از سابقه ی سیاسی و فعالیتهای فرهنگی او رد گیری کرد.
دوانی که متولد ۱۳۴۰ بود در تهران بود.پیش از انقلاب جزو گروههای مبارزه چپ بود.به همین دلیل هم در سالهای پس از انقلاب دستگیر(۱۳۶۰) و در دونوبت هفت ماهه و سه ساله مهمان اوین شد.پس از رهایی از زندان به فعالیتهای خود ادامه داد.او تلاش می کرد جریان چپ ایران را را گرد هم جمع نماید و روح تازه ای در کالبد آن بدمد.دوانی اعتقاد داشت :«همفکران وی بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در هویت نوین خویش هستند. هویتی که متشکل از دو ‏مؤلفه اساسی دموکراسی خواهی و عدالت طلبی است. کوشش های پیروز دوانی در شرایطی شکل ‏گرفت که جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران نیز آرام آرام پا به افق های جدید تری در خرداد ماه ‏سال 76 می گذاشت.»(۱)
در این زمان بود که "دفترفرهنگی پیروز" را بنیاد نهاد و اقدام به انتشار نشریه ای با نام "پیام پیروز" نمود. «اتحاد چپ دموکراتیک، اندیشه ای بود که آن روزها همه اوقات او را به خود اختصاص داده بود و او می ‏کوشید در بولتن هایی که از سوی دفتر فرهنگی پیروز برای خواهندگان ارسال می شد، مطالب ‏گوناگونی را در این زمینه از همه طیف های آزادی خواه و عدالت طلب هوادار سوسیالیزم منتشر کند.‏»(۲)
البته در این میان از مطالب و نظرات سایر نیروهای سیاسی من جمله ملی گرایان و ملی-مذهبی هابهره می برد و در تلاش برای متحد نمودن تمامی نیروهای آزادیخواه و وطن دوست بود.با گسترش یافت فعالیتهای دوانی و تبدیل شدن به چهره ای محبوب و فعال موج تازه از فشارها و بازخواستها آغاز شدو چندین بار نسبت ادامه ی فعالیتش تذکراتی را دریافت نمود تا آنکه در پاییز سال ۱۳۷۷ به لیست قربانیان قتلهای زنجیره ای پیوست.قتلهایی که دولت "بخشی از نیروهای خودسر وزرات اطلاعات" را مسبب آن اعلام نمود.
« دستی به دور گردن خود می لغزانم
   سیب گلویم را چیزی انگار می خواسته است له کند
‏   له کرده است؟
   . . .
   در سایه ی بلند جرثقیلی زنگ زده
   و حلقه ی طنابی درست روی سرم ایستاده است.‏
   در انقباض ناگهانی
   دردی کشیده می گذرد از تشنج خون
   انگار چشم هایم
   آن جا به روی سیم خاردار پرتاب شده است
»
                                      "جست و جو.محمد مختاری"
پیروزدوانی آنگونه که باید و شاید برای نسل جدید فعالین دانشجویی-سیاسی شناخته شده نیست.قتل او نیزآنگونه که باید و شاید به علت برخی شایعات درمورد آمرین آن مورد بررسی قرار نگرفت و کماکان محل دفن پیکرش فاش نشده است.
(۱) و (۲) :ماهنامه نامه . پیام پیروز چگونه ورق خورد .شماره۳۳ .آذر۸۳
+ نوشته شده در  2005/9/11ساعت 17:17  توسط مهدی محسنی  |