تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


evin-per.jpg

این دادخواست فرستاده می شود به:
محمود هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاييه
غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی

موضوع دادخواست:
فراخوان برای در خواست آزادی بی قيد وشرط مدافعان حقوق زنان که در تاريخ 13 اسفند 1385 دستگير شدند

متن دادخواست:
ما، امضا کنندگان زير، نگرانی عميق خود را نسبت به آزار، پيگرد و بازداشت مدافعان حقوق زنان در ايران اعلام ميداريم. ما بويژه از دستگيری 38 تن از فعالان زنان در روز 13 اسفند 1385 در تهران در خلال يک تجمع مسالمت اميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی نگران و هراسانيم. علاوه بر آن خبر به کار گيری خشونتهای بی سبب و غير موجه توسط پليس امنيت ملی عليه تجمع‌کنندگان که منجر به وارد آمدن آسيبهای جسمانی به آنان شده، موجب نگرانی جدی است.

طبق ماده 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران اعلام می‌دارد که " تشکيل اجتماعات و راه‏پيمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است". اين زنان با تجمع مسالمت آميز خود در صدد اعلام همبستگی با 5 تن از اعضای ديگر جنبش زنان بودند که برای حضور در يک تجمع آرام در خرداد 85 محاکمه ميشدند.

ما خواستار امنيت، سلامت و آزادی بی قيد و شرط همه افراد دستگير شده، در تجمع مسالمت آميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی در تاريخ 13 اسفند 1385در تهران ، از جمله افرادی که در ذيل اسمشان آورده شده ، هستيم.

محبوبه عباسقلی زاده- شادی صدر- آسيه امينی- نوشين احمدی خراسانی- پروين اردلان- ناهيد کشاورز- محبوبه حسين زاده- نيلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مريم ميرزا- مريم حسين خواه- ناهيد جعفری- مينو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژيلا بنی يعقوب- ناهيد انتصاری- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ايمانيان- جلوه جواهری- زارا امجديان- زينب پيغمبرزاده - نسرين افضلی- مهناز محمدی- سميه فريد- فريده انتصاری- رضوان مقدم- سارا لقمانی.
+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 15:55  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با ارسال نامه‌ای به زین الدین زیدان، واكنش وی در ديدار پايانی جام جهانی را دفاع از حیثیت انسانی و اسلامی در برابر ظلم دانست.علاءالدین بروجردی در این نامه ضمن انتقاد از توهین ظالمانه و تهمت ناحق یكی از اعضای تیم ملی ایتالیا، اظهار داشت:واكنش منطقی‌ شما از اين منظر بسیار قابل توجه است كه اولاً یك مسلمان نه تنها تروریست نیست؛ بلكه شعار اصلی آن يعنی سلام به معنی صلح است كه روزانه صدها میلیون مسلمان آن را اعلام مي‌كنند.»
جای بسی شگفتی است که یک نماینده مجلس عضو نهاد قانونگذاری آنچنان دچار مغلطه می شود که بدیهی ترین اصول اخلاقی را نادیده می گیرد و چنین اباطیلی را بیان می کند.شکی نیست که در مورد تروریست خطاب قرار دادن زیدان توسط ماتراتزی بازیکن شرور ایتالیا قضاوت آسان است.بر اساس بدیهی ترین اصول اخلاقی و پایبندی به انجام بازی جوانمردانه حرکت ماتراتزی از پیش محکوم است.
اما آیا واکنش زیدان انگونه که بروجردی ادعا می کند منطقی و در دفاع از حیثیت اسلامی بود؟خوب بخاطر دارم که در جام جهانی ۹۸ فرانسه در بازی مقابل عربستان سعودی همین زیدان چگونه با پا به شکم بازیکن هم کیش خود ضربه زد و موجبات اخراج خود را فراهم کرد.آن حرکت چگونه توجیه شد.
منطق "جواب های، هوی است" ، منطق انسانهای برخوردار از عقل سلیم و سلامت روانی نیست.گرچه با توجه به فشار بازی می توان عکس العمل زیدان را مشمول شرایط سخت و غیر قابل کنترل دانست ولی در شرایط عادی این رفتار بدور از بازی جوانمردانه بود حتی نسبت به بازیکن شرور ایتالیایی.
نکته ی قابل ملاحظه ی دیگر در سخنان بروجردی آنکه او به استناد اینکه مسلمانان از کلمه ی "سلام" در لحظه ی دیدار استفاده می کنند پس مسلمانان نمی توانند تروریست باشند.باید این پرسش را مطرح نمود آیا تروریستهای دو آتشه ی مسلمان از این کلمه ی استفاده نمی کنند و در هنگام دیدار با هم مثلا می گویند: "ارهاب"!
نامه ی بروجردی به زیدان را می توان از این منظر توجیه کرد که این نماینده ی مجلس فرصتی برای طرح نام خود یافته و از این شرایط برای ابراز وجود استفاده نموده است.باید امیدوار بود این نامه در رسانه های غربی بازتاب نداشته باشد در غیر این صورت باید منتظر بود تا خدشه ی دیگری بر اعتبار ملت ایران وارد گردد.
» روایتهای تازه از گفته های ماتراتزی به زیدان
پاورقی:
*این تیتر به هیچ عنوان مقایسه میان زیدان ستاره ی ارزشمند فوتبال فرانسه و این موجود چهارپا نیست.تنها تشبیه دو حرکت است به هم. که البته یک طرف تشبیه دارای عقل و شعور و منطق است و سوی دیگر از این عوامل تهی.
+ نوشته شده در  2006/7/12ساعت 0:22  توسط مهدی محسنی  | 

«سایت خبری فردا :عامل ربودن ۳۴۰ دختر در كشور و آزار جنسی آنها سحرگاه سه شنبه اين هفته در ملاءعام در اصفهان اعدام می شود.»
روزنامه و سایتها پر است از اینگونه اخبار جنایی.اما برخی از این اخبار واقعا تکان دهنده هستند. اینکه یک جنایتکار ۳۴۰ دختر جوان و نوجوان را در طول مدت ۳ سال دزدیده و مورد تجاوز و آزار جنسی قرار داده باشد برای سیستم انتظامی یک کشور مدعی ثبات قابل پذیرش نیست.
با نگاهی دقیق تر به این ماجرا متوجه می شویم که در طول سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ که این مرد با همکاری زنش چه تعداد بیشمار آدم ربایی و آزار جنسی را انجام داده است، به همین میزان چه تعداد زن و دختر با مشکلات روحی و روانی غیر قابل تصوری روبرو شده اند. جنایات جنسی جزء مواردی است که شاید تا سالها از خاطر قربانیان خارج نگردد و زندگیشان را کاملا تحت شعاع قرار دهد.
شاید اگر یک نظام امنیتی-انتظامی پیوسته و مدرن تر در جهت مقابله با جنایات سازمان یافته وجود داشت با وقوع همان چند مورد اول این زن و شوهر دستگیر می شدند و تعداد قربانیان به عدد ۳۴۰ نمی رسید.
متهمان مذکور در بازجویی‌ها اعتراف‌ كردند، از سال‌۸۰ تا ۸۳ در استان‌های‌ آذربایجان‌ شرقی‌ و غربی‌، زنجان‌، اردبیل‌، قزوین‌، گیلان‌، مازندران‌، گلستان‌،تهران‌، سمنان‌، خراسان‌، یزد، كرمان‌، هرمزگان‌، بوشهر، فارس‌، اصفهان‌، خوزستان‌، چهارمحال‌ و بختیاری‌، لرستان‌، كرمانشاه‌، همدان‌ و مركزی‌ اقدام‌ به‌ سرقت‌ طلاجات‌ حدود ۳۴۰ دختر نوجوان‌ و جوان‌ كرده‌اند.
وقوع جرایم مشابه در بازه های زمانی طولانی، لزوم مکانیزه کردن و ایجاد پیوستگی در میان نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر کشور را نمایان تر می کند تا درصورت حدوث و تکرار یک جنایت به اشکال مشابه در مکانهای متفاوت امکان ارتباط دادن و پیگیری بهتر آن وجود داشته باشد.
بیش از آنکه اعدام این دو جنایتکار در ملاء عام بتواند احساسات جریحه دار شده ی عمومی را التیام ببخشد، بررسی علمی علل وقوع این جرایم و راههای پیشگیری از آنها -که با اعدام متهم امکان بررسی این مواد غیر ممکن می گردد- و همچنین بالا بردن ضریب امنیتی جامعه موثر خواهد بود.
پاورقی:
رویا دقیقا در نظرات به مطلبی اشاره دارد که از دید من پنهان نبود اما به دلایلی به آن نپرداختم و در اینجا اشاره ی کوتاهی به آن می کنم.در حقیقت تا اعلام جرمی از طرف قربانیان صورت نگیرد پیگیری بی مفهوم است.جامعه ی ما در پیگیری جرایم جنسی بسیار محتاطانه رفتار می کند.حتی در برخی موارد بر آن سرپوش می گذارد. كه كاملا رفتار غلطی است و زمینه ی تکرار جرم را مهیا می کند.
+ نوشته شده در  2006/7/10ساعت 16:35  توسط مهدی محسنی  | 

لاجوردیهای سرزمین چکمه ای شکل اروپا، سر از پا نمی شناسند.مطمئنن امشب رم، میلان، تورین و تمام ایتالیا نخواهد خوابید. رویایی که در ۱۹۹۰ ایتالیا محقق نشد و با از دست رفتن پنالتی "باجو" در فینال مقابل برزیل در سال ۹۴ و  ناکامی در دو دوره ی پس از آن برای هواداران ایتالیا به کابوس تبدیل شده بود، امشب بخوبی تعبیر شد.
مردان سبزه ی اروپایی آنگونه در ضربات پنالتی به توب ضربه می زدند که انگار از ۱۹۹۴ تا کنون برای این لحظه تمرین کرده اند.حالا بحرانی که فوتبال ایتالیا را با رسوایی های یونتوس و چند تیم دیگر در برگرفته است حداقل برای برهه ای کوتاه، همگان به فراموشی خواهند سپرد.
مردمان سرزمین گانگسترها و پدرخوانده ها به حق خود رسیدند، گرچه شاید محق ترین تیم جام در کسب این عنوان نبودند. اما به لطف حذف آرژانتین به دست بچه های پرشور آلمانی، بهترین موقعیت نصیب ایتالیا شد تا مردان پا به سن گذاشته اما با تجربه ی فرانسوی را از پیش رو بردارند.
خروس اروپا که خسته اما مشتاق برای تکرار خاطره ی خوش ۹۸ نشان می داد اینبار گرفتار بی تابی "زِزو"ی خود شد. زیدان که امروز مرد همه کاره ی فرانسه بود با حرکت غیر ورزشی خود که موجب اخراجش از بازی شد پیش از پایان بازی، باخت فرانسه را اعلام نمود.از مردان آرام و صلح طلب فرانسوی اینبار چهره ای در ویترین جهانی دیدیم که کمتر از آنها شاهد بودیم و این حادثه ی تلخ آخرین شب حضور  زیدان زیدان در مسطتیل سبز را تحت شعاع قرار داد.مردی که فوتبال فرانسه یک دهه زیر سایه ی او قرار گرفته بود.
قهرمانی ایتالیا اگرچه می تواند شروع فصلی نو در فوتبال این کشور باشد اما نباید از خاطر برد که آخرین حضور آلکسی محبوب و دوست داشتنی و البته تکنیکی و اینزاگی فرصت طلب و گلزن بود.
در هر حال ایتالیا قهرمان شد و باید به احترام این تیم از جای برخواست و برای لیپی، مربی سفید موی سالهای نه چندان دور یونتوس، دست زد و همچنین از یاد نبرد که فرانسه در طول ۱۲۰ دقیقه نمایش مطلوبی را از خود نشان داد اما روز، روز خروسها نبود.
+ نوشته شده در  2006/7/10ساعت 4:10  توسط مهدی محسنی  | 

حرکات برخی رسانه های دست راستی همیشه برایم جالب بوده است.مثلا هروقت روزنامه ی کیهان به عناصر طیفهای مخالف بهایی بدهد باید منتظر شد که قرار است چه کسی قربانی بشود.در برخی موارد نیز نقش دیدبان سرکوب را بازی می کنند.یعنی به باور خود گراد مراکز توطئه و عناصر دگر اندیش را داده و چند صباحی نگذشته که کسی یا کسانی ارشاد شده اند.
در فضای مجازی نیز برخی رسانه ی های محافظه کار به فراخور حال این نقش را بر عهده دارند.جعل اخبار و فضا سازی برای برخورد با فعالین سیاسی و اجتماعی مخالف، از شیوه های رایج این رسانه ها می باشد.
اما نکته ای که امروز توجه مرا به خود جلب کرد مطلب سایت نوسازی -وابسته به هواداران تندرو احمدی نژاد- در مورد علی دایی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران بود.در این مطلب مسائل زیادی در جهت تخریب چهره ی دایی ذکر شده در حالی که تا پیش از جام جهانی از حمایت قاطع و همه جانبه ی احمدی نژاد برخوردار بود.
چند احتمال در این زمینه وجود دارد.اول اینکه سناریو سازی به ورزش ایران نیز سرایت کرده و این سایت با اشاره ی برخی، در حال زمینه سازی برای برخورد و احتمالا حذف علی دایی است.حذفی که توسط سازمان تربیت بدنی و در ادامه ی پاکسازی فدراسیون فوتبال صورت می گیرد.
البته احتمال دیگر آنکه با بالا گرفتن اعتراضات عمومی نسبت به قدرت اعمال نظر کاپیتان در تیم ملی برخی در جهت گرفتن ماهی از این آب گل آلود هستند و مدافعان دیروز می خواهند خود را در نقش منتقدان جدید جا بزنند و همه ی تقصیرها را به گردن دایی بیندازند.که در این میان جهت دهی های صدا سیما و برنامه هایی که پس از شکست تیم ملی پخش شد این احتمال را قوت می بخشند.
سایت مذکور در بخشی از مطلب خود آورده است:«حضور بدون حجاب همسر علی دایی در بین باز یکنان تیم ملی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود با مسامحه مسئولان فدراسیون همراه بود، بطوریکه این موضوع موجب تعجب همگان شد.نوسازی به زودی بسیاری از مسائل پشت پرده و مفاسد اخلاقی تیم ملی فوتبال در آلمان را که در عدم موفقیت این تیم در جام جام جهانی بی تاثیر نبوده است را افشا خواهد کرد».
در همین رابطه نقد نیما در حمایت از دایی خواندنی است و می تواند پاسخ مستدلی باشد به اظهارات سایت نوسازی:
«نه در مراسم سینه‌زنی باشگاه‌ها شرکت کرده، نه به زیارت بیت رهبری رفته و نه خانه آنچنانی بالای شهر خودش را از سر ریا مخفی کرده. از حضور زنان در ورزشگاه‌ها علناً دفاع کرد، برای استقبال از برنده جایزه صلح نوبل به فرودگاه رفت، کاری که رئیس جمهوری جرات انجامش را نداشت؛ با سلطان درافتاد، کاری که هیچ کس پیش از این نکرده بود، این چیزها هم قادرند انسانهای با‌نفوذی بسازند. ولی خوب نگران نباشید، دوران دادکان‌ها و دایی‌ها تمام شد؛ فعلاً دور دور علی‌آبادی‌ها و پروین‌ها و مایلی‌کهن‌ها و عشرت‌هاست. »
پاورقی:
جالب است بدانید که "سایت نوسازی" چندی پیش به نقل از "منابع آگاه" دکتررامین جهانبگلو را دزد لپ تاب سخنگوی دولت خاتمی، دکتر رمضان زاده خوانده بود و به این ترتیب در تلاشی هدایت شده سعی دارند سناریوی جدیدی را برای جهانبگلو و رمضان زاده کلید بزند.
+ نوشته شده در  2006/7/9ساعت 12:53  توسط مهدی محسنی  | 

در مورد مطلب "دانستن حق مردم است" و انتشار فیلم رقص حسین رضازاده نظرات و واکنشها متفاوت بود. ولی در کل می توان جدای انگیزه و مقصود هر فرد آنها را به دو گروه تقسیم نمود:
کسانی که مخالف انتشار این فیلم هستند و آن را تجاوز به حریم شخصی رضا زاده تلقی می نمایند.دسته ی دوم کسانی که در انتشار این فیلم ایرادی نمی دیدند و در برخی موارد لازم می دانستند، که البته انگیزه های این اشخاص هم متفاوت بود.
ابتدا لازم است توضیح دهم انتشار این فیلم تنها به آن علت صورت گرفت که نشان داده شود حقیقت واقعی کسی که چند سال قهرمان قهرمانان و پهلوان پهلوانان ایران دارای چه مختصاتی است بدون ارزش گذاری روی عملی که انجام می دهد.
در این بین واکنشهای تند و احساسی مخالفان در کنار تایید برخی دوستان که این عمل را در تلافی بالا بردن عکس رهبر ایران مجاز می شمارند، از یک جنس می توان دانست.باید پذیرفت رضا زاده مختار است عکس هرکه را دوست دارد بالا ببرد و روی پیراهنش اعتقادات مذهبی اش را حک کند، همانگونه که آزاد است برقصد.
به نظر من که نه رقصش مذموم است و نه آن یا ابوالفضلش.آنچه که باید نقد شود ترویج ریاکاری است آنهم به نام حریم خصوصی. رقص رضازاده در مکانی کاملا عمومی بوده است و از فیلم برداری نیز آگاه.
از سوی دیگر هنگامی که چهره می شوی، نانش را می خوری، اعتبارش را خرج می کنی، باید به جامعه این اجازه را هم بدهی که بخواهند بدانند در خصوصی ترین لحظاتت چگونه می اندیشی و چگونه رفتار می کنی.
از سوی دیگر این فیلم باور آنان را نشانه رفته است که هاله ی تقدس بر پیکر قهرمانان می کشند، آنان را برآشفته که در ویترین عمومی رفتار دیگری را می نمایند و در خلوت هیبتی دیگر و این حقیقت تلخ آزارشان داده که شاید روزی گریبان گیر خود یا معبود دیگرشان شود.
اگر تمامی کسانی که در جامعه امروز ما صاحب مقام و اعتباری هستند، همیشه در هراس قرار گرفتن در برابر وجدان عمومی بودند کار ما امروزه به سامان تر بود. آنکس که قدرت را تقدیس می کند، چماق ارزشها می شود بر سر جوانان باید بداند که بخاطر کوچکترین خرج عادتی -نه گناه یا خطایی- در برابر جامعه مورد پرسش قرار خواهد گرفت.
باشد که پرداختن به "من حقیقی" الگوهای مرسوم جامعه، راه را بر ریاکاری ببند و زمینه ی ترویج نگاه چند سویه به مقوله ی آزادیهای اجتماعی را فراهم کند.که آنچه الگویی به نام رضا زاده انجام داد، کسی که مورد "عنایت خاص بزرگان" جامعه قرار دارد، شاید خواست بسیاری دیگر از جوانان این سرزمین باشد که در صورت بروزش مورد شماتت واقع خواهند شد.
قهرمانی و پهلوانی تنها شعار نیست، حقیقتی متجلی شده در رفتار و منش آدمهاست.جامعه نیز به دنبال انسان کامل نمی گردد، کسانی را می خواهد از جنس خودش، با آنها بخندد با آنها گریه کند و حتی در اوج شادمانی برقصد و تا جایی که می تواند خود باشد بدور از رنگ لعابهای ظاهر سازی شده و باید و نبایدهای دیگر ساخته.
+ نوشته شده در  2006/7/1ساعت 1:10  توسط مهدی محسنی  | 


رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!
توضیح:
برای دیدن فیلم رقص حسین رضا زاده نصب بودن فلش پلیر ۸ و یا نسخه ی جدیدتر آن الزامی است.چند لحظه برای لود شدن فیلم صبر کنید.حجم این فیلم کمتر از ۳۰۰ کیلوبایت می باشد.
سوال:
آیا رقاصی حسین رضا زاده قهرمان وزنه برداری ایران ناپسند است؟ آیا انتشار این تصاویر تجاوز به حریم خصوصی افراد است؟ بزودی در این مورد خواهم نوشت، شما دوستان هم نظر بدهید.
در همین زمینه:
» قهرمانان کاغذی
+ نوشته شده در  2006/6/29ساعت 14:12  توسط مهدی محسنی  | 

چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۴:
احمدی نژاد در این دیدار به نکات فنی زیادی در مورد فوتبال اشاره کرده است...مثلا به بازیکنان تذکر داده که:«نباید با خوردن یک گل همه چیز را پایان یافته تلقی کرد...و بیش از اینکه خوتان بدوید توپ را بدوانید».
یا در اظهار نظری عجیب گفته است:«می توانیم در این دورهاز گروه خود صعود کنیم ولی انتظار دارم در دوره ی بعد جز چهار تیم اول دنیا باشیم».گرچه آرزو بر جوانان عیب نیست اما طرح اینچنین انتظاراتی از رییس جمهور بعید است.
جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵:
«خبرنگاری در خصوص پیش‌بینی‌ احمدی نژاد از نتایج مسابقات تيم ملی فوتبال ایران در جام جهانی سوال كرد كه احمدی نژاد در جواب گفت:اگر بازیكنان تيم ملی فوتبال استوار و ایرانی بازی كنند، از گروه خود صعود خواهند كرد و اين واقع گرایانه است نه آرمان‌گرایانه.»
احمدی نژاد افزود :«اصلا این سخنان آرمان گرایانه نیست.فوتبال که سخت نیست یک دروازه ی هفت متری است و یک توپ ۳۰سانتی.براحتی می شود زد توی گل.»
دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۵۸:
«احمدی‌نژاد در قسمتی از سخنان خود گل زدن را كاری نه چندان دشوار توصیف كرد و گفت: اگر بخواهید، از 40 متری هم می‌توانید توپ را كه قطر آن 20-25 سانتی‌متر است در دروازه 7 متر و 20 سانتی‌ جای دهید.»
« هر وقت از حریف جلو افتادید و خواستید وقت را تلف كنید، توپ را بدهيد علی كریمی همه را دريبل بزند».همچنین احمدی نژاد خطاب به آندرانیك تيموریان گفت: «ان شاء الله حضرت مریم و حضرت زهرا (س) كمكت خواهند كرد».
پیش از این بود که نوشتم:
«جام جهانی عرصه ی شعار دادن و رفتارهای پوپولیستی نیست.داشته های هر تیمی است که شرایط را رقم خواهد زد.کار و تلاش و برنامه ریزی بلند مدت تداوم موفقیت یک تیم را تضمین می کند.نه دروازه ی هفت متری و توپ سی سانتی متری و امدادات غیبی و بازی به سبک فوتبال ایرانی.»
+ نوشته شده در  2006/6/26ساعت 12:25  توسط مهدی محسنی  | 

ایران دومین بازی خود در جام جهانی را مقابل پرتغال با نتیجه ی دو بر صفر واگذار کرد تا وداع تلخی را با جام هجدهم داشته باشد.در حالی که تیم ایران می توانست در بازی اول با دقت بیشتری امکان حضور در دور دوم رقباتها را برای خود فراهم نماید از کاپیتان هاله ی نور  و توصیه های احمدی نژاد هم کاری بر نیامد.
همانگونه که مانوک خدابخشیان در تفسیر پس از بازی دوم ابراز نمود، تیم ایران به علت نمایش ضعیفش در همان بازی اول از دور رقابتها کنار رفت. ضعف و ناتوانی برانکو در هدایت تیم ایران و نا کارآمدی علی دایی و اشتباهات همیشگی میرزاپور از دلایل اولیه و عریان شکستهای تیم ملی ایران بود.
از سوی دیگر نمی توان از علتهای پنهان این نتایج نیز گذر کرد و سیاستهای غلط فدراسیون فوتبال و در راس آن دادکان را نادید گرفت. شاید اگر بجای یک مربی گوش به حرف و مطیع از مربی کاربلد و توانایی استفاده میشد که بجای فریز شدن روی نیمکت جام جهانی در زمان خود تاکتیک مناسب را اتخاذ کند، همین امروز می توانستیم اولین حضور خود را در مرحله ی دوم جام جهانی تجربه کنیم.
از سوی دیگر شاید همین بازیهای یک نیمه ای نیز باید برایمان غنیمت باشد. برای فوتبالی که تنها یک استادیوم استاندارد دارد، تیمهای بزرگ و پر طرفدارش به تعداد انگشتان یک دست نمی شوند و همانها هم از داشتن مدیریت کار امد و حتی یک زمین تمرینی مناسب و امکانات اولیه بی بهره اند.
به واقع برای فوتبالی که مدیران و سکاندارانش، دادکان و غیاثی و فرکی و برانکو و شاهرخی -این دوتای آخری مزبیان مادام العمر تیم ملی محسوب می شوند- هستند، صعود به جام جهانی یک موفقیت بزرگ است.
در همین زمینه:
» بازی دادكان و دار‌‏ و ‌‏دسته اش با احساسات يك ملت [ایلنا]
» خداحافظ جام جهانی [فارس]
+ نوشته شده در  2006/6/17ساعت 20:49  توسط مهدی محسنی  | 

به این آگهی نگاهی بیاندازید. این آگهی به نیازمندیهای کانون آگهی و تبلیغات خلیج فارس مورخ ۲۵ خرداد ۸۵ تعلق دارد.متن آگهی به این شرح است:«یک خانم خانه دار متعهد به زندگی با شرایط سنی ۳۰سال به ازدواج تمایل داشته باشد...»
این هم شاید نوعی همسریابی نوین باشد.در این آگهی کلمه ی "خانم خانه دار" و "متعهد به زندگی" به عنوان اصلی ترین مشخصه های مورد نظر آگهی دهنده از همسر آینده اش جلب توجه می کند و می تواند بیان کننده نگرش این مرد به یک زن ایدآل برای زندگی مشترک باشد.
+ نوشته شده در  2006/6/15ساعت 21:10  توسط مهدی محسنی  | 

«...از همه شهروندانی که به نقض حقوق زنان در قوانین موجود اعتراض دارند می خواهیم به گردهم آیی که به این منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الی 6 بعدازظهر در میدان هفت‎تير) برگزار می‎شود بپیوندند.» [لینک]
+ نوشته شده در  2006/6/7ساعت 21:18  توسط مهدی محسنی  | 

اعتراضات دانشجویی به شکل فزاینده ای در اکثر دانشگاههای کشور درحال شکل گیری است.آنچه که بنظر می رسد آنست که تم بسیاری از این اعتراضات صنفی و ناشی از مدیریت ناکارآمد و بسته روسای جدید دانشگاهها می باشد.
ظاهرا عمده دلایل اعتراضات کوی دانشگاه تهران ، دانشگاه حقوق تهران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه سهند تبریز، دانشگاه چمران اهواز و چندین دانشگاه دیگر، عملکرد حراستها، حذف و اخراج اساتید مستقل و دخالتهای غیر قانونی در انتخابات تشکلهای صنفی و سیاسی می باشد.
بنظر می رسد پس از فروکش کردن تب سیاسی دانشگاهها در دوران دولت اصلاحات دور جدید اعتراضات دانشجویی با مشخصه های صنفی و مدنی دنبال می شود که در این مورد با توجه به فضای موجود و جهت گیریهای دولت -در جهت محدود کردن حقوق دانشجویان- با اقبال خوبی از سوی دانشجویان مواجه شده است.
پی نوشت:
به این خبر ایسنا توجه کنید:
«رییس پلیس پایتخت با اعلام دستگیری هشت تن از دانشجونماها در جریان حوادث شب گذشته‌ كوی دانشگاه، اظهار كرد: تعداد ۲۰ تا ۳۰ تن از فرصت‌طلبان دانشجونما، در درگیری‌های شب گذشته حضور داشتند كه عامل اصلی اغتشاشات بودند.»
معنی عبارت "فرصت طلبان دانشجونما" آنقدر مبهم و مصنوعی است که بنظر می رسد تنها برای نشان دادن شرارت معترضین بکار رفته است.جالب تر آنکه در ادامه ی این مصاحبه درباره ی انگیزه و شکل اعتراض دانشجویان مطالبی باور نکردنی تر ابراز شده است:
«...هيچ انگيزه‌ی سياسی، صنفی و دانشجویی مرتبط با حوادث شب گذشته در كار نبوده است.برابر گزارش‌های دريافتی مقارن ساعت ۲۱:۳۰ شب گذشته، حدود ۱۰۰ تن در پشت درب‌های كوی دانشگاه تهران تجمع كرده و با دادن شعار به پرتاب سنگ، چوب و مواد آتش‌زا به سمت خانه‌های مردم حوالی منطقه مبادرت كردند.
اما با وجود توهین‌های زننده‌ای كه اين افراد به مردم و مقدسات دينی می‌كردند، ماموران انتظامی بدون درگيری تا ساعت ۵:۳۰ صبح امروز سعی كردند با مدارا و تحمل وضعیت موجود، اين افراد را دعوت به آرامش كنند.»
+ نوشته شده در  2006/5/25ساعت 2:59  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز دوم خرداد بود و ترجیح دادم همانند سال گذشته در مورد آن مطلبی ننویسم.هیچ دلیلی خاصی هم نداشت.اما دیروز یک خبر بد منتشر شد.در حالی که جریده ی ایران توقیف موقت شده، مانا نیستانی کاریکاتوریست این روزنامه نیز بازداشت شده است.
تمامی این مسائل هم مربوط می شود به کاریکاتوری که هموطنان ترک را خشمگین کرده و در این میان برخی هم با سو استفاده از این شرایط مطالبات تجزیه طلبانه را مطرح می کنند.
دولت نیز ناتوان در فرو نشاندن تنش.شاید به همین دلیل مانا نیستانی بهترین گوشت قربانی باشد برای خاتمه دادن به اعتراضات.خدا کند که چنین روندی دنبال نشود.
» پاورقی:
بیانیه جمعی از كاریكاتوريست‌های ايران در رابطه با ماجرای كاريكاتور جریده ی ايران جمعه:
"...ما جمعی از كارتونيست‌های فعال ايرانی ضمن آنكه معتقديم اقدام كارتونيست ايران جمعه می‌توانسته با تدبیر بیشتری صورت بگیرد و با تاكید بر شناختی كه از سلامت نفس و عدم سوءنیت نامبرده داریم از كلیه هموطنان عزيز آذری‌زبان‌مان مي‌خواهيم تا سعه صدر و آرامش بيشتری از خود نشان دهند تا در فضايی آرام، اين ماجرا خاتمه يابد."
+ نوشته شده در  2006/5/24ساعت 2:57  توسط مهدی محسنی  | 

فیلم سر بریدن یک جوان به دست تروریستهای جند الله را که دیدم فکر کردم چگونه به نام یک آفریدگار می شود اینچنین عملی را توجیه کرد.کدام دین و کدام مذهب به انسانی این قدرت را می دهد که خرخره ی هم وطنش را اینگونه به تیغ کین بسپارد و آنگاه خود را سرباز خدا بخواند.
بیادم آمد که این اولین بار نیست و شاید آخرین بار هم نخواهد بود.گرچه بهنود نازنین گفته بود:«چنين وحشی گری در ميان ما ايرانيان نبود».به ذهنم که فشار آوردم دیدم آری شاید به این عیانی و قساوت و بی دلیلی نبوده است.
اما مگر نبود کسروی که کشته ی تعصب شد و این سوتر را که بنگریم، بهشتی و مطهری و رجایی و باهنر.و باز نزدیکتر که می شویم مختاری و پوینده و شریف و فروهرها و سامی و بختیار و فرخزاد و چند نفری دیگر.زیاد نمی گذرد از زمانی که سعید عسکر به استناد اعتقادش گلوله ای به سر حجاریان شلیک کرد.
آری! وحشی گری در میان ما نبود اما حالا آمده است.نه از پنجره که از در و شاید این خودمان بودیم که دعوتش کردیم.روزی به نام حزب الله و دیگر روز به نشان انصارش کردیم آنچه که می دانیم و می دانید.آنسوی ماجرا هم به اسم خلق تکرار همین کارها بود و شاید هم بدتر.
این منحصر به روشنفکران و دگر اندیشان و دانشجویان نبود.انگار روزمره ی ما طعم خشونت گرفته است.خفاش شب و قتل سریالی زنان در مشهد و قتل های محفلی کرمان و روایت تلخ بیچه و صدها نمونه ی دیگر.همه و همه اگر که نه از یک جنس و ریشه اما نشان سنگدلی برخی از ما بود.
زیاد نمی گذرد ازاینکه نوجوانی در جریان یک زور گیری در یکی از این کشورهای اروپایی کشته شد.در اروپای غرق در بی حسی انسانی -روایت رایج در جامعه ی ما- صدها هزار تن به خواست پدر و مادر نوجوان کشته شده در تظاهراتی آرام و با شکوه به آنچه اعمال خشونت بود اعتراض کردند.
چه بسیار دیدم و شنیدم حسرت کسانی از مردمان سرزمینم، که ما را چه می شود.نه برای مختاری و پوینده و دیگرانی نشان دادیم که از این تند خویی ها و شرارتها بیزاریم و نه در برابر جنایتهای بیچه و خفاش شب.گاهی اگر هم به خیابان آمدیم -و یا آورده شدیم- فریاد مرگ سر دادیم و بر تندیها افزودیم.
براستی به کدام مرام و مسلک گرفتاریم که این چنین ساده از برابر این فجایع می گذریم و گریزی از آنها نمی یابیم.ما که در بومی نمودن دموکراسی و حقوق بشر و جامعه ی مدنی ناکام بودیم چه خوب یاد گرفتیم خشونت -بخوانید قساوت- را بومی کنیم.
+ نوشته شده در  2006/5/23ساعت 4:59  توسط مهدی محسنی  | 

زمان زیادی از شروع بکار وبلاگ فارسی سایت بی بی سی نمی گذرد.در حالی که به گفته ی یکی از نویسندگان این وبلاگ گروهی:
«وبلاگ بی بی سی، صفحه تازه ای برای سخن گفتن ما نيست؛ بهانه ای است که وبلاگها را بخوانيم و دنبال کنيم و فرصتی است تا با آنها وارد گفتگو شويم، پاسخ دهيم و جايی روی اين شبکه در هم تنيده پيدا کنيم.» اما بنظر می رسد این شکل تازه ای از جلب توجه کاربران اینترنتی به بنگاه خبرپراکنی بی بی سی باشد.
فرصتی برای آنها که ترجیح می دهند بجای خواندن خبرهای سایت بی بی سی به یک سایت (وبلاگ) فانتزی تر و خودمانی تر دسترسی داشته باشند و همچنین برای bbc نشینها که خود را به شمایلی تازه در برابر دیدگان قرار دهند. البته این پنجره ی جدید می تواند وسیله ای باشد برای نظاره ی دوسویه مخاطب و خبر رسان.
گرچه طراحی و شمایل کلی این وبلاگ را نمی پسندم ولی به احتمال قوی نگاه خاصی در پس آن نهفته است.لوگوی بالای وبلاگ همان نوار آبی سایت خبری بی بی است.و بطور کلی با آنچه غالبا در ذهن ما به عنوان وبلاگ وجود دارد متفاوت است و صفحه ای کاملا هضم شده در سایت بنظر می رسد.
شاید هم این خاصیت وبلاگ شهر است که هر کسی با هر رنگ و لعابی و شکل شمایلی به محض آنکه به این جماعت احساس تعلق خاطر کند می پذیرد و مرامش را محترم می شمارد.با این وجود برای بهتر شدن کارهای زیادی می توانند انجام بدهند.مثلا حذف نوارآبی رنگ و لوگوی سایت خبری بی بی سی از بالای وبلاگ.
در هر حال مطمئنن این وبلاگ با واکنش مثبت همه ی مخاطبان روبرو نخواهد شد و هستند کسانی چون شکوه که در کامنتشان بنویسند:
« هر لحظه به شکلی بت عیار در آید. ولی، به هر حال باتوجه به هوشیاری انگلیسیتان، وامکانات غول آسای مالیتان، می بینیم که از دگرگونی های اجتماعی پس هستید...»
+ نوشته شده در  2006/5/21ساعت 2:59  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«خبرنگاری در خصوص پیش‌بینی‌ احمدی نژاد از نتایج مسابقات تيم ملی فوتبال ایران در جام جهانی سوال كرد كه احمدی نژاد در جواب گفت:اگر بازیكنان تيم ملی فوتبال استوار و ایرانی بازی كنند، از گروه خود صعود خواهند كرد و اين واقع گرایانه است نه آرمان‌گرایانه.»
البته خبرگزاری فارس ننوشته است در ادامه احمدی نژاد افزود :«اصلا این سخنان آرمان گرایانه نیست.فوتبال که سخت نیست یک دروازه ی هفت متری است و یک توپ ۳۰سانتی.براحتی می شود زد توی گل.»
چون مشخص نیست این بخش سخنان احمدی نژاد مربوط به الهام الهی می شود و یا از جنس دستورات غیر شرعی همچون آزادی ورود زنان به ورزشگاهها است، با احتیاط در موردش چند نکته را یاد آوری می کنم.
از آنجایی ایشان پیش از این با سخنان کارشناسانه ی خود نشان داده اند در امر فوتبال صاحب نظر هستند پیشنهاد می کنم برای موفقیت تیم فوتبال ایران از انعکاس سخنان ایشان خودداری گردد.زیرا ممکن است تیمهای دیگر نیز بخواهند "ایرانی بازی کنند" و همچنین بفهمند دروازه هفت متر است و توپ ۳۰ سانتی متر و براحتی می شود توپ را به درون دروازه زد.
البته ایرانی بازی کردن مشخصه هایی دارد که براحتی قابل تقلید نیست.استفاده از زمینهای خاکی و نیمه چمن، استفاده از مربی دسته چندم و بازیکنان بالای ۳۸ سال.عدم برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب،شکست از تیم هایی نظیر رنجرز انگلستان و تیم دوم امیدهای مقدونیه.در کنار مدیریتهای ناکارآمد و برنامه ریزیهای غیر علمی.
آری این حقیقت فوتبال ایرانی است.حالا دلمان خوش باشد که در رتبه بندی فیفا بالاتر از چه تیمهایی ایستاده ایم، ولی تیم قهرمان باشگاهایمان نتواند از سد تیمهای درجه دو آسیا عبور کنند.
جام جهانی عرصه ی شعار دادن و رفتارهای پوپولیستی نیست.داشته های هر تیمی است که شرایط را رقم خواهد زد.کار و تلاش و برنامه ریزی بلند مدت تداوم موفقیت یک تیم را تضمین می کند.نه دروازه ی هفت متری و توپ سی سانتی متری و امدادات غیبی و بازی به سبک فوتبال ایرانی.
این مسئله درباره ی توسعه و پیشرفت یک کشور نیز صدق می کند و وای به مملکتی که مسولینش بجای اینکه با کار و تلاش و برنامه ریزیهای علمی در پی دستیابی به شرایط بهتر و مطلوب تر باشند به خیال پردازی و خوش باوری و ساده انگاری روی بیاورند.
+ نوشته شده در  2006/5/19ساعت 1:58  توسط مهدی محسنی  | 

بارها این نظر ابراز شده است که برخی مفاد اعلامیه ی حقوق بشر با آموزه های اسلامی -صرف نظر از نوع مذهب مورد بحث- مطابقت ندارد.و کم نیستند اسلامگرایان تندرویی که این اعلامیه را ضد دینی می دانند و آشکارا به مقابله با مفاد آن برخاسته اند.
بخشی دیگر از مخالفان نیز راه دیگری در پیش گرفته اند.آنان ضمن تاکید بر لزوم رعایت حقوق بشر اعلام می دارند که اسلام مورد نظر آنان بسیار فراتر از این اعلامیه، قوانین انسانی را مطرح کرده و منشور مورد بحث فاقد قوت و دقت لازم و از سوی دیگر از اتصال به منبع الهی بی بهره است.
تعداد اندکی  همچون دگر اندیشان مذهبی نیز این اعلامیه را تضمین کننده ی حقوق شهروندان دانسته بر مطابقت آن با اسلام تاکید کرده اند.جالب آنکه طرح این مسائل به هیچ عنوان به رعایت حقوق انسانی شهروندان منجر نشده و تداوم تضییع حقوق شهروندی را در پی داشته است.
از سوی دیگر عملکرد برخی دولتها ی غربی مدعی دفاع از حقوق انسانی و برخورد کاسب کارانه ی آنها با رعایت حقوق انسانی در کشورهای مختلف جهان موجبات تضعیف آنرا فراهم آورده است.گرچه افکار عمومی دنیای غرب نسبت به این موضوع حساس بوده و غالبا واکنشهای تندی را نسبت به نقض آن از خود نشان داده است. 
در هر حال بنظر می رسد بزرگترین چالش دموکراسی در کشورهای خاورمیانه -بخصوص ایران- بحث حقوق بشر باشد.که با بیشترین مقاومت و مخالفت از سوی افراطیون مسلمان و مذهبیون قشری روبرو شده و خواهد شد.
گرچه شاید به علت اصالت اخلاقی و معنوی، مذهب می تواند بزرگترین و مطمئن ترین مأمن مدافعان حقوق بشر باشد، اما در عین حال به علت روایتها و برداشتهای گوناگون بزرگترین محل اختلاف حدود و قصور حقوق بشر است و از ترسیم مرزهای مشخص و معین رعایت حقوق انسانی ناتوان.
به نظر شما مذهب در راه تحقق اهداف اعلامیه ی حقوق بشر تسریع کننده است یا مانع ؟ فارغ از اینکه چه نوع حکومتی مستقر است و چه کسانی حکومت می کنند. 
+ نوشته شده در  2006/5/16ساعت 2:38  توسط مهدی محسنی  | 

به گزارش آرش بهمنش خبرنگار بی بی سی در تهران ، هفته گذشته ۱۵ نفر در اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی در ايران جان خود را از دست دادند. حادثه ای که چندان تازگی نداشته و همه ساله گزارش هایی در مورد مرگ عده ای بدليل صرف آنها در ميهمانی ها و مجالس عروسی انتشار می يابد.
در ادامه ی این گزارش آمده است: «با گذشت بيش از دو دهه از پيروزی انقلاب در ايران و تلاش حکومت اسلامی برای مبارزه با مصرف مشروبات الکلی، توليد و توزيع اين گونه نوشيدنی ها همچنان ادامه دارد و به گفته مسئولان نيروی انتظامی همه ساله صدها هزار ليتر نوشيدنی الکلی توليد داخل و خارج توسط اين نهاد کشف و معدوم می شود.»
به باور بسياری، اعمال ممنوعيت نه تنها باعث توقف مصرف نوشيدنی های الکلی نشده، بلکه باعث شده سوء استفاده از الکل به صورت يک مشکل فزاينده و غير قابل کنترل در ايران بروز کند.
در همین حال در چند سال اخیر با عرضه ی الکل طبی در داروخانه ها که در ایران جنبه ی خوراکی نیز دارد، خواسته و ناخواسته در جهت رفع بخشی از این مشکلات گام برداشته شده است.
گرچه در این گزارش دلایل مختلفی برای مصرف مشروبات الکلی مطرح شده است و راهکارهایی از سوی مصاحبه شوندگان ارائه می گردد اما فکر نمی کنم دلایل مصرف مشروبات الکلی در ایران تفاوت چندانی با دلایل دیگر کشورها -بخصوص کشورهایی که مصرف این مواد در آنها آزاد است- وجود داشته باشد.
+ نوشته شده در  2006/5/15ساعت 2:36  توسط مهدی محسنی  | 

به بهانه ی نوشته ی رولت روسی درمورد این قمار توضیحات کوتاهی را تهیه کردم که در ادامه می آید.رولت روسی را شايد بتوان عجيب ترين و خشن ترين بازی در زندگی بشر نام برد. ريشه تاريخی اين بازی به اواخر قرن ۱۹ در روسيه بر می گردد.
در زندانهای آن زمان روسيه ی تزاری نگهبانان زندان برای انجام اين بازی يک گلوله را در خشاب چرخان -فشنگ خور- يک اسلحه قرار می دادند و فشنگ خور را می بستند و می چرخاندند سپس ۶نفر از زندانيان را -که عموما از انقلابيون ضد حکومت تزاری بودند- مجبور می کردند که دوره يک ميز بنشينند وبه ترتيب هر کدام يک بار اسلحه را به سمت شقيقه خود بگيرند و ماشه را بچکانند.
نفر بعدی به همين ترتيب می بايست فشنگ خور را بچرخاند و کار نفر قبلی را تکرار کند .هر نفر پس از امتحان می بايست اسلحه را به نفر سمت چپ خود می داد و بازی وقتی تمام می شد که اولين نفر در اين سلسله کشته شود.
در نوع خشن تر اين بازی بعد از هر بار چکاندن ماشه نفر بعدی حق چرخاندن مجدد فشنگ خور را نداشت بنابرين احتمال مرگ نوبت به نوبت بالاتر می رفت.از این نوع بازی برای مجازات پیمان شکنان نیز استفاده می شد که در صورت کشته نشدن فرد مذکور بخشیده می شد.
جالب است بدانیم که کماکان برخی این قمار مرگبار را انجام می دهند و سالانه ده ها نفر در جهان با این بازی کشته می شوند.
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 14:19  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که گزارشها از حضور نزدیک به یکصد هزار نفر در راهپیمایی روزجهانی کارگر حکایت دارد به نظر می رسد خبرگزاریهای داخلی سعی می نمایند خواستهای کاگران را راهپیمایی تحت شعاع حاشیه ی پر رنگ شده کمرنگتر نمایند.در حالی که واقعیت چیز دیگری است.
خبرگزاری کار ایران،ایلنا که در میان همه ی خبرگزاری ها بیشترین توجه را به این مراسم کرده است، گزارش می کند: «حدود ۱۰۰هزار كارگری كه از نقاط مختلف كشور برای حضور در راهپيمایی روز جهانی كارگر به تهران آمده بودند، در تجمع بزرگ كارگری مقابل لانه جاسوسی حضور يافته و خواسته‌‏های ملی , صنفی و عقيدتی كشورمان را فرياد زدند».
جای این پرسش باقی است که چرا بجای مثلا ساختمان وزرات کار و امور اجتماعی و یا میدان آزادی و یا انقلاب،روبروی سفارت اسبق آمریکا این تجمع برگزار شده است و خواستهای ملی و عقیدتی -از نوع هسته ای- در این روز چه جایگاهی دارد. به قول شاعر هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
در هر حال انچه اهمیت دارد توجه به خواست کارگران، به عنوان نیروی محرک چرخهای اقتصادی کشور است. برخی شعار و دست نوشته های این راهپیمایی بدین شرح بود:
بابا آب نداد، بابا نان نداد، کیف و قلم و دفتر نداریم. امنیت مشاغل حق مسلم ماست، وزیر کار هشدار!، وزیر کار خجالت خجالت، قرارداد موقت ملغی باید گردد.روی پرچمی نوشته بود آقای وزیر سال ۸۴ تمام شد هنوز حقوق و عیدی نگرفته ایم، لطفا شعار ندهید...
» گزارش تصویری خبرگزاری فارس:  ۱ . ۲
+ نوشته شده در  2006/5/2ساعت 3:22  توسط مهدی محسنی  | 

رييس كميسيون صنايع و معادن مجلس اعلام نمود:« افزايش ۵۳ درصدی حقوق كارگران كشور نسبت به سال گذشته ضربه سنگينی به بخش صنعت كشور وارد كرده و موجب اخراج ۷ هزار نفر كارگر در طول فروردين ماه امسال شده است.
سيد مصطفی سيد هاشمی اضافه نمود: اگر قانون مصوب شورايعالی كار به نحو صحيح و منطقي اصلاح نشود شاهد اخراج كارگران بيشماری خواهيم بود.»
این هم خبری در جهت تایید این مطلب که:این افزایش دستمزدها با استفاده از افزایش قیمت نفت و در جهت ایجاد رضایت عمومی صورت گرفته است.امری که ضمن افزایش نقدینگی و آثار تورمی در اصل به ضد خود تبدیل می شود.
دولت با در پیش گرفتن سیاست افزایش دستمزدها نه تنها نتوانست رضایت عمومی را ایجاد کند بلکه امنیت شغلی جامعه ی کارگری را به مخاطره افکند. وضعیتی که در آینده می تواند منجر به اعتراضات گسترده ی کارگری گردد.
+ نوشته شده در  2006/5/1ساعت 2:56  توسط مهدی محسنی  | 

چند وقتی است اخبار مربوط به اخراج کاگران قراردادی در صدر اخبار کارگری ایران قرار گرفته است.تعدیل نیرو به عنوان سیاست اکثر کارخانجات و کارگاههای صنعتی و تولیدی اعمال می گردد.اکثر کارشناسان و فعالین کارگری دلیل اصلی این اتفاقات را دو نرخی شدن دستمزدها و افزایش کارگران قراردادی که معلول سیاست های نادرست دولت می باشد، عنوان می نمایند.
شاید این ساده ترین علتی است که می توان در این میان بیان کرد.اقتصاد علم پیچیده ای است و موئلفه های بسیاری در شرایط اقتصادی دخیل هستند.با تمام این اوصاف هنوز این سوال باقی است که اخراج دسته جمعی کارگان به چه علت صورت گرفته و آیا آنگونه که گفته می شود با سیاستهای اقتصادی دولت ارتباطی دارد.
در همین حال این سوال مطرح است که افزایش بی سابقه ی حقوق و دستمزد گارکران و کارمندان مصوب دولت بر اساس چه معیارهایی صورت گرفته است.آیا دستمزدها به سمت واقعی شدن افزایش یافته و یا حاصل از افزایش بهره وری و سود مراکز تولیدی است؟
پاسخ به این سوالات چندان سخت نیست.این افزایش دستمزدها با استفاده از افزایش پول نفت و در جهت ایجاد رضایت عمومی صورت گرفته است.امری که ضمن افزایش نقدینگی و آثار تورمی در اصل به ضد خود تبدیل می شود.
لینکهایی در همین زمینه:
» آذربایجان شرقی: اخراجهای كارگران ۵ برابر افزايش يافت
» مرکزی: تاكنون هزار كارگر اخراج شده‌‏اند
» گیلان: ۱۰ هزار كارگر بيكار با مشكلات جدی رو به‌‏رو هستند
» کرمانشاه: دو نرخی شدن دستمزدها مهمترين دليل اخراج كارگران
» ایران:  +  +  +  +  و . . .
+ نوشته شده در  2006/4/27ساعت 14:18  توسط مهدی محسنی  | 

«افروغ با بیان اينكه فضا و فرهنگ موجود در ورزشگاه‌ها به هيچ عنوان قابل توجيه و دفاع كردن نيست به شعر مولانا اشاره كرد و افزود: زيبنده مسئولين جامعه ايرانی نيست كه به جای آنكه به درون و حال جامعه فكر كنند، در انديشه برون و قال باشند.
وی با طرح سؤالی مبنی بر اينكه اگر روسای جمهور قبل چنين دستوری می‌دادند با چه واكنش‌هايی مواجه می‌شدند، پرداخت و تصريح كرد: نبايد جامعه ما به گونه‌ای باشد كه آنچه برای ديگران مضموم است، برای عده‌ای ممدوح باشد.»
این همان مطلبی است که تلویحا در نوشته ی دستاورد زنانه نیز به آن اشاره شد.محمد علی ابطحی در اینباره نوشته است: «...فراموش نمی کنم یک بار که در استقبال از تیم ملی ایران پس از پیروزی در استرالیا که مقدمه ی رفتن به جام جهانی شد و شادی سراسری ملی را در پی داشت، دختران و پسران برای تجلیل از آنان به استادیوم ورزشی رفته بودند. در آن بعد از ظهر چه فشاری بر دفتر رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی وقت آمد که دختران را باید از آن جا بیرون کنند...»
این واکنشها نشان می دهد که سیاسیون بر این باور هستند که دستور احمدی نژاد بیشتر یک مانور تبلیغاتی بوده و حتی برخی نسبت به عملی شدن آن ابراز تردید کرده اند. البته می توان از این منظر نیز به موضوع نگاه کرد که در هر حال هر قدمی برای شکستن تابوهای رایج جامعه در نهایت به نفع رفرم خواهان خواهد بود.
این پارادوکسی است که دولتهای پوپولیستی با آن روبرو هستند و در نهایت عملشان به ضد خودشان تبدیل خواهد شد.تجربه نشان داده است که هر اقدامی در بازنمودن فضای اجتماعی -بدون توجه به انگیزه ی واقعی حکومت- به افزایش سطح مطالبات مردم و فشار روز افزون به حاکمان می انجامد. 
+ نوشته شده در  2006/4/25ساعت 13:21  توسط مهدی محسنی  | 

بخش هایی از نامه ی احمدی نژاد به علی آبادی در مورد اجازه ی ورود دختران و زنان به ورزشگاهها:
«همانگونه كه مطلعيد مسابقات فوتبال جاذبه‌‏های فراوانی دارد و به خصوص در موارد حساس ملی و برجسته باشگاهی، ميليون‌‏ها نفر به تماشا می‌‏نشينند و ده‌‏ها هزار نفر از جمله خانواده‌‏های فراوانی هستند كه علاقمند و مشتاقند به اتفاق و از نزديك در محل ورزشگاه اين مسابقات را مشاهده كنند.
برخلاف تصور و تبليغ عده‌‏ای، تجربه نشان داده است كه حضور انبوه خانواده‌‏ها و بانوان در محيط‌‏های عمومی، سلامت، اخلاق و عفاف را در آن محيط‌‏ها حاكم كرده است.
از اين رو ضرورت دارد با همكاری وزارت كشور و با برنامه‌‏ريزی صحيح و مقتضی شئون بانوان محترم، بخشی از مرغوب‌‏ترين مكان‌‏هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملی و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده‌‏ها اختصاص يابد.»
گرچه ممکن است این اقدام احمدی نژاد عوام فریبانه قلمداد شود اما به هر حال بخشی هر چند کوچک از مطالبات زنان و دختران را پاسخ می دهد.در هین حال همچنان میتوان بر این نکته تاکید کرد که رخدادهای ۸ مارس، روز جهانی زن و سرکوب زنان در آن روز، یکی از نقاط تاریک کارنامه ی دولت نهم است که تاکنون دولتیان هیچ اقدامی در زدودن آن ننموده اند.
به هر حال نامه ی احمدی نژاد نشان داد او از چه قدرت مانوری برخوردار است و تا کجا می تواند بر شرایط و قواعد تاثیر بگذارد.اموری که خاتمی در هشت سال اصلاحات نتوانست و در برخی موارد نخواست به آنها بپردازد.
پینوشت:
اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی یک سیما، خبر را به نحوی اعلام کرد که دستور احمدی نژاد مختص مسابقات مهم و ملی می باشد.درحالی که در نامه ی مذکور چنین چیزی استنباط نمی شود.این نوع خبر رسانی مطمئنن بی دلیل صورت نمی گیرد.
+ نوشته شده در  2006/4/24ساعت 13:31  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که بحث حجاب در سطح جامعه گسترش یافته و گمانه زنی های مختلفی در مورد دلایل واقعی آن عنوان می شود بنظر می رسد بهترین گزینه مشارکت دادن دانشگاه ها به عنوان مراکز علمی و تحقیقی در بررسی موارد اینچنینی است.
مراکز علمی و دانشگاه به علت نگاه میانه و غالبا مدرن به مقوله ی آزادیهای اجتماعی و حقوق مدنی از افراط و تفریط جلوگیری خواهند نمود و اولین سنگر دفاع از حقوق عمومی خواهند بود.
اما متاسفانه دانشگاه های ایران جای اینکه به عنوان پیشگام دفاع از آزادی های فردی و مطالبه کنندگان خواست عمومی تلقی شوند،معمولا به عنوان اولین قربانی فشارهای اجتماعی و سیاسی مورد هجمه قرار می گیرند.
اگر به اتفاقات اخیر فرانسه نظری بیاندازیم درخواهیم یافت جامعه ی دانشگاهی فرانسه یکپارچه در راه احقاق حقوق عمومی بپا خواست و دولت را مجبور به سر فرود آوردن در مقابل اراده ی جمعی نمود.اما در دانشگاههای ایران اندکند استادان و مسولانی که با خواست بدنه ی دانشجویی همراهی نمایند و حتی هدایت گر آنها باشند.
اراده ای که با انتخابی کردن رئیسان دانشگاه ها به سوی استقلال این مراکز گام برمی داشت با انتخاب احمدی نژاد و بازگشت به روش انتصاب رئیسان از حرکت ایستاد و فاصله ی بین مسولان و اساتید را با دانشجویان بیش از پیش نمود.
در عین حال ضعف و حذف انجمنهای دانشجویی و حتی تشکیلات صنفی شرایط را برای حفظ وضعیت کنونی دانشگاه ها مشکل نمود و بنظر می رسد که بی شک دانشگاه خود اولین قربانی فشارهای اجتماعی و سیاسی خواهد بود.
پیوست:
دستورالعمل اجرایی رفتار و پوشش اسلامی در دانشگاه آزاد اهواز
+ نوشته شده در  2006/4/24ساعت 3:39  توسط مهدی محسنی  | 

هر از چندگاهی مسئله ی پوشش در جامعه در کانون توجهات قرار می گیرد که این باز نیز نمی توان آنرا فارغ از انگیزه های سیاسی دانست، اما جای شکی وجود ندارد که نوع پوشش و آرایش بخش قابل توجه ای ازجامعه -در دو سوی جریان- خالی از اشکال نیست.
همان مقدار که مصرف بالای لوازم آرایشی از نظر بهداشتی و اقتصادی یک معضل می باشد، انتخاب رنگهای تیره و ترویج ژنده پوشی موجبات افسردگی و تهدید کننده سلامت روانی جامعه است.
تجربه نشان داده در این سالهابرخورد قهری و نگاه مجرمانه به نوع پوشش رونق بخش بازار قاچاق مواد آرایشی و با واکنش منفی جامعه مواجه بوده است.در سوی دیگرتحریک احساسات برخی مذهبیهای قشری نگر نیز جز دامن زدن به نا امنی روانی در جامعه حاصلی دیگر در بر نداشته است.
باید پذیرفت که بخش قابل توجه ای از جامعه آنچه را که به عنوان پوشش رسمی ترویج و تبلیغ می شود قبول ندارد و به آن تن نخواهد داد، حتی تعاریف رقیق تری هم از شاخصهای پوشش با بی اعتنایی و بی توجهی روبرو گشته است.
یافتن راه حل این مسئله به دست کسانی مقدور خواهد بود که در میانه ی دوسوی این جریان قرار دارند امری که تا کنون محقق نشده است.باید قبول نمود که فارغ از دیدگاه ایدولوژیک و قهقرایی انتخاب نوع پوشش هر انسانی از حقوق اولیه و مسلم او محسوب می گردد و وضع قانون در این مورد باید با در نظر گرفتن حداقلهای جامعه صورت بگیرد نه حداکثرها.
به باور بسیاری اعطای آزادی در انتخاب نوع پوشش در قالب یک برنامه ی مدون و میان مدت تا تکرار تجربه های شکست خورده ی گذشته، می تواند اثرات به مراتب سودمندتری را برای جامعه ای که در جهت پیشرفت گام بر می دارد داشته باشد.
+ نوشته شده در  2006/4/21ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که صفار هرندی، سردبیر سابق روزنامه ی کیهان و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی فعلی از تهیه ی مسکن برای هنرمندان در سال جاری سخن می گفت، مزار و خانه ی ابدی احمد شاملو شاعر گرانمایه در امام زاده طاهر مورد تعرض چندین باره قرار گرفت.تا جایی که سیاوش شاملو اعلام نمود حالا که برخی آرامگاه پدرم را بی سنگ و نشان می خواهند دیگر سنگی بر مزارش قرار نخواهیم داد.
خوب بخاطر دارم که کیهان در سالهایی که تحت مدیریت هرندی بود بارها و بارها و به بهانه های مختلف، احمد شاملو را تخطئه می نمود و از دادن نسبتهای ناروا به او ابایی نداشت.
آنچه مسلم است اینکه جایگاه احمد شاملو در ادبیات ایران غیر قابل انکار است و اینگونه اعمال سخیف خللی بر آن وارد نخواهد کرد.شاید این بهایی است که نه تنها هنر و هنرمندان زنده این سرزمین بلکه رفتگان نیز به جهت تکیه زدن برخی بر اریکه ی قدرت باید بپردازند.
پیوست:
» عکسهای آرش عاشوری از مزار شاملو
+ نوشته شده در  2006/4/8ساعت 20:19  توسط مهدی محسنی  | 

دوستی در وبلاگش سعی نموده است به مطلب "دینداری موروثی" پاسخ بدهد.در این جوابیه به نکات متنوعی اشاره نموده است که برخی از آنها محل بحث مطلب مذکور نبود اما می تواند باب بحث جدیدی را باز نماید.
اما یک مسئله ی مهم اینجا وجود دارد.دایره ی لغات و اطلاعاتی که من می توانم در این وبلاگ بکار ببرم و هراسی از بکار بردنشان به خود راه ندهم بسیار محدود است.از سوی دیگر اشتباهات مفهومی همچون یکی دانستن لائیسم و الحاد و اسلام ستیزی، پناه به مثل برای تایید صحت مدعی بجای اثبات اغنایی که در نقد مذکور به وفور یافت می شود، مرا نسبت به انجام یک بحث روشنگرانه نامید نمود.
اما در هر حال ساده ترین پاسخ که البته بهترین نیست را در تعریف واژه ی «دین مداری تخیلی» می توان یافت.«دین مداری تخیلی» نگاهی آرمانی و فرا واقعیتی به مقوله مذهب و کارکردهای اجتماعی و فردی و ارزش تاریخی آن دارد.
اگر دین را به عنوان روش و نقشه ی راه بپذیریم،این دسته از دین مداران در پی ابقای دو نظرند:اول آنچه که می گویند و از دین می دانند حقیقت، مطلق و از همه کامل تر است. دوم آنکه اگر این فهم بخوبی به فعل تبدیل نمی شود فاعل خطا کار است و باید در پی راهبری دیگر بود.
فهم را در هاله ی تقدس و مصونیت می پیچند و ایرادها را همه شکلی می پندارند.آنچه که در پاسخ مذکور آمده نوع آماتور و تحقیر شده ای، از این مفهوم است که بشدت به درک و فهم شخصی نویسنده آلوده گشته است.
به دلایلی که در ابتدا آوردن از پاسخی کاملتر طفره می روم که این بحث، وادی پر خطری است که ورود هر کسی را تاب ندارد و فالفور به عتاب می آید.
+ نوشته شده در  2006/4/8ساعت 14:10  توسط مهدی محسنی  | 

در جریان سفراحمدی نژاد به شهرستان دهدشت استان کهگیلویه و بویر احمد اتفاقات جالبی رخ داده که می تواند نشانه ای از آغاز افول کامل ستاره ی کم سوی محبوبیت دولت احمدی نژاد باشد.
در جریان این سفر درحالی که موحد،نماینده ی پر قدرت این استان در مجلس درمورد خدمات و اقدامات صورت گرفته دردهدشت سخن می گفت با اعتراض حاضران روبرو شد تا جایی که سرانجام کار به درگیری کشید و عده ای نیز زخمی شدند و سخنرانی احمدی نژاد برگزار نشد.
این اعتراض و نمونه هایی از این دست نشانه ی بارز نارضایتی اجتماعی اقشار ضعیف جامعه است که احمدی نژاد بر پایه ی آرای آنها -و البته آرای حامیان سنتی حکومت-به مقام ریاست جمهوری رسیده است.
بهشت گم شده : گزارش و عکسهایی از مناطق دیدنی دهدشت و اطراف آن
پاورقی:
چند ساعتی بیشتر نیست که از سفری ۵ روزه برگشته ام.مطالب جالبی در مورد آرامگاه بشیر و نذیر تهیه کرده ام که پس از تنظیم در فرصتی مناسب تر در وبلاگ می گذارم.فقط به این نکته اشاره کنم که ظاهرا قدمت این آرامگاه به بیش از ۵۰۰ سال بر می گردد و از نظر تاریخی اهمیت بسیاری دارد.
+ نوشته شده در  2006/4/2ساعت 20:46  توسط مهدی محسنی  | 

طبق شریعت اسلامی تغییر دین از اسلام به هر دین دیگری ارتداد خوانده می شود و مرتد مستحق اعدام است.البته رد وجود یا وحدانیت خدا و پیامبری محمد بن عبدالله نیز ارتداد خوانده شده و همین مجازات برایش اعمال می شود.
عبدالرحمان مرد افغانی که بیش از ده سال است به مسحیت روی آورده با شکایت اعضای خانواده اش خطر محکومیت به اعدام تهدیدش می کرد از زندان افغانستان آزاد شده و از کشورهای اروپایی درخواست پناهندگی نموده است.
معمولا در موراد اینچنینی دادگاه ها سعی می کنند برای جلوگیری از مخدوش شدن چهره ی اسلام مدارک ارتداد را قانع کننده و کافی ندانند و یا سلامت روانی متهم را مورد تشکیک قرار دهند.
اما این سوال مطرح است که آیا مجازات اعدام برای تغییر دین-حتی به ادیان پیامبران صاحب کتاب که قرآن مورد تایید قرار داده است- با ادعای اسلام دراختیار انسان در پذیرش دین تناقض ندارد.البته بی توجه به نظر برخی که آیه ی «لا اکراه فی الدین» را بنحوی تفسیر می کنند که بر الزام پذیرش اسلام حکایت می کند!
در هر حال مطمئنا در شرایط موجود پذیرش اسلام بیشتر جنبه ی موروثی دارد تا تحقیقی.چون حتی اگر تحقیقی منجر به تغییر و یا نفی دین اسلام گردد تبعات مرگ آورش، اهرمی موثر در عدم ابراز آزادانه ی آن خواهد بود.
+ نوشته شده در  2006/3/28ساعت 20:35  توسط مهدی محسنی  | 

دی: یکم دی ماه مصادف است با اولین نوشته ی من در بلاگفا و جمهور بلاگفا یکساله شد.در حمله ی هکرها ۲۰ سایت دولتی از جمله سایت مرکز پژوهشهای مجلس هک می شود.در یکی از این صفحات هک شده نوشته اند:«شما که توان محافظت از یک سایت را ندارید چگونه برای مملکتی تصمیم می گیرید».
اعلمی خطاب به احمدی نژاد می گوید:« متاسفانه اشتياق بيش از حد آقای احمدی‌‏نژاد در توسل به روشهای پوپوليستی و اصرار مطلق به توسعه و انعكاس برنامه‌‏های تبليغاتی‌‏اش و تقدس بخشيدن به خود و برنامه‌‏هايش و آسمانی جلوه دادن مسايل زمينی مربوط به خود می‌‏تواند شائبه تلاش رييس جمهوری محترم و بعضی از اطرافيانش در توسل به يك منبع كاذب قدرت به منظور كسب شهرت و شخصيت برتر را بيش از پيش تقويت كند».
در همان روزها احمدی نژاد مدعی شد:«با افتخار می گوییم می توانیم دنیا را اداره کنیم»، جمله ی رییس جمهور منعقد نشده بود که ۷ سرباز در سیستان بلوچستان به گروگان گرفته شدند و هواپیمای حامل ۷ سردار جنگ  سقوط کرده و پرونده ایران آماده ی ارجاع به شورای امنیت شد!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/3/28ساعت 14:33  توسط مهدی محسنی  | 

مهر: اخبار انتصاب استاندارهای با سابقه ی نظامی منتشر می شود.سردار حیات مقدم استادار خوزستان شده است.۲۳ مهر دومین سری انفجاردر اهواز نزدیک به ۲۰ کشته و ۸۰ زخمی برجا می گذارد.وزیر اطلاعات از دستگیری ۲۰ مظنون خبر می دهد.در همین حال معاون سیاسی امنیتی استاندار خوزستان که بعلت گرایش اصلاح طلبانه اش آخرین روزهای مسولیت خود را سپری می کند، خبر دستگیریها را تکذیب می کند.

آبان: تعیین وزیر نفت همچنان یک موضوع جنجالی است.اعتراض عمومی به عملکرد فدراسیون فوتبال و مربی تیم ملی افزایش یافته است.اولین سفر استانی احمدی نژاد و تصویت ۱۰۰ مصوبه در سه ساعت جنجالی رسانه ای را دامن می زند.فعالین سیاسی خواستار رفتار معقولانه تری از دولت هستند. منوچهر آتشی شاعر گرانمایه ۲۹ آبان چشمانش را از ما می گیرد و غم را در دلمان می افکند.

آذر:یک وزیر پیشنهادی نفت دیگر رد می شود.هفت روز از رفتن آتشی گذشته است که مرتضی ممیز هم پر می کشد و طرحی می شود در ذهنمان. همزمان با انتشار فیلم دیدار احمدی نژاد و جوادی آملی اعلمی نطق تندی خطاب به احمدی نژاد در مجلس ایراد می کند و داستان هاله ی نور شکل علنی تری به خود می گیرد.
بار دیگر احمدی نژاد امریکا و غرب را به نابودی تهدید می کند.سایت انتخاب از ورود سگی به حرم امام رضا و عرض ادب به ساحت این امام خبر می دهد که مشخص می شود یکی از خادمان حرم این ماجرا را ترتیب داده است.۱۶ آذر روزدانشجو اعلام می شود که دانشگاه ها در این روز تعطیل خواهد بود.
قرعه کشی جام جهانی فوتبال انجام شده و تیم ایران با مکزیک و پرتقال و آنگولا هم گروه می شود.هواپیما ی سی ۱۳۰ حامل خبرنگاران سقوط می کند و بیش از ۹۰ نفر کشته می شوند.طیف اقلیت مجلس در تلاش استیضاح وزیر دفاع است.الهام این استیضاح را از طلاق بدتر می خواند .
+ نوشته شده در  2006/3/27ساعت 0:10  توسط مهدی محسنی  | 

تیر:بامداد چهارم تیرماه حادثه ای در شرف رخ دادن است.احمدی نژاد با ۱۷ میلیون رای  هاشمی رفسنجانی را شکست می دهد در انتخاباتی که تنها ۲۷ میلیون شرکت کننده داشته است.واکنشهای بسیار منفی انتخاب احمدی نژاد رسانه های منتقد را فرا گرفته است. ۱۸تیرماه یاد آور واقعه ی حمله به کوی دانشگاه تهران است در این زمان بسیاری از وبلاگها از احمد باطبی زندانی یاد می کنند.
زمزمه هایی درمورد حضور احمدی نژاد دراشغال سفارت امریکا و بازجویی از گروگانها و قتل مخالفان کرد دروین بگوش می رسد.هواداران رییس جمهور با احتیاط این خبرها را تکذیب می کنند.ماجرایی دراهواز آغاز شده است که به داستان "سیدها" معروف شد.سیدهایی که در ازای سپرده های مردم تا ۶۰ درصد سود در مدت زمان ۲۰ روز را باز می گردانند.
اکبر گنجی اعتصاب غذا کرده است.عکسهایش هر کسی را تحت تاثیر قرار می دهد.تلاشها برای آزادی گنجی شدت بیشتری یافته است.چند بمب در مترو لندن منفجر شده است و بار دیگر القاعده در کانون توجهات جهانی قرار می گیرد.

مرداد:اول مرداد است و خاطره ی تولد من تازه می شود.اکبر گنجی بخاطر وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده است. در اهواز داستان سیدها بالا گرفته و برخی مقامات امنیتی نیز دخالت کرده اند. دستگیری سیدها آغاز شده است و اغتشاشاتی در محلهای عرب نشین بوجود می آید.
روز ۱۱مرداد احمدی مقدس معاون مرتضوی ترور می شود.و برخی سعی دارند هوادارن گنجی را در این میان مقصر کنند. به سنت هر سال ۲۸ مرداد یاد آور کودتایی آمریکایی- انگلیسی است که دولت ملی دکتر مصدق را ساقط کرد. وزرای دولت احمدی نژاد معرفی می شوند. کابینه ای که صدای مجلس هوادار دولت را هم در می آورد.

شهریور:بحث بر سر اعضای کابینه بالا گرفته است.لاریجانی بجای حسن روحانی بر صندلی دبیری شورای امنیت ملی تکیه زده است و رهبری مذاکرات هسته ای با اروپا را بر عهده می گیرد.بحثها و نظرهایی در مورد جبهه ی فراگیر دموکراسی خواهی و حقوق بشر در میان رفرم خواهان در جریان است.مباحث در مورد تحریم و شرکت در انتخابات نیر کماکان ادامه دارد.
+ نوشته شده در  2006/3/25ساعت 16:6  توسط مهدی محسنی  | 

فروردین:سال ۸۴ به عنوان سال همبستگی و مشارکت ملی نامگذاری شد.در همین ماه بود که لوگوی اکبر گنجی را آزاد کنید را طراحی نمودم و در بسیاری از وبلاگها قرار گرفت.مجلس هفتم در اواسط همین ماه خبرنگار ایلنا، مسیح علی نژاد را بخاطر افشای حقوق نمایندگان مجلس اخراج نمود.
خاتمی در مراسم خاکسپاری پاپ شرکت کرد و در کنار رییس جمهور اسرائیل قرار گرفت.موشه کاتساف که ایرانی الاصل است مدعی شد با خاتمی دست داده و چند کلمه ای حرف زده اند.در خوزستان براثر انتشار نامه ی منتسب به ابطحی عربها دست به اعتراضهایی زده اند.محمدرضا خاتمی معتقد بود این اقدامات توسط محافظه کاران تحریک شده است.

اردیبهشت:بحث انتخابات ریاست جمهوری داغ شده است.جوانان با معین میثاق نامه امضا می کنند.بحث بر سر آمدن و نیامدن رفسنجانی بالا گرفته و لاریجانی همچنان با پا پیش می کشد و با دست پس می زند.
حنیف در مراسمی در دانشگاه با قالیباف کل کل می کند و سرو صدای زیادی به پا می شود.روزنامه ی توسعه تیتر می زد:سردار مات شد!
برای مجتبی سمیع نژاد لوگویی ساخته شده است و وبلاگ نویسان درخواست عدالت را برای او دارند.محمدرضا خاتمی که ۲۹ اردیبهشت به اهواز آمده مورد هجوم گروه فشار قرار می گیرد و با اسپری فلفل مصدوم می شود.

خرداد:روز ۲ خرداد است که خبر رد صلاحیت معین همه جا می پیچید.همه به تکاپو افتاده اند.وبلاگستان به هیجان امده، هیجانی که زیاد طول نمی کشد. و با حکم رهبری معین تایید می گردد.معین و حامیانش جمع می شوند که آیا به حکم حکومتی تن دهندیا نه.بیانیه ای شجاعانه در دفاع از حقوق مردم و رد هر حکم فراقانونی حضور معین در انتخابات را اعلام می کند.
تب انتخابات بالاست.ملی مذهبی ها هم به حامیان معین می پیوندد به امید جبهه ی دموکراسی خواهی.معین به اهواز می آید و سخنرانی می کند.ایران با بردن بحرین به جام جهانی صعود می کند.ابراهیم یزدی که به اهواز آمده بود در فرودگاه مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.
۲۱ خرداد ماه چهار بمب نسبتا قوی در نقاط مختلف شهراهواز منفجر می شود که دهها کشته و زخمی برجا می گذارد.فضا به شدت امنیتی می شود.در بمب هم در تهران منفجر شده که یک نفر کشته و یک نفر زخمی شده اند.
انتخابات برگزار می شود و معین با نتیجه ای باور نکردی در جایگاه پنجم ایستاده است.هاشمی اول و احمدی نژاد دوم است.کروبی که سوم شده بشدت اعتراض می کند و اعتقاد دارد در انتخابات تقلب شده است.او که تا ساعات نهایی قبل از اعلام نتایج اول است ناگهان در مقام سوم قرار می گیرد.
انتخابات به دور دوم رفته است.اجماع بر روی هاشمی با شعار نه به فاشیسم انجام گرفته.خیلی ها که حاضر به حمایت از معین نبودند حالا از ترس احمدی نژاد برای هاشمی تبلیغ می کنند.روزنامه ی اقبال توقیف می شود.و کروبی همچنان دارد اعتراض می کند.
+ نوشته شده در  2006/3/22ساعت 11:43  توسط مهدی محسنی  | 

در اکثر کشورهای اروپایی برای استفاده ی بهینه از انرژی خورشیدی اقدام به تغییر ساعت در فصول بهار و پاییز می نمایند.امری که در کشورما از سال ۱۳۷۰ انجام میشد و هم اکنون توسط دولت لغو شده است.
البته در زمان رژیم گذشته نیز این طرح مطرح بود که با مخالف گسترده روحانیون روبرو شد.مخالفان عقیده داشتند اجرای این طرح برای لطمه زدن به عبادت مسلمانان است تا ساعت دقیق اذان و را اشتباه کنند!
الهام در توضیح دلایل لغو این طرح گفته است:«بررسی‌های دقيق و كارشناسانه‌ای كه تاييد كننده صرفه جويی باشد وجود ندارد و از طرف ديگر تغيير ساعت رسمی كشور باعث سردرگمی در بخشهای زيادی از جامعه می‌شود.»
دلیل اول با توجه به میزان بهره وری دستگاه های دولتی و بی برنامگی و هدر دادن منابع مالی و انسانی و اینکه اصلا بررسی کارشناسانه هنوز خودبخود به وجود نیامده است که مفید بودن طرح را تایید کند و دولت هم ظاهرا توان انجام هیچ تحقیق کارشناسی را ندارد، قانع کننده بنظر می رسد.
ولی برایم جالب است بدانم بر اساس کدام تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیده اند که بخشهایی از جامعه دچار سردرگمی شده اند -در حالی که به اعتراف الهام بررسی صورت نگرفته- که آیین نامه ی لغو این طرح را تصویب کرده اند.در این ۱۴ سال که طرح اجرا می شد بنظر نمی رسید که مشکلی وجود داشته باشد مگر از سوم تیر ۸۴ تاکنون مشکلاتی بوجود آمده باشد.
در همین حال طبق همین آیین نامه ساعت آغاز مدارس در سال جدید از ۷ صبح در نظر گرفته شده که غیر علمی بنظر می رسد وقتی در اکثر کشورها برای اینکه دانش آموزان خواب مناسبی داشته باشند مدارس ساعت ۹ شروع می شود.
پاورقی:
امروز ۲۹ اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق است.این یادداشت کوتاه "نه بخاطر نفت" را سال گذشته در همین روز نوشتم.
+ نوشته شده در  2006/3/20ساعت 2:27  توسط مهدی محسنی  | 

حال و هوای اهواز به شدت امنیتی شده است گویی که حکومت نظامی اعلام نشده ای باشد.از ساعت ۶ عصر عبور و مرور هرگونه خودرو در منطقه ی کیانپارس و جاده ی ساحلی ممنوع است.ورودی های جاده ساحلی با موانع بتنی بسته شده و نیروی انتظامی حضور محسوسی را در سطح شهر دارد.
شاید عامل اصلی این سختگیری ها حوادث تلخ سال گذشته و تهدیدات اخیر جدایی طلبان قومی باشد که کلیت مراسم را تهدید نموده و مردم را از برگزاری آن بر حذر داشته اند.
با این اوصاف بنظر نمی رسد همچون سالهای گذشته شاهد حضور جمعیت زیادی در مراسم چهارشنبه سوری امسال باشیم.شاید اکثر خانواده ها ترجیح بدهند درمقابل منازلشان و بصورت گروههای کوچک و کم خطرتر این رسم دیرینه را برگزار کنند.
البته سختگیری در مورد مراسم چهارشنبه سوری مختص اهواز نبوده و کم و بی در همه جا اعمال شده است.شاید روزهای پایانی امسال آغاز دوباره ای باشد برای رجعت به سنتهای گذشته که در این چند سال اخیر بشدت دچار انحراف شده و از اهداف اصلی خود دور گشته است.پریدن از روی آتش و قاشق زنی و ترانه خوانی به جای تولید صداهای مهیب و به خطر انداخت خود و دیگران.
+ نوشته شده در  2006/3/14ساعت 18:9  توسط مهدی محسنی  | 

یکی از هموطنان مدعی پان ایرانیست در پیامی برای مطلب پیشین من نوشته است:« آنگونه که بر می آید شما نه به دنبال نقد جریانهای روز کشور که تنها به دنبال "مچ گیری" از دولت نو پای "دکتر" احمدی نژاد هستید.
هر چند احساس می کنم دیدگاه های من برای شما حکم یک پشه مزاحم را دارد اما بر آنم تا بزودی ای میلی بفرستم و با طرح چند پرسش (اگر به پاسخگویی منت نهید) از ملاک و معیار شما _در کل جریان فکری و سیاسی مورد قبول شما_ در موضع گیری و تحلیل جریانها آگاه شوم. اجالتا درباره نقش اصلاح طلبان در داستان پرونده اتمی ایران در این نشانی مطالبی نوشته ام.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/3/12ساعت 4:42  توسط مهدی محسنی  | 

درحالی که پرونده ایران به شورای امنیت گزارش شد و باید ابتدایی ترین تبعات آن را امروز در بازار بورس پیگیری نمود، خبرگزاری فارس به نقل از وزیر امور خارجه روسیه مدعی شد که «گزینه ی نظامی در مورد ایران وجود ندارد».با توجه به اظهارات روسها در موارد مشابه باید نسبت این مسئله نگران بود.
از وین که بگذریم در تهران،پارک دانشجو مراسم روز جهانی زن، با خشونت علیه زنان نیمه تمام ماند.در این مراسم نیروهای انتظامی با هجوم به تجمع آرام صدها زن و دختر آنها را مورد ضرب شتم قراردادند.
سیمین بهبهانی شاعر کهنسال ایران که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در مصاحبه ای با صدای امریکا این اقدامات را شدیدا محکوم کرد و اشاره نمود که «تا زمانی که زنده باشد برای آزادی زنان تلاش خواهد نمود».بخشهایی از حمله ی نیروی انتظامی-و نه لباس شخصی ها به عادت مالوف- به مراسم روز جهانی زن در بخش پیوست آمده است.
در حالی که در تهران نیروی انتظامی به مهرورزی با بانوان ایرانی مشغول بود، در جایی دیگر از ایران احمدی نژاد مهمان لرهایی بود که در انتخابات کروبی را به او ترجیح داده بودند.او در این سفر وعده داد که برای آبادی لرستان حتی اگر بودجه مملکت تمام گردد هیات دولت بیل بدست خواهد گرفت و این استان را خواهد ساخت».بنظر می رسد "بیلیزاسیون" جدید ترین راهکار دولت در محقق نمودن عدالت اجتماعی باشد.
دیروز انفجاری در خطوط لوله ی نفت در نزدیکی آبادان رخ داد که احتمال اقدام به خرابکاری وجود دارد.همچنین در شهر اهواز شایعه انتشار نامه هایی با مضنون تهدید آمیز خطاب به شهروندان غیر عرب بر سر زبانها افتاده است.همچنین در این ایام برخلاف سالهای گذشته روزهای منتهی به پایان سال خیابانها نسبتا خلوت و از صدای ترقه و آتش بازیهای مرسوم روزهای منتهی به چهارشنبه سوری اثری نیست.
موسوی لاری وزیرکشور دولت خاتمی نیز درحرکتی غیر ورزشی، پیشاپیش لطیفه ی سال ۸۵ را تعریف کرد.او در اظهار نظری در مورد انتخابات شورای نگهبان گفت است:«برای مشارکت مردمی در این انتخابات رعایت حداقل هایی لازم است که بی طرفی فقهای شورای نگهبان یکی از همین حداقل هاست!!».من که علاقه ای به شنیدن دیگر حداقل ها ندارم و از همین جا به وزیر محترم سابق پیشنهاد می کنم بروند خانه و استراحت کافی بنمایند و از خداوند برای همه ی ساده دلان شفای عاجل طلب نمایند.در مثل آمده است:فلانی را به ده راه نمی دادند...
پیوست:
» آزادی ، برابری ، عدالت : محبوبه حسین زاده
» جهان بهتری ممکن است : صبا بی قرار
+ نوشته شده در  2006/3/9ساعت 12:0  توسط مهدی محسنی  | 

۱- مراسم روز جهانی زن به نقل از سایت زنان ، زن نوشت و زنانگی:
پارک دانشجو . از ساعت 16 تا 17 روز چهارشنبه 17 اسفندماه.
بنظر می رسد با توضیحات بیشتر دوستان این برنامه ی اصلی باشد.

۲-مراسم روز جهانی زن در تهران به نقل از سایت جمهوری:
مرکز فرهنگی زنان- کانون هستیا اندیش- انجمن مستقل زنان- موسسه تحقیقاتی رشد به جامعه فرهنگی دانشجویی دانشگاه تهران- انجمن پیشگامان صلح- جمعیت ایرانمهر- موسسه فرهنگی پندار.
دوشنبه ۱۸ اسفند، پارک لاله تهران- ساعت ۱۷ تا ۱۹
توجه کنید که روز و تاریخ این اطلاعیه همخوانی ندارد!!
+ نوشته شده در  2006/3/7ساعت 2:45  توسط مهدی محسنی 

من آخر نفهمیدم پارک دانشجو محل برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی زن است و یا پارک لاله.اخبار ضد نقیض زیادی دیده و شنیده ام و این ممکن است به مراسم صدمه بزند.کسی اطلاع موثق و دقیقی داشت برایم بنویسد تا مطلب زنان علیه زنان را تصحیح کنم و به اطلاع دوستان علاقمند به شرکت در این مراسم نیز برسانم.
پاورقی:
» امروز صبح بازار مرکزی کیانپارس را بخاطر تهدید به بمب گذاری تعطیل کردند.دیروز هم این اتفاق برای برج کیانپارس رخ داد.ظاهرا در هر دو مورد تهدیدها دروغ بوده است.
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و۱۳فروردین:
۲۱۱۱ امضا و ۱۰۱۱۴ بازدید کننده از پتیشن تاکنون.
+ نوشته شده در  2006/3/6ساعت 0:5  توسط مهدی محسنی  | 

سه روز مانده تا روز جهانی زن یعنی ۸ مارس یا به روایتی ۱۷ اسفند.امسال هم به عادت چند سال گذشته قرار است هواداران حقوق زنان در پارک لاله تهران جمع بشوند.چهارشنبه همین هفته ساعت۴. اطلاعیه را که خواندم بیاد عکسهایی از کسوف افتادم که مراسم سه سال مختلف را مقایسه کرده بود.یکی پر شور ویکی ر ماموری و دیگری...خودتان ببینید بهتر است.
شایدعدم استفاده مناسب جامعه روشنفکری زنان از این موقعیت مناسب برای مطرح کردن خواستهای اجتماعی زنان دلایل مختلفی دارد که مطمئنن من از همه آنها آگاه نیستم ولی می دانم عمده دلیل آن همان است که تقریبا تمام گروههای اجتماعی ما نیز گرفتار آنند.عدم حمایت بدنه جامعه های مورد نظر حالا می خواهد جامعه کارگران باشد و یا دانشجویان و معلمان.به عبارتی عدم همراهی اعضا بعنوان بزرگترین ترمز مطالبات عمل می نماید.
البته انتظار کار خارق العده ای نباید داشت ولی امیدوارم امسال تعداد قابل توجه ای از زنان فعال -و یا مدعی فعالیت- به خود این لطف را بکنند و در مراسم شرکت نمایند.شاید این حداقل کاری است که می توانند برای خود انجام بدهند.مناسبتی که نشان بدهند چقدر برای خود حق و احترام قائلند و به تناسب آن از جامعه انتظار دارند.فکر نمی کنم برای حضور آقایان هم مانعی باشد.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹اسفند و۱۳فروردین را کم اهمیت نپندارید.پتیشن تاکنون ۱۹۵۹ امضا و ۹۴۶۴ بازدید کننده داشته است که دلیل این اختلاف فاحش بین امضاها و بازدید کنندگان را نمیدانم!
+ نوشته شده در  2006/3/5ساعت 6:43  توسط مهدی محسنی  | 

اخبار ضد و نقیض زیادی در مورد دونفری که به اتهام بمب گذاری اعدام شدند شایعه شده است.که اکثر آنها را نمی توان در اینجا نقل کرد.وقتی اطلاع رسانی شفاف نباشد و منابع مستقل تحدید شوند شایعه جای خود را باز می کند و اعتماد عمومی به دولت-در معنای عام- تضعیف می شود.
شهر اهواز در آستانه ی عید نوروز خلوت تر از هرسال است.مخصوصا منطقه ی کیانپارس که هر سال در این روزها مردم مشغول خریدهای نوروزی بودند از همه جا خلوت تر است.گرچه بمب گذاران پس از جنایت بانک سامان دست به کشتار دیگری نزده اند و به انفجارهای صوتی بسنده کرده اند.انفجارهایی که کاملا جنبه ی روانی دارد.ولی چه کسی می داند چه خواهد شد.تروریستها نشان داده اند کشتن انسانهای بیگناه چندان برایشان دشوار نیست.
شهر اگر چه ساکت است اما گوش به زنگ صدایی بلند به بلندی یک آشوب تک مضرابیست.معلوم نیست این انفجارها چه تاثیری منفی بر تعداد مسافرین نوروزی خواهد گذاشت مسئله ای که کاهش آن لطمات بیشتری را بر اقتصاد عقب مانده خوزستان وارد خواهد کرد.
پاورقی:
» عامل انفجار بانک سامان دستگیر شد [خبرگزاری فارس]
در متن خبر آمده که ۱۵ نفر از جمله عوامل انفجار آبادان و دزفول نیز دستگیر شده اند.طبق محاسبات با این ۱۵ نفر تعداد افراد دستگیر شده به بیش از ۱۵۰ نفر رسیده است که به عنوان گروه تروریستی پر تعدادی است و بیشتر به یک ارتش تروریستی می ماند! تجربه ی گذشته اینگونه حکایت می کند که با اعلام این خبر باید منتظر یک انفجار دیگر بود که اگر اینگونه شد تیتر بعدی این است:« بیلاخ به امنیت! »
+ نوشته شده در  2006/3/4ساعت 22:3  توسط مهدی محسنی  | 

دوستی برایم نوشته بود«که این خبر بمبها دیگر برایم جالب نیست.از روزی می ترسم که جزی از زندگی مردم بشود».باور کنید همین حالا هم جزی از زندگی مردم است.مثل کارون و پل معلق.در هر حادثه جمعیت چند صد نفری که به سمت محل انفجار روی می آوردند و ماشینهایی که با سرعت زیاد خود را به خیابانهای اطراف حادثه می رسانند و صدای خنده ی مردم.
و دراین میان تنها مادرانی که نگران بچه هایشان هستند می ماند که با شنیدن بی خطر بودن ماجرا آرام می گیرند.انفجار بمب به قدر تصادف یک ماشین عادی است و به مانند یک کارناوال جذاب دیدنی.دیشب مردمی را می توانستید ببینید که از دست پلیس به سمت محل بمب گذاری شده فرار می کردند تا حادثه را از دست ندهند.
بمب مهمان خانه های ماست و ما به عادت مردم جنوب مهمان نوازاند خوبی هستیم.حتی برای چیزی که ممکن است قاتل جانمان باشد.شاید هم راست گفته اند خاک جنوب گیرایی عجیبی دارد که بمبها ساکن آن شده اند.بمبی که لهجه اش بومی شده و دیگر انگلیسی حرف نمی زند و انگار مردم زبانش را خوب فهمیده اند و به ندایش پاسخ می دهند و به سویش می شتابند.پیشترها بود که نوشتم «زبان بمب مرگ است» و هنوز هم ، حتی اگر زبانش را بفهمی.
پاورقی:
» وضعیت پرونده ایران حساستر از هر وقت دیگر شده است.اروپا تهدید کرده که باید قید هر گونه غنی سازی را بزنیم حتی از نوع تحقیقاتی.تا یکشنبه هم بیشتر فرصت نخواهیم داشت.
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/3ساعت 17:22  توسط مهدی محسنی  | 

دقایقی پیش صدای انفجار در کیانپارس اهواز طنین انداز شد.یک بمب صوتی مقابل ساختمان ستاد اجرای فرمان امام خمینی واقع در خیابان ۹ غربی نبش ایدون منفجر شد.این بمب که در پیاده رو کار گذاشته شده بود هیچ تلفاتی در بر نداشت.جمعیت زیادی در محل انفجار جمع شده اند.مامورین از هرگونه عکسبرداری جلوگیری می کنند.
این انفجار از توان عملیاتی تروریستهایی حکایت دارد که دستیگریهای اخیر هم نتوانست از قدرت آنها بکاهد.همچنین می توان اینگونه استنباط نمود که این بمب پاسخی بود به اعدام دو نفری که مقامات می گویند در بمب گذاری خیابان نادری اهواز نقش داشته اند.
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 22:40  توسط مهدی محسنی  | 

فیلم متهمان به بمب گذاریهای اهواز شب گذشته از شبکه ی استانی خوزستان پخش شد.فعلا توضیح خاصی در مورد آن ندارم که بنویسم.شاید شبکه های ملی هم آنرا پخش کنند آن وقت در میان تحلیلهای مختلف بتوان چیزی گفت که دردسرساز نباشد.فعلا سکوت بهترین راه است.البته لازم به ذکر است که خبرگزاری فارس بخش کوتاهی از سخنان متهمان را منتشر کرده است.
امروز صبح ساعت ۹ نیزدو متهم به بمب گذاری اعدام شدند. گزارش تصویری آن را اینجا ببینید.من که فکر نکنم اثری داشته باشد.دیروز شنیدم در یکی از محله های اهواز پرچم منتسب به "الحواز" را بالا برده اند.از تک تیر انداز برای زدن پرچم! تا جرثقیل بکار گرفته شده تا بالاخره پرچم را پس از ۴ ساعت پایین آورده اند.
پاورقی:
روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 17:12  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز عده ای از دخترها سعی کرده اند بروند و بازی ایران - کاستاریکا را ببینند.ولی انگار موفق نبوده اند.امشاسپدان تیتر زده است "ورزشگاه یکصد هزار پسری".ظاهرا کلی از وضعیت گله مند است.و دیگرانی از جماعت ضعیفه های وبلاگ نویس همچنین.
میخواهم از جنبه ی دیگربه این موضوع نگاه کنم.همه می دانیم چقدر وضعیت حقوق اجتماعی زنان بد است نیاز به مرثیه سرایی بیشتر نیست اما شاید بشود با عمومیت دادن برخی مشکلات به جامعه و حاکم کردن نگاهی فراجنسی،برخی قضایا را بهتر حل کرد.
به عقیده ی من می توان راه ندادن زنان به ورزشگاه را اینطور توجیه نمود که این محدودیت فقط زنانه نیست.بیشتر یک محدودیت اجتماعی فراجنسی است.فکر کنید مردی بخواهد فوتبال را با همسرش در هر ورزشگاهی در ایران ببیند.مسلما از این حق محروم است.تازه نگفتم پسری با دوست دخترش که  می تواند تجربه ی جالبی هم باشد و موضوع را شرعی کردم.پس می توان این ظلم را دوگانه تلقی کرد.البته به زنها قدر یقین بیشتر اجحاف شده است تا به مردها.
قابل پیش بینی بود که اینبار به هر طریق از ورود زنان جلوگیری خواهند کرد.و باید راهکار دیگری انتخاب می شد مثلا زنان و دخترانی که دوست داشتند بازی را ببینند با همسر،پدر و یا برادر خود به ورزشگاه می رفتند ممکن بود نتیجه ی بهتری داشته باشد.البته می دانم فیمینستها متهمم خواهند کرد که فکر می کنم زنان باید همیشه در سایه ی مردان کاری را انجام بدهند تا در امان باشند ولی من تنها یک راه میانه را پیشنهاد کرد.حرکتی قدم به قدم.
بدون در نظر گرفتن این موضوع که با توجه به فضای مسموم ورزشگاه ها در ایران کمتر پدر و همسری حاضر میشود خانواده خود -پسر،دختر ویا همسر- را در این مورد همراهی کند.
لینک دیگر مطالب مرتبط را می توانید درلینکدونی ببینید.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 3:2  توسط مهدی محسنی  | 

تعدادامضاهای نامه ی اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین در حال افزایش است اما مهمتر از آن یادداشتهایی است همراه برخی از امضاها نوشته شده که سرشار از عشق به ایران است.اکثر کسانی را هم که در این چند روز دیدم و با آنها در این مورد صحبت کردم نسبت به این طرح عصبانی هستند.برای خیلی قابل باور نیست مجلس حتی اگر از نوع هفتمش هم باشد تن به این کار بدهد.به هر حال هر طرحی هم که در مجلس تصویب گردد برای هر ایرانی وطن پرستی این روزها تعطیل خواهد بود.
امروز یک ماجرای تازه هم به این موارد اضافه شد.از دوستی شنیدم که می گفت ظاهرا از ۴ روز تعطیل اول عید نیز یکی دو روز نیمه تعطیل است.اگر صحت داشته باشد-هنوز از منبع موثقی نشنیده ام-مشخصا این طرح مرکز پژوهشهای مجلس یک برنامه ضد ملی است نه کج سلیقگی در برنامه ریزی.
فکر می کنم این موضوع آنقدر مهم است که من مرتبا آنرا مطرح می کنم.باید اعتراضها به هر طریق ادامه یابد.این طرح از کاری که نشنال جئو گرافیک در مورد اسم خلیج فارس کرد،بدتر است.چگونه می توان انتظار داشت دیگران به تمدن و سابقه ی تاریخی ما احترام بگذارند درحالی که دولتمردان خودمان به بدترین شکل ممکن آنرا مورد هجوم قرار می دهند.هویت و سنتهای ملی که مردم این سرزمین را به هم پیوند می دهد از ارزشمند ترین داشته های تاریخی ماست.باید در زنده نگه داشتن آنها کوشید.
پاورقی:
»  روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» در سایت بنیاد عرفانی نعمت اللهی گنابادی تصاویری از مهاجمان و مضروبان حادثه ی حمله به حسینیه گنابادیها در قم منتشر شده است.همچنین در این سایت می توانید در مورد این فرقه اطلاعاتی را کسب نمایید.
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 4:56  توسط مهدی محسنی  | 

احمدی نژاد دیروز در تمرین ملی پوشان فوتبال حاضر شده و مدت زمانی با آنها به تمرین پرداخته است.شکل این کار جالب توجه است و مطمئنن اثر خوبی در افکار عمومی خواهد داشت مخصوصا قسمت پنالتی زدنهای احمدی نژاد که بنظر می رسید در این مورد قبلا تمرین کرده است.
ولی از آنجا که به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد به مسائل نگاه می کنم نکاتی را یادآور می شوم.احمدی نژاد در این دیدار به نکات فنی زیادی در مورد فوتبال اشاره کرده است که جای بحث دارد که آیا با توجه به جایگاهشان این مباحث سطحی نیستند. مثلا به بازیکنان تذکر داده که:«نباید با خوردن یک گل همه چیز را پایان یافته تلقی کرد...و بیش از اینکه خوتان بدوید توپ را بدوانید».
یا در اظهار نظری عجیب گفته است:«می توانیم در این دورهاز گروه خود صعود کنیم ولی انتظار دارم در دوره ی بعد جز چهار تیم اول دنیا باشیم».گرچه آرزو برجوانان عیب نیست اماطرح اینچنین انتظاراتی از رییس جمهور بعید است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 2:21  توسط مهدی محسنی  | 

با اینکه ممکن است به عقیده بسیاری اعتراض به طرح لغو تعطیلی۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین مجلس فاقد اثر باشد اما نمی توان در برابر این مسئله بی تفاوت بود.حداقل کاری را که در حال حاضر می توان انجام داد ایجاد حساسیت در این مورد است.باید مسوولان بفهمند کسانی هستند که نسبت به اینگونه اعمال ضد ملی معترض خواهند بود.
فرم اعتراضی تهیه شده است که دوستان با مراجعه به آن می توانند اعتراض خود را به این عمل اعلام نمایند.این شاید حداقل کاری است که می توانیم انجام دهید.این را از خودمان دریغ نکنیم.

یکی از دوستانم در مورد انفجار در فرمانداریهای دزفول و آبادان نکته ای را تذکر داد.به عقیده او اطلاق عنوان بمب صوتی به مواد منفجره ی بکار رفته در این حملات اشتباه می باشد.بمب صوتی به بمبی گفته می شود که در فضای باز منفجر و با استفاده از مواد منفجره ی کم موجب خسارت حداقل گردد و بیشتر جنبه ی روانی داشته باشد.
البته بمبهای اخیر شامل مواد انفجاری بسیار کمتری نسبت به انفجار بانک سامان اهواز بوده اما با توجه به قدرت تخریبی دیگر بمب صوتی خوانده نمی شوند.شاید برخی مسوولان برای کاهش بار روانی مردم این اصطلاح را به کار می برند که بر کم خطر بودن بمب ها دلالت کند.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» یک پتیشن دیگر هم برای اعتراض درست شده است.آن را هم امضا کنید.
+ نوشته شده در  2006/2/28ساعت 4:44  توسط مهدی محسنی  | 

انفجار بمب در فرمانداری آبادان و دزفول خبر از گسترده شدن دایره نا امنی ها در خوزستان دارد.اگرچه به باور مسوولان وزارت کشور بعلت اقدامات دولت این انفجارها کنترل شده است و کارگذاشتن بمبهای اخیر را در دستشویی فرمانداریها شاهد این مدعا می دانند ولی پر واضح است که اگر بجای بمب صوتی، بمبی مشابه بانک سامان کار گذاشته شده بود دیگر کسی جرات نمی کرد از کنترل نمودن بمب گذاریها سخن بگوید.
در این مورد نیز عبدالله کعبی نماینده آبادان، آمریکا و انگلستان متهم به دست داشتن در بمب گذاریها کرد.ولی این سوال برای بسیاری از شهروندان خوزستانی باقی مانده است با این اوصاف و مسجل شدن دخالت انگلستان چرا هیچ اقدام عملی در برخورد با این کشور صورت نمی گیرد.تعطیلی سفارت انگلیس حداقل کاری است که دولت  می تواند انجام دهد.
گرچه نوع برخوردها در مقایسه با لحن اتهاماتی که به انگلیس وارد می شود از عدم وجود مدارک کافی دراین باره دلالت دارد وگرنه این همه مماشات بر سر امنیت جانی و روانی شهروندان دلیلی ندارد.
پاورقی:
روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح حذف تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 20:49  توسط مهدی محسنی  | 

درباره طرح ساماندهی تعطیلات رسمی یک موضوع از دیدم مخفی مانده بود و آن لغو تعطیلی ۱۳ فروردین ماه-سیزده بدر-بود.
پس حالا مشکل دوتا شد.لغوتعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین.یکی از دوستان مسولیت ساختن یک پتیشن را بر عهده بگیرد و خبربدهد.فعلا برای اعتراض به شکل زیر عمل کنید:

» با رفتن به این آدرس می توانید به اقدام مرکز پژوهشهای مجلس در حذف تعطیلی ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت و همچنین ۱۳ فروردین ماه اعتراض کنید.در پایین صفحه بخش انتخاب دپارتمان گزینه ی "معاونت پژوهشی" را انتخاب نمایید و پیام اعتراضی خود را در محل "متن پیغام" وارد کنید.
» برای فرستادن اعتراض به احمد توکلی نیز به این فرم آنلاین تماس مراجعه کنید و پیغام بگذارید.
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 0:10  توسط مهدی محسنی  | 

این مسئله ی حذف تعطیلی روز ۲۹ اسفند ماه خیلی جدی است.نباید بگذاریم سرسری با این مطلب برخورد شود.بنظر من باید حرکت بابرنامه ای را آغاز کرد تا به هر نحوی  اعتراضمان را به این اقدام ضد ملی اعلام کنیم.
مشخصا مخاطب ما هم در ابتدا مجلس خواهد بود.من سعی خواهم کرد ایمیل حداد عادل و احمد توکلی که طرح کذایی در مجموعه ی تحت ریاست او-مرکز پژوهشهای مجلس-تهیه شده را پیدا کنم تا امکان ارسال اعتراضمان از این طریق فراهم شود البته راههای دیگری را هم می توان دنبال نمود.
یکی از دوستان در نظرات به مطلبی اشاره کرده که دغدغه این چند روز من هم بوده است.شمارش معکوس برای آزادی گنجی.ظاهرا بیست و چند روز دیگر تا موعد آزادی او مانده.اگر کسی اطلاعات دقیقی دارد برایم کامنت بگذارد.مطمئنن باید برای محقق شدن آزادی او حساسیت نشان داد.
حالا مهم نیست که گرایش فکری و حزبی و مکتبی هرکداممان چگونه باشد.حتی سیاسی باشیم و یا نه.مهم اینست که به هر حال دوران محکومیت او به پایان رسیده است و باید آزاد گردد.پیشنهاد می کنم برای روز آزای گنجی نیز اسمی انتخاب کنیم.مثلا "روز آزادی بیان".منتظر پیشنهادهای دوستان هستم.
پیوست:
» با رفتن به این آدرس می توانید به اقدام مرکز پژوهشهای مجلس در حذف تعطیلی ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت اعتراض کنید.در پایین صفحه بخش انتخاب دپارتمان گزینه ی "معاونت پژوهشی" را انتخاب نمایید و پیام اعتراضی خود را در محل "متن پیغام" وارد کنید.
» برای فرستادن اعتراض به احمد توکلی نیز به این فرم آنلاین تماس مراجعه کنید و پیغام بگذارید.
+ نوشته شده در  2006/2/26ساعت 18:34  توسط مهدی محسنی  | 

هم اکنون انفجار یک بمب قوی منطقه ی کیانپارس،اهواز را لرزاند.قدرت انفجار به حدی بود که صدا آن در اکثر نقاط شنیده شد.دود غلیظی نیز به آسمان بلند شده است.صدای آژیر آمبولانس و ماشین های پلیس به گوش می رسد.اطلاعات کاملتر را بزودی می نویسم.
خبر تکمیلی ۱:
محل انفجار خیابان الهام نبش ایدون می باشد.بمب مذکور صوتی بوده و از تلفات احتمالی گزارشی در دست نیست.بمب در یک سطل آشغال کار گذاشته شده بود.
خبر تکمیلی ۲:
محل دقیق انفجار بین خیابان تیر و خرداد، درفاز سوم خیابان الهام کیانپارس بوده است.انفجار تلفاتی در بر نداشته و نیروی انتظامی محل را مسدود کرده است.
 
نا امنیها ادامه دارد
با توجه به اینکه محل انفجار استراتژیک نبوده،این انفجار را می توان پاسخی به اظهارات استاندارخوزستان دانست که از محاکمه ی عاملان انفجارهای قبلی خبر داد بود.وی همچنین وعده داده بود بزودی مصاحبه ی متهمان پخش خواهد شد.برخی نیز این انفجار را به اعلام غیر رسمی خبر مسافرت احمدی نژاد به خوزستان -که چند بار به دلیل انفجار بمب لغو شده بود- مربوط می دانند.

دیشب مطلبی آماده می کردم برای وبلاگم درمورد اظهارات استاندار در بخشی از آن نوشته بودم:
«...استاندار خوزستان گفته است فیلم اعترافات بمبگذاران اهواز آماده است و بزودی پخش می شود.محاکمه ی هفت تنشان نیز آغاز شده است.به گفته ی استاندار برخی عاملان وهابی با عقاید سلفی و برخی دیگر لائیک هستند.
همچنین اضافه نموده اند که بدون هیچ شکنجه ای حتی یک "کشیده" همه ی عوامل اعتراف کرده اند.همچنین اذعان نموده اند که با آمریکا و انگلیس و اسرائیل رابطه دارند.با این اوصاف عجب بمبگذاران سربراه و نجیبی هستند...»
+ نوشته شده در  2006/2/19ساعت 9:45  توسط مهدی محسنی  | 

به گزارش خبرگزاری فارس عده ای از اعضای فرقه نعمت الهی های قم در اعتراض به بستن شدن حسینیه این فرقه با نیروی انتظامی درگیر شده اند.همچنین خبرگزاری فارس مدعی شد که مردم خواستار برخورد جدی تر با فرقه مذکورند.
در همه ی جای ایران فعالیت صوفیها با مشکلاتی روبروست.البته مطمئنن این محدودیت برای سایر فرقه ها و ادیان نیز وجود دارد.ولی حساسیت روی دیگر روایتهای مذهب شیعه بسیار بیشتر است.زیرا به نوعی رقیب اصلی تعاریف رسمی قلمداد می شوند.
من که فکر می کنم تمامی این تفاوتها به برداشتهای شخصی رهبران دینی هر فرقه و دسته برمی گردد.امری که شاید در مورد ادیان مختلف نیز صادق باشد.این نیز از تدابیر الهی است حتما.زبانها و نژادهای و ادیان مختلف.قرآن می گویند برای اینکه از هم باز شناخته شوید ولی به نظر من استدلال کتاب مقدس جالب تر است.
این کتاب مدعی است دلیل این کار خداوند به ساختن شهر بابل توسط انسانها بر می گردد .وقتی اراده انها را بر ساختن برجی بلند و شهری بزرگ دید گفت اینها بر تمامی دنیا مسلط خواهند شد پس اراده خود را بر نژادها و زبانهای مختلف قرار داد.
داستان مذاهب و ادیان و حواشی آنها می تواند جالب باشد البته تا جایی که به چاشنی تعصب آلوده نگردد و برخی در پی اعمال آن بر همه ی افراد جامعه بر نیایند.به قولی به اجبار نخواهند همه را به بهشت روانه کنند حتی به قیمت کشتن.
+ نوشته شده در  2006/2/13ساعت 19:25  توسط مهدی محسنی  | 

«رئيس جمهوري گفت‌‏:اهالي فرهنگ مي‌‏توانند ، حمايت‌‏هاي خود از عملكرد دولت در بحث انرژي هسته‌‏اي را با امضاي طومار و يا انتشار بيانيه نشان دهند.»
ادبیات جمله ی بالا امیدوار کننده است.استفاده از کلمه ی "می توانند" نشانه ی خوبی از تساهل و تسامح است چون رییس جمهور می توانست بگوید "باید".البته جمله ی پیرو کمی اثر دموکراتیک جمله پایه را خنثی می کند.آنجا که این واکنش به "حمایت" محدود می شود.
به عبارت بهتر اگر اهالی فرهنگ نسبت به عملکرد هسته ای دولت نقدی داشته باشد، نمی توانند با امضای طومار و انتشار بیانیه واکنش نشان بدهند.دلیل امر هم مشخص است.چون از دیدگاه آقای احمدی نژاد سیاست دولت که عین دیانت دولت است هیچ اشکالی ندارد.
ایشان در ادامه رهنمودی هم برای خبرنگاران دارند که با ادبیات خودشان خواندنی تر است:بیان این اخبار و روشمند ساختن میزان حمایتهای مردم از سیاستهای هسته ای دولت،کشورهای جهان را متوجه پشتوانه مردمی عملکرد رییس جمهوری ایران می کند.
من که از اینهمه تواضع شوکه شده ام.و همچنان به این موضوع فکر می کنم که اهالی فرهنگ در برخی موارد می توانند مهم هم باشند.واقعا جالب می شود اگر مثلا محموددولت آبادی و سیمین بهبهانی و سپانلو در حمایت از سیاستهای دولت بیانیه بدهند.
اصلا چه اشکالی دارد سیمین خانم یک شعر حمایت آمیز و دشمن شکن بگوید. من مطمئنم مرحوم احمد شاملو، فریدون مشیری و احمدمحمود اگر زنده بودند حتما قاطعانه حمایت می کردند.مخصوصا به جبران آنهمه محبت و لطفی که در زمان حیاتشان به آنان شد.
+ نوشته شده در  2006/2/12ساعت 10:58  توسط مهدی محسنی  | 

بحث درمورد واقعه کربلا و مسائل پیرامون آن از خطوط قرمز شیعیان است که تنها می توان در مورد عظمت حادثه و ظلمی که به امام حسین و اهلبیتش روا شده ،صحبت نمود.می توان حساسیت شیعیان را در این مورد با حساسیت یهودیان به مسئله ی هالوکاست مقایسه نمود و شاید هم به مراتب شدیدتر.
در یک مورد که من به یاد دارم تنها در روزنامه جامعه یا عصر آزادگان به این مسئله اشاره شدکه:«به شهادت تاریخ خشونتی که با امام و اهل بیت شد به تلافی آن خشونتی بود که علی در سرکوب خوارج در نهروان بکار بست».آنچنان که در روایتی از امام اول شیعیان آمده که «جز من کسی نمی توانست این عمل را انجام دهد» و همچنین این جنگ را به «کور کردن چشم فتنه» تشبیه کرده اند.که اتفاقا ابراز این نظرات یکی از دلایل تعطیلی جریده مربوطه شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/8ساعت 20:50  توسط مهدی محسنی  | 

چند وقت پیش سایت پیک نت در اقدام اشتباهی لینک فیلمی را منتشر کرد که در اصل مربوط به انفجارهای چهار گانه ی زمان انتخابات ریاست جمهوری بود و لحظه ی انفجار مقابل فرمانداری اهواز را نمایش می داد.این سایت و بسیاری از سایتها از آن به عنوان فیلم انفجاردر بانک سامان یاد نمودند.در حالی که هنوز هیچ فیلمی از این انفجار منتشر نشده و تمامی فیلمهای انتسابی همان فیلم اول است.
این هفته های پس از انفجار بانک سامان و بمب صوتی در کیانپارس،شایعات مربوط به انفجار بمبهای صوتی تقریبا هر روز در نقطه ای از شهر به گوش می رسد که صحت و سقمش آنچنان مشخص نیست.اخبار مربوط به بازداشت شدگان متهم در بمب گذاریها هم به فراموشی سپرده شده.گرچه قرار بود بزودی متهمان محاکمه شوند اما ظاهرا همانند موارد پیشین مسولان توفیق خاصی در این ارتباط کسب ننموده اند.
بارها بارها حکومت انگلستان متهم شد اما هیچ مدرک مستدلی منتشر نشده و یا در مورد رابطه ی بمب گذاران با انگلیسیها اطلاعات موثقی بیان نگشته است.در هر حال هنوز هم امنیت دغدغه ی اصلی شهروندان اهوازی است.بازرسی بدنی در ورودی ادارات و مراکز آموزشی و تفریحی،عدم اجازه ی پارک هرگونه وسیله ی نقلیه مقابل ادارات دولتی و مواردی از این دست نمی تواند راه حل اساسی برای این معضلات باشد.
+ نوشته شده در  2006/2/7ساعت 19:49  توسط مهدی محسنی  | 

از زمانی که جریان چاپ کاریکاتوری موهن از پیامبر مسلمانان در یک نشریه دانمارکی آغاز شد، جنگی اعلام نشده در حال وقوع است.جنگ میان مطبوعات اروپایی که مدعی دفاع آزادی مطبوعاتند و مسلمانان معترض و البته خشمگین.عکس العمل مسلمانان موجب شده است رسانه های اروپایی به سابقه ی اینگونه اعمال و واکنش طرفهای متقابل بپردازند و در ضمن نشریات بیشتری کاریکاتورهای مشابهی را چاپ نموده اند.
در این چند روزشبکه های خبری اروپایی بارها چهره ی سلمان رشدی را نشان دادند و درباره ی فتوای واجب القتل بودنش که توسط آیت الله خمینی صادر شد به بازخوانی این پرونده و پرونده های مشابه پرداخته اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/3ساعت 4:39  توسط مهدی محسنی  | 

در صبحانه خواندم که رحمان رضایی گذرنامه ی ایتالیایی دریافت کرده است.که این به معنی پذیرش تابعیت کشور ایتالیاست.باورش برایم سخت بود اما پس از اینکه در روزنامه شرق تایید این خبر را خواندم مطمئن شدم.
در شرق از قول یکی از مسولین فدراسیون نوشته بود این کار او به نوعی پذیرش تابعیت دوگانه است.البته "تابعیت دوگانه" امری مرسوم است ولی نه در مورد ایران و ایرانیان.هر کسی می داند ایران به هیچ وجه تابعیت دوگانه را قبول ندارد.و تابعیت متاخر را اصل می داند.ایران برخلاف بسیاری از کشورها شش ماه پس از اخذ تابعیت ثانی به شهروندش فرصت لغو تابعیت دوم را می دهد.در صورت عدم انجام این امر تابعیت مقدم-ایرانی-صلب شده و مانند شهروندان خارجی با آنها رفتار می شود.گرچه این امر در اجرا در بسیاری از موارد صورت نمی گیرد.در مورد رحمان مطمئنا شدیدا سختگیری خواهد شد.
در اروپا کسب گذرنامه ی اروپایی برای فوتبالیستها امری عادیست و برای اینکه شامل قانون "بوس من" بشوند دست به این کار می زنند.علی کریمی در مقطعی قرار بود به تیم دیگری فرستاده شود زیرا تعداد بازیکنان غیر اروپایی بایرمونیخ بیش از حد مجاز شده بود.مسولان بایر سعی داشتند گذرنامه آلمانی برای چند بازیکن خود بگیرند تا این مشکل حل شود.
می توان کار رحمان رضایی را به این موارد نسبت داد.زیرا او قاعدتا می داند با توجه به حضور در میدان فوتبال با پیراهن ایران،نمی تواند برای هیچ تیم ملی دیگر جز ایران بازی کند.شاید هم ماجرا چیز دیگری باشد.بزودی همه چیز مشخص خواهد شد.
پاورقی:
همیشه از نوحه ی هلالی و ذاکر خوشم می آمد.با اینکه قیافیه ذاکر مرا یاد آدمهایی می اندازد که دوست ندارم باز با آنها طرف بشوم.البته نه همشان،یکی بود که خیلی هم دوستش داشتم و دارم.این لینک هم ادای دین است و هم شاید شریک کردن دیگران از نوایی که حس خوبی می دهد جدای از فلسفه ای که پشتش قرار دارد و بدون قضاوت در مورد آن.
امید گزارش کاملی از اعتصاب رانندگان اتوبوس واحد در تهران نوشته است.واقعا تاسف بار است.
+ نوشته شده در  2006/1/31ساعت 3:7  توسط مهدی محسنی  | 

۷ تن سربازان گروگان گرفته شده آزاد شده اند.خبرگزاری ایسنا با مخابره این خبر اعلام نموده که از سرنوشت نفر هشتم که اخباری مبنی بر کشته شدنش توسط گروگان گیران مخابره شده بود اطلاعی در دست نیست.شبکه خبر هم اعلام کرد که گروگانها بدون هیچگونه باج دهی آزاد شده اند.
گرچه این مسئله باج دادن یا ندادن زیاد مهم نیست و بازگرداندن گروگانها از همه چیز مهمتر است اما درمورد صحت این موضوع شک زیادی وجود دارد.با تمام این اوصاف بد نیست که برای جبران رنج و سختی هایی که گروگانان در این مدت ۳۱ روزه کشیده اند ما بقی خدمت این سربازان بخشیده بشود.

سفر احمدی نژاد برای دومین بار به خوزستان لغو شد.گرچه نماینده بوشهر در مجلس!! دلایل لغو سفر را ناشی از انفجارهای اهواز ندانسته است اما ناگفته پیداست که این حوادث تنها دلیل واقعی لغو سفرها می باشد. میثم در مورد سفر احمدی نژاد به خوزستان مطلبی نوشته و انتقاد کرده که چرا حاج محمود نیامد.عادل هم پاسخی نوشته است با عنوان "حاج محمود نیامد...بهتر".هر دو مطالب خواندنیست.

پاورقی:
از تمامی دوستانی که برای مقالات مورد درخواستم ایمیل زده اند و یا پیام گذاشته اند متشکرم.واقعا نمی دانم چطور محبتتان را جبران کنم.در این بین محسن نظارت نازنین مطالب بسیاری بدردبخوری را برایم فرستاده که از او واقعا متشکرم.همچنین از زوربا، دوران نو، idiot و کرم دندون .
استقبال از طرح جمع شدن بلاگرهای اهوازی ادامه دارد.پیشنهادهای خوبی هم مطرح شده است.بزودی یک مطلب کامل در مورد طرح ارائه می کنم.پس سریعتر پیشنها های خودتون رو بفرستید تا اضافه کنیم.
+ نوشته شده در  2006/1/30ساعت 17:38  توسط مهدی محسنی  | 

چند لحظه پیش -۲۲:۳۰ شنبه ۸ بهمن-یک بمب صوتی منطقه کیانپارس اهواز را لرزاند.ظاهرا این بمب تلفاتی در برنداشته است.محل دقیق بمب که کمتر از ۷۰۰ متر با محل اقامت من فاصله دارد،خیابان خرداد بین شهریور و مرداد غربی -ظاهرا نزدیک شورای حل اختلاف و روبروی استخر جهان- بوده است.این بمب صوتی بوده و تلفاتی در بر نداشت.شایعه ی اقدام به خنثی کردن بمب دیگر در همان نقطه وجود دارد.نیروهای امنیتی در حال بستن خیابانهای مجاور هستند.
پیوست:
خبر ایسنای خوزستان + گزارش خبرگزاری فارس + لاریجانی به لندن می رود
+ نوشته شده در  2006/1/28ساعت 22:55  توسط مهدی محسنی  | 

هنوز هم سربازهایمان گروگان گروه "جندالله" هستند.شایعه کشته شدن یکی از گروگانها قوت بیشتری گرفته است.هر روز به بخشهای مختلف خبری گوش می دهم اما هیچ خبری نیست.روزنامه ها هم چیزی نمی نویسند.
انگار در رسانه های جمعی یمان یک قرارداد نانوشته برای بایکوت این حادثه وجود دارد.با شلوغ بازی کاری از پیش نمی رود اما فکر می کنم حق ماست که بدانیم برای کسانی که برای مرزبانی این مملکت رفته اندو امروز در خطر چه کارهایی صورت گرفته است.و شاید هم حق دولت مقابل باشدکه پاسخی ندهد.
+ نوشته شده در  2006/1/28ساعت 10:59  توسط مهدی محسنی  | 

متکی وزیر امورخارجه ایران بار دیگر در مصاحبه با بخش خبری 20 :30 شبکه دو صراحتا اعلام کرد که انگلیسی ها  مثل گذشته در انفجارهای اهواز دست داشته اند.در پاسخ به این پرسش مصاحبه کننده که "در مقابل این اقدامات انگلیسی ها شما چه عملی را انجام داده اید؟" ، پاسخ داد:«مسئله در دولت طرح شد و تصمیم گرفتیم این مسایل را به انگلیسی ها اطلاع دهیم.»
حال این پرسش طرح می گردد که اگر دولت ایران اطلاعات «کافی و غیر قابل انکاری» در دست دارد که انگلیسی ها را محکوم می کند آیا اطلاع دادن این مسئله به آنها که ما می دانیم در انفجارها دست داشته اند عملی کافی است؟ اگر انگلیسی ها در این جنایات دخالت مستقیم داشته اند ، جان شهروندان ایران به اندازه ی همین اطلاع رسانی ارزش دارد؟
البته تمامی این اظهارات در حالی صورت می گیرد که انگلستان همچون گذشته انفجارهای اهواز را محکوم و اتهام دست داشتن خود را در این حوادث تکذیب کرد.با تمام این اوصاف حداقل انتظار شهروندان اهوازیست که در صورت اطمینان دولت از .آمریت انگلیسی ها در حوادث اهواز نسبت به تعطیلی سفارت انگلستان در ایران اقدام نماید.پر واضح است که انگلیسی ها می توانند از سفارتخانه خود در تهران به عنوان اتاق فرماندهی اینگونه عملیات استفاده نمایند.مطمئنا کوتاهی مسولین امر شک و شائبه های موجود در مورد عدم وجود مدارک قانونی و محکم دال بر دخالت انگلیس در انفجارهای اهواز را قوت خواهد بخشید.
تلاش برخی رسانه های داخلی وابسته به دولت در متهم کردن برخی فعالین سیاسی و روزنامه های عرب ، بدون ارائه مدارک مستدل و قانونی تنها شکاف قومی را در استان دامن زده و هیچ گرهی را از مشکلات باز نخواهد کرد.همچنین باید باز نگری دقیقی صورت گیرد که چرا در گذشته دستگیری کسانی که بعنوان "عوامل بمب گذار" معرفی شده اند هیچ خللی بر انجام جنایات بعدی این جریانات وارد ننموده است.و با قدرت بیشتری نسبت به گذشته این اعمال جنایتکارانه ادامه دارد.اینها پاره ای ازسوالاتی است که در مورد حوادث اخیر می توان مطرح نمود و انتظار پاسخ مستدل داشت.
+ نوشته شده در  2006/1/26ساعت 0:19  توسط مهدی محسنی  | 

این چندمین انفجار بود.کم کم دارد حسابش از دستمان خارج می شود.صحنه های وحشتناکی بود.آدمهای سوخته و نیم سوخته.دست و پای قطع شده.مردمی که از سنگدلی تروریستها خشکشان زده بود.پس از هر انفجار هم سر نخهایی پیدا می شود و به گفته ی مقامهای مسول عوامل بمب گذاری دستگیر می شوند اما دوباره بمبی دیگر.نمی دانم چند بمب دیگر چند انسان بی گناه باید قربانی شوند تا کاری اساسی صورت گیرد و حساسیت بیشتری در مورد امنیت خوزستان نشان بدهند.
این جریان نه بحث جلوگیری از انتقال آب کارون است و نه درخواست اختصاص درصدی از درآمدهای نفتی برای توسعه استان.دیگر از خیر بهبود وضعیت معیشتی و توسعه استان گذشتیم.فکری به حال جان ما بکنید که از هر چیزی ارزان تر شده است.فکرش را بکنید هر روز صبح که ار خواب بیدار می شوی و به سمت محل کارت می روی ممکن است همین ماشین پارک شده ی روبری دفترت یا سطل آشغال بغل خیابان و دهها چیز دیگری که فکرش را نمی کنی منفجر بشود.بمب هم که بمب است.دوست و آشنا نمی شناسد.جان می گیرد علی السویه.
نمی دانم اگر خدای نکرده یکی از این بمبها در جای دیگری غیر از این خوزستان تحقیر شده و اهواز مظلوم منفجر می شد همینگونه مسولین ما دست روی دست می گذاشتند و می گفتند :"لهجه ی بمب ها انگلیسی است".برای ما که مهم نیست این بمبها به لهجه ی شیرین لندنی، بغدادی و یا تهرانی حرف می زنند.برای ما مهم است که دیگر صدایشان را نشونیم.باور کنیدسخت است در این شرایط زندگی کردن.مرگ همه جا عین سایه دنبالتان باشد.تا خودتان گرفتارش نشویددرکش نمی کنید.که امیدوارم هیچگاه درکش نکنید.
پیوست:
گزارش تصویری از انفجار بمب در اهواز
مهر  1  2  3  4 . ایلنا 1  2  3 . ایسنا 1  2  3  4 . فارس 1  2  3  4
+ نوشته شده در  2006/1/25ساعت 13:5  توسط مهدی محسنی  | 

تا حالا که ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه سه شنبه ۴ بهمن است سه انفجار اهواز را لرزانده.اولین انفجار در کیانپارس بین خیابان ۳ و ۴ بانک سامان رخ داده است که تلافات بسیاری به بار اورده.دومین انفجار در سازمان منابع طبیعی بلوار گلستان رخ داد.سومین مورد هم در کمپلو و لشکر حوالی تالار آفتاب گزارش شده است.
خیابان اصلی کیانپارس مسدود شده و بیرون آوردن اجساد از بانک همچنان ادامه دارد.بنظر می رسد به علت ازدحام جمعیت در بانک سامان تعداد کشته ها از مرز ۲۰ نفر بگذرد.این اتفاقات در حالی رخ داده است که دیشب احمدی نژاد به دلایلی سفر خود را به اهواز به تعویق انداخت.
یکی از دوستانم در محل انفجار -کیانپارس- حاضر است سعی می کنم خبرهای دقیقتری از او کسب کنم و اطلاع بدهم.
اخبار تکمیلی:
» اسامی اولیه مجروحان بمب گذاری
» خبرگزاری فارس از کشته شدن بیش از ۲۵ نفر در این انفجارها خبر می دهد
» گزارش تصویری ایسنا  1  2
+ نوشته شده در  2006/1/24ساعت 12:26  توسط مهدی محسنی  | 

جریانی را که سیبیل طلا با نقدی بر نوشته ی مهدی جامی آغاز کرد به یکی از مباحث پر سر و صدای وبلاگستان تبدیل شده است.داستان از آنجا آغاز شد که نازلی تیتر مطلبی در نقد نظر جامی در مورد حوادث اسرائیل را اینگونه انتخاب نمود:"سيبستان،وبلاگی که پرده عصمت اش پريده بود".مهدی جامی نویسنده وبلاگ سیبستان نیز مساله را شخصی کرد و در برخورد و پاسخی خارج از عرف معمول سعی در ترور شخصیت نازلی نمود.در ادامه هم دیگرانی بودند که با همراه شدن با جامی بجای نقد نوشته به نقد شخصیت نازلی پرداختند.میدان عقده گشایی فراغ شد و حتی حسین درخشان نیز در این بین بی نصیب نماند.چند نفری هم در موافقت مشی سیبیل طلا مطالبی را نوشتند که لینک کامل موافقان و مخالفان را می توانید در وبلاگ نازلی ببینید و قضاوتی منصفانه داشته باشید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/1/21ساعت 3:5  توسط مهدی محسنی  | 

آخرین کتاب علی میرفطروس تاریخ نگار ساکن فرنگ با عنوان "برخی مناظره ها و مناظره های فکری در ایران امروز" مورد توجه سیروس علی نژاد قرار گرفته است.به بهانه این بررسی بد ندیدم یادی کنم از کتابی دیگر از میرفطروس با عنوان "حلاج".شاید به جرات بتوانم بگویم این کتاب اولین رگه های شک و پرسشگری را در مورد تاریخ حقیقی مذاهب اسلامی در من بوجود آورد و تاثیرات شگرفی در نگاه من به تاریخ و بخصوص تاریخ ادیان داشت.
حلاج،جنبش حروفیه و نهضت پسیخانیان،قیام زنج و نهضت قرمطیان،نهضت سرخ جامگان(بابک خرمدین)،تحولات اقتصادی و اجتماعی ایران(از ایلغارمغول تا انقلاب مشروطیت)،شورشهای روستایی در گیلان و... از جمله کتابهایی است که از او در پیش از انقلاب به چاپ رسید. دو کتاب شعر با عنوان "آوازهای تبعیدی" و "سرود آنکه گفت:نه!" نیز از همین نویسنده است.
میرفطروس در ابتدای کتاب حلاج بر خلاف شیوه معمول به جای تقریظ و تعریف به شعری از نیما بسنده می کند:
" صبح ، وقتی که هوا روشن شد
         همه کس خواهند دانست و
                    بجا خواهند آورد مرا
  که در این پهنه ور آب
         به چه ره رفتم و
                 از بهر چه ام بود عذاب... "
+ نوشته شده در  2006/1/17ساعت 1:7  توسط مهدی محسنی  | 

بامداد دیروز در جریان پخش مستقیم یکی ازبازیهای فوتبال باشگاههای اسپانیا  میان تیمهای والنسیا و اوساسونا اتفاق جالبی رخ داد.در هنگام به ثمر رسیدن گل اول والنسیا تلوزیون اسپانیا تماشاگری را به تصویر کشید که دو عدد "آت تناسلی مصنوعی مردانه" را بسمت هواداران اوساسونا نشانه گرفته بود.کارگردان وطنی برنامه گزارش ورزشی شبکه ۳ سیما نیز-البته احتملاسهوا- این صحنه را پخش نمود.
البته این را می توان به حساب گافهای آخر شب برنامه های زنده تلویزیونی گذاشت که در نوع خود خنده دار هم بود.البته سبک شادی این تماشاگر اسپانیایی نیز که مسن هم بنظر می رسید در نوع خود جالب توجه می نمود. 
پی نوشت:
در مورد سربازان گروگان گرفته شده در سیستان بلوچستان خبر رسانی خوبی صورت نمی گیرد.گرچه این موضوع درمورد رسانه های دولتی تازگی ندارد اما در رسانه های غیر دولتی هم اینگونه است.انگار که آنها از اول نبوده اند.طفلکی خانواده هایشان که چه زجری می کشند.
+ نوشته شده در  2006/1/16ساعت 2:55  توسط مهدی محسنی  | 

اولین سایتی را که برای فروش طراحی کردم به سادگی آپلود شد.زیاد به java و Frontpage وارد نیستم.بیشتر سعی نمودم یک طرح ساده را اجرا کنم.فکر کنم برای شروع بد نباشد.با اینکه آنقدرها لوگو و عکسهایش راضی کننده نیست.در وقت مناسب تری تغییراتی را اعمال خواهم کرد.
نمونه کارهای چاپیم را هم را گرفتم.سفارش دهنده ها که خیلی راضی بودند.با این وجود من گرافیست بشو نیستم.کار دستم خیلی ضعیف است یعنی اصلا کار دستی بلد نیستم.فقط با کامپیوتر طراحی می کنم که این یک نقطه ضعف بزرگ است.

سایتهای زیادی را نگاه کردم متاسفانه در مورد سربازهای گروگان گرفته شده هنوز حساسیتی ایجاد نشده و خبرهای کمی منتشر شده است.واقعا تاسف بار است.فیلمشان را باید العربیه پخش کند که توسط "جند الله" -ارتش خدا- ربوده شده اند.هرجای دیگر بود همه به تکاپو می افتادند و یک حرکت عمومی در محکومیت این اقدام صورت می گرفت.کاش به اندازه ی آجرهای دیوار فلان مسجد در عراق برای جوانان این مملکت ارزش قائل بودیم که برای شایعه شلیک چند گلوله به سوی ان عزای عمومی اعلام کردیم و راهپیمایی راه انداختیم حالا...
 
حسین درخشان در مورد شبهای برره نوشته و به نوعی نظر کاردان را تایید نموده.نمی دانم درخشان سریال را بطور مداوم دیده است یا نه اما قضاوتش که عجولانه است.فکر کنم نوشته ی ابراهیم نبوی درست تر باشد.گرچه باید منتظر عاقبت آن بود که آیا به سرنوشت کاکتوس دچار می گردد یا خیر.
 
دلم نیامد این وبلاگ را معرفی نکنم. وبلاگ شیخ جاسم بی ناموس که گرچه تم ضد عربیش را قبول ندارم اما نوشته هایش دارای طنز قوی و سرشار از خلاقیت-و گاهی به همراه فحاشی های آزار دهنده- است.
+ نوشته شده در  2006/1/5ساعت 2:24  توسط مهدی محسنی  | 

در باره مطلب "بیلاخ به خودمان" یکی از دوستان با این آدرس  هات میل این نظر را نوشته است:«حالا که آب سربالا میره قورباغه ها هم ابو عطا میخونندشما هم از آندسته دانشجوهای دیوز امامی بودید که مجانی تحصیل کنید[کردید]امروز هم درپای علم سیا سینه میزنید والله این آمارهایی که شما نفی کرده اید قبلا توسط بی بی سی و رادیو فردا حلاجی شده و از همه مخالف خوانها نظر گرفته شده احتیاج به بیلاخ بخودتان هم نبود»
در پاسخ به این عزیز غیرتمند باید بگویم ولله من دانشجوی خط امامی نبوده ام با پول پدر گرامی هم در حال تحصیلم انهم در دانشگاه آزاد با شهریه ۵۰۰هزار تومانی.نسبت به "علم سیا" و علم سفید هم تعصب خاصی ندارم.از دوستانم هم شنیدم-البته پس از درج مطلبم-که رادیو امریکا هم در این موارد برنامه داشته است.که این موضوع اهمیت و بازتاب جهانی اینگونه "اراجیفی" را که از خبرگزاریهای ایران صادر می شود،نشان می دهد.مطالبی که تنها موجبات تمسخرمان را در جهان فراهم می آورد.
+ نوشته شده در  2005/12/26ساعت 12:36  توسط مهدی محسنی  | 

اول دی ماه ۸۳ اولین مطلب وبلاگ جمهور را در بلاگفا نوشتم.از آن تاریخ تاکنون سه بار قالب وبلاگم را تغییر داده ام و در مجموع ۲۳۴ مطلب کوتاه و بلند را نوشته ام.که بیشترین تعداد ارسال مطلب مربوط به تیر ۸۴ با۴۳نوشته و کمترین مربوط به دی ۸۳ با ۹مطلب پست شده می باشد.بیشترین تعداد مطلب در یک روز هم مربوط است به تاریخ چهارم تیرماه ۸۴ به تعداد۴ نوشته.تعداد روزهایی که مطالبم را پشت سر هم نوشته ام ۴۲ روز است.
شمارشگر وبلاگم -nedststs or webstats- از ۱۵ آوریل ۲۰۰۵راه اندازی شد و تا حالا یعنی ۲۱دسامبر۲۰۰۵درمدت ۲۴۶ روز عدد ۷۷۵۴۴ را نمایش می دهد.که بیشترین میزان بازدید مربوط می شود به جمعه ۱۱ آذر۱۳۸۴ -۲دسامبر۲۰۰۵- به تعداد ۲۸۲۹ نفر.
از دنیای آمار و ارقام که بگذریم مهم اینست که رضایت خاطر خوبی دارم.جمهور من جایی است برای نوشتن با اینکه این نگرانی همیشه وجود دارد که ممکن است سانسورش کنند.بخشی از موفقیتم در وبلاگ نویسی را -البته اگر بتوان موفقیتی متصور بود- مدیون روزهای کار در روزنامه ندای جنوب هستم.از سرویس اجتماعی شروع کردم و بعد سیاسی و در نهایت هم سردبیرشدم.مدتی را هم دبیر سرویس ادبی بودم سرویسی که فکر می کنم از سردبیری هم سخت تر بود.وقتی هم به دلایل شخصی! کار را رها کردم تجربه ای اندوخته بودم و چیزهایی یاد گرفتم که در وبلاگ نویسی بسیار بکار آمد.نتیجه هم بد نشد.چند گزارش تهیه کردم که در دیگر وبلاگها و سایتها بازتاب خوبی داشت.مردی که فراموش نخواهد شد،بهانه ای به اسم ابطحی،سید ۶۰ درصدی،نطنز علیه کاخ سفید،دختر گفت من فروشی هستم و چند نوشته ی دیگر از این دست بودند.
حالا فکر می کنم کارم سخت تر شده است.بنا به دلایلی مجبورم حوزه ی خصوصیم را در وبلاگم مخفی کنم.این اواخر کمتر از خودم و حال و هوایم نوشته ام.شاید در آینده نیز کمتر از حالا بشود.با این حال یکسال گذشت.و "جمهور نو" یکساله شد.بی انصافی است اگر ازسرویس بلاگفا و آقای شیرازی تشکر و قدردانی نکنم.مدیریتی که براستی سعی وافر دارد رضایت کاربران را فراهم آورند.امیدوارم بلاگفا روزهای بسیاری خوبی را پیش رو داشته باشد.
+ نوشته شده در  2005/12/22ساعت 12:36  توسط مهدی محسنی  | 

علی حاتمی در سال ۱۳۲۳در تهران متولد شد او که ليسانس دانشكده هنرهاي دراماتيك را کسب نموده بود با نويسندگي فيلمنامه هاي كوتاه تلويزيوني فعاليت خود را ‎آغاز كرد. اولين فيلم او «حسن كچل -۱۳۴۹»، اولين فيلم موزيكال سينماي ايران ناميده شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/12/12ساعت 4:34  توسط مهدی محسنی  | 

قرعه کشی جام جهانی فوتبال دیشب به وقت آلمان برگزار شد و جدول قرارگیری تیمها در گروههای هشتگانه مشخص شد.ایران به همراه مکزیک، پرتقال و آنگولا در گروه چهارم قرار گرفت.به واقع می توان گفت ایران از اقبال بلندی در قرعه کشی برخوردار بوده است گرچه می توانست از قرعه مطلوب تری نیز برخوردار باشد.مثلا بجای کاستاریکا در گروه اول قرار گیرد.از هم اکنون باید به فکر صعود بود.دیشب عادل خان فردوسی پور سعی میکرد مکزیک را تیمی قدرتمند معرفی کند.باور این مورد برای من سخت است.گرچه تمامی حریفها برای ما سخت خواهند بود اما صعود از این گروه امکان پذیر است.
البته من که به این تیم رهبری فنی بزدل اعتقادی ندارم و مطمئنم تا سایه دادکان بالای تصمیم گیرهای تیم وجود دارد ایران نمی تواند قدرت واقعی خود را نشان دهد.و اینکه یک مربی باکلاس و توانمند خارجی را برای تیم ایران نمی آورند تنها بخاطر اینست که بتوانند آنگونه خودشان می خواهند تیم را بچینند.نه اینکه موفقیت تیم ایران را نخواهند ولی فکر می کنند این به نفع تیم است.فکرش را بکنید اگر بجای برانکو یک مربی تراز اول مثل هیتسفیلد یا ونگر سر مربی بود چه مسولیتی به این آقای فرکی و شاهرخی می داد.در هر حال خدا کند که بچه ها به انچه لیاقت دارند برسند.
کریمی،مهدوی کیا،هاشمیان،نکونام،کعبی و حتی زندی و رضایی مهرهای توانمندی هستند.تازه به اینها بازیکنان جوانی مثل کاظمیان و مبعلی و جباری و اکبرپور را هم میتوان اضافه نمود.سالها باید بگذرد تا تیمی به این قدرت بتوانیم داشته باشیم.امیدوارم مسولان فدراسیون فوتبال و ورزش ایران درایت بیشتری به خرج دهند.
+ نوشته شده در  2005/12/10ساعت 3:4  توسط مهدی محسنی  | 

دراین چند روز هوای اهواز زیادی معتدل شده.اگر اسم ماه را ندانی اصلا نمی توانی حدس بزنی.شبها بهاری میشود اما نزدیک ظهر گرما توی ذوقت می زند و با خودت می گویی پس کی این هوا سرد می شود.شبها کنار کارون نشستن کمی تنت را می لرزاند اگر نسیمی هم باشد که بهتر و نعمت تمام می شودبهمراه قلیان آنهم با طعم نعنا.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/12/8ساعت 2:29  توسط مهدی محسنی  | 

«برخی می گویند:خوب اگر گنبد طلای حرم -حرم حضرت معصومه درقم- خراب شده،چه لزومی داشت که مجددطلاکاری شود و آیا نمی شد که در بازسازی آن کاشی به کار می رفت؟ پاسخ اینست که اولا ما نسبت به اهل بیت همیشه باید تعظیم و تکریم کنیم.۲۱۰سال پیش ازاین،پادشاهانی آمدند و اینجا را طلاکاری کردند،حالا ما بیاییم طلاها را برداریم و کاشی جایش بگذاریم؟۱آیا نخواهند گفت که چرا جمهوری اسلامی اینگونه عمل کرد.ثانیا ان کسانی که پول برای اینجا دادند گفتند:اگر برای طلای گنبد می خواهید ما پول می دهیم،اما اگر برای مصرف دیگری می خواهید،ما یک ریال هم نمی دهیم!با این موارد ما چه کنیم؟»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/12/5ساعت 3:18  توسط مهدی محسنی  | 

داستان ورود سگ به حرم امام رضا را بیاد بیاورید.ماجرایی که روزهایی بر سر زبان بود.سایت انتخاب به عنوان یکی از اولین منابع خبری این جریان بود.در ان زمان این سایت مدعی شد فیلم و عکسهای کاملی از واقعه دارد و بزودی منتشر خواهد کرد.امری که هیچگاه رخ نداد.در پایان هم مشخص شد این ماجرا جز یک شیادی چیزی نبوده است.صحنه سازی که توسط یکی از خادمین انجام و بوسیله سایت انتخاب حمایت خبری شد با اینکه کماکان این سایت بر ادعای خود پا فشاری می نماید.
اگر خوانندگان سایت انتخاب باشید متوجه می شود هرازگاهی یک سری خبر سازی های اینچنینی را انجام می دهد.در آخرین نمونه اقدام به انتشار خبر در مورد فرزند رییس جمهور پیشین ایران،لیلا خاتمی نمود که با انتشار توضیح ایشان جعلی بودن این خبر نیز مشخص شد.حال باید پرسید این سو رفتار خبری با کدام هدف انجام می گیرد.عملکردی که صداقت رسانه را زیر سوال می برد تنها یک چوپان دروغگوی دیگر رابه دیگر چوپانان دروغگو جهان اضافه خواهد کرد.
+ نوشته شده در  2005/12/4ساعت 18:26  توسط مهدی محسنی  | 

دیروزخبر تاسفباری را شنیدم.چند سایت خبری را هم چک کردم اما اطلاع رسانی نکرده بودند.جالب اینکه سایت ایلنا که همیشه اخبار مربوط به کارگران را منتشر می کند نیز در این مورد خبری نداشت.ظاهراچند هفته پیش کارخانه ی "روغن مایع نیلوفر" بهبهان به دلایل انضباطی اقدام به اخراج چند کارگر خود نموده است.در پی آن کارگران دست به تهدید صاحبان کارخانه می زنندو درخواست بازگشت به کار می نمایند ولیکن چون پاسخی دریافت نمی کنندو بجایشان کارگران جدیدی مشغول بکار می گردند، در یک اقدام عجیب درپایان کار روزانه اتوبوس حامل کارمندان و کارگران را به رگبار گلوله می بندند که در این حادثه یک کارمند زن و فرزند یکی از کارگران به قتل می رسد.
از این دست حوادث در کشور کم نیستند.خودسوزی و خودکشی کارگران یکی از رایج ترین اخبار روزانه است.بیشتر این مسائل نیز به دلایل اقتصادی رخ می دهد.آنجایی که کارگران احساس می کنند هیچ راهی برای احقاق حقوق خود ندارند و همه چیز برایشان تمام شده است.بعلت عدم وجود سندیکاهای کارگری مستقل که نماینگی کارگران را برعهده داشته باشند -و یا ضعف سندیکاهای موجود- خواست کارگران در مجرای اصولی و قانون خود تبلور پیدا نمی کند و اینچنین حوادث تلخی رخ می دهد.
همچون انجمنهای دانشجویی،معلمان و اساتید دانشگاهها ،سندیکاهای کارگری به شدت تحت نفوذ دولتند.دولت نیز به عنوان بزرگترین فعال اقتصادی نمی تواند در این میان بی طرف باشد و بیشتر در جهت حفظ منافع خود گام برمی دارد.باید مسولین امر به این باور برسندتا زمانی که درخواستها و مطالبات کارگران در جهت و  مجرای مناسب و مورد اعتماد آنها بیان نگردد شاهد چنین وقایعی خواهند بود.باید قبول کنیم که تشکلهای کارگری فرصتی مناسب برای بهبود وضعیت کار و جامعه کارگری هستند.آنها را نباید به عنوان تهدید قلمداد نمود.
+ نوشته شده در  2005/12/3ساعت 23:1  توسط مهدی محسنی  | 

برای چندمین بار بود که فیلم "من سام هستم" را می دیدم.به اندازه باراول اثرگذار بود و تکان دهنده. نمی خواهم درمورد مشخصه های زیباشناسانه و یا حتی روانشناسی توانبخشی [pdf] فیلم که اتفاقا بسیار ارزنده است،چیزی بنویسم.یک موضوع مخفی در فیلم-و فیلمهای از این دست-به نوعی مرا تحت تاثیر قرار داد.موضوعی که به عنوان یکی از مختصات جامعه آمریکایی در بسیاری از فیلمها خودنمایی می کند.امری که حتی در گفتار حاکم بر جامعه واقعی امریکا نیز قابل درک است.
آن مشخصه احترام بی حد و حصر به "حقیقت" است.آن چیزی که با عنوان FACT از آن یاد می شود.نمی خواهم آمریکا را آرمانشهری متصور شوم که بر پایه ی عشق و حقیقت و عدالت بنا شده است.نمی خواهم بگویم درصد راستگوهای آمریکا از راستگوهای ما بیشتر است.نه می خواهم به این موضوع توجه کنیم که آنها برای حقیقت چه ارزشی قایل اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/12/2ساعت 2:43  توسط مهدی محسنی  | 

مرتضي مميز-گرافيست نامدار ایران-به‌دليل ابتلا به بيماري سرطان پروستات بامداد امروز شنبه 5 آذر 84 در بيمارستان آبان تهران درگذشت.هنوز مزگ آتشی را باور نکرده بودیم که حالامرتضی ممیز -به واقع پدرگرافیک ایران-را از دست دادیم.شاید برای کسانی که با این رشته ی هنری سر و کار دارند قابل درک تر باشد که نبوغ و توانمندی ممیزی چگونه برای بسیاری الهام بخش بود و کارهایش چگونه جماعت گرافیست رابه ذوق می آورد.
چند ماه پیش بود بهنود از بدی وضع حال او نوشته بود و در اولین برنامه رادیو بهنودش هم از او یاد کردو خواست آن برنامه را ضبط کنند و برای ممیز ببرند تا گوش کند.شایددوباره شنیدن آن برنامه خالی از لطف نباشد.
» یاد:مرتضی ممیز : وبلاگ دات، یونس شکرخواه
» در فراق آن دیدگان: وبلاگ پوتین،محمد تاجیک
+ نوشته شده در  2005/11/26ساعت 15:47  توسط مهدی محسنی 

درست ۲۵ آبان ۸۴ بودو نوشته شد "و اینک آخرالزمان".نوشتم برای او که سراپا آتش است -وحالا بود- لعنت به من که ابتدا فعلم را جوری انتخاب کردم که شد آنچه نباید.شاید هم هیچ ربطی ندارد.کجا این جمله را خواندم:«پیرمرد چشم ما بود».فکر کنم برای بزرگ علوی نوشته بودندش به یاد «چشمهایش».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/21ساعت 0:39  توسط مهدی محسنی  | 

آیکون کنتور nedstatbasic دربلاگفا ظاهر نمی گردد با اینکه کار شمارش بازدید کنندگان را به درستی برایم انجام می دهد.نمی دانم این مسئله به قالب من برمی گردد یا بخاطر سیستم بلاگفاست که احتمال قوی دومی درست است.شاید بلاگفا سعی دارد کاربران را مجبور کندشمارشگرهای ایرانی را جایگزین خارجی ها کنند.شمارشگرهایی که من کمترین اطمینان را به آنها دارم.و مخصوصا nedstat که جز معتبرترین و کاراترین شمارشگرهاست و مدتی است فیلتر شده و با ترفندی به سایتی جدید منتقل شده است.باز باید دست به دامان آقای شیرازی شد تا این مشکل را حل نمایند.
در ضمن باید این نکته را هم اضافه کنم که بلاگفا واقعا یکی از بهترین و مجهزترین سیستمهای رایگان اختصاص فضاست.پشتیبانی عالی،سهولت در کاربردو امکاناتی که هر روز رو به افزایش است.آنهم بدون تبلیغات در صفحات وبلاگها،که یکی ازمهمترین مزیتهای بلاگفا میباشد،بلاگفا را به یک میزبان بی رقیب فارسی بدل کرده است.باید به آقای شیرازی تبریک گفت و از ایشان تشکر ویژه نمود.
+ نوشته شده در  2005/11/18ساعت 16:39  توسط مهدی محسنی 

برانکو در مصاحبه ای گفته است که به مردم خط می دهند که ورزشگاه نیایند. همچنین با متهم کردن روزنامه ها به توطئه عنوان نموده که "بخاطر مردم" و محبت هایشان با تمام سختی ها کنار می آید و به کارش ادامه می دهد.من که هیچ زمان اعتقاد نداشتم که برانکو در این تیم کاره ای باشد و مقصر اصلی دادکان و رفقایش می باشد.به نحوی که شایعه است دادکان و برخی از اعضای کادر فنی انتخاب بازیکنان را سهمیه بندی کرده اند و در دعوت از بازیکنان پرسپولس و استقلال غرض ورزی می نمایند.
جدای از این موضوعات بحث اصلی من در مورد گفته های مذکور برانکو است.ظاهرا او که چند سالیست به ایران آمده خلقیات ایرانیها را بخوبی بخود گرفته است.اعتقاد دارد همه ی کارهایش بخاطر مردم است،مردم هم دوستش دارند و این مخالفتها همه توطئه اندک افراد مغرض است.پس رسالتش مقاومت و ماندن است با وجود سختیهای بسیار.چون او یک خدمتگذار کوچک است!برانکو فراموش کرده است که با تیم ملی ایران به دنیا معرفی شده است.او نمی دانم بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران را در اختیار دارد که هرکدامشان عجوبه ای هستند.به همین دلیل تماشاگران بخاطرنتایج مفتضحانه -در برابر تیمهای ضعیفی همچون کوئینک پارک و مقدونیه و کره او- را هو می کنند و آن چند صد تماشاگری که با پول و برنامه برای حمایت از دادکان و سیاستهای غلطش به ورزشگاه آمدندهم نمی توانند حفظ آبرو نمایند.
همایون شاهرخی و فرکی و برانکو شایستگی نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران را ندارند.این تیم مربی می خواهد که حداقل بزرگی و دانشش به اندازه بازیکنان تیم باشد.
»پیوست: ثبات بیش از حد! وبلاگ گناهکار 
+ نوشته شده در  2005/11/13ساعت 1:50  توسط مهدی محسنی  | 

بر اساس نظر حضرت آیت الله صانعی امروز پنجشنبه اول شوال عید فطر بوده و به تبع آن روزه گرفتن برای مقلدین ایشان حرام می باشد.من هم عید فطر را به همه کسانی که در این ماه به روزه ی روح و جان مشرف بودند تبریک می گویم.
ملا حسنی عزیز از کانادا عید را به من تبریک گفته که من بخاطر حضرت فیلترینگ و استفاده از فیلترشکن امکان کامنت گذاشتن را برایشان ندارم.همینجا به ایشان نیز تبریکی اختصاصی عرض می کنم. 
+ نوشته شده در  2005/11/3ساعت 10:33  توسط مهدی محسنی  | 

اهواز پس از بمب گذاریهای چند روز اخیر به ظاهرروزهای آرامی را می گذراند.در حالی که بازار شایعات بسیار داغ است رسانه های خبری دولتی تنها بمب گذاری در خیابان نادری و خنثی نمودن بمب نسبتا قوی در زیر پل سوم کیانپارس-که منطقه کیانپارس رابه چهارشیرورودی اصلی شهرمتصل می کند-را گزارش نموده اند.گزارشهای غیر رسمی از انفجار یک خط لوله نفت و یک بمب کوچک دیگردر چند روز اخیرحکایت دارندکه ظاهرا تلفاتی دربرنداشته است.
جنگ آنقدر این مردم را آبدیده کرده فشارهای مختلف اقتصادی و اجتماعی توان ذهنی مردم را تحلیل داده که حوادث دهشتناک چند ماه اخیرنتوانسته واکنش مناسبی را در مردم ایجاد نماید و خواست عمومی برای ایجاد امنیت درجامعه ظهور یابد.حالا وضعیت را مقایسه کنید با انفجارهای لندن و واکنش مردم و مسولین آن کشور.
در موردعاملین این بمب گذاری ها کم خطرترین و دم دستی ترین تحلیلهای چند وقته ی اخیر را می توان با خیال راحت تکرار کرد و انگلستان را مظنون شماره یک نامید زیرا هرگونه تحلیل دیگری تبعات غیر قابل پیش بینی را درپی خواهد داشت.در مورد متهم نمودن همشهریان عربمان نیز بایدیک نکته را یاد آوری نمایم که همچون حادثه چندماه پیش بیشترین تلفات جانی و زخمیهای حوادث متعلق به این قومیت ایرانی می باشد.
» پیوست|در حالی که محسنی اژه ای از دستگیری بیش از۲۰ مظنون خبرمیدهد شریعتی سرپرست معاون امنیتی سیاسی استانداری خوزستان رسما در شبکه ی استانی خبر دستگیریها را تکذیب کرد.حالا پیدا بکنید پرتقال فروش را! 
+ نوشته شده در  2005/10/19ساعت 23:7  توسط مهدی محسنی  | 

انفجاری دیگر!شایعه یک انفجار دیگر امروز(یکشنبه۲۴مهر)در اهواز قوت گرفت.ولی از یک منبع موثق اطلاع یافتم که حقیقت داشته اما برای جلوگیری از ایجاد فضای ترس و وحشت از اعلام آن خودداری کرده اند.امروز فضای عمومی شهر خوب بود در محل حادثه جمعیت قابل توجهی گرد آمده بودند.برخی هم که مشخص بود مسئولیتی دارند در حال بررسی وضعیت منطقه دیده می شدند.در هر حال خدا به ما رحم کند این شهر به اندازه کافی بدبختی و عقب ماندگی دارد که دیگر جایی برای اینگونه ناامنی ها وجود ندارد.از تعداد کشته های احتمالی و زخمی های امروز خبری ندارم ولی محل ان را در نزدیکی کارخانه یخچال سازی و آخر آسفالت ذکر کرده اند.
گزارش تصویری زخمی های حادثه دیروز اهواز  1   2
+ نوشته شده در  2005/10/16ساعت 22:26  توسط مهدی محسنی  | 

به دنبال آزادى يوسفى اشكورى از زندان برخى تلاش ها براى آزادى اكبر گنجى آغاز شده است.بنياد هاينريش بل كه ميزبانى كنفرانس برلين در سال ۷۹ را برعهده داشت نيز در نامه اى به مقامات قضايى خواستار آزادى گنجى شده است.شيرين عبادى وكيل اكبر گنجى نيز اخيراً از مقامات قضايى درخواست كرده است با توجه به بيمارى آسم اكبر گنجى و تحمل بخش عمده اى از محكوميت وى، گنجى نيز از زندان آزاد شود.
با توجه به شدت بیماری اکبر گنجی و همچنین حکم صادره برای او که از اصول اولیه دادرسی یروی نشده است باید تلاش و فشاری همه جانبه برای رهایی او از زندان و نسبت به رفع حکم تبعید و محرومیت اجتماعی اقدام گردد.
در این میان وبلاگ روح بلاگر نیز پیشنهاد تلاش برای آزادی اکبر گنجی را داده است که به نظرم این امر با قوت گرفتن احتمال حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات می تواند پیامی روشن به ایشان باشد که اگرجه گنجی در زندان است اما سوالات او از عالیجناب سرخوش هنوز در یاد ها مانده و بسیاری از انها بدون جواب است.در این زمینه لوگوی در خواست آزادی اکبر گنجی برای قراردادن در وبلاگ طراحی شده است که در ستون سمت راست قابل دسترسی می باشد.


وبلاگهایی که به این مطلب یا لوگو لینک داده اند:سرزمین آفتاب، روح بلاگر، ایران  فردا، صعودبرهنه، ایران میهن من، گزیده بلاگستان فارسی، دانشجو، خشم و هیاهو، نسل فردا، من وتو درخت و بارون، طنین سکوت،جومن، کائوس، آشپزباشی، دوستت دارم دیونه، علی دی جی، شازده کوچولو با ماست،گنجشکک اشی مشی،گوشزد
+ نوشته شده در  2005/3/27ساعت 2:44  توسط مهدی محسنی  |