تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران پس از کش وقوسهای بسیار برگزار شد و انجمن همچنان در اختیار روزنامه نگاران رفرمخواه ماند. گر چه رسانه ها و برخی نیروهای محافظه کار و اصولگرا سعی نمودند در روند برگزاری آن کارشکنی نمایند.
گرچه کما فی السابق در کنار این انجمن، نسخه ی بدلی آن نیز تهیه شده، رفتاری که نسبت به عنوان تشکلهای دانشجویی و حتی برخی احزاب سیاسی نیز از محافظه کاران مشاهده شده اما این موضوع از میزان مخالفتها با انجمن صنفی نکاسته است.
می توان اطمینان داشت برگزاری انتخابات پایان ماجرا نیست، علائم آنرا از واکنش خبرگزاریهای محافظه کار و هوادار دولت می شود، دریافت نمود. آنها که در طول چند هفته ی اخیر بشدت نسبت به این انتخابات حساسیت نشان می دادند و در اکثر خبرهای ارسالی به غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات اشاره داشتند، تاکنون سانسور خبری را در دستور کار قرار داده و درمورد برگزاری و نتایج انتخابات انجمن صنفی خبری ارسال ننموده اند.
خبرگزاری فارس کماکان دو مطلب درباره ی ابهام در برگزاری انتخابات و نامه ی جمعی از اعضای مخالف را در صفحه نخست خود جای داده در حالی که در یک هفته ی گذشته ۹ خبر در مخالف با برگزاری انتخابات منتشرنموده است. خبرگزاری مهر نیز در یک هفته ی گذشته بیش از ۱۱ خبر در این مورد منتشر کرده که در ۹ مورد به ابهام در برگزاری و غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات پرداخته است.
باید دید وزارت کار و امور اجتماعی -که ظاهرا تنها وظیفه ی نظارتی بر روند کار انجمن دارد- در این مورد چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا روزنامه نگاران همچون روزنامه هایشان بیش از پیش تحت فشار قرار خواهند گرفت.
مطالب مرتبط:
» نتایج انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران [حنیف]
» عکسهایی از انتخابات [حنیف] [فارس]
» خبرگزاری فارس : 1  2  3  4 . . .
» خسته نباشید آقای بورقانی [هنوز]
پاورقی:
این تیتر به واقع روی دیگر ماجرا است. انجمن صنفی به دلیل تنگناهایی که مطبوعاتن با آن درگیرند بیشتر شکل سیاسی دارد. نگاهی به اعضای اثر گذارش هم همین نکته را تایید می کند. چه اعضای اصلاح طلب وچه نیروهای محافظه کار انجمن. این موضوع نیز بر اثر و گستره ی کار انجمن تاثیر گذاشته. این مطلب میتوان موضوع بحث مفصلی باشد درباره ی سیاست گذاریهای آینده انجمن.
+ نوشته شده در  2006/8/7ساعت 11:29  توسط مهدی محسنی  | 

farspic.jpg 
دیروز پس از نماز جمعه تجمع نمازگزاران تهرانی در مقابل سفارت انگلستان به درگیری و کنده شدن تابلو این سفارت منجر شد. [گزارش تصویری فارس]
+ نوشته شده در  2006/8/5ساعت 3:57  توسط مهدی محسنی  | 

«...ماجرا از آنجا آغاز شد كه يكی از ماموران حفاظت رياست جمهوری با ممانعت از ورود خبرنگار خبرگزاری فارس به پاويون جمهوری از زبان شخصی به نام «م» مسئول تيم حفاظت سفرهای خارجی رئيس جمهور ادعا كرد كه احمدی‌نژاد دستور داده است هيچ‌گونه استقبالی از وی صورت نگیرد و وی مصاحبه‌ای با خبرنگاران نخواهد داشت.
اما خبرنگار ما به اظهارات مامور حفاظت بسنده نكرد و ماجرا را تلفني با یزدی، مسئول هماهنگ كننده تيم خبری در میان گذاشت كه نامبرده نيز از خبرنگار فارس خواست محل ورودی پاويون جمهوری را تا زمان رسيدن رییس جمهور ترك نكند.
پس از سپری شدن دقایقی و با ملحق شدن ديگر خبرنگاران و فيلمبرداران به خبرنگار فارس یكی از ماموران حفاظت، از خبرنگاران خواست محل را ترك كنند اما خبرنگاران به استناد تماس‌های تلفن يزدی با آنها كه از آنان خواسته بود تا زمان رسیدن احمدی نژاد در محل مورد نظر حضور داشته باشند، دستور مامور حفاظت را اجرا نكردند.
اين اقدام باعث خشم وی شد و نامبرده با یكی از خبرنگاران واحد مركزی خبر برخورد فیزیكی كرد و اين خبرنگار را با زور بی‌سیمی كه در دست داشت، مورد تهاجم قرار داد اما با پادرمیانی ديگر خبرنگاران، وی اجازه نیافت خبرنگار واحد مركزی خبر را مورد ضرب و شتم قرار دهد...» [خبرگزاری فارس]
ادامه ی این ماجرا جالب تر نیز می شود. تا جایی که مشخص می گردد ظاهرا این روال معمول در برخورد با خبرنگاران است. بنظر می رسد دولت نهم قصد دارد پس از آنکه مهروزی را بصورت تام و تمام مشمول رانندگان اتوبوس واحد تهران، تجمعات زنان پارک دانشجو و میدان هفت تیر، اساتید با سابقه ی دانشگاه و در تازه ترین مورد زندانیان سیاسی نمود، اینبار به سراغ خبرنگاران رفته اتفاقا در این مورد عنصر عدالت را نیز چاشنی نموده است.
در هر حال این رفتارها در برخورد با هر کسی که صورت بگیرد مذموم و شایسته ی تقبیح است.حال یکی از رسانه های دوآتشه ی هوادار دولت نیز زبان به انتقاد بگشاید عیان می گردد که عیار مهرورزی دولت تا چه حد است و دامنه ی آن تا کجا گسترش یافته.
چندی پیش نیز خبرنگاران چند روزنامه ی میانه رو نیز نسبت به برخورد سخنگوی دولت و شخص احمدی نژاد در عدم توزیع عادلانه ی وقت اعتراض نموده بودند تاجایی که روزنامه ی شرق در مطلبی به این موضوع پرداخت و نسبت آن اعلام نارضایتی نمود.
مرتبط:
» دولت توریستی  [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/4ساعت 13:50  توسط مهدی محسنی  | 

ایران ما - برابر گزارشات رسيده از زندان اوين احمد باطبی سومين روز اعتصاب غذای خود را در بند ۲۰۹ اين زندان به سر می برد . شاهدان عينی وی را در بهداری بند ۲۰۹ زندان اوين ديده اند وی هم اكنون از نظر جسمانی بشدت رنج می برد و در وضعيت بسيار بدی قرار دارد.
احمد باطبی پيش از اين در گفتگو با خبرنگار ايكنانيوز اعلام كرده بود كه از اولين روز بازداشت دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد ، چنانچه همسر وی نيز اين مسئله را تائيد كرده اند و گفته اند : آقای باطبی از همان روزی كه بازداشت شده است دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است .
احمد باطبی در شرايطی دست به اعتصاب غذا زده است كه چند روز قبل از بازداشتش به دليل مشكلات تنفسی ، كليوی و خونريزی معده بستری بوده است .
با توجه به كشته شدن اكبر محمدی می توان گفت:جان احمد باطبی در خطر است و قبل از اينكه اتفاقی برای وی بيفتد سازمان های حقوق بشری و سياسی بايد در مورد آزادی وی اقدام بكنند.
پاورقی:
» برای آزادی احمد باطبی امضا کنید [پتیشن]
» بر افشای این جنایت پافشاری کنید [بیانیه]
» گزارش کامل مراسم اعتراض به مرگ اکبر محمدی [ادوار نیوز]
» چگونه نگران نباشیم [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/3ساعت 17:13  توسط مهدی محسنی  | 

دولت نهم که بر سر کار آمد بیشترین تمرکز شعارهایش را گذاشت برای کم کردن تجملات و خرجیهای غیر ضروری دولتی. چه نطقها که درباره ی سفرهای خارجی و غیر ضروری دولتهای پیشین و نمایندگان مجلس ششم بیان نشد.
اما حال که بیش از یک سال از عمر دولت نهم می گذرد مشخص می گردد آن شعارها در حد حرف باقیمانده است. دولت احمدی نژاد با برگزاری سفرهای استانی آنهم با هزینه از بودجه های تخصیصی هر استان رفتار و عملکردی را تجربه می کند در هیچ جای دنیا عمل نمی شود. جابه جایی اعضای دولت به شهرها و استانهای مختلف و ساعتها سخنرانی و حرفهای تکراری.
بودجه های استانی که باید صرف عمران و آبادی گردد، خرج بیان وعده و وعیدها و موکول نمودن شرایط مطلوب به آینده می گردد و بخشی دیگری هم صرف زیر سوال بردن هرچه در ۱۶ سال گذشته رخ داده است. درکنار ایجاد بحران و هزینه برای کشور با بیان حرفهای نسنجیده و غیر ضروری.
در زمینه ی سفرهای خارجی نیز احمدی نژاد در یکساله ی اخیر می تواند رکوردار باشد. سفر به کشورهایی که تاکنون هیچکدام منجر به گشایش و بهرمندی خاصی نگشته و تکرار همان حرفهای تحریک کننده که بیش از پیش فشار را بر ایران افزایش داده است.
سفرها و سخنرانی های دولت اینگونه به ذهن متبادر می کند که دولت در جهت انجام یک تور تبلیغاتی بزرگ -احتمالاچهارساله- گام برمی دارد که در این میان ۴ ساله ی دوم خود را تضمین کند. مشخص نیست با اینهمه جابه جایی و رفت امد اعضای دولت و شخص احمدی نژاد چه زمانی برای رسیدگی به امور کشورداری صرف می گردد.
+ نوشته شده در  2006/8/3ساعت 2:18  توسط مهدی محسنی  | 

پویا لینکی برایم فرستاد از کیهان امروز که در مورد جهانبگلو مطالبی بدین شرح نوشته است:«يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوری اسلامی ايران در بازداشت به سرمی برد، به تازگی اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازی يك شبكه وسيع تحت "وب" را برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از جريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برعهده داشته است.
وی فاش ساخته كه درصدد اجرای طرح شبكه جاسوسی سايبر به نام C.E.S در ايران بوده و گروهی از روزنامه نگاران سايبرنتيک ، فعالان اينترنتی - ايرانی در ياهو ، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را برای اين كار ساماندهی كرده بود .
اگر چه هم اكنون كميته های ويژه جرايم اينترنتی و رايانه ای تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابیر ويژه برای جلوگيری از اجرای این گونه طرح ها و برنامه های جاسوسی را دوچندان می كند.»
اینجا مشخص می شود آن مقدمه چینی های سایت منتسب به فضلی نژاد به چه دلیل صورت می گرفت. حالا کیهان وارد ماجرا شده و دارد خط و ربط قضیه را می دهد و هیچکس نیست که پاسخ بدهد که یک فیلسوفی مثل جهانبگلو را با جاسوسی سایبر چگونه می توان ارتباط داد؟
و باز اینکه عنوان فعالان اینترنتی-ایرانی در یاهو و گوگل به چه کسانی اطلاق می شود؟ این عبارت آنقدر مضحک انتخاب شده که بنظر می رسد یاهو و گوگل سازمانهای مخفی اطلاعاتی اند نه دو ابر شرکت رایانه ای که خدمات مختلف و گسترده ای را ارائه می کنند.
از سوی دیگر می توان این سوال را مطرح نمود که آیا منابع اطلاعات طبقه بندی شده و حتی کم اهمیت گروهها و جریانات و عناصر اصلاح طلب و اپوزیسیون -که غالبا پس از دستبرد به دفاتر و منازل این گروهها و اشخاص- سر از روزنامه ی کیهان در می آورد، نیز بررسی و مشمول اینگونه حساسیتها شده و یا می شوند؟
در همین حال دوستانی که وبلاگهایشان فیلتر شده باید مراقب باشند که ظاهرا در مظان اتهام قرار دارند. حتی بعید نیست نویسنده ی چند سایت پورنو را بگیرند و بگویند اینها در راه تضعیف اعتقادات مذهبی با جهانبگلو رابطه و همکاری داشته اند!
مطالب مرتبط:
» جهانبگلو و عالیجناب خاکستری [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/2ساعت 15:29  توسط مهدی محسنی  | 

بی بی سی:«پيکر اکبر محمدی، از فعالان دانشجويی که روز يکشنبه در زندان اوين تهران جان خود را از دست داد، شبانه در روستايی در اطراف آمل تحت مراقبت های امنيتی دفن شد. ماموران امنيتی پدر و مادر اکبر محمدی را که در موقع مرگ او برای ديدار دختر خود به ترکيه سفر کرده بودند، در هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت کردند.
دفن فوری و شبانه جسد اکبر محمدی در حاليکه وکلا و خانواده او صريحا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بودند که پزشکان مستقل علت اصلی مرگ او را معلوم کنند، اين شبهه را در افکار عمومی ايجاد می کند که گويا تلاشی صورت می گيرد تا حقايق اين واقعه پنهان شود.
ماموان امنيتی ايران احتمالا نگران بودند که خانواده و دوستان اکبر محمدی بخواهند در اعتراض به مرگ او تظاهرات بر پا کنند و از اين رو آنها پدر و مادر اکبر محمدی را بازداشت کردند و سپس برای جلوگيری از هر اقدامی از سوی خانواده وی، جسد او را به شهر زادگاهش منتقل کردند تا دفن شود.
وکيل اکبر محمدی مر گ او را مشکوک اعلام کرده بود و گفته بود تاروشن شدن حقايق جسد نبايد دفن شود. پدر اکبر محمدی نيز پيش از مرگ پسرش و موقعی که پسرش در اعتراض به بازداشت اش در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود اعلام کرد که فرزندش شکنجه شده است.»
خوب بخاطر داریم که پیش از این نیز پیکر زهرا کاظمی را با چه شرایطی دفن کردند. تکرار این حادثه برای اکبر محمدی سوالات بسیاری را در پی خواهد داشت. باید مسوولان پاسخ دهند به چه علت از بررسی جسد اکبر محمدی توسط پزشکان مستقل جلوگیری نموده اند.
به خانواده ی محمدی که می اندیشم بیش از پیش به خشمم افزوده می شود. آنان حتی فرصتی نیافته اند تا براحتی با فرزندشان وداع کنند. جوان رعنایی که هفت سال از بهترین روزهای عمرش را در زندان سپری نمود و حالا به جبر کج اندیشان  تن به خاک داده است.
می دانم که زود فراموش می کنیم. زودتر از آنچه که برای زهرا کاظمی طول کشید، و خیلی زودتر از آن برای مختاری و پویند و  فروهرها. چه می شود کرد با حافظه ی ضعیف تاریخی ملتمان. کاش راهی بود که حک بشود بر تار و پودمان، عجین بشود با خونمان و هر روز یادمان باشد. کاش راهی بود.
پاورقی:
» صدای مادر اکبر محمدی پس از کشته شدن فرزندش [دانلود کنید]
+ نوشته شده در  2006/8/1ساعت 22:15  توسط مهدی محسنی  | 

۱۰ روز نبود که اکبرمحمدی را گرفته بودند و حالا پر کشیده و رفته است.دوستی می گفت غمگینم که جوان بود و رفت، اما در همین حال شادمانم که دیگر از رنج و شکنجه رها شده است. و من هم چیزی میان ایندو حس متناقض. با خود زمزمه می کنم:
هرگز از مرگ نهراسیدم!
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
باری هراس من همه مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزونتر باشد
برای اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی اول سیما بی تاب بودم. پس از چند ماه و چند روز بود که نخواسته بودم ببینم تا شاید از اینهمه نمایش خیمه شب بازی دور باشم. اما یک حس احمقانه می گفت شاید به اندازه ی حتی چند ثانیه به این خبر اختصاص بدهند.
فکر می کردم خبر جان سپردن اکبر محمدی بر اثر اعتصاب غذا [احتمالا] در زندان اوین، از ۵۰ سال فیلم ندیدن رییس جمهور هند کم ارزش تر نیست.یا از خودکشی ۳ زندانی در گوانتانامو یا مرگ زرقاوی چچنی ها. یا حتی هم زیستی مسالمت آمیز سگ و گربه. چه اندیشه ی خام و کودکانه ای .
مگر نباید به تجربه ها اعتنا کرد.۲۰ تیر  ۷۸ پس از دو روز خونین که بر دانشجویان گذشت، بعد از ردیف کردن خبرهای زرد و مضحک، دست آخر بود که نوبت را دادند به "اعتراض دانشجویان مسلمان". بدون ذکر دلیل و عنوان. تا آنکه کوس رسوایی از بام افتاد و سیمای آن موقع لاریجانی به صدا درآمد و نتیجه اطلاع رسانی اش شد چند فیلم اعتراف و دنبال کردن سناریوی محکومیت دانشجویان مضروب. 
اما حالا نگرانی من از جنس دیگری است. چند روزی پیش نیز احمد باطبی هم دوباره بازدداشت شده است. او نیز چون محمدی در مرخصی به سر می برد.و چند روز پیش از اسارت دوباره، از روزهای زندان و محاکمه برای حنیف نوشته بود:
«...من را بعد مدت ها انفرادی با چشمبند به اطاقی ناشناس بردند و در کمتر از ۳ قیقه از من سوالاتی را پرسیند که من جواب ندارم . چرا که به من گفته بوند که بازجویی دارم . بعد فهمیدم که این جلسه ۳ دقیقه ای جلسه محاکمه من بود . من در این چند دقیقه هم محاکمه شدم و هم به اعدام محکوم شدم...»
در همین زمینه:
» برای اکبر محمدی [منتقد]
» از زهرا کاظمی تا اکبر محمدی [حنیف]
» رفتنش سخت بود ولی رفت [الهه مهر]
» یکی بود ، یکی نبود [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت 15:17  توسط مهدی محسنی  | 

«اکبرمحمدی» دانشجوی زندانی، دیشب در حمام زندان اوین درگذشته است. محمدی كه از سال ۷۸ و به دنبال وقايع ۱۸تير كوی دانشگاه در زندان به سر می برد، ديشب و در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شد و تلاش پزشکان زندان نیز برای احیای وی بی نتیجه ماند. پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است. [آفتاب]
سهراب سليمانی،‌‏ مديركل زندان‌‏های استان تهران با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشك زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روی هفت بود. وی افزوده است : پس از آن كه شب گذشته حال محمدی بد می‌‏شود، وی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار می‌‏گيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل می‌‏شود و در آنجا دوباره حالش بد می‌‏شود كه در حين انتقال به بهداری در مسير راه فوت می‌‏كند.
سليمانی در مورد ارتباط فوت اين دانشجوی زندانی با موضوع اعتصاب غذای وی، گفت:وی اعلام كرده بود كه قصد دارد اعتصاب غذا كند اما آب و چای می‌‏خورد و تحت نظر پزشك زندان بود.
خليل بهراميان، وكيل مدافع اكبر محمدی با بيان اينكه موكلش در اعتصاب غذا به سر می‌‏برده است، گفت: بنده وقتي شنيدم كه موكلم قصد اعتصاب غذا دارد، به زندان مراجعه كردم تا بتوانم محمدی را از اين اقدام منصرف كنم اما متأسفانه مسوولان زندان اوين با اين امر مخالفت كردند كه اين اقدام برخلاف كنوانسيون‌‏های بين‌‏المللی و قوانین داخلی ايران است. [ایلنا]
اكبر محمدی در جريان حوادث كوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ بازداشت و در دادگاه بدوی به اعدام محكوم شد اما بعدها با دو درجه تخفيف رهبری به ۱۵ سال حبس تعزيری تبديل شد كه از اين مدت ۱۰ سال زندان و پنج سال آن تعليقی بود.
+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت 12:59  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«دو هفته پيش در اجلاس سرام گروه ۸ در سنت پيترزبورگ، جرج بوش پشت صندلی آنجلا مركل قرار گرفت و در حالي كه رهبران ساير كشورها به وی نگاه مي كردند شروع به ماساژ دادن گردن مركل كرد، در گوش مركل چيزی گفت و سپس از وی دور شد. كاملا مشخص بود كه مركل از اين اقدام بوش حيرت زده شده و ناراحت است، به طوری كه سريعا شانه های خود را به نشانه اين كه نمی خواهد اين وضعيت ادامه پيدا كند بالا انداخت.» [عکسهای مربوط]
فیلم این عمل جرج بوش را در زیر آورده ام [خاطره ی فیلم رقص رضا زاده زنده شد]. اگر عده ای مدعی نشوند خصوصی است و نباید نمایش داده شود. اما جالب است که اندکی با توصیفات خبرگزاری فارس تفاوت دارد.
در فیلم مذکور بوش در گوش مرکل سخنی نمی گوید گرچه شاید در فیلم خبرگزاری فارس گفته باشد [چیزی در مایه های جیگرتو بخورم] و پس از فشار دادن شانه های مرکل از دور می شود. [منبع فیلم: بیلد]
 
 
مسخره بازی ها و ژستهای بوش سوژه ی جالبی برای بسیاری از مطبوعات و رسانه ها شده درحالی که برخی از مردم ممکن است نسبت به اینگونه رفتارهای او احساس بدی نداشته باشند.
گرچه رفتارهای بوش همیشه با لودگی همراه بوده اما فکر نمی کنم فارس به نقل از یک روزنامه ی دموکرات آمریکایی نوشته این عملش مصداق آزار جنسی باشد!نمی توان از آمریکایی های گاوچران انتظار داشت همچون انگلیسی ها یا فرانسوی های آداب دان رفتار نمایند.
پاورقی:
» آدرس جدید جمهور: [http://jomhour.org]
+ نوشته شده در  2006/7/30ساعت 20:20  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«احمدی نژاد درمراسم افتتاح تونل انزاب كه با حضور هزاران نفر از مردم تاجيكستان برگزار شد، با اشاره به اين كه پروژه تونل انزاب را به خاطر سختی كار و عظمتش می‌توان پروژه قرن خواند، افزود: اجرای اين طرح بزرگ به دست توانای مهندسان ايرانی و همكاری دولت و مردم تاجيكستان، بيانگر عزم دو كشور برای دست زدن به اقدامات بزرگتر در راه سازندگی، توسعه وپیشرفت ايران و تاجیكستان در آینده نزديك است.»
بزرگنمایی -به قول عوام چاخان کردن- از امور روزمره ی دولت نهم شده است. احمدی نژاد که پیش از این  در مورد هاله ی نور و امدادهای غیبی اظهار نظر می نمود و در اثر عدم آگاهی عمومی نسبت به این امور میزانی برای سنجش وجود نداشت در امور بدیهی نیز این سیاق را دنبال می کند.
او که خود در زمینه ی عمران -راه و ساختمان- تحصیل نموده در اظهار نظری عجیب طرح تونل انزاب را پروژه ی قرن می نامد. البته در مورد این پروژه ی قرن بجز چند خبری که درباره ی افتتاحش مخابره شده است اطلاعات دیگری در دست نیست.بعید به نظر می رسد اين تونل ۵ كيلومتری  را بتوان پروژه ی قرن نامید.
البته اگرچه ممکن است بجای قرن ۲۱ میلادی که در سالهای ابتدایی آن هستیم و زمان برای اجرای پروژه های بس عظیم تر از تونل ازناب وجود دارد، اگر در این ۶ سال گذشته اجرا نشده باشد، منظور احمدی نژاد قرن ۱۵خورشیدی بوده که در آن صورت هم ۱۵سالی به پایان آن مانده است.و با توجه به پروژه هایی هم که در همین چند دهه ی اخیر اجرا شدهشانسی برای این طرح افتتاحی احمدی نژاد نمی توان قائل بود و عنوان مذکور بیشتر به جک می ماند.
شاید بتوان این تونل را پروژه سال تاجیکستان و ایران نامید!نه عنوانی فراتر از آن. اگر رییس دولت نهم سعی دارد هر چیزی را که به نوعی به او ربط دارد و یا در آن حضور دارد، بزرگتر و باشکوه تر و عجیب تر از آن چیزی که هست نشان دهند بحث دیگری است.در مورد این تونل چند نکته هم جالب توجه است:
طرح احداث تونل انزاب در زمان شوروی پیشین تهیه شده و تنها در سال ۱۹۹۷ دولت تاجیکستان به اجرای این پروژه آغاز کرد. ولی روند حفاری در این تونل به دلیل کمبود مبالغ به کندی پیش می رفت. در سال ۲۰۰۳ دولت ایران برای احداث این تونل ۱۰ میلیون دلار کمک مالی بلاعوض و ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار اعتبار مالی تخصیص داد. [بی بی سی]
پاورقی:
» آدرس جدید جمهور: جمهور دات اورگ
» تذکر اعلمی به احمدی نژاد:متاسفانه ارسال سه نامه اخير جنابعالي به رييس جمهور امريكا، صدر اعظم المان و رئيس جمهور فرانسه كه با واكنش ناپسند و اهانت اميز انان همراه بود، جز تحقير ملت پر افتخار و كشور با عظمت ايران حاصل ديگري به همراه نداشته است. [انتخاب]
+ نوشته شده در  2006/7/28ساعت 7:21  توسط مهدی محسنی  | 

شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز ده نفر از نوزده متهم پرونده يک سری از بمب گذاريهای سال گذشته در اهواز را به جرم اقدام عليه امنيت ملی و محاربه، يعنی مبارزه مسلحانه با حکومت اسلامی، به مجازات اعدام در ملأ عام محکوم کرده، برای هشت نفر ديگر از آنها مجازات حبس تعيين کرده و يک نفر از آنان را تبرئه کرده است.
در پی مراجعات خانواده های محکومان به اعدام، عمادالدين باقی رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامه ای به رئيس قوه قضائيه و وزير اطلاعات خواستار تجديدنظر در وضعيت زندانيان حادثه بمب گذاری در اهواز شده است.
در این نامه آمده است:«برخی از اين افراد در سنين ۱۸ تا ۲۰ سالگی قرار دارند و دارای تحصيلات ابتدايی و شغل کارگری هستند. بنابر اطلاعات دريافتی برخی از آنها ارتباط با هيچ انفجاری ندارند. گويا آنها توسط فردی اغوا شده‌اند که با تحويل بمب‌های صوتی و وسوسه و تحريک و تشويق خواستار اقدام به انفجار توسط آنها شده است و برخی هم اساساً در جريان موضوع نبوده اند...
آن افراد پس از دريافت مواد منفجره از انجام عمل منصرف شده و مواد را در جای ديگری رها يا پنهان کرده‌اند. شگفت اينکه فردی که توسط ۹ نفر روی وی اعتراف شده است و عامل اغوا و تحويل بمب‌ها بوده اکنون آشکارا در شهر اهواز زندگی و تردد دارد اما فريب خوردگان او محکوم به اعدام شده‌اند...
اين متهمان پس از ۱۰- ۱۱ ماه بازداشت انفرادی (و غالباً در شهرهای ديگر) محاکمه شدند بدون اينکه هيچ ملاقاتی با وکيل داشته باشند و وکلا در دادگاه موکلان خود را نمی‌شناختند.»
در هر حال متهمان انفجارهای اهواز  چه مجرم باشند و یا نباشند، صدور این احکام به شکل فوق از درجه ی اعتبار آن می کاهد و نمی تواند تضمینی بر اجرای عدالت باشد. بهترین شرایط برای ایجاد آرامش روانی و جلوگیری از شایعه پراکنی و تحریکات ناهنجار قومی مهیا نمودن شرایط دفاع کامل متهمان از خودشان می باشد.
برگزاری علنی وعادلانه ی دادگاه بهای اندکی برای ایجاد ثبات و امنیت خواهد بود. در غیر این صورت چه حادثه دیدگان و چه خانواده های متهمان و قومیت عرب خوزستان با دیده ی تردید به احکام مجازات متهمان خواهند نگریست. امری که می تواند زمینه ی نا امنی های بیشتری را در استان مهمی همچون خوزستان فراهم آورد.
مسولان امر باید بپذیرند بر خورد امنیتی و سعی در خاموش نمودن آتش این ناهنجاریها با اجرای حداکثر مجازات، بدون شناخت ریشه ها و تلاش در پی حل آنها تاثیری بر افزایش امنیت جامعه نخواهد گذاشت.
+ نوشته شده در  2006/7/26ساعت 21:25  توسط مهدی محسنی  | 

«يک کارشناس امنيتی جرائم جاسوسی دادسرای انقلاب تهران در گفت و گويی اختصاصی با سردبير [پیام فضلی نژاد] گفته است که رامين جهانبگلو، عضو صندوق آمريکایی گسترش دموکراسی راه اندازی یک شبکه وسیع تحت وب برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از لايه های گوناگون سياسی، حزبی، اجتماعی و حاکميتی را عهده دار بوده است. اين کارشناس امنيتی اشاره کرده که از مدت ها پيش گزارش هایی مبنی بر فعالیت یک شبکه جاسوسی سایبر با نام Sec به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی واصل شده بود و وفق آناليزهای مبسوط یک کار گروه تحقيقاتی ويژه ، ارتباط اين نهاد دیجیتال جمع آوري اطلاعات با برخی از روزنامه نگاران سايبرنتيک، گروههای اينترنتی ايرانی در یاهو، گوگل، يک سرويس دهنده بزرگ وبلاگ فارسی و مديران چندين سایت فيلتر شده معروف نزديک به ظن قوی و در حال آناليز بود.»
خبر فوق بوسیله ی سایتی با عنوان "دپارتمان مجازی پژوهشهای حقوقی ایران" [elwa] منتشر شده و در آن جهانبگلو با عنوان "فیلسوف سیاه" خوانده شده است. جالب است بدانید که مدیرعامل این سایت به عهده ی شخصی است به نام پیام فضلی نژاد. او در کارنامه ی کاری خود از سابقه ی عضویت در شورای نویسندگان روزنامه های جامعه، نشاط، انتخاب، صدای عدالت، رسالت تا مشاور دادستان تهران [قاضی مرتضوی] را داراست.
با توجه به سوابق و عملکرد فضلی نژاد -مخصوصا در مورد پرونده وبلاگ نویسان- باید به دقت به انتشار این خبر توجه نمود.در این میان بجز احتمال ترتیب دادن سناریویی برای دکتر رامین جهانبگلو، منبع این خبر سعی نموده چند نفر دیگری را نیز وارد ماجرا کند.
در این خبر از مدیران سایت گویا که چندی پیش سردبیر این سایت این نکته را رسما تائید کرده بود که فضلی نژاد به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران با وی به نحو محرمانه برای محدود سازی رسانه های اینترنتی گفت و گو کرده و همچنین یک سرویس دهنده ی وبلاگ فارسی به عنوان همکاران جهانبگلو اسم برده شده است.
صحنه گردان داستان دکتر رامین جهانبگلو کم کم دارد سناریوی خود را تکمیل می کند و بازیگران آن را در کنار هم قرار می دهد.مطمئنا در ادامه مشخص خواهد شد که سرنخ تمامی این مسائل در دستان کیست.
پاورقی:
از پیام فضلی نژاد به عنوان بازجوی پرونده وبلاگ نویسان [که قاضی مقدسی مسولیت آن را به عهده داشت] نیز نام برده می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد او می توانید با مراجعه به بخش معرفی مدیران سایت elwa  و همچنین دایره المعارف ویکی پدیا در مورد فضلی نژاد که نظرات موافق و مخالف را در خود جا داده ، مراجعه کنید.
پیک ایران: چند روز پس از ترور قاضی مقدسی، فضلی نژاد هم مورد سوء قصد واقع شد اما به او آسیبی نرسید. مسوولین امنیتی در پی کشته شدن قاضی پرونده (مقدسی) که از دوستان قدیمی فضلی نژاد محسوب می شده اقدامات تامینی و امنیتی خاصی [ماشین ضد گلوله] را برای وی لحاظ کرده بودند.
+ نوشته شده در  2006/7/24ساعت 21:54  توسط مهدی محسنی  | 

تقدیم به خانم فاطمه ی رجبی، همسر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت احمدی نژاد بخاطر حضور فعال در عرصه ی مبارزه ی شجاعانه با «اصلاح طلبان و اذناب کثیفشان» و تحمل۱۶سال حکومت «غوغا سالاران نفع پرست» که «مدعیان بی هنری» بیش نبودند و تلاش بی دریغ در راه «نصرت الهی» تشکیل حکومت «عدالت محور و الهی» احمدی نژاد:

"مردم! ایمان زنان ناتمام است، بهره ی آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام. نشانه ی ناتمامی ایمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است -به هنگام عادتشان- و نقصان بهره ی ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت به سهم مردان.
و نشانه ی نا تمامی خرد آنان این باشد که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود.پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیکانشان واپایید. و تا در کار زشت طمع نکنند، در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید."
نهج البلاغه. خطبه ی ۸۰. ترجمه ی جعفر شهیدی
 
آنچه بخصوص در مدت زمان پس از انتخابات سوم تیر۸۴ توسط فاطمه ی رجبی منتشر شده، حاوی نسبتها و فحاشی های بی دریغی و البته شجاعانه! نسبت به مسولین تراز اول سابق - هاشمی، خاتمی، روحانی و نیروهای هوادارشان- است. به عنوان مثال در مورد حکم آشوبگران حادثه ی قم می نویسد:
«...این احکام شدید در مورد مفلوک هایی چون "اکبر گنجی" هم نیست... همچنین دریوزگانی چون "سعید حجاریان"... [یا در مورد] او [رفسنجانی] كه آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافيای قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملی را دردستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هم‌اكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوی به كار علمی-فرهنگی مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسی پدر، و رئيس قبيله.»
و مطالبی از این دست. نمی توان قبول نمود که در دوران حکومت احمدی نژاد، آزادی بیان افزایش یافته است زیرا در آن صورت شاهد آن همه خشونت در سرکوب تجمع زنان در ۸ مارس و ۲۲خرداد ۸۵ و اعتصابات کارگری و اعتراضات دانشجویی نبودیم. مطمئنا روایت دیگری در کار است.
در همین زمینه:
» پروژه قم وسیزده نکته . فاطمه رجبی [نوسازی]
» همسر الهام و پرتقال فروش حادثه ی قم [وب نوشت]
» مسیح یا کارگزار قیصر . فاطمه رجبی [نوسازی]
+ نوشته شده در  2006/7/19ساعت 19:32  توسط مهدی محسنی  | 

«اين فرد [رییس سابق سازمان سیا] به عنوان توريست وارد كشورمان شده و با چند مسئول نشريات و روزنامه ها تماس گرفته و دلارها را به خير پدرش به آنان داده است. علاوه بر آن ۲۰ ميليون دلار بودجه رسمی سیا، صدها میلیون دلار به عوامل فرهنگی و روزنامه نگارها داده شده است.»
مصباح یزدی . پنجم بهمن ۱۳۷۸
«غرب تلاش می‌كند توسط برخی اساتيد در دانشگاه‌ها شبهه‌افكنی كند و برای تحقق اين اهداف آنها اين است كه بوسيله كسانی كه به عنوان مدافع دین شناخته شده و تظاهر به دينداری می‌كنند استفاده كند.»
مصباح یزدی . بیست و پنجم تیر ۱۳۸۵
در آن روزهای پس از بهمن ۷۸ و آن سخنرانی کذایی مصباح یزدی، فشار بر مطبوعات، فعالین سیاسی و دولت وقت، بیش از پیش افزایش یافت. بدون آنکه کسی از شیخ یزدی بپرسد که مستندات این اتهاماتش چیست.
در این برهه نیز که دیرزمانی از تحولات غیر متعارف در مدیریت دانشگاهها و بازنشسته کردن و تحدید اساتید باسابقه و دگراندیش نمی گذرد، اینگونه می توان متصور بود که عقبه ی فکری این وقایع در جایی خارج از دولت ویرایش شده و دولت تنها به عنوان بازوی اجرایی عمل می کند.
برنامه ای از پیش تدوین شده در جهت تصفیه ی آرام دانشگاهها از اساتید مستقل و نیروهای آزاد اندیش و سپردن آن به نیروهای واپسگرا. همانگونه که سعی شد در طی دوره ای دوساله مطبوعات به چنین شرایطی گرفتار شوند و صداهای مخالف به بهانه های مختلف در محدودیت و فشار فزاینده ای قرار گرفتند.
البته قید بکار رفته در سخنان اخیر شیخ تقی یزدی نیز قابل تامل است. اینکه غرب برای تحقق اهدافش از نیروهایی بهره می برد که در جایگاه "مدافع دین" هستند و "تظاهر به دینداری" می نمایند. بدین شکل او بخشی از روحانیون و نیروهای مذهبی را نشانه می رود که با آنها اختلافات فکری دارد.
شاید بتوان در این مورد به وقایع اتفاق افتاده در جریان سخنرانی هاشمی رفسنجانی توجهی نمود و در همین راستا قلمداد کرد همچنین می توان انتظار داشت که بزودی و با نزدیک شدن به انتخابات خبرگان رهبری این اقدامات علیه برخی روحانیون منتقد تشدید گردد.
پاورقی:
» همسر الهام و پرتقال فروش حوادث قم [وب نوشت]
» هاشمی، منتظری دیگر [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/17ساعت 21:55  توسط مهدی محسنی  | 

وقتی در وبلاگ حسین درخشان خواندم که:«واقعا اکبر گنجی فکر می‌کند که اعتصاب غذای او (که هرگز معلوم نشد چطور فیصله پیدا کرد) در اینکه آزاد شده است موثر بوده است که حالا می‌‌خواهد با توسل به چنین برنامه‌ی خلاقانه‌ای موجب آزاد شدن زندانیان دیگر شود؟...»
از این برادر حسین انتظاری نبود زیرا هر چقدر در امر وبلاگ نویسی مهارت داشته باشد در تحلیل سیاسی اصلا نباید حرفهایش را جدی گرفت.در پی آن بود که دیدم روزنامه کیهان تحت مدیریت "برادر حسین بزرگ" در ادامه ی سیاق مرسوم اقدام به درج خبری از مراسم سخنرانی اکبر گنجی کرده است:
«جلسه تجليل از اكبر گنجي در لندن به تشنج كشيده شد. در حالی كه عوامل خاص به سختی توانسته بودند كمتر از ۲۰ نفر از مخالفان جمهوری اسلامی از ماركسیست ها تا سلطنت طلب ها را در اين جلسه گرد هم آورند، سؤالات پی درپی برخی از آنها مانع ادامه جلسه شد...در همين حال يك مقام امنيتي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما كه آيا سفر گنجی يك ماموريت از سوی وزارت اطلاعات است؟ سكوت معنی داری كرد.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 20:30  توسط مهدی محسنی  | 

سایت خبری بازتاب:«شيوه پاسخ دادن احمدی‌نژاد به تشويق‌های برخی مردم آذربايجان شرقی، مورد توجه تعدادی از روزنامه‌های باکو در جمهوری آذربايجان قرار گرفته است.
احمدی‌نژاد در مقاطعی از سفر به استان آذربايجان شرقی، در پاسخ دادن به ابراز احساسات مردم آذربايجان، انگشت‌های ميانی خود را جمع کرده است. حال آن‌‌که به اعتقاد اين روزنامه‌های خارجی، اين نماد گرگ خاکستری، مربوط به پان‌ترکيست‌های تجزيه‌طلب است.»

 

بعید به نظر می رسد احمدی نژاد معنای این عمل خود را بداند. احتمالا در پاسخ به اینگونه ابراز احساسات قومی بدون اطلاع از مفهوم این حرکت به تقلید از آنها به انجام این عمل مبادرت ورزیده است.
در همین مورد:
» گرگ خاکستری [چرت و پرت]
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 4:45  توسط مهدی محسنی  | 

اکبر گنجی در دور تازه ای از فعالیت سیاسی خود پس از سپری کردن ۶ سال زندان در حالی که اکثر روزهای پایانی آن را در اعتصاب غذا بسر می برد، در فراخوانی در جهت تلاش برای آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران طرح اعتصاب غذای سه روزه ای را پیشنهاد کرده است.
این طرح بصورت هماهنگ از روز جمعه در ایران و سایر نقاط جهان آغاز شده و عده ای از نیروهای فعال سیاسی درون و بیرون کشور در آن شرکت جسته اند. اما این پیشنهاد همچون هر عمل سیاسی دیگر از گزند و نقد و حتی سرزنش برخی مصون نماند.
بسیاری این پرسش را مطرح کرده اند که اعتصاب غذای سه روزه چه کمکی به وضعیت زندانیان سیاسی و یا توسعه ی دموکراسی در ایران می کند؟ بخشی از اپوزیسیون نیز با بدبینی نسبت به فعالیت اکبر گنجی و با اشاره به سوابق او از همراهی با این طرح خودداری نمودند.
گروهی نیز که قائل به اصلاح نظام از درون هستند هر گونه فشار اجتماعی به حکومت را مساوی براندازی تعبیر نموده و از شرکت جستن و یا حمایت کردن از آن خودداری می نمایند. این عده کماکان حضور در انتخابات را -که نزدیکترین آن خبرگان رهبری است- به عنوان استراتژی بی بدیل خود برگزیده اند.
با تمام این تفاصیل و با توجه به آنکه اکبر گنجی به عنوان نماد یک "انقلاب یکنفره" مطرح و برخی نسبت به فعالیت انفرادیش انتقاد می کنند اما تیزهوشی و موقعیت شناسی او در این برهه قابل تامل است.
در حالی که در فضای بین المللی امروز همه ی نگاه ها به سرانجام مجادله ی هسته ای ایران و غرب است، او با زیرکی تمام در روزهای منتهی به سالگرد قتل زهرا کاظمی در یک جو روانی آماده با اتخاذ شیوه ای مدنی برای اعتراض سیاسی، با تعداد اندکی از فعالان سیاسی ولی با گستره ی قابل توجه جغرافیایی، توجه ی جهان را به سوی وضعیت حقوق بشر و خصوصا وضعیت زندانیان سیاسی در ایران معطوف نموده است.
اکبر گنجی و همراهانش با انتخاب بجا و اشاره صریح به سه طیف اجتماعی یعنی روشنفکران سکولار، جنبش دانشجویی و جنبش کارگری، ضمن آنکه حضور و اهمیت این سه طیف را در صحنه ی اجتماعی-سیاسی ایران اعلام می دارند، زمینه ی حمایت جهانی را از آنان مهیا می کنند. و شاید این حرکت شروع تشکیل مثلثی باشد -روشنفکران سکولار، دانشجویان، کارگران- که بتواند در آینده ی ایران اثرگذار باشد .
» گنجی : اعتصاب غذا نافرمانی مدنی نیست [ایران ما]
» اعتصاب غذا و تحصن 3 روزه در تهران [ادوارنیوز]
» اعتصاب غذای هماهنگ اکبر گنجی و معترضان ایرانی [بی بی سی]
پاورقی:
چگونه می شود برای اکبر گنجی نگران نبود. هنوز چند ماهی بیش از اعتصاب غذای طولانی مدتش نگذشته است که بار دیگر ایت تن نحیف را زجر بی غذایی می دهد تا فردای ملتی را بیابد که برخی به بهای ساعتی بیشتر بیدار ماندن در جستجویش همت نگماردند.
+ نوشته شده در  2006/7/15ساعت 12:28  توسط مهدی محسنی  | 

درحالی که بنظر می رسد با مصاحبه ی زیدان با یک شبکه ی تلویزیونی فرانسوی و بیان سربسته ی آنچه که بین او و ماتراتزی گذشته است، تیترهای مربوط به زیدان در حال رنگ باختن است، برخی رسانه های داخل ایران که خوراک تبلیغاتی مناسبی را بدست آورده اند از دروغ پراکنی و شانتاژ خبری دست بر نمی دارند.
خبرگزاری فارس که دیروز در اقدامی عجولانه پس از مصاحبه ی زیدان با انتشار خبری اعلام نمود که ماتراتزی زیدان را فرزند یک بدکاره ی تروریست خوانده است، چند ساعت بعد بدون هیچ توضیحی با حذف خبر ارسالی خود، تنها به نقل خبر سایر خبرگزاری ها اکتفا نمود که در آن هیچاشاره ای به تروریست خواندن زیدان نبود.
این خبرگزاری امروز نیز به نقل از شبکه ی ام بی سی از فشار فیفا به زیدان برای "افشا نکردن حقایق" خبر داد. امری که مطمئنن در صورت حقیقت داشتن به هیچ عنوان از تیررس شبکه های خبری غربی پوشیده نخواهد ماند و به جنجالی دیگر تبدیل خواهد شد.
جدای از درستی ونادرستی این ماجرا، سوء استفاده برخی رسانه ها  -ومسولین و دولتمردان- ایران در جهت تحریک افکار عمومی علیه غرب و القای اینکه ماتراتزی نماینده غرب امروز -یا به عبارت بهتر غرب مسیحی، سکولار و لیبرال!!- است و زیدان نماد مسلمانان و دنیای اسلام -سردار تنهای اسلام در دل لشکر کفار- و این برخورد یک تقابل مذهبی-سیاسی است، جای تاسف بسیار دارد.
نه ماتراتزی نماد غرب سکولار است و نه زیدان نماد یک سردار مسلمان. هردو فوتبالیست هایی هستند که در میدان بازی برای پیروزی تلاش می کنند و در جهت کسب آن به هر کاری دست می زنند و گاهی از قواعد بازی جوانمردانه نیز خارج می گردند.
محافظه کاران ایران باید بدانند، این رفتارها و موضع گیریها نه تنها هیچ کمکی به وجه ی مسلمانان نخواهد کرد بلکه بر دامنه ی اختلافات و دشمنی های غرب و اسلام خوهد افزود امری که در نهایت به سود تندروهای هر دو طرف خواهد بود.
در همین زمینه:
» متشکرم آقای گاو [جمهور]
» زیدان ، سوژه ی تازه ای برای محافظه کاران ایران [بی بی سی]
» زیزو ، عزیز فرانسوی ها [انتخاب]
+ نوشته شده در  2006/7/14ساعت 15:23  توسط مهدی محسنی  | 

حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به بیانیه  فنلاند ، رییس دوره یی اتحادیه‌ی اروپا که نسبت به بازداشت رامین جهانبگلو در ايران ابراز نگرانی كرده و ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرده بود اعلام نمود:
«تا زمانی كه جهان غرب اين بازی دوگانه را خاتمه ندهد، افكار عمومی دنیا به ادعاها و بیانیه‌های اتحادیه‌ی اروپا اعتنایی نخواهد داشت...موضع‌گیری غير مرتبط و حساسيت غیر متعارف اتحادیه‌ی اروپا به دستگیری يك ايرانی جای سؤال و تعجب بسیار دارد».
حتی اگر بپذیریم موضعگیری و حساسیت غیر متعارف! غرب نسبت به دستگیری یک ایرانی جای تعجب دارد مطمئنن عجیب تر از دستگیری یک اندیشمند و استاد دانشگاه به مدت نزدیک به ۳ ماه و عدم دسترسی او به وکیل نمی باشد.
همچنین با توجه به سوابق ایران در زمینه ی نقض حقوق متهمان و سرنوشت افرادی همچون زهرا کاظمی و سعیدی سیرجانی و پیروز دوانی و... اظهار تعجب آقای آصفی محلی از اعراب نخواهد داشت.و بجای تکرار مکرر این "جملات نخ نما" بهتر است در جهت بهبود حقوق شهروندی در ایران گام بردارند.
مورد دیگر ارتباط دادن وضعیت حقوق بشر در ایران و دیگر کشورهاست.اینگونه از سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه استنباط می گردد که تا زمانی که نقض حقوق بشر در دیگر نقاط جهان رخ می دهد نباید نسبت به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کرد و این نوع استدلال به هیچ وجه توجیه پذیر نیست.
با توجه به منش و سوابق دکتر رامین جهانبگلو اتهامات وارده به او غیر قابل قبول است و تنها در محضر یک دادگاه صالحه و با حضور وکلای مدافع و بیان آزادنه ی آنچه در این روزها بر او می گذرد می توان به این باور رسید که حکم صادره در نهایت عادلانه خواهد بود.
+ نوشته شده در  2006/7/13ساعت 0:10  توسط مهدی محسنی  | 

باورش هم برایمان سخت است که در همین زمان دکتر رامین جهانبگلو در چه شرایطی به سر می برد. از زمان اعلام آن اتهامات عجیب و غریب توسط وزیر محترم اطلاعات آنهم بنحوی که بنظر کاملا ثابت شده می آید و تنها باید منتظر اعلام نوع و میزان مجازات بود، درخواست آزادی و دفاع ازجهانبگلو سخت تر از پیش شده است.
آنانی که در ایران هستند و دستی در کار اطلاع رسانی دارند باید مراقب باشند که مبادا با کلامی خود را در مظان اتهام قرار دهند و در این بین به همدستی متهم نشوند.چرا که موارد مطرح شده در مورد جهانبگلو هر چقدر هم که بنظر فعالین عرصه ی سیاست غیرقابل باور باشد، اتهامات سنگینی است. با این حال نهاد نا آرامم نمی گذارد بی تفاوت از این موضوع بگذرم و چیزی ننویسم. 
در همین حال همچنان اسانلو و خوئینی هم در زندان به سر می برند که شاید بتوان به عاقبت آنها خوش بین تر بود که وزیر محترم، خوئینی را راه گم کرده ای خواند که نیاز به تذکر دارد تا آلت دست دشمنان نشود و اسانلو نیز یک فعال کارگری است که خواسته های صنفی دارد.
پس بیش از همه باید به فرجام کار جهانبگلو فکر کرد و دست به کاری شد تا شاید از میزان آلامش بتوان کم کرد. جهانبگلویی که بهنود اینگونه بی گناهیش را دلیل می آورد:
«اين استاد جوان دانشگاه، اهل فلسفه که عمری را به دنبال پژوهش های فلسفی گذاشته و اکثر طبقه متوسط ايران – که بايد انقلاب کنند – از نام وی بی خبرند، چه نقشی در انقلاب آرام می تواند داشت[...] آيا وی در جائی تمايلی از خود به سياست ورزی نشان داده است. در کدام يک از الگوهائی که دستگاه اطلاعاتی بررسی کرده، چنين نمونه ای رخ داده که استاد فلسفه گريزان از سياست و قدرت و تازه از مصاحبه با دالائی لاما بازگشته، پيشقدم کاری پرخطر مانند انقلاب شده باشد.»
پاورقی:
» جهانبگلو و شکوهی [محمد علی ابطحی]
» انقلاب مخملین و اشتباه دوجانبه [محمد جواد روح]
» متهم ، متهم می کند [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/7ساعت 21:30  توسط مهدی محسنی  | 

«حميدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نظریه "فشار از پایین، چانه زنی در بالا" ی سعید حجاریان عضو دیگر شورای مرکزی این حزب را رد کرد و گفت: برای پيروزی اصلاحات بايد چانه زنی از بالا انجام بشود و فشار از پائين در حال حاضر امكان پذير نيست.
من به چانه زنی از بالا اعتقاد دارم و آن فشار از پائين همينی بود كه در اين چند سال اتفاق افتاد ، فشار از پایین با انتخابات وافكار عمومی صورت می پذیرد كه اين فشار در صورتی است كه جنبشی شكل بگيرد ولی اگر شكل نگرفت،چه؟»
آنچه حجاریان به عنوان "فشار از پایین،چانه زنی در بالا" مطرح نمود یک گزاره ی دو سویه بود.در آن حالت هر گروه سیاسی بر اساس میزان توانمندی در بسیج افکار عمومی به چانه زنی در بالا می پرداخت.در چانه زنی آنچه معامله می شد رضایت عموم جامعه بود با آنچه که اصلاح طلبان می خواستند.
درنسخه ی پیشنهادی جلایی پور یعنی "چانه زنی در بالا" اصولا اصلاح طلبان دیگر چیزی برای عرضه ندارند که بتوانند رقیب را به پای میز مذاکره بکشند.اتفاقی که در جریان انتخابات مجلس هفتم افتاد دقیقا بر این موضوع دلالت دارد.
در زمانی که عامه ی مردم از اصلاح طلبان روی برگرداندند، نهادهای منتسب به قدرت حاکمه از ورود نیروهای مخالف جلوگیری نمودند و صدای اعتراضی هم برنخواست.حالا در شرایطی قرار داریم که قدرت حاکمه یک دست شده است.به نسبت ۸ سال پیش از جایگاه اجتماعی مناسب تری برخوردار است و در تنظیم روابط خود با جهان نیازی به واسطه های اصلاح طلب نمی بیند.
پس کدام منطق حکم می کند که به چانه زنی با رقیب ضعیفی بپردازد که در زمان تصدی امور نیز از اجرای خواست خود ناتوان بود.آنچه جلایی پور به عنوان نسخه ی اصلاحات ارائه می کند، بازگشت به تاکتیک های شکست خورده ی گذشته است.
در یک سالگی انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری آنچه بیش از پیش خودنمایی می کند تاثیر عملکرد و طرحهای گروههای اصلاح طلب در شکست دکتر معین است.شاید بتوان اینگونه قلمداد نمود که این تاثیر حتی بیش از تاثیر تحریمیها در رقم خوردن این نتیجه بود.
حالا هر چقدر سعی کنیم با به سخره گرفتن دیگر رقبا -و البته رفقای دیروز- به اشتباهات فاحش خود بی توجه باشیم، برای بازسازی خود و حضور موثر در میدان سیاست با هزینه ی بیشتری روبرو خواهیم بود. 
+ نوشته شده در  2006/7/6ساعت 1:12  توسط مهدی محسنی  | 

وزیر اطلاعات در مصاحبه ای دیروز در پاسخ به سوالی در مورد دستگیری دکتر رامین جهانبگلو گفته است:
«یكی از راهكارهای مقابله آمریكا با برخی از كشورها از جمله ایران سازماندهی انقلاب‌های مخملی و "براندازی نرم" در این كشورها بود كه آقای جهانبگلو نيز بخشی از اين ماموریت را بر عهده داشت و ترددهای بسياری كه وی به كشورهای خارجی داشت و امكانات فراوانی در اختیار ایشان قرار گرفته بود، باعث بازداشت ایشان شد و پرونده وی در مراحل تحقيقاتی قرار دارد.»

در مورد این مدعای وزیر اطلاعات چندین شبه وجود دارد.اول آنکه انقلابهای مخملی در بستر حکومتهای شبه دموکراتیک تحت نفوذ آمریکا رخ داده است.عاملان آن فعالین سیاسی و یا دولتمردان پیشین و اپوزیسیونهای فعال در جریانات سیاسی بوده اند نه توسط اندیشمندانی که بیش از فعالیت سیاسی به مسائل علمی و اندیشه ی سیاسی می پردازند.
جهانبگلو نه ابزار و نیروی لازم این کار را در اختیار داشت نه نوع و ماهیت فعالیتش اینگونه بود.به باور بسیاری، دستگیری جهانبگلو در عوض انتقاد او به سخنان احمدی نژاد در افسانه خواندن هولوکاست رخ داده است و همچنین به دلیل نگاه سکولار به حکومت و افزایش روز افزون محبوبیتش در میان اندیشمند و دانشجویان.
باید منتظر ماند و دید مدارک و مستنداتی که در مورد این اتهام وجود دارد در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت یا خیر.شاید این مورد نیز همچون موارد مشابه به یک مصاحبه ی تلویزیونی و پذیرش تمامی اتهامات توسط جهانبگلو ختم شود و همین اعترافات به عنوان تنها مدرک محکومیت او مورد استفاده قرار گیرد.
+ نوشته شده در  2006/7/3ساعت 10:18  توسط مهدی محسنی  | 

وبلاگی در اعتراض به دستگیری موسوی خوئینی -که در روز ۲۲ خرداد ماه در تجمع زنان در میدان هفت تیر تهران بازداشت شد- راه اندازی شده است که اخبار مربوط به  دستگیری ایشان را پیگیری می نماید.


موسوی خوئینی با حضور خود در مراسم ۲۲ خرداد در اعتراض به رفتار خشن و خارج از عرف نیروهای انتظامی با زنان و دختران حاضر در تجمع دستگیر شده و کماکان در زندان به سر می برد.او از نمایندگان شجاع مجلس ششم بود که در دفاع از ساحت دانشگاه و در اعتراض به برخوردهای امنیتی با فعالیتهای دانشجویی نقش مثبتی را ایفا نمود.
+ نوشته شده در  2006/7/2ساعت 16:11  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:« مذاكراتی بین شركت خصوصی اورینتال اویل با "قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبياء(س)" در جريان و قرار است، بر مبنای آن، شركت حفاری "اورینتال اویل كيش" با مجموعه تاسیسات، تجهیزات و دكلهای حفاری در خشكی و دریا به قرارگاه سازندگی خاتم‌ الانبیا(س) واگذار شود...ارزش دارائیهای شركت ۹۰ میلیون دلار است كه مذاكره در جریان بر سر توافق قیمت نهایی است.»
شاید پس از ورود نظامیان به سیاست و زمامداری، اقتصاد نیز عرصه ی حضور آنان گشته است.گرچه در تاریخ بیست و چند ساله ی انقلاب و حتی رژیم گذشته نیز نظامیان در زمینه های اقتصادی فعال بوده اند.
در دورانهای موسوم به سازندگی و اصلاحات نیز نهادها و بنیادهای اقتصادی متعلق به نیروهای مسلح در اکثر قراردادها و مناقضه ها شرکت داشته اند اما مدیریت و مالکین شرکتهای عظیم تجاری در کنار مملکت داری و قانون گذاری ترکیب نیرومندی را به نفع نظامیان رقم زده است.
تکیه ی "نظامیان دیروز" بر صندلی های مجلس، هیات دولت، استانداریها و شهرداریها و بسیاری از نهادها و سازمانهای دولتی می توان این پرسش را به ذهن متبادر کند که آیا در این میان برنامه ای تدوین شده و از پیش مشخص در حال اجراست که سکان کشورداری را از دست تکنوکراتهای وفادار به نظام و حتی «یقه سفیدهای حزب الهی» (۱) بگیرد و به دست "یونیفرم پوشان" بسپارد!؟
شاید به همین دلیل است که برخی از اقتصاددانان و آگاهان به مسایل ایران از سو مدیریتها و بی برنامگی و فقدان تخصص در نزد مدیران تازه منصوب شده ی دولت نهم اینگونه ابراز نگرانی می کنند و واکنش بازار را به شرایط حاضر منفی ارزیابی می نمایند.
پاورقی:
» (۱) برگرفته از کتاب یقه سفیدهای محمد قوچانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/28ساعت 19:59  توسط مهدی محسنی  | 

«همزمان با برگزاری نخستین نشست شورای تازه تاسیس حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد قصد دارد نمایندگانی را راهی سوئیس نماید. در کنار وزیر دادگستری جمهوری اسلامی، نام سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب فعلی تهران نیز به چشم می خورد، اقدامی که به گفته ماشاءلله شمس الواعظین سخنگوی دفاع از آزادی مطبوعات ایران، تنها می تواند دهن کجی آشکار جمهوری اسلامی به حقوق بشر تعبیر شود.» [خبر
این اخبار در حالی منتشر می شود که دادستان فعلی تهران -قاضی مرتضوی سابق- از سوی فعالان حقوق بشر در داخل و خارج کشور بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. مرتضوی در جریان تعطیلی فله ای مطبوعات نقش محوری را به عهده داشت، و نشریاتی را توقیف نمود که دادگاه بسیاری از انها کماکان برگزار نشده است.
از سوی دیگر در جریان قتل زهرا کاظمی عکاس کانادایی ایرانی، شبهات بسیاری در مورد عملکرد مرتضوی وجود داشت (دارد) تا جایی که محسن آرمین نماینده مجلس ششم در آن زمان در نطقی در مجلس انگشت برخی اتهامات را به سوی مرتضوی نشانه رفت.
همچنین در جریان انتخاب مرتضوی به عنوان دادستان تهران سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت نارضایتی خود را از این موضوع علنا اعلام نمود.تعقیب و محاکمه بسیار فعالان سیاسی-اجتماعی، احضار و محاکمه وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران و مشارکت فعال در توسعه فیلترینگ از دیگر مواردی است که منتقدان به مرتضوی نسبت می دهند.
با این اوصاف شاید در آینده بتوان نتایج این سفر را به فال نیک گرفت.این امکان وجود دارد که مرتضوی و دیگر اعضای هیات ایرانی با دیدار با نماینده کشورهایی که از وضعیت مطلوبی از نظر حقوق بشر برخوردارند و آشنایی با دیدگاههای آنان نسبت به عملکرد خود دچار استحاله شوند.
اگر چه نمی توان این احتمال قریب به یقین را ندیده گرفت که دیدار هیات ایرانی و تامل آنها با کشورهایی که متهم به نقض فاحش حقوق بشر هستند، بیشتر است. و در این میان ممکن است آثار سویی را بر افکار هیات ایرانی بگذارند و آنها را با آخرین متدهای نقض حقوق بشر آشنا کند!
پاورقی:
در مورد استحاله شدن مرتضوی اصلا "شوخی نم ی ک ن م" !!
+ نوشته شده در  2006/6/22ساعت 17:56  توسط مهدی محسنی  | 

دو روز پس از انتخابات ۲۷ تیر ۸۴ در مورد دور دوم انتخابات و شرایطی را که در ۴ سال آینده با آن روبرو خواهیم بود پیش بینی کردم:
« فضا خطرناک تر از آن است که تزهای روشنفکرمابانه داد. حضور احمدی نژاد در قدرت مصادف از است با ۴ سال خفقان و سرکوب آزادیهای سیاسی و اجتماعی که در بهترین حالت منجر به این خواهد شد که چهار سال دیگر به سراغ رییس جمهوری برویم که کمتر [...] باشد. ۴ سال هزینه و عقب افتادی کشور و تضعیف پایه های دموکراسی.نمی دانم کشور تحمل این همه هزینه را دارد. »
حالا در بازخوانی آن مطالب می توان دریافت برخی از آن پیش بینی ها به حقیقت پیوست است. اما باید اذعان کرد که بیش از آنکه فضای سیاسی اجتماعی امروز ایران خشن و تاریک باشد، دچار یک فضای دو سویه ی تراژیک و کمیک هستیم.  
فضایی که در آن رییس جمهور خود را در یک هاله ی نور تصور می کند، مهرورزی وعده داده شده مشمول اعتراضات صنفی کاگران، زنان و دانشجویان شده و به سرکوب خشونت بار و کم سابقه ی آنان منجر می گردد و اقتصاد رو به ثبات با وجود نفت ۷۰ دلاری دچار آشفتگی و تزلزل است.
سیاست خارجی در بدترین موقعیت خود قرار دارد و دولت نهم هر فرصت پیش روی خود را به خطری بالقوه برای کشور تبدیل می نماید. بازار خرافه گرایی و مداحی آنچنان داغ شده که اعتراض همراهان دوران انتخابات دولت را هم در پی داشته است.
نمی توانم انکار کنم که بارها بارها در طول یک سال اخیر آرزو کردم که ای کاش معین برنده انتخابات بود و در بهترین فرصت تاریخی کشور برای کسب موفقیت و یافتن نقشی مناسب در عرصه ی جهانی شاهد فرصت سوزی های تازه واردان عرصه ی سیاست نبودیم.
پاورقی:
» رییس دادگستری تهران: تاكنون گزارشی از ضرب و شتم افراد در تجمع زنان دريافت نكرده‌‏ام [ایلنا]
+ نوشته شده در  2006/6/18ساعت 19:55  توسط مهدی محسنی  | 

آنچه دیروز رخ داد حقیقت عریان امنیت اجتماعی است که وزیر محترم کشور از آن دم می زد. دولتی که در حفظ جان مردم در خوزستان و سیستان و کرمان ناتوان است، قدرتش را در مقابله با زنان بی دفاع نمایش می دهد.
«...در تجمع مسالمت آميز  زنان در ميدان هفت تير كه با برخورد نيروهای انتظامی به خشونت کشيده شد، تعداد زيادی از فعالان زنان ،دانشجوبان و حاضران بازداشت شدند.
در میان فهرست بازداشت شدگان، ژيلا و ترانه بنی یعقوب، مهندس موسوی خوئینی، بهمن احمدی امويی، سمیرا صدری، بهاره هدایت، عاطفه یوسفی، معصومه لقمانی و فیروزه مظفری و بسياري از دانشجویان فعال در زمينه زنان قرار دارند...» [اصل خبر]
خشونت در تجمع زنان+ لینکهای دیگر [زن نوشت]
گزارش تصویری کسوف از سرکوب تجمع آرام زنان در میدان ۷ تیر تهران
فیلم  کوتاه عملیات فاطی کاماندوها در گوگل ویدیو
پاورقی:
» زن نوشت در اهواز فیلتر شده است.
» بلاگفا امروز برای ساعتهای متمادی از دسترس خارج شد!
+ نوشته شده در  2006/6/13ساعت 21:13  توسط مهدی محسنی  | 

در یک هفته ی اخیر پس از اغتشاش در سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم و نیمه تمام ماندن آن واکنشهای بسیاری نسبت به این واقعه صورت گرفته است.اکثر گروهها و شخصیتهای سیاسی اتفاقات رخ داده در مراسم مذکور را محکوم نموده اند.
اغلب تحلیلگران سیاسی نیز علت وقوع این حادثه را اعمال فشار به هاشمی رفسنجانی برای جلوگیری از ورود به عرصه ی انتخابات خبرگان رهبری ارزیابی کرده اند.گرچه سرمقاله نویس روزنامه ی شرق در نگاهی متفاوت سعی نمود از منظری دیگری به واقعه بپردازد و نقد رفتار و منش گروههای فشار مد نظر قرار داده است.
در همین حال شاید کمیک ترین بخش این واقعه هنگامی رخ داد که هاشمی سعی داشت در سالگرد واقعه ۱۵ خرداد به تبیین دیدگاههای آیت الله خمینی بپردازد اما  از سوی برخی از حضار به استناد نظرات آیت الله خمینی شدیدا مورد نکوهش و اعتراضات قرار گرفت.
در این میان نیز هیچکس به خاطر نیاورد که آیت الله خمینی در زمان ترور هاشمی، در اوایل انقلاب، گفته بود: «انقلاب زنده است چون هاشمی زنده است».
به نظر می رسد اینگونه رفتارها در قبال هاشمی و همچنین آنچه که بر او در دوران انتخابات ریاست جمهوری گذشت همچنان تداوم بیابد و در آینده ماهیت تندتری به خود بگیرد.
در آن صورت باید یقین برد که هدفی فراتر از حذف هاشمی در انتخابات خبرگان رهبری دنبال می گردد. هدفی که در نهایت به حذف رفسنجانی از دایره قدرت و تصمیم گیران سیاسی نظام منجر شود.
شاید شرایطی که قریب به یک دهه قبل آیت الله منتظری را از عرصه ی سیاسی ایران خارج نمود امروز قربانی دیگری را انتظار می کشد.عجیب نخواهد بود اگر نام او اکبر هاشمی بهرمانی باشد.
+ نوشته شده در  2006/6/9ساعت 1:10  توسط مهدی محسنی  | 

«احمدی‌نژاد در قسمتی از سخنان خود گل زدن را كاری نه چندان دشوار توصیف كرد و گفت: اگر بخواهید، از 40 متری هم می‌توانید توپ را كه قطر آن 20-25 سانتی‌متر است در دروازه 7 متر و 20 سانتی‌ جای دهید.  احمدی‌نژاد بر نقش مهم روحیه داشتن در پيروزی بر حریف تاكید كرد و اظهار داشت: اگر بخواهید از پای مصدوم علی دایی هم كار می‌كشید و گل می‌زنید.اگر نخواهید هم ممكن است میرزاپور با آن قد و هیكل ورزشكاری به راحتی گل بخورد.»
این سخنان در آخرین دیدار احمدی نژاد با ملی پوشان فوتبال ایران قبل از سفر به آلمان ایراد شده که خبرگزاری فارس با آب تاب بسیار نسبت به انعکاس آن اقدام کرده است. احمدی نژاد در ادامه با اشاره به تاکتیکهایی که در هنگام پیش افتادن تیم ایران می توان از آن بهره برد، افزود:
« هر وقت از حریف جلو افتادید و خواستید وقت را تلف كنید، توپ را بدهيد علی كریمی همه را دريبل بزند».همچنین احمدی نژاد خطاب به آندرانیك تيموریان گفت: «ان شاء الله حضرت مریم و حضرت زهرا (س) كمكت خواهند كرد».
این دومین بار است که احمدی نژاد با حضور در میان ملی پوشان نسبت به مسائل فنی تیم اظهار نظرهای عجیب و غریب می نماید.گرچه پس ازگذشت کمتر از یک سال از انتخاب ایشان، شنیدن سخنانی از این دست در زمینه های مختلف به عادتی روزانه تبدیل شده است.
پاورقی:
» کاپیتان هاله ی نور
+ نوشته شده در  2006/6/5ساعت 20:25  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که رسانه های نزدیک به دولت احمدی نژاد در تلاشند آمریکا را خواهان مذاکره با ایران نشان دهند و از بی میلی مقامات ایرانی نسبت به این موضوع سخن می گویند، وقایع دیگری در حال شکل گیری است.
پیشنهاد حضور آمریکا در مذاکره ی اروپایی ها با ایران با پیش شرط هایی مطرح شد که عمل به آنها برای ایران جز یک عقب نشینی کامل چیز دیگری استنباط نمی شود.بنظر می رسد آمریکا تنها برای افزایش فشار به حکومت ایران پیشنهادی را مطرح نمود که پیشاپیش از واکنش تهران نسبت به آن آگاه بود.
در همین حال با وجود آنکه شرایط بیش از هر زمانی برای تهران مخاطره آمیز شده است و اجماع جهانی علیه ایران در حال شکل گیری است، دولتمردان جمهور اسلامی به بازی اتمی خود ادامه می دهند.بازی که بسیار بر این اعتقادند، پایانش با شروع مخمصه ی دیگری برای حاکمان ایران همراه خواهد بود: "پرونده ی حقوق بشر ایران".
به همین دلیل این فرض قوت گرفته است که شاید جمهور ی اسلامی سعی می کند مناقشه ی هسته را تا جای ممکن ادامه دهد و خطرات احتمالی آن را بپذیرد اما به بازی جدیدی تن در ندهد.شرایطی که به واقع ایران در آن از پیش باخته است و با حقوق هسته ای ایران تفاوت بسیاری دارد.
به دلایل بسیاری وضعیت حقوق بشر مسئله ایست که با کمترین حمایت از طرف افکار عمومی مواجه خواهد شد.زمان مشخص خواهد نمود که حکومت ایران تا چه هنگام می تواند کشمکش هسته ای را ادامه ی دهد و تا چه میزان برای تداوم آن هزینه خواهد نمود.
پاورقی:
نهاوندیان:«كسانی كه از تحريم اقتصادی ايران صحبت می‌كنند يا تاريخ را مطالعه نكرده‌اند و یا اقتصاددان نيستند، زيرا متوجه نيستند كشور بزرگی مثل ايران با اين تعداد همسايه و شدت همبستگی اقتصادی،قابل تحريم شدن نيست.»
من به قدر دکتر تاریخ نخوانده ام و اقتصاد دان هم نیستم اما می دانم کشوری که در تجارت جهانی نیم صدم درصد سهم دارد و اقتصادش کاملا دولتی و وابسته به نفت است بسیار آسیب پذیر و متکی به پذیرش جهانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/2ساعت 3:24  توسط مهدی محسنی  | 

بازگشت شرایط عادی به دانشگاهها از برکات دولت احمدی نژاد محسوب می شود.البته شرایط عادی را اینگونه می توان توصیف کرد: اشتیاق دانشجویان به فعالیت فرهنگی، صنفی و سیاسی. امری که به جد در چند ماهه ی اخیر توسط تشکلهای مختلف دانشجویی در اکثر دانشگاههای کشور به وقوع پیوسته است.
بعضا انجمنهای اسلامی در جایگاه مدافعان حقوق دانشجویی و معترضان به سرکوب و سکون سیاسی- فرهنگی در دانشگاه و بسیج و دیگر تشکلها و نهادهای همسو به عنوان اهرمهای فشار حکومت بر دانشجویان دگر اندیش و دگرخواه.
در این میان دستگیری و برخورد قضایی با دانشجویان به عنوان هزینه ی این فعالیتها مورد تصور است که بعید بنظر می رسد این رفتارها در کاهش تنش موجود موثر باشد و امکان دارد به خودی خود منشا بروز اعتراضات جدیدی گردد.
به گواه تاریج جنبش دانشجویی ایران هرگاه فشارهای اجتماعی و سیاسی دولتها افزایش یافته و فعالیتهای مدنی محدود شده است، دانشگاه و دانشجویان نقش پر رنگتری را در عرصه ی تحولات اجتماعی بازی کرده اند.
نقشی که البته به علت شور جوانی دانشجویان از رادیکالیسم تهی نبوده است و این کمترین هزینه ی استقرار استبداد در جایگاه حکمرانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/1ساعت 0:31  توسط مهدی محسنی  | 

زینب بحرینی در مطلبی خواستار توجه وبلاگ نویسان به وضعیت فرید مدرسی شده است.او شرایط مدرسی را اینگونه توصیف می کند:
«از همان ابتدا هم کاملا مشخص بود منتظری دادستان قم کینه عمیقی نسبت به فرید و سایر همبندان‌اش دارد و تمام اهتمام‌اش را برای به دام‌ا‌نداختن دست کم یکی از آنها خواهد گذاشت. در مورد سایرین موفق نبود اما فریدبه سبب حکم پیشین دادگاه تهران (۶ماه حبس تعلیقی) بیش از همه در معرض خطر بود و برای منتظری همین کافی بود تا هرچه آبرو در دادستانی قم دارد خرج کند تا با یک حکم شش ماهه تعزیری حبس یک ساله ای برای فرید مدرسی فراهم کند و گویا موفق شد».
بحرینی با اشاره به شرایط خاص مدرسی معتقد است که بهترین کار برای او "درخواست تعلیق اجرای حکم" می تواند باشد:«فرید دانشجو است، در حال حاضر آنچه مهم است تلاش برای تعویق اجرای حکم اوست. لذا از همه دوستان وبلاگ نویس می‌خواهم در یک اقدام دسته جمعی برای جلوگیری از انجام حکم در موعد مققر، درخواست "تعویق اجرای حکم برای فرید مدرسی" را در وبلاگ هایشان قرار دهند تا شاید در یک حرکت جمعی تنها بتوانیم فرید را در دادن امتحاناتش یاری کنیم.»
مدرسی که در کنار سایر فعالیتهایش وبلاگ آذر را هم اداره می کند، در این وبلاگ اینگونه خود را معرفی کرده است:«فرید مدرسی، متولد ۲۵ آذر ۵۹ در شهر قم، دانشجوی ارتباطات، روزنامه نگار، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت...».
در همین حال همچنان دکتر رامین جهانبگلو در وضعیت نا مشخصی قرار دارد و نگرانیها در مورد او افزایش یافته است.شاید همین روزها باید منتظر فیلم اعترافات جهانبگلو باشیم که پرده از چهره ی واقعی او بردارد. چیزی شبیه اعترافات سیرجانی و علی افشاری و ...
+ نوشته شده در  2006/5/30ساعت 14:11  توسط مهدی محسنی  | 

فدائیان دیروز شهادت طلبان امروز
عکس سمت راست متعلق است به گردانهای فدایی صدام حسین که در سال ۲۰۰۳ برای مقابله با امریکا تشکیل داده بود و در آن زمان جنجال تبلیغاتی بزرگی به راه انداخت.اما در زمان جنگ اثری از ارتش صدام هم نبود چه برسد به این فدائیان ضعیفه.
عکس سمت چپ نیز مربوط است به تشکیل پنجمین گردان شهادت طلب ایران که دیروز اعلام موجودیت نمود.علاقه ی مفرد برخی زنان به حضور در این گردانها قابل توجه است.در حالی که در بسیاری عرصه های کم خطر -مثل تماشای بازی فوتبال- حضور زنان ممنوع است، هیچ مانعی برای حضور زنان در این فعالیت احساس نمی شود.
به هر حال ظاهرا تاریخ در حال تکرار شدن است. می گویند که هر حادثه ی تاریخی یک بار به شکل تراژیک اتفاق می افتد و بار دیگر به شمایل کمیک.تشخیص اینکه کدام واقعه کمیک است و کدام یک تراژیک بر عهده ی شما باشد.
پاورقی:
خبرگزاری ایسنا عکسها و خبر تجمع و اعتراضات چهارشنبه شب دانشجویان کوی دانشگاه تهران را حذف کرده است.در حالی که پیش از این قابل دسترسی بود.
+ نوشته شده در  2006/5/26ساعت 3:50  توسط مهدی محسنی  | 

«معاون سیاسی امنیتی استاندار كرمان شامگاه جمعه در گفت و گو با خبرنگار فارس در كرمان تصریح كرد با اجرای این عملیات ظرف سه روز گذشته تاکنون، اسنادی از اشرار به دست آمده است كه گویای ارتباط آنان با خارج از كشور است.
وی با بیان اینكه تاكنون هیچیك از اشرار توسط نیروهای انتظامی دستگیر نشده‌اند، گفت: منطقه‌ پیرسوران كه اشرار در آن محاصره هستند بسیار پیچیده است و دستگیری و جمع كردن اشراری كه زخمی شده‌اند پس از پایان عملیات و اطمینان از خلع سلاح آنان صورت خواهد گرفت.»
از این دست خبر رسانی ها در مورد حوادث بخصوص امنیتی و سیاسی به شیوه ای معمول تبدیل شده است.اگر براستی رسانه ی پرسشگر و مستقلی وجود داشت از این معاون محترم می پرسید در حالی که در حالی که هیچیک از اشرار دستگیر نشده اند این اسناد چگونه بدست آمده است.
و اصلا به چه دلیل اسناد همکاری با بیگانگان را در هنگام عملیات تروریستی با خود حمل می کرده اند.چگونه و با چه سرعتی به محتوی این اسناد پی برده اند؟ به واقع روایت مضحکی است.
متاسفانه این حوادث هر از چند گاهی رخ می دهد و این داستان پردازیها تکرار می شود.فرافکنی مسولان امر در مورد ناتوانی در تامین امنیت کشور با روایت چنین سناریوهای نخ نما، تنها پاک نمودن صورت مسئله است و نتیجه ای را بدست نخواهد داد.
پنجشنبه گذشته نیز مرتضوی دادستان تهران در بیان نحوه ی دستگیری عامل ترور قاضی مقدس مسائلی را مطرح کرد که می تواند پرسشهای بسیاری را به همراه داشته باشد.مثلا با توجه به اثبات جرم متهم تنها به استناد اعتراف او برای یک افسر اماراتی -به روایت آقای دادستان- در صورت انکار متهم چگونه امکان اثبات جرم وجود داشت.
با این اوصاف به چه دلیلی متهم خود خواسته به همه ی اتهاماتش اعتراف کرده و بدون مقاومت با جزئیات به نحوی ارتکاب این جرم و جرایم دیگر پرداخته در حالی که می داند بدون شک حداقل! مجازاتش اعدام خواهد بود.
اگر یک رسانه ی مستقل و پی گیر وجود داشت مطمئنن مسولان حکومتی در بیان بسیاری از مسائل دقت بیشتری به خرج می دادند و شعور مخاطبان خود را به سخره نمی گرفتند.
+ نوشته شده در  2006/5/20ساعت 1:54  توسط مهدی محسنی  | 

« اين نامه‌‏ای است كه از شيخ مهدی كروبی به شيخ احمد جنتی كه هيچ كدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانیت نیستند و هر یك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بیت گوشه‌‏ای از معارف دینی را ارایه می‌‏كنند، یكی بر مدار غلو می‌‏چرخد و دیگری از غلو پرهیز می‌‏كند، یكی حتی امام راحل را با محك عقل می‌‏پذيرد و دیگری حتی مقامات اجرایی و عرفی را به مدد الهام الهی تقدیس می‌‏كند، یكی به استناد ميراث امام خمینی(ره) به میزان بودن رأی ملت برای همه مقامات معتقد است ودیگری بی‌‏توجه به میراث آن امام حتی عرفی‌‏ترین مقامات اجرایی را قدسی می‌‏خواند، یكی از جمهوریت در دل اسلام سخن می گوید و دیگری در طبل الوهیت بندگان خدا می كوبد و اين دو راه است و دو مقصد حتی اگر رهپویان آن راه فرزندان یك انقلاب باشد.»
نوشته ی فوق بخشی از نامه ی بلند و سر گشاده ی مهدی کروبی است به احمد جنتی امام جمعه موقت تهران و دبیر شورای نگهبان در انتقاد به انتساب نامه ی احمدی نژاد به منبع قدسی و الهی و همچنین نقدی کوتا و گذرا دارد به اصل نامه ی مذکور.
به واقع باید قبول نمود هیچکس جز شیخ مهدی کروبی را توان و جسارت اینگونه انتقاد نمودن نیست آن هم بعلت سوابق و شرایط.این شیخ اصلاحات در بیان نظراتش با هیچکس تعارفی ندارد حال رفقای هم خط باشند و یا رقبای سیاسی قدر قدرت.این غیر قابل پیش بینی بودن او را به شخصیتی جذاب بدل نموده است.
+ نوشته شده در  2006/5/17ساعت 11:47  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که احمد جنتی در نماز جمعه ی این هفته ی تهران، نامه ی احمدی نژاد به بوش را الهام الهی می داند و احمدی نژاد تشکیل و ادامه ی کار دولت خود را لطف الهی و جریانات سفرش به نیویورک را معجزه خوانده بود.
برخی از هواداران احمدی نژاد بر این باورند که دولت نهم مقدمه ی تشکیل حکومت امام زمان خواهد بود، دستور احمدی نژاد به رییس سازمان تربیت بدنی، مبنی بر آزادی ورود زنان به ورزشگاهها نه تنها امداد غیبی و عنایت الهی تلقی به حساب نیامد بلکه به عنوان عملی غیر شرعی و منافی عفت عمومی تقبیح و با واکنش تند جریانات اصولگرا، رییس دولت وادار به صرف نظر از تصمیمش شد.
براستی مشخص نیست که ملاک الهی و غیبی بودن عملکرد دولت چگونه و توسط چه کسانی تعیین می گردد.در همین حال اپیدمی اعلام وقوع معجزه در عصر دولت احمدی نژاد اعتراض برخی از مراجع سنتی و البته غیر حکومتی را در بر داشته است.همچنین دگراندیشان دینی نیز این بیانات را آفت دین خوانده و نسبت به نتیجه ی ادامه ی این رفتار هشدار می دهند.
به باور بسیاری انتصاب عملکرد دولتمردان به نیروهای ماورائ طبیعی ضمن اینکه مسوولیت و عواقب آن را از دوش مجریان ساقط می کند، امکان نقد و اعتراض به رفتار دولتمردان را غیر ممکن می نماید.این بزرگترین آفت جمهوری است که باید از آن پرهیز نمود.
باید باور داشت که در دنیای جدید هر دولتی که بر سر کار می آید فارغ از درجه ی معرفت و پایبندیهای اخلاقی افراد آن، منبع مشروعیت و مقبولیت خود را از مردم کسب می نماید و مرجع رفتاری خود را قانون اساسی برمی گزیند و هر امری غیر از این ارزشی نداشته و جز فساد قدرت چیزی در بر نخواهد داشت.
+ نوشته شده در  2006/5/14ساعت 1:59  توسط مهدی محسنی  | 

در چند روز اخیر نامه ی احمدی نژاد به جرج بوش پسر در کانون توجهات رسانه های داخلی و برخی رسانه های خارجی قرار داشته است.در مورد علت انجام و صحیح و غلط بودن فرستادن این نامه نظرات متفاوتی وجود دارد.
می توان حدس زد که این نامه در راستای ایجاد فضای تبلیغاتی برای دو مقصود مشخص انجام گرفته است:
اول ایجاد شرایطی در داخل که امید به دولت را در سطح عمومی افزایش دهد.سلسله عملکردهای دولت در چند ماه اخیر با ارسال این نامه تکمیل شد و این امید را برای عوام ایجاد خواهد کرد که با بهبود روابط ایران و امریکا، بخصوص شرایط اقتصادی ایران بهبود یابد.اگرچه در واقع متن نامه چنین هدفی را محقق و پیگیری نمی نماید.
ثانیا این نامه از نظر بین المللی مسائل را مطرح می نماید که خواست گروههای زیادی را نمایندگی می کند.مخالفان جنگ و مدافعان حقوق بشر، اسلامگراهای تندرو ضد غرب و گروههای سیاسی -عمدتا چپ-ضد سرمایه داری. گرچه سطح نازل و پراکنده گویی های موجود در نامه از اثر آن به شدت کاسته است.
البته از جهات دیگری نیز این نامه قابل تامل است.در این نامه مسائلی مطرح شده است که می تواند دغدغه فعالین اجتماعی و حقوق بشر درون کشور باشد.تنها لازم است خطاب نامه را تغییر دهیم و جای برخی عناوین را عوض کنیم. به عنوان مثال:
«...متهمانی در گوانتانامو -بجایش بخوانید اوین- در بند هستنـد كه محاكمه نمی شوند. به وكيل دسترسی ندارند. خانواده های آنان نمی توانند آنان را ببيننـد...»
و یا در این قسمت نامه:
«...واقعه 11 سپتامبر -بخوانید قتلهای زنجیره ای،حمله به کوی دانشگاه،قتل زهرا کاظمی و...- واقعه هولناكی بود. كشتن بيگناهان در همه جای دنيا تاسف بار و دردناك است...همه دولتها موظفند از جان و مال و آبروی شهروندان خود محافظت كنند...چرا ابعاد اين موضوع -موضوعات- تا كنون مخفی مانده است؟ چرا توضيح داده نمی شود چه كسانی در اين حادثه كوتاهی كرده اند؟ و چــرا مسببين و مقصرين معرفی و محــاكمه نمـی شوند؟» 
از این دست مسائل در نامه ی احمدی نژاد به بوش کم نیست و مرا یاد آن مثل اندازد که رطب خورده کی منع رطب کند. در حالی که نتوانسته ایم حداقل رضایت مردمان خود را جلب کنیم و با مشکلات بسیاری روبرو هستیم و حداقل خواست شهروندان خود را بر نمی تابیم، برای دیگران نسخه می پیچیم و درمان ارائه می کنیم و انتظار داریم که پاسخ نشنویم که "تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی".
+ نوشته شده در  2006/5/11ساعت 20:19  توسط مهدی محسنی  | 

برای حمایت از آزادی دکتر رامین جهانبگلو این لوگو را در وبلاگتان قرار دهید.وی درحال حاضر به دلایل نامعلومی در زندان اوين در بازداشت بسر می‌برد. برخی منابع اتهام او را جاسوسی! عنوان کرده اند.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانه‌شناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.

آزادی برای دکتر رامین جهانبگلو
پاورقی:
» وب سایت دکتر رامین جهانبگلو
» وبلاگی برای آزادی دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/4ساعت 4:4  توسط مهدی محسنی  | 

معاون دادستان تهران بازداشت رامين جهانبگلو را تاييد كرد
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
معاون دادستان تهران خبر بازداشت رامين جهانبگلو، عضو گروه فلسفه‌ی دانشگاه تهران و پژوهشگر را تاييد كرد. محمود سالاركيا در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن تاييد خبر زندانی شدن اين استاد دانشگاه در زندان اوين، از اتهامات وی ابراز بی‌اطلاعی كرد.
توضیح:سالارکیا معاون مرتضوی است که در زمان اعتصاب غذای گنجی مدعی بود او غذاها و داروهایی را مصرف می کند که ده ها برابر غذاهای معمولی قیمت دارد.او همچنین اعتصاب غذای گنجی را تکذیب کرده بود. در این میان شایعاتی در مورد متهم شدن دکتر جهانبگلو به جاسوسی بگوش می رسد.
پاورقی:
» وبلاگی برای آزادی دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 20:21  توسط مهدی محسنی  | 

سال ۱۳۸۳ که سردبیر هفته نامه ی ندای جنوب بودم سلسله مقالاتی از دکتر جهانبگلو در مورد فلسفه ی سیاسی، مدرینه در ایران و مصاحبه جهانبگلو با هانا آرنت را به چاپ رساندیم.همین مطالب بهانه ای شد برای تماس با ایشان -برای کسب اجازه ی چاپ مطالبشان- که با روی گشاده و براحتی پذیرای ما شدند و حتی به دیداری حضوری نیز منت نهادند.با این اوصاف متاسفانه توفیق بهره مندی از ایشان حاصل نشد.
منظور از این مقدمه چینی اینکه بی بی سی گزارش کرده است:«خبر بازداشت جهانبگلو در بسياری وب سايت های فارسی زبان دراينترنت منتشر شده، اما هيچ يک ازمنابع خبری رسمی يا مقام های دولتی ايران آنرا تاييد نکرده اند.»
در همین مورد وبلاگی برای آزادی دکتر جهانبگلو راه اندازی شده است.بسیاری از وبلاگها نیر در مورد اظهار نظر کرده اند.ظاهرا روزنامه ی اعتماد ملی تنها نشریه ای است که در این مورد خبرسانی کرده است.
حسین درخشان در مطلبی تحت عنوان سکوت به ضرر جهانبگلو است خواستار انعکاس گسترده این رخداد شده و اینگونه ابراز داشته که همچون ماجرای سینا مطلبی، باید بدون توجه به مخالف خانواده جهانبگلو با انعکاس رسانه ای، به این موضوع نیز پرداخته شود تا شرایط بهتری برای ایشان فراهم آید.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانه‌شناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.
در همین زمینه:
» سیبیل طلا : جهانبگلو در اوین 
» خبر وبلاگ هنوز و لینکهای مرتبط
» جهانبگلو دستگیر شد [دویچه وله فارسی]
» وب سایت دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 16:57  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس گزارش داد که روسیه قصد دارد در دو مناقصه به منظور ساخت نیروگاههای هسته ای جدید در ایران شرکت کند.
با نوجه به اینکه پس از ۳۰ سال نیروگاه بوشهر با میلیاردها دلار هزینه به بهره برداری نرسیده است و چندی پیش از سو استفاده یک میلیارد دلاری مقامات روسی در جریان ساخت این نیروگاه خبرهایی شنیده شد، امکان حضور روسیه در مناقصه های جدید جای هیچگونه خوشحالی نخواهد داشت.
بخصوص در سالهای پس از انقلاب سیاست روسیه در قبال ایران مورد انتقاد بسیاری بوده است.دست اندازیهای روسیه به مناطق و منافع ایران، در قرن حاضر به شکلی جدید در حال پیگیری است.به واقع هر راهی که به مسکو ختم شده برای منافع ملی ما پر خطر و غیر قابل اطمینان بوده است.
در جریان پرونده هسته ای ایران نیز روسیه کاملا در جهت منافع ملی خود گام برمی دارد و از ایران برای اهرم فشار به آمریکا استفاده می نماید.در عین حال سعی دارد با سیاستی یک بام و دو هوا، بیشترین بهره ی اقتصادی را از طرفهای درگیر نصیب خود کند.البته واضح است که در نهایت به جهتی متمایل خواهد شد که بیشترین سود را برایش داشته باشد.
شاید به همین دلیل است که زمزمه هایی مبنی بر آمادگی برای مواجهه ای بدون حمایت روسیه با مخالفان فعالیتهای هسته ای ایران بگوش می رسد.
پاورقی:
* نوعی قمار مرگبار روسی
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 4:22  توسط مهدی محسنی  | 

امير قطر در پايان ديدار دو روزه خود از ايران ، برای تيم ملی فوتبال ايران و كشورهای منطقه «خليج عربی» آرزوی موفقيت كرد که به نوشته ی خبرگزاری فارس این اقدام با واکنش "تند!" احمدی نژاد روبرو شد:« البته وقتی امير به مدرسه می‌رفتند به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و كتابها ياد داده بودند» .
اما امیر قطر با گستاخی تمام از قبول عنوان خلیج فارس طفره رفته و به بیان این نکته بسنده کرد که:« به هر حال اين خليج متعلق به همگان است و اميدواريم كه كشورهای منطقه بتوانند افزايش قيمت نفت را در راستای توسعه و ارتقای كشورهای خودشان قرار دهند. ما هميشه خواهان صلح و دوستی در منطقه بوده و هستيم».
آنچه که سابقه و عملکرد کشورهای عربی نشان می دهد آنها همیشه ایران را به چشم دشمن نگاه می کردند.به گواه تاریخ حمایتهای همه جانبه و بی دریغ ایران از مردم فلسطین هم نتوانست حمایتهای آنها از حکومت دیکتاتو و متجاوز صدام را در جنگ تحمیلی علیه ایران کاهش دهد.
از سوی دیگر مذهب شیعه مردم ایران از دید اعراب انحراف و بدعت در دین محسوب می گردد و عداوت ایرانیان با خلفا نیز مزید علت شده است.شاید در اولویت دوم قرار گرفتن ملیت به نسبت دین در سیاست خارجی ایران زمینه ی تجاوز اعراب به منافع ملی ایران داده است.
در حالی که اعراب -چه دولتها و چه شهروندان عرب- خود را عرب های مسلمان می دانند و جنبه ی عربی را برمسلمان مقدم می پندارند.گرچه در برخی مواقع برای تامین منافعشان تن به جابه جایی اولویتهای خود داده اند.مسئله ی وهابی گری و شیعه کشی -و مواضع ضد شیعی القاعده- بیشتر برگرفته از حس ضد ایرانی می باشد تا برخواسته از اعتقادات مذهبی
با کمی اغماض می توان مدعی شد سیاست اعراب در قبال ایران بسیار شبیه آن موضعی است که علیه اسرائیل اتخاذ می کنند.همانگونه که اسرائیل را غاصب می دانند مدعی غصب جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی توسط ایران هستند.
+ نوشته شده در  2006/5/2ساعت 19:23  توسط مهدی محسنی  | 

شهريار مشيری نماینده بندرعباس در مجلس‌‏هفتم می گوید:«دولتمردان در مورد سفرهای استانی به مردم دروغ مي‌‏گويند». گرچه این سخنان عجیب نیست اما نکته های جالبی در این اظهارات وجود دارد که قابل ملاحظه است.
وی معتقد است:«دروغ بزرگی كه سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزی و دولت‌‏مردان می‌‏گويند، اين است كه قرار بود در سفرهاي رييس‌‏جمهوری به استانهای محروم، بودجه‌‏های اختصاص يافته به استانها، جدای از بودجه‌‏هايی باشد كه در لايحه بودجه برای اين استانها پيش‌‏‌‏بينی شده است وگرنه سفر دكتر احمدی‌‏نژاد به چه منظور است؟»
این نماینده مجلس در ادامه ی سخنانش به نکته ی پر اهمیت دیگری اشاره دارد و آن اینکه هزینه ی این سفرها از کدام ردیف بودجه ای تامین می گردد.او در این باره به اینچنین می گوید:«اين بودجه چه رييس‌‏جمهوری به آن استانها برود يا نرود، به آنها تعلق دارد.درحالی‌‏كه دولت همواره مفتخر بود و در هر استان نيز مطرح می‌‏كند كه هدف از اين سفرها محروميت‌‏زدایی از چهره استان‌‏های محروم است، رييس سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزی مطرح كرده است كه هزينه سفرهای استانی رييس‌‏جمهوری از همان رديف‌‏های بودجه‌‏های استانی لايحه بودجه تهيه می‌‏شود.»
به عبارت ساده تر آن نان و پنیر و چای شیرینی که دولتمردان در سفرهای استانی خود می خورند از جیب مردم همان استان هزینه شده است.البته به آن نان و پنیر و چای شیرین باید هزینه ی استفاده از بالگرد، هواپیما، اقامت، امنیتی و غیره را اضافه نمود.آری هرچه دروغ بزرگتر باشد باورش آسان تر است.
+ نوشته شده در  2006/5/1ساعت 12:39  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس به نقل از محمد عباسی نماینده مجلس هفتم نوشته است که «يكی از ويژگی‌های دولت نهم، كم هزينه بودن دولت است».گرچه شاید آنچه در شعار و تبلیغات بیان می گردد اینگونه باشد اما با نگاهی کلی به عملکرد شش ماه اخیر دولت می توان نشانه هایی مبنی بر رد این ادعا یافت.
هزینه های یک دولت از دو جنبه قابل بررسی است.هزینه های آشکار که قابل محاسبه می باشد و هزینه های پنهان که نیاز به بررسی دقیقتری دارد.
در یک مورد می توان به تعداد بسیار زیاد سفرهای احمدی نژاد به استانهای کشور به بهانه ی تشکیل جلسات هیات دولت  اشاره نمود که در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است.هزینه ی حمل و نقل و خدمات -رفاهی و امنیتی- به وزیران و معاونان و محافظان و دیگر همراهان در کنار هزینه ی مهیا سازی زمینه ی سخنرانی رییس جمهور و سفر به شهرهای  مختلف هر استان را باید به تمامی هزینه ها افزود.تاکنون نیز دولت هیچ رقم مشخصی را در مورد هزینه ی سفرهای استانی خود اعلام ننموده است.
از سوی دیگر به هیچ وجه مشخص نیست که مصوبات و جلساتی برگزار می شود از کارشناسی و فایده ی لازم برخوردار باشد.اگر به واقع در هر سفر سه روزه بتوان تحولی در هر استان ایجاد کرد مجموعا  نود و نه تا صد روز برای برنامه ریزی برای سامان دادن همه ی ایران کافی بنظر می آید!!
از سوی دیگر هزینه های پنهان این دولت غیر قابل انکار است.عدم وجود ثبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.بالا رفتن ریسک سرمایه گذاری در ایران و تزریق نقدینگی به بازار ودر پی آن افزایش تورم. افزایش خروج سرمایه از کشور و به طبع آن افزایش بیکاری.
سقوط بورس اوراق بهادار پس از چندین سال رشد بی سابقه و کم نظیر.ایجاد تنش در روابط ایران با جهان و بازگشت به انزوای بین المللی.همه ی این موارد بخشی از هزینه های پنهان دولت احمدی نژاد می باشد که باید در محاسبات لحاظ گردد.
+ نوشته شده در  2006/4/30ساعت 11:37  توسط مهدی محسنی  | 

گزارش البرادعی در مورد فعالیت های هسته ای ایران منتشر شد.در این میان رسانه های ایران و جهان رویکرد متفاوتی به این گزارش داشته اند و هر کدام با توجه به موضع و نگاه خود بخشی از گزارش را مهم دیده اند.لینک برخی از این مطالب:
» آژانس هنوزنمي‌تواند نبود فعاليت‌هاي مخفي را درايران تاييد كند [ایسنا]
» ايران خواسته شورای امنيت را اجرا نکرد [بی بی سی]
» آژانس هيچ ماده اتمی اعلام نشده ای در ايران پيدا نكرده است [فارس]
» تاكيد اعضای دائم شورای امنيت بر راه حل ديپلماتيك برای مساله فعالیت های هسته ای ايران [ایلنا]
» گزارش البرادعی در مورد ایران منفی بود [دویچه وله]
» باز شدن راهی برای مرحله ای جدید از دیپلماسی [مهر]
آنچه مشخص است اینکه آمریکا از این گزارش رضایت نسبی دارد و در اجرای طرحایش آنرا موثر می پندارد.در همین حال روسیه همچنان بر بکار گیری دیپلماسی با در نظر گرفتن خواستهای آمریکا و اروپائیان به راه حل "غیر نظامی" در حل پرونده ی ایران فکر می کنند.ایران نیز بظاهر حاضر به امتیاز دهی نیست.باید دید این وضعیت تا پایان کاررایی دیپلماسی ادامه خواهد یافت. 
+ نوشته شده در  2006/4/29ساعت 10:50  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که احمدی نژاد خواستار مهیا شدن شرایطی برای حضور زنان در ورزشگاهها شد، واکنش مخالفان بیش از حد تصور بود.مصباح یزدی روحانی سنتگرا و از هواداران سر سخت احمدی نژاد در انتخابات به این تصمیم واکنشی کاملا منفی نشان داده است.
از سوی دیگر نیز چند تن مراجع نزدیک به جناح حاکم با صدور فتاوی جداگانه، مخالفت قاطع خود را با این تصمیم اعلام نمودند.جمعی از نمايندگان مجلس نیزطی نامه‌ای به احمدی نژاد ضمن بيان نگرانی های خود اعلام كردند «شرايط را برای حضور زنان در ورزشگاهها مناسب نمی‌دانند».
در ادامه ی این نامه نیز موضع احمدی نژاد درمورد بد حجابی مورد انتقاد واقع شده است:«در خصوص پوشش اسلامی جامعه نيز ناهماهنگی در اعلام مواضع از طرف مسئولين مختلف در قوه مجريه موجب تضعيف نظام، تجری متخلفين و سست شدن اقتدار در نهادهای اجرايی ذيربط می شود.»
شرایط حاضر از دوجنبه قابل بررسی است.اولا اینکه تمامی این اتفاقات با برنامه ریزی حساب شده انجام پذیرفته است. حوادثی در جهت انحراف افکار عمومی در روزهای نزدیک به پایان یافتن مهلت شورای امنیت و همچنین نشان دادن چهره ی اصلاحگرا از محمود احمدی نژاد و القای این نظر که دولت فعلی با کارشکنی از سوی همه ی جناح ها ونهادهای حکومتی روبروست.
سوی دیگر جریان را میتوان منتسب به روحیه ی پوپولیستی دولت دانست.دولتی که تمامی توان خود را در پی ایجاد رضایتمندی عمومی -در شکلی ظاهری- بکار گرفته است.البته به هر حال این اقدامات در تغییر شرایط جامعه بی تاثیر نخواهد بود.مثلا در مورد اخیر جدا از نتیجه ای که حاصل خواهد شد حق ورود زنان به ورزشگاه ها به عنوان یک "حق مسلم" از مطالبات همیشگی زنان خواهد بود.
در همین زمینه:
» واکنش دو سویه . دستاورد زنانه
پاورقی:
البته در این مورد خاص ماهیت مخالفت مراجع ونمایندگان مجلس از نظر اعتباری قابل بررسی خواهد بود و بی شک میتوان پاسخ های مناسبی نسبت به این اعتراضات مهیا نمود.
+ نوشته شده در  2006/4/26ساعت 21:49  توسط مهدی محسنی  | 

دومین مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد حاوی نکات جالبی بود.احمدی نژاد در مورد وعده ی آوردن پول نفت بر سر سفرها صراحتا عنوان کرد که «روزنامه شرق اين را از قول من از خود نوشت و من هم تكذيب نكردم، اما من نگفته‌ بودم» .
همچنین در پاسخ به خبرنگار ی که در مورد نقض میثاق نامه اش با وزا و حضور فامیلها و بستگانش در کابینه که داستان باجناقها معروف شده است به حالت تمسخر گفت: «ببینید تا کجا دولت مهرورز است که حتی باجناقها هم فامیل شده اند».همان پاسخی که پیش از این الهام، سخنگوی دولت، به این سوال داده بود.
در این جلسه برخی پاسخهای احمدی نژاد خارج از عرف معمول قلمداد می شد تا جایی که با لحنی خارج از انتظار، خبرنگاران را مورد خطاب قرار می داد. امری که به هیچ وجه تاکنون در میان دولتمردان ایران دیده نشده است.به عنوان مثال حداد عادل، رییس مجلس هفتم، در انتخاب لغات و لحن و آهنگ گفتارش کمال ادب و متانت را رعایت می کند که حتما به علت سبقه ی فرهنگی اش است. او به واقع می تواند به عنوان  الگوی رفتاری خوبی برای دولت نهم مد نظر قرار گیرد.
در این مصاحبه مطبوعاتی خبرنگار خبرگزاری فارس درباره‌ی روحيه جنگ طلبی و دلتنگی احمدی نژاد برای جنگ سوال كرد که احمدی نژاد پاسخ روشنی به این سوال نداد.
پاورقی:
» وزارت علوم خواستار اخراج پيمان عارف از دانشگاه تهران شد
+ نوشته شده در  2006/4/25ساعت 3:39  توسط مهدی محسنی  | 

دیشب حنیف گفت که الپر می خواهد وبلاگش را ببندد.این شاید بدترین خبری بود که در این شرایط می توان شنید. نمی دانم چه شد که فورا احساس کردم نکند من نیز سهمی در این تصمیم داشته باشد.
به حجم انتقادات و البته فحش ها و تهمتهایی که در عرض این چند روز پس از نوشته شدن دستهای آلوده، به علی زده شد فکر می کنم، به این باور می رسم که تحمل چنین فشاری باید بسیار سخت باشد.
به سهم خودم آن چیزهایی را که در نقد علی نوشتم تلنگری می دانستم به همه ی ما که می خواهیم نقدی بنویسیم و در عین حال به عدالت وفادار باشیم. ولی اگر قرار بود به جایی برسیم که الپر از نوشتن محروم خود خواسته و ما از خواندن دست نوشته هایش بی بهره باشیم به فرستادن ایمیلی بسنده می کردم.
در مورد هر دوستی که خواسته وبلاگش را ببندد این اعتقاد را داشته ام که شاید به احترام مخاطبان باید تا جایی که می توان تحمل نمود.گرچه وبلاگ یک پنجره ی خصوصی است که هرگاه بخواهی می توانی ببندی و به کسی هم بدهکار نباشی.
در مورد علی بیش از بقیه باید حساس بود.او و چند نفری نماد یک جریان سیاسی-اجتماعی قدرتمند دنیای مجازی اند.همچون علی افشاری و دیگرانی که به درست و غلط امروز در نقطه ی مقابل هم اند.
از خصوصیات این فضای مجازیست که جا برای همه وجود دارد و همگان را می پذیرد.حالا علی پیر حسین لو باشی یا علی افشاری.مشارکتی باشی یا تحکیمی و جمهوری خواه و توده ای و سلطنت طلب.حتی می توانی هیچ نباشی و اینجا بنویسی.
+ نوشته شده در  2006/4/23ساعت 19:49  توسط مهدی محسنی  | 

دستهای آلوده ی الپر صف بندیهای تحریمی ها و مشارکتی ها -هواداران شرکت در انتخابات-را علنی تر از هر زمان دیگری به عرصه دنیای مجازی کشاند.آنچه که به عنوان گلایه های این دوگروه از هم جسته و گریخته بیان می شد به میدان منازعه و فحاشی میان دو طرف تبدیل شده است.
البته هستند کسانی که خواستار یک نقادی سالمند و نسبت به تندروی های هر دو طرف انتقادات جدی وارد می کنند.در این زمان بیش از هر موقع دیگری می توان قاطعانه گفت که نوشته ی الپر اشتباه بود.
از سوی دیگر نیز پاسخ علی افشاری نه تنها به حل موضوع کمک نکرده بلکه به خشونت گفتاری دامن زده است.البته عصبانیت افشاری قابل درک است اما بهتر بود سعی نماید تنها به پاسخ دادن به انتقادات و اتهامات بسنده کند و اتهامات جدیدی را به طرف مقابل وارد نکند و بهانه به دست عده ای ندهد.
ادامه ی روند اخیر می تواند مشکل زا باشد و واکنشهایی همچون آنچه در خبرنامه ی امیرکبیر آمده بر وخامت اوضاع بیافزاید و راه هر گونه مصالحه ای را ناممکن کند.بهتر است مدافعان افشاری نوشته های سید آبادی و محمدجواد روح و سعید شریعتی را ملاک عمل و نظر قرار دهند و نخواهند تمامی اختلافات پیشین را به یکباره زنده کنند.
البته نمی خواهم از انصاف دور شوم و نگویم که عملکرد برخی از این مشارکتی ها و مجاهدینی ها چه خونی به دل جنبش دانشجویی و برخی فعالین سیاسی نمود و چه هزینه هایی را به ایشان تحمیل کرد و در مقابل هم خطاهای دانشجویان کم نبود.مطالبی که مجال گفتن در این اوضاع و احوال نیست.
پاورقی:
*جالب است که الان دیدم این شعر را الپر دیروز در وبلاگش نوشته است.
+ نوشته شده در  2006/4/23ساعت 2:26  توسط مهدی محسنی  | 

حنیف از من دلگیر شده که چرا گفته ام الپر تحت حمايت های هودر موفق شده است.البته همین حالا این مطلب را دیدم که اگر این ساعت بامداد نبود حتما به حنیف نازنین زنگ میزدم و توضیح می دادم.
حنیف عزیز اینجا می نویسم و یک تماس هم طلبت.صریحا می گوبم که به هیچ عنوان قصد من از جمله ی «الپر و چند تنی دیگر از دوستان جزو وبلاگهای پرخواننده و تاثیر گذار هستند که در این میان از حمایتهای حسین درخشان نیز بی بهره نبوده اند.» ربط دادن موفقیتهای علی و یا دیگران به هودر نبود.
من الپر را از زمانی که در پرشین بلاگ دست نوشته های یک الپر را راه انداخت بود می شناسم و بی شک موفقیت امروزش را حاصل پشتکار، جسارت و توانمندیهای خودش می دانم.منظورم از آن جمله ی مورد بحث هم توصیف طیفی بود که الپر به آن تعلق دارد.طیفی که به واقع بخش عمده ای از اثرگذارترین و پرخواننده ترین وبلاگها را شامل می شوند.
گرچه شاید هیچگاه بشکل رسمی دور هم جمع نشده باشند اما نظرگاه های سیاسی و اجتماعی بسیار نزدیکی بهم دارند.و به باور من حسین درخشان هم یکی از افراد این طیف محسوب می شود.
در همین حال همچنان بنظر من الپر در بیان این مسائل تند رفته است اگر چه ممکن است حاوی بخشی از حقایق هم باشد.
خوب بخاطر دارم روزی را که اکبر عطری برای سخنرانی در محکومیت حکم آغاجری به دانشگاه چمران اهواز آمده بود و چه آشوبی برپا شد و بر اثر آن من  و برخی دیگر از دوستانم چند ترمی از ادامه ی تحصیل محروم شدیم.پس از آن مشخص شد پشت پرده ی آن تندروی ها و آشوبها به سود چه کسانی بود است.بارها خواستم در آن مورد بنویسم اما دیدم این آتشی است که برخرمن خود می زنیم.
حنیف نازنین! شاید اینگونه اشتباهات جزء لاینفکی از وبلاگ نویسی باشد اما بقول رضا شیرالی:« اگر نقدی داریم به روشنی بگوییم و اگر اشتباهی کرده ایم بپذیریم. به همین سادگی!» و من می پذیرم که در نگارش آن جمله می توانستم دقت بیشتری نمایم.
+ نوشته شده در  2006/4/22ساعت 3:28  توسط مهدی محسنی  | 

الپر در مطلبی با عنوان "دستهای آلوده" اتهاماتی را به افشاری و عطری وارد کرده .مواردی که به گفته ی خودش توسط «بزرگواری كه فعاليت‌های اين آدمها را از نزديك می‌بيند» در اختیارش قرار گرفته است.
الپر در ابتدای مطلب این نکته را ذکر کرده است که «بعضی دوستان سياست و واقعيت را از احساسات و رفاقت‌ها جدا كنند» و بر پایه ی آن بی پرده افشاری و دوستانش را به وطن فروشی متهم می نماید.
قضاوت در مورد این مطلب به عهده ی خوانندگان آن است که بر حسب شناختی که از طرفین مدعی دارند و البته با شنیدن دفاعیات افشاری قضاوت نمایند.
اما نکته ای که مد نظر من است از جنس دیگریست.الپر و چند تنی دیگر از دوستان جزو وبلاگهای پر خواننده و تاثیر گذار هستند که در این میان از حمایتهای حسین درخشان نیز بی بهره نبوده اند.این دوستان به واسطه ی نزدیکی با اصلاح طلبان پیشرو -همان مشارکت و مجاهدین که بزک شده اند- خط کشی های جدی با دیگران ایجاد کرده اند.
اگر نگویم اصلا، به ندرت می توان نقدی بر سخنان و یا عملکرد مشارکتیها و مجاهدینها در وبلاگشان خواند. البته در میانشان بلاگرهای متعادل تری هم هستند که کمتر جهت گیری حزبی دارند. حنیف و محمد جواد نمونه ی بارزی از این گروهند.
در هر حال کاش همانگونه که الپر به دوستان تحریمی و تحکیمی و... می تازد نیم نگاهی هم به دیگرانی داشته باشد که اگر خوب پرونده ی اعمالشان را بررسی کنی سیاهکاریهای بسیاری را یدک می کشند. هنوز طنین صدای شکوری راد به گوش می رسد که گفت: «حرف مصباح و اکبر گنجی یکی بود!»
پیوست:
» از الپر بعید بود [وبلاگ هرنی]
» برای الپر [آزاد نویس]
» خرمن گندم را به طوفان پسردن [محمد جواد روح]
+ نوشته شده در  2006/4/21ساعت 4:36  توسط مهدی محسنی  | 

یکی از شاخصهای بارز در ایران پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، عدم ثبات اقتصادی است. شرایط اقتصادی در زمان ریاست جمهوری خاتمی با وجود تمامی بحران سازیهای مخالفان قدرتمند داخلی و فشارهای خارجی از یک ثبات نسبی برخوردار بود.
در آن برهه کمتر شاهد افزایش یا کاهش ناگهانی قیمتها بودیم و شاخصهای اقتصادی تقریبا حرکتی یکنواخت و قابل پیش بینی داشت.المانهایی که کمک زیادی به ثبات رشد اقتصادی، کاهش ریسک و افزایش سرمایه گذاری می کنند.
اما در شرایط کنونی با توجه به رفتار و گفتاری که دولت مردان بخصوص احمدی نژاد در پیش گرفته است و  درپی آن فشارها و تهدیدات آمریکا بیشترین لطمه به اقتصاد بیمار ایران وارد آمده است.اگرچه دولت سعی دارد باتزریق پول نفت رضایت عمومی را جلب نماید اما این مسئله نیز در آینده دردسرهای دیگری را ایجاد خواهد نمود.
دراین روزها شاهد سکون بازار بورس و معاملات املاک رونق بازار طلا و ارز هستیم.تبدیل سرمایه ها ی نقدی به طلادر حالی صورت می گیرد که چرخ های اقتصاد ایران برای تولید بیشتر نیاز مبرمی به نقدینگی دارد.
سرمایه داران که شرایط امنیتی ایران را مناسب نمی دانند، تحریم و یا حمله ی نظامی را محتمل می دانند، پول خود را به ثروت قابل جابجایی و مطمئنی تبدیل کرده اند تا امکان خروج آن از کشور راحت تر باشد، در حالی که تبدیل فوری زمین و یا سهام به پول و خارج کردن آن از کشور امکان پذیر نیست.این شاید یکی از دلایلی باشد که بهای سکه طلا را تا مرز ۲۱۰ هزار تومان رسانده است.
سخنان نسنجید و رفتارهای و شعارهای اصولگرایان نه تنها مزه ی پول نفت را در کام مردم شیرین نکرده بلکه می رود تا روزگار آنان را تیره تر از دوران نفت ۱۰ دلاری سید محمد خاتمی نماید.عملکرد و سخنانی که منافع و امنیت ملی را نشانه گرفته است.
توضیح:
با توجه به اینکه عدم نظارت بر قسمت نظرات وبلاگ موجبات سوء استفاده را فراهم نموده و برخی دوستان از این امر ناراضی هستند، از این پس تمامی نظرات پس از تایید به نمایش در خواهد امد.البته همه نظرات اگر حاوی الفاظ رکیک و نسبتهای ناروا به دیگران نباشد نمایش داده خواهد شد.
+ نوشته شده در  2006/4/19ساعت 2:11  توسط مهدی محسنی  | 

نوشته ی زیر بخش از پاسخی است که با عنوان سهمیه کیک زرد در پاسخ به مطلب بحران سازی دولتی و در دفاع از عملکرد احمدی نژاد در جریان پرونده هسته ای ایران نوشته شده است:

«دست يافتن دانشمندان ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي بايد جشن عمومی اعلام مي شد؛ چون بيش از رفتن ايران به جام جهانی ارزش داشت و رخداد به يادماندنی بزرگی در تاريخ ايران بود. اما متاسفانه اخيرا برخی در ايران و بسياری در خارج به دل دردهای تهوع آور همراه با تيك های عصبی و آلرژی خاص مبتلا شده اند كه نوعی بيماری ويروسی است و اخيرا به اپيدمی تبديل شده...
به اين دسته از عزيزان تسليت گفته و آرزومند بهبود حال شان هستم و اميدوارم غم آخرشان باشد. البته عزيزان بيمار يادشده می توانند بعد از بهبود نسبی حالشان با مراجعه به دفتر رياست جمهوري ايران سهميه مخصوص كيك زرد خود را از دست جناب دكتر احمدي نژاد شخصا دريافت نمايند.»

نظرات از این دست در عین سطحی نگری واقعیت تلخی را در خود گنجانده است.اینکه چرا موفقیت علمی به این ارزشمندی باید "دل دردهای تهوع آور" را برای برخی موجب گردد و چگونه رفتار یک دولت می تواند چنین شرایطی را ایجاد نماید.
به باور بسیاری از فعالین سیاسی تحقیقات و فعالیتهای اتمی ایران بیش از آنکه برای حفظ و یا تامین منافع ملی ایران باشد در جهت حفظ وضعیت موجود کاربرد دارد.کیک زرد سرپوشی است برای تداوم نقض حقوق بشر، وجه المصالحه ی تحدید آزادی بیان و نیروهای اپوزیسیون .
کاش برای بهبود حالمان بجای سهمیه ی کیک زرد، می توانستیم سهمی از آزادی، حقوق اجتماعی و یا سیاسی و یا حتی تحقق شعارهای انتخاباتی احدی نژاد -نان،مسکن،دینداری- را از دفتر ریاست جمهوری طلب نماییم.
+ نوشته شده در  2006/4/14ساعت 18:25  توسط مهدی محسنی  | 

در مراسمی که به حضور عده ای رقصنده با شعار الله اکبر و شمایل گوناگون قومی-اعتقادی مزین بود احمدی نژاد خبر خوشش را اعلام کرد.جان کلام این بود:«چرخه توليد سوخت هسته‌ای در مقياس آزمايشی و با غنای مورد نياز در خاك ايران تكميل شد و جمهوری اسلامي ايران به كشورهای هسته ای جهان پيوست.»
جالب است که چند سال پیش نیز اعلام شد ما به چرخه سوخت رسیده ایم و جزو کشورهای هسته ای جهان هستیم. کیک زرد را هم که تهیه کرده بودیم.به غنی سازی ۵/۳ درصد هم رسیده بودیم و تا جایی که بخاطر دارم غرب متهم مان می نمود به انجام غنی سازی در حدود ۳۰ درصد، که برای مصارف نظامی است.
اعلام این خبر مثل این بود که احمدی نژاد تصمیم بگیرد سد کرخه که بزرگترین سد خاکی با هسته ی رسی ساخته شده در خاورمیانه است را بار دیگر افتتاح کند.حتی از این هم مضحکتر.
این اقدامات و برگزاری شوهای این چنینی جز مشوش کردن فضای حاکم بر سیاست خارجی ایران و افزایش فشارهای آمریکا دستاوردی نخواهد داشت. اکثریت مردم نیز آنچنان با مشکلات اقتصادی و تنگناهای اجتماعی درگیرند که اهمیت برای این مسائل قائل نیستند.
می توان این دولت را به واقع چپ گرای تمام عیار دانست که دولتی کردن همه چیز را سرلوحه ی کار خود قرار داده اند.تا جایی که سعی دارد بحران سازیها را نیز دولتی نماید.
ای کاش مدعیان عدالت اجتماعی و مهرورزی به شعارهای انتخاباتی خود پایبند بودند و در جهت بهبود وضعیت اقتصادی گام بر می داشتند و حتی اگر توان سامان دادن به وضعیت موجود را ندارند بر بی سامانی ها اضافه ننمایند.
+ نوشته شده در  2006/4/12ساعت 2:42  توسط مهدی محسنی  | 

سایتها و رسانه های هوادار دولت در گزارشهای متنوع و هیجان برانگیز از "خبرخوشی" گزارش می دهند که قرار است احمدی نژاد در مورد فعالیتهای هسته ای ایران اعلام نماید و به باور خبرگزاری فارس «پيش‌بينی می‌شود خبرخوش و غرور‌انگيز رئيس جمهور به مردم ايران ، غرب را شوكه كند».
دولتی ها اهمیت این مسئله را تا جایی دانسته اند که مدير روابط عمومی آموزش و پرورش شهرستان‌های استان تهران از نواخته شدن زنگ شادی در پاسخ به خبر غرور آميز رئيس جمهور در خصوص انرژی هسته‌ای كه وعده داده است امروز بعداز ظهر اعلام كند، در مدارس اين شهرستان خبر داد.
شباهت این ماجرا به طرح پیشنهادی احمدی نژاد در مورد فعالیتهای هسته ای ایران که قرار بود دنیا را متعجب کند، بسیار زیاد است.طرحی که آنچنان همه را متعجب و سردرگم کرد که مشخص نشد عاقبت طرح به کجا انجامید!
بنظر می رسد اینگونه بزرگ نمایی ها جز لاینفک دولت احمدی نژاد شده است. اغراقهایی که رنگ بوی خوش خیالی نیز دارد.فکر نمی کنم این حجم از رفتارهای پوپولیستی، که تمامی شئونات حکومتی را در بر گرفته، حداقل در طول تاریخ جمهوری اسلامی سابقه داشته باشد.
پاورقی:
» حکم دادگاه در مورد قتل علی احمدی پور در مترو تهران-کرج بدست یک روحانی-و شاغل در نیروی انتظامی- که سال گذشته رخ داد بود اعلام شد.
بر اساس این حکم متهم از قتل عمد تبرئه و به پرداخت دیه و سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
» هر قتلی ، قتل نیست [لینک]
+ نوشته شده در  2006/4/11ساعت 14:47  توسط مهدی محسنی  | 

آنگاه که محسن رضایی در پاسخ به پرسشی در خصوص مذاكرات ميان ايران و آمريكا اعلام می دارد که در اين خصوص در مجمع تشخيص مصلحت نظام بحثی صورت نپذيرفته است و اين مذاكرات تحت نظارت مقام معظم رهبری و رياست‌‏جمهوری صورت می‌‏پذيرد، به وضوح مشخص می گردد که این بازی بدون حضور هاشمی رفسنجانی در جریان است.
رفسنجانی که پس از انتخابات قدرت قبلی خود را محدودتر می بیند مطمئنن در برابر این تحولات آرام نخواهد نشست.باید دید واکنش او در برابر کسانی که معتقدند عمر سیاسی هاشمی پایان یافته است چگونه خواهد بود و در این میان چه نقشی را برای خود در مذاکرات متصور است.
پاورقی:
» آمریکا ؛ شیطانی که زیاد بزرگ نبود [لینک]
» منافع ملی یا منافع فراموش شده [لینک]
+ نوشته شده در  2006/4/9ساعت 2:29  توسط مهدی محسنی  | 

در مورد ساختن لوگو برای فعالین سیاسی و یا اجتماعی که در تنگنا قرار گرفته اند ذکر این مطلب لازم است که قرار نیست با این کار شق القمری رخ دهد.تنها بخاطر داشتن این نکته که ما به سرنوشت آنان که بخاطر آزادی و عدالت تلاش می کنند اهمیت می دهیم.
هر روز که صفحات وبلاگمان را باز می کنیم بیاد می آوریم هستند کسانی که باید دل نگرانشان بود و هر روز که صفحات وبلاگمان را باز می کنند از خود بپرسند که این لوگوها برای چیست.باور کنیم که دانستن توانستن است.و ما دانستن را می آموزیم و می آموزانیم، به همین سادگی. 
+ نوشته شده در  2006/4/8ساعت 1:45  توسط مهدی محسنی  | 

هجدهم اردیبهشت۸۴ بود که بخاطر مجتبی سمیعی نژاد این سطرها را نوشتم:
«همیشه ی در چنین مواقعی سوالی ذهنم را مشغول می کند.چرا از جمع چند ده هزار وبلاگ نویس تنها چند صد نفر -آن هم با خوش بینی- نسبت به تداوم سانسور، تهدید، احضار و زندانی کردن وبلاگ نویسان واکنش نشان می دهند.
شاید هم تعجبی نداشته باشد.این درست همان اتفاقیست که در جامعه خودمان بر سر حرکتهای اجتماعی - سیاسی رخ داده است.کاش همه ی وبلاگ نویسان به این باور دست می یافتند که سانسور هر وبلاگ هر چند که خواننده آن نباشند ضربه ای به همه ی وبلاگ نویسان است.
ای کاش به اندازه ای که از بسته شدن یک وبلاگ با محتوی داستانها و خاطرات سکسی - قصدم ارزش گذاری نیست و تنها بیان یک مثال است - خشمگین میشدیم برای بسته شدن یک وبلاگ سیاسی اجتماعی و یا به زندان افتادن بلاگری اظهار تاسف می کرد.»
لوگوی زیر توسط هاله ارائه و روی فضای سایت blogfa ذخیره شده است.
 
مجتبی سمیعی نژاد را آزاد کنید
+ نوشته شده در  2006/4/7ساعت 2:34  توسط مهدی محسنی  | 

احمدی نژاد در دیدار خود با نمایندگان که در غیاب چهرهای با نفوذ مجلس هفتم برگزار شد، تشکیل دولت خود را یک رنسانس و تجدید حیات در کشور خوانده است.او در ادامه تصریح کرده:«در جريان هستيم كه هدايت اين جريان يك امداد غيبی است و اين حركت در ۸-۷ سال آينده ادامه می‌‏يابد.»
پرسشی که مطرح می شود اینست که اگر این امدادات غیبی هستند چگونه به این واضحی همه در جریان آن قرارگرفته اند از سوی دیگرپیش بینی ادامه ی کار این دولت به مدت ۸ سال نیز در نوع خود جالب توجه است.
احمدی نژاد با مقایسه ی موجی که انتخاب او ایجاد کرد با موجی که انقلاب به رهبری آیت الله خمینی بوجود آورد به این مسئله اشاره کرده است که:« در سفرهای استانی مردم در تجمعات بی‌‏هوش می شوند كه آنها را با آمبولانس خارج می كردند. »
این همه اعتماد به نفس و خود تمجیدی آقای احمدی نژاد جای تعجب بسیار دارد.طرح مسائلی که حتی یکبار نیز توسط خاتمی صورت نگرفت.مردی که دوست و دشمن به بزرگ منشی و کرامت او صحه گذاشته اند. بواقع در این میان بهترین واکنش یادآوری سخنان اعلمی خطاب احمدی است:
«متاسفانه اشتياق بيش از حد آقای احمدی‌‏نژاد در توسل به روشهای پوپوليستی و اصرار مطلق به توسعه و انعكاس برنامه‌‏های تبليغاتی‌‏اش و تقدس بخشيدن به خود و برنامه‌‏هايش و آسمانی جلوه دادن مسايل زمينی مربوط به خود میتواند شائبه تلاش رييس جمهوری محترم و بعضی از اطرافيانش در توسل به يك منبع كاذب قدرت به منظور كسب شهرت و شخصيت برتر را بيش از پيش تقويت كند ».
پی نوشت:
دلم نیامد این شعر اخوان را که نرگس در قسمت نظرات نوشته اضافه نکنم:
ای گروهی برگ چرکین تار، چرکین پود
یادگار خشکسالیهای گردآلود،
هیچ بارانی شما را شست نتواند...
+ نوشته شده در  2006/4/6ساعت 1:42  توسط مهدی محسنی  | 

برخی فکر می کردند اگر موضوع مذاکره با امریکا مطرح گردد زمین و آسمان بهم خواهد ریخت.البته بودند کسانی هم که اعتقاد داشتند هر کدام از جناحهای مختلف در تلاشند خود ابتکار عمل مذاکره را بدست بگیرند و از امتیازات آن بهرمند گردند.شرایط ۲۷ سال گذشته به نحوی رقم خود که بنوعی توازن قوا در حکومت وجود داشت و این مسئله بزرگترین مانع رقبا برای مذاکره با آمریکا بود.
حال در شرایط پس از انتخابات ریاست جمهوری و یک دست شدن مجلس، دولت و نهادهای زیر نظر رهبری این مشکل برطرف شده است.نیروهای چپ و میانه رو نیز به علت ژستهای اصلاحی و سابقه ی دفاع از مذاکره با آمریکا توان و اراده ی ایجاد جو ضد آمریکایی را ندارند.
پر واضح بود که حتی هواداران تندرو اصولگرایان نسبت به این مسئله توجیه هستند و مخالفت موثری نخواهند کرد و مخالفتها نیز کاملا سیستماتیک و فرمالیته خواهد بود.
شاید اصولگرایان به این موضوع فکر می کنند که در صورت شکست در مذاکره با آمریکا با قربانی کردن چند نفری آب رفته را به جوی بازگردانند.مطرح کردن نام لاریجانی به عنوان تصمیم گیرنده ی در این مورد و برخی انتقادات و حملات نیروهای تندرو اصولگرایان به او را میتوان اینگونه تحلیل کرد.
البته هستند اقلیتی که بواقع نسبت به مذاکرات معترضند.کسانی که سالها با شعارهای ضد آمریکایی جایگاهی کسب کرده اند و آغاز مذاکرات حضورشان در عرصه ی سیاسی ایران را با شبهات جدی روبرو خواهد کرد.
به باور بسیاری در شرایط اخیر نفس قبول مذاکره  توسط مدعیان اصولگرایی-حتی اگر صورت نپذیرد- خط بطلانی بود بر ژستهای ضد آمریکایی و شاید این یکی از اهدافی است که آمریکا دنبال مینماید.
پیوست:
» منافع ملی یا منافع فراموش شده
+ نوشته شده در  2006/4/5ساعت 5:11  توسط مهدی محسنی  | 

هر عقل سلیمی بر این نکته تاکید دارد که هر کشوری باید برای دفاع از منافع و تمامیت خود به تکنولوژی و توانمندیهای نظامی مجهز گردد.کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.
اما آنچه که در مطلب پیشین به آن اشاره کردم حکایت قواعد و ضوابط جهان امروز است گرچه آنچنان هم بر عدل و منطق استوار نباشد.لذا هر کشوری که بیشتر خودش را با شرایط تطبیق دهد منافع بیشتری را کسب خواهد نمود.
شق دیگر بحث مذکور نیت حکومتها در کسب قدرت نظامی است.برخی حکومتها از این توانمندی ها در جهت ارضای خوی تجاوزگری خود سود می برند بدون اینکه حاصلی برای ملتشان داشته باشد و برخی نیز برای تثبیت و حفظ حکومت خود.به کشورهایی نیز می توان اشاره نمود که با قدرت نظامی در پی حفظ و یا توسعه ی منافع ملی خود هستند حتی اگر به تضییع حقوق دیگر کشورها منجر گردد.
یقینا از همه بدتر حکومتی است که قدرت و توان نظامی خود را برای خاموش نگاه داشتن مخالفان سیاسی نظام حاکم و سرکوب مردم خود بکار گیرد.در این چنین مواردی پیشرفت و افزایش توان نظامی و حتی علمی نه مایه ی مباهات و غرور ملی که موجبات نگرانی عمومی را فراهم می آورد.
مورد دیگر کج سلیقگی در بیان توانمندیهای نظامی است.حکومت ایران میتوانست سیاست و لحنی را در پیش بگیرد که افکار عمومی جهانی نسبت به عملکردش نگران نباشند.امری که تاکنون محقق نشده است.
نمی توان این مسئله را ندیده گرفت که از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد بعلت عنوان نمودن برخی مسائل بی اعتمادی جهانی نسبت به ما تشدید شده و این مسئله منافع ملی را در خطر قرار داده است.
+ نوشته شده در  2006/4/4ساعت 5:52  توسط مهدی محسنی  | 

پیشرفت و بهرمندی از تکنولوژی برای مردمان هر کشوری افتخاری بس بزرگ است.بشرط آنکه همه ی اینها در راستای منافع ملی و بهبود وضعیت مردمان آن سرزمین صرف گردد.شکی نیست که کشورهایی همچون ایالات متحده ی آمریکا، انگلیس و دیگران به هر نقطه از جهان که گام می گذارند تنها به تامین منافع کشور و مردم خود می اندیشند.
آیا در کشور ما نیز جهت گیری پیشرفتهای علمی به سمت منافع عمومی است؟ چرا بسیاری از روشنفکران و فعالین سیاسی -بویژه اپوزیسیون- دستیابی ایران به توانایی هسته ای و سلاحهای نظامی غیر متعارف را در نهایت به ضرر ملت ایران می دانند؟ پاسخ به این دو سوال روشن کننده ی بسیاری از مسائل خواهد بود.
درمورد آزمایش موشک فوق پیشرفته ی اخیر -اگر واقعا موفقیت آمیز بوده باشد- باید به این نکته اشاره نمود بیش از اینکه آمریکا، اسرائیل و متحدانش از این مسئله ی نگران باشند، خوشنودند. زیرا ایران براحتی بهانه و دلایل کافی جهت متهم شدن به عنوان خطری برای صلح جهانی را فراهم نموده است.
اقداماتی از این دست و سخنانی که حاوی تهدید جهان باشد در کنار ادعای صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای می شود مصداق مثل معروف دم خروس و قسم حضرت عباس! در این شرایط افکار عمومی جهان نخواهد پذیرفت که فعالیتهای هسته ای ایران و توانایی نظامی ما جنبه ی علمی و دفاعی دارد.
+ نوشته شده در  2006/4/3ساعت 15:56  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که تعطیلات رسمی نوروزی آغاز شده است بنظر می رسد دستگاه دیپلماسی ایران روزهای پرکاری را سپری می کند.برای اولین بار پس از انقلاب مقامات ایران و آمریکا رسما به انجام مذاکره اعتراف کرده اند.
اگر چه هر طرف سعی دارد دراین مذاکرات خود را در موضع قدرت معرفی کند اما واضح است همانگونه که آمریکا در مشکلات روز افزون عراق دست و پا می زند ایران از ادامه ی فشارهای آمریکا و جامعه ی بین الملی در هراس است و هر دو طرف بدنبال راه حلی برای معضلات خود می گردند.
آمریکا اعلام کرده است که ایران درخواست دارد در همه موارد مذاکره صورت گیرد و طرف ایران ضمن رد این ادعا شرط مذاکره را محدود شدن آن به مسئله ی عراق می داند، همانگونه که رهبر ایران نیز دیروز درمشهد اعلام نموده است.
حال این سوال به طور جدی مطرح است که اگر تنها مذاکره به وضعیت عراق محدود میگردد -آنگونه که امریکایی ها می خواهند و ایرانی ها هم مدعی ان هستند- و ایران برای تامین منافع مردم عراق به این عمل دست زده است، به چه دلیل در سالهای پس از انقلاب برای تامین منافع ملی و بهبود وضعیت اقتصادی مردم ایران، این مذاکرات در دستور کار قرار نگرفت.
بارها گفته اند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. آیا برای حکومت ایران منافع مردم عراق از مصالح و منافع مردم ایران ارزشمندتر است؟ این سوالی است که حاکمان ایران باید به آن پاسخ روشنی بدهند.
+ نوشته شده در  2006/3/22ساعت 2:38  توسط مهدی محسنی  | 

شاید اخبار مربوط به آزادی اکبر گنجی و نزدیکی به آغاز سال نو از اهمیت خبر اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با امریکا کاسته باشد.همچنین رسانه های دولتی ایران نیز از انعکاس مناسب این خبر خودداری کرده اند.بنظر می رسد روزنامه ی کیهان تنها نشریه ای بود که در آخرین شماره ی امسال خود نسبت به این تصمیم انتقاد کرده است و آنرا هدیه ای به آمریکا دانست.
جالب است که اصولگراترین -به باور خودشان- و تندرو ترین -به اعتقاد ما- دولت تاریخ جمهوری اسلامی به این مذاکرات تن داده است.مذاکراتی که امریکا آنرا به تنبیه شاگرد شرور کلاس درس جهانی توسط معلم تشبیه کرده است.
بسیاری امید دارند تن دادن ایران به مذاکره شرایطی را فراهم آورد که در نهایت به نفع ملت ایران باشد.در همین حال خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام دولتی که نخواسته نامش فاش شود اعلام کرده که برای «پايان دادن به حضور نيروهاي اشغالگر در عراق» تن به مذاکره داده اند.امری که مطمئنا متولی آن دولت و وزارت امور خارجه عراق است نه حکومت ایران.
درمورد این مذاکرات می توان اینگونه تعبیر نمود که اگر خاتمی نتوانست دیوار بی اعتمادی مابین ایران و آمریکا را خراب کند،احمدی نژاد و همفکرانش با خراب کردن دیوارهای اعتقادی خود به مذاکره با امریکا تن دادند.امری که حتما برایش حکم شرعی لازم را اخذ نموده اند!
+ نوشته شده در  2006/3/19ساعت 18:35  توسط مهدی محسنی  | 

عبارت "لاشخورهای سیاسی" که در مطلب قبلی بکار بردم برخی ها را اذیت کرده است.به تعبیر «برادر حسین کیهان نشین» مثل آب که در لانه ی مورچگان بریزی آشفته شده اند و خود را رسوا کرده اند.این موضوع نشان می دهد که این جمله ی کوتاه مخاطبان احتمالی خود را پیدا کرده است.
البته انتقادهای منصفانه ای هم شده که برای آنها هم جواب منطقی وجود دارد دارد.من معتقدم آن زمان که دفاع از آزادی -نه عقیده و مرام- گنجی هزینه داشت برخی نه تنها از او حمایت نکردند بلکه بی محابا به او تاختند و بر جسمش لگد زدند که مشکل اصلاحات تندروی های گنجی بود که عالیجناب را به صفت سرخپوش مزین کرد و چنین و چنان.
حالا که می توان او را بر دوش گرفت و چرخاند و از حسابش خرج کرد، همه برای گرفتن عکس یادگاری صف کشیده اند.به باور بسیاری گنجی متعلق به هیچ حزب و جناح و گروهی نیست.بخاطر دفاع و حمایت و تلاش برای آزادیش، هیچکس هم بر او منتی ندارد.تصمیم در مورد آینده ی گنجی هم با خود اوست که بخواهد چگونه به مبارزه ادامه بدهد.
چه بسیار انسانها قلبشان برای گنجی می طپد.با غم او گریستند و عکسهای پس از اعتصابش تکانشان داد و حالا با شنیدن خبر آزادیش شادمانند.این سرمایه ی گرانبهای گنجی است که باید مراقب باشد از او دزدیده نشود و یا در بازار مکاره ی دلالان سیاسی به بهایی اندک چوب حراج نخورد.این خطری که گنجی را تهدید می کند و از خطرات حبسش کمتر نیست.
» عکسهای گنجی پس از آزادی [بازتاب]
» عکسهای کسوف از گنجی [لینک]
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 18:27  توسط مهدی محسنی  | 

اكبر گنجی، شب گذشته آزاد شد و به خانه آمد. معصومه شفيعی، همسر اكبر گنجي با بيان اين مطلب، به خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران ، گفت كه وي ساعت ۱۰ جمعه شب، از زندان آزاد و به خانه آمده است.پيش از اين همسر گنجی عنوان كرده بود كه در تاريخ ۲۶ اسفندماه، محكوميت گنجی به پايان می‌رسد.
خدا کند دیگر برای او مشکلی پیش نیاید و مرخصی یک هفته ای او تا ۱۰ فروردین که مصادف با آزدی اوست تمدید شود.حالا می توانیم لوگوهای گنجی را برداریم و به هم تبریک بگوییم.البته باید منتظر بود و دید لاشخورهای سیاسی در مورد آزادی او چه واکنشهایی را نشان خواهند داد.در هر حال من واقعا خوشحالم و امیدوارم تمامی زندانیان سیاسی رهایی یابند.برای گنجی هم آرزوی موفقیت دارم.
با این اوصاف نباید آنچیزی که اصل است به حاشیه برود.تفکری که گنجی را بخاط گذشته اش مستحق این ناعدالتی ها می داند و اندیشه ای که برای زندانبان گنجی آرزوی خوبی ندارد. موضوعی که سعی کردم در مطلب سکه ای با یک رو به آن توجه بدهم.
در همین رابطه:
» گنجی آزاد شد: [حنیف] + [محمد جواد روح] + [گیلیران] + [الپر]
» عیدی [زن نوشت]
» اکبر گنجی برای یک هفته به مرخصی آمد [ایلنا]
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 11:52  توسط مهدی محسنی  | 

« گنجی و امثال گنجی چقدر ارزش دارند؟ برای من هیچ.می دانید چرا؟ همین گنجی ورفاقیش بودند که دراوایل انقلاب آنچنان در تب و تاب انقلاب فرو رفته بودند که پدرم را تنها به جرم اینکه دوستدار رژیم پهلوی بود به شدت تمام شکنجه کردند!تندروهای اول انقلاب باید این روزها ودر آخرت قصاص شوند ونتیجه ی اعمالشان را ببینند... »
« گهی پشت به زین وگهی زین به پشت. امیدوارم به زودی یک انسان شریف و مهربانی پیدا بشه و به آقایان عیدی بده... »
نوشته های بالا نظراتی است که برای مطلب "عیدی مرتضوی به گنجی" نگاشته شده است.از دو منظر متفاوت ولی با یک استدلال.گرچه بنظر کاملا متضاد می آیند اما هردو نظر یک چیز را دنبال می کنند و آن انتقام است.انتقام از گنجی بخاطر گذشته اش و انتقام از مرتضوی برای حال.
این تفکر است که آفت جان همه ی ما شده.هنوز به باور برخی گلوله به آن بدی ها هم نیست.آنجا که تمام حق را به خود می دهیم و راهی دیگر نمی یابیم شاید یگانه راه قلمداد شود.در هر حال می شود از گنجی و امثال او فارغ از نظرگاههای سیاسی و گذشتشان دفاع کرد.آنجا که حس کنیم حقی پایمال شده و ظلمی روا.مهم این حس دفاع از حق است و اجرای عدالت نه بیش از آن حتی در مورد زندانبان.
پاورقی:
مذاکره با آمریکا درعراق آغاز شده است و زمین و زمان هم بهم نریخت.حالا باید دید گرگ میش را می خورد یا نه.آخر بارها شنیده ام که گفته اند رابطه ما با آمریکا رابطه ی گرگ و میش است.در این مورد سرمقاله ی کیهان به قلم برادر حسین خواندنی است.
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 11:49  توسط مهدی محسنی  | 

معاون امور زندان‌‏های دادستانی تهران از آزادی اكبر گنجی در روز ۱۰ فروردين ماه سال ۸۵ خبر داده است. او با رد آزادی اكبر گنجی در روز ۲۶ اسفند ماه گفت: گنجي غيبت‌‏هاي غيرموجه ی داشت که آنها را محاسبه كرده‌‏ايم و طبق اين محاسبه، روز۱۰فروردين ماه سال ۸۵ آزاد می‌‏شود.
امیدوارم بی توجه به سخنان پیشین سالارکیا معاون امور زندانهای مرتضوی،این بار وعدهای او محقق گردد.زمانی را به یاد می آورم که گنجی در اعتصاب غذا بود و نزدیک به ۲۰ کیلوگرم از وزنش کم شده بود و آقای سالارکیا مدعی بودند که گنجی غذاها و داروهای تقویتی را مصرف می کند که ده برابر قیمت مواد غذایی معمولی است!
در هر حال نمی دانم اینها با این قلبهای مهربان و روح لطیفشان چرا نمی خواهد اولین روز عید خانواده ی گنجی او را در کنار خود ببینند.البته ممکن است طبق روال گذشته بخواهند با آجیل و پسته ی چند برابر قیمت بازار از او پذیرایی نمایند.اما امیدوارم آقایان قصد نداشته باشند عیدی هم به او بدهند چون احتمالا همچنان هیکل اکبر خان مانکنی تر خواهد شد و سلامتش بیش از پیش در خطر خواهد افتاد. 
پاورقی:
لوگوی تاریخ آزادی گنجی را باردیگر تصحیح کردم.کدش را در اینجا می توانید بردارید و طبق توضیحات در صفحه ی اینترنتی خود قرار دهید.باید نوشته شده باشد ۱۲ روز تا آزادی گنجی.
+ نوشته شده در  2006/3/17ساعت 15:39  توسط مهدی محسنی  | 

« اظهارات وزير امور خارجه انگليس، هيچ ارتباط منطقی و پيوستگی با هم نداشت و يك مشت دری‌‏وری و خزعبلات بود...وی تصريح كرد: من پس از خواندن اين سخنراني به اين نتيجه رسيدم كه مغز آقايان، هَنگ كرده است و به دری‌‏وری‌‏گفتن افتاده‌‏اند »
نوشته ی بالا یک اظهار نظر چاله میدانی سیاسی توسط یک عامی کم سواد نیست بلکه واکنش "حمیدرضا آصفی" سخنگوی وزرات امور خارجه ایران است به سخنان چند روز پیش "جک استرا" وزیر امور خارجه ی انگلستان.
گرچه ممکن است برخی اعتقاد داشته باشند من بدنبال مچگیری از دولت نوپای «دکتر احمدی نژاد» هستم اما باور کنید کار از این حرفها گذشته است.فضای سیاسی ما دچار انحطاط اخلاقی شده است.رفتار دیپلماتیک و انضباط اجتماعی در دولت نهم کمترین جایگاه و ارزش را دارد.عوام زدگی و رفتار پوپولیستی به حد ابتذال رسیده است.
نمی دانم کلمات چیپی همچون "دری وری" و "خزعبلات" و "هنگ کردن" چه جایگاه در ادبیات سیاسی دارند که اینگونه مورد استفاده ی سخنگوی وزرات امور خارجه ایران قرار گرفته است.
+ نوشته شده در  2006/3/16ساعت 10:10  توسط مهدی محسنی  | 

این توضیح ۲۶ اسفند اضافه شده است:
باردیگر لوگو را بر اساس ۱۰ فروردین تنظیم کردم.امیدوارم دیگربار نیاز به تصحیح نباشد.
بر اساس اطلاعی که کسب نمودم تاریخ دقیق آزادی گنجی باید روز جمعه ۲۶ اسفند باشد.زیرا دقیقا ۲۵ اسفند مصادف با آخرین روز محکومیت شش ساله ی اکبر گنجی است.گرچه خبرهای بدی به گوش می رسد اما جهت تصحیح این لوگو ها باید اقدامات فوری انجام دهیم.هر کسی می تواند لطفا در امر اطلاع رسانی تاریخ جدید کمک کند.حالا با درج در وبلاگش و یا فرستادن پیام به لیست مسنجرش.می توان از SMS هم استفاده کرد.
آنهایی که لوگو را در وبلاگشان قرار داده اند تنها چیزی که باید تغییر دهند تگ اولی است که بین  heat و heat/ کپی شده است به این شکل که با تگ موجود در مستطیل زیر عوضش کنید.توضیح فنی اینکه در آن تگ تاریخ نهایی ۲۱ مارس ۲۰۰۶ قید شده و در تگ جدید این تاریخ به ۱۸ مارس(وحالا ۳۰ مارس) تغییر پیدا کرده است:
اگر تاکنون لوگو را در وبلاگتان قرار نداده اید،برای نمایش روزشمار تگ درج شده در مستطیل پایین را در محلی که می خواهید لوگو نمایش داده شود کپی کنید:


گنجی آزادشد
اگر مراحل فوق را به درستی انجام داده باشید لوگوی بالا ظاهر می گردد.فراموش نکنید که تاریخ و ساعت کامپیوتر خود را بروز رسانید تا عدد صحیح در لوگو نمایش داده شود.
پیشنهاد قبلیم را هم تکرار می کنم جدای اینکه گنجی در این روز آزاد بشود یا نشود برای این روز عنوانی انتخاب کنیم.منتظر پیشنهادات شما هم هستم.
+ نوشته شده در  2006/3/15ساعت 10:55  توسط مهدی محسنی  | 

سایت فردا روز یکشنبه ۲۱ اسفند خبر از برنامه های ویژه ای داد که هواداران اکبر گنجی برای آزادی او در نظر گرفته اند.این سایت درحالی که این هواداران را تند رو می خواند به نقل از یک فعال سیاسی میانه رو عنوان می کند که:« اطرافيان و طرفداران گنجي برای عدم ايجاد مشكل در روند آزادی گنجی و تداوم آن، از هر اقدامی كه باعث تحريك مخالفان وی شود خودداری كنند.
وي افزود:در صورتی كه برخی هواداران آقای گنجی رعايت حال ايشان را نكنند و بخواهند از آزادی وی، برای طرح موضوعات بحث برانگيز سوء استفاده كنند گنجی بيشترين ضرر [را] از اينگونه اقدامات خواهد كرد.»
در خبر نیامده بود که این «فعال سیاسی میانه رو» وابسته به کدام جریان است و منعکس کننده ی نظرات کدام نهاد می باشد اما آنچه از شواهد بنظر می آید آن است که اطلاعات دقیقی در مورد شرایط آزادی گنجی دارند و بنوعی برای هواداران ایشان شرط تعیین نموده اند.پس می توان حدس زد که این «فعال سیاسی میانه رو» احتمالا در دستگاه قضایی حضور و نفوذی دارند.من که تعجب نمی کنم اگر این فعال آقای [...]* باشد.
فعال میانه رو محترم، درحالی طرفداران گنجی را از تحریک مخالفان برحذر داشته اند که در صورت استقلال قوه قضایئه نباید تحریک مخالفان گنجی اهمیت چندانی درسرنوشت او داشته باشد.مگر آنکه فرض کنیم قوه قضاییه یا تحت تاثیر مخالفان گنجی است و یا خود جزو مخالفان اوست.
که هر دو فرض فوق نشانه ی عدول از عدالت و خروج از قانون در محاکمه ی اکبرگنجی است.در هر حال اکبر گنجی -به باور ما ناعادلانه و به حکم دستگاه قضایی عادلانه- شش سال دوران محکومیت خود را در بدترین شرایط ممکن سپری کرده است.
برفرض هواداران گنجی از آزادی او "سو استفاده" کنند و بخاطر رشادت و پایمردی درتلاش برای احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادی اندیشه، مراتب تشکر خود را از او به عمل آوردند، این عمل یک رسم معمول است که درغیردموکرات ترین کشورها هم زندانیان سیاسی از این حق برخوردارند.
عجیب است در حالی که دادگاه گنجی را سیاسی نمی دانند و معتقدند در مورد او با کمال بیطرفی و عدالت برخورد شده است،وحشت تجلیل از گنجی سبب می شود به دلایل غیرحقوقی او را درحبس نگه دارند. اقدامی که استقلال دستگاه قضایی و اعتبار حکم محکومیت گنجی را زیر سوال خواهد برد و حقانیت اورا تایید خواهد کرد. 
سایت فردا دیروز نیز در چند جمله به نقل از یک منبع آگاه در قوه ی قضاییه از منتفی شدن آزادی گنجی خبر داده بود.بنظر می رسد انتشار این اخبار بصورت پشت سر هم بیشتر جنبه ی تست افکار عمومی را دارد و شاید هم زمینه ی این اقدام را فراهم می کنند.اول تهدید هواداران گنجی را مطرح می نمایند و سپس خبر لغو آزادی او را می دهند تا موضوع طبیعی جلوه کند.
جالب آنکه خبر بشکلی نقل شده است که انگار یک بازی تدارکاتی فوتبال و یا پخش یک فیلم سینمایی منتفی شده است نه به گروگان گرفتن و گشتن لحظه لحظه های انسانی که شش سال محکومیت خود را سپری کرده و به حکم قانون باید آزاد گردد.
پاورقی:
حدس اسم میان کروشه زیاد سخت نیست.اما نوشتن این اسم ممکن است کار را سخت کند.به سختی یک دیوار و شاید هم جسمی که هرگز مشخص نشود چه بوده است.بقول گراناز موسوی:
« بگذار سکوتی باشم که در کشاله ی تو جیغ می شود
   در شهری که به دست های باد
   دستبند می زنند . . . »
   گراناز موسوی . افشائیه . پا برهنه تا صبح . ۱۳۷۹
+ نوشته شده در  2006/3/14ساعت 4:25  توسط مهدی محسنی  | 

خوزستان ظاهرا روزهای آرامی را سپری می کند و با نزدیک شدن به سال نو رفته رفته خاطرات تلخ انفجارها از ذهن شهروندان در حال پاک شدن است.درعین حال احتمال تشدید اختلافات قومی و خشونت های نژادی  در دوران تعطیلات نوروزی بر نگرانی عمومی افزوده است.
پس از چند دوره انفجارهای مرگبار در اهواز، از میزان خشونتها کاسته شد و بیشتر بمب گذاریها به جهت ایجاد رعب و وحشت صورت گرفت است.اگرچه خشونتها به بمبگذاری محدود نبوده است و در برخی موارد ناآرامی های را در محلهای عرب نشین ایجاد کرده است.
درهمین حال نیروهای امنیتی اعلام نموده اند تاکنون نزدیک به ۲۰۰ نفر را دستگیر کرده اند که دخالتشان در انفجارها اثبات شده است.یک روزنامه پرتیراژ و یک هفته نامه وابسته به جریانات عربی تعطیل شده است.
هشت نفر از متهمان به بمب گذاری در دادگاه غیر عنلی محاکمه و دو تن آنها به مرگ محکوم شدند که حکمشان یک روز پس از انتشار فیلم اعترافاتشان از شبکه ی محلی خوزستان، اجرا شد.
در رخدادی دیگر تلویزیون ماهواره ای "الاحواز" وابسته به یک گروهک جدایی طلب عربی روزانه چند ساعت از ماهواره هات برد برنامه پخش می کند.این شبکه اخیرا با تهدید برخی نماینگان مجلس خوزستان و همچنین مسولین محلی نگرانی هایی را ایجاد نموده است.
شایعه ایجاد اغتشاش و نا امنی در مراسم ملی چهارشنبه سوری و تعطیلات عید نوروز توسط جدایی طلبان عرب که اولین بار توسط شبکه ی تلویزیونی مذکور بیان شد،موج جدیدی از نگرانی را در میان عموم مردم ایجاد کرده است.
به باور بسیاری زمینه ی این خشونتها اولین بار توسط یک جریان مشکوک سیاسی با پوشش رسانه ای نشریه ی عربی-فارسی "الحدیث" چاپ اهواز در حمله ی به عنوان «جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین» که هر سال در اهواز برگزار می شد،آغاز شد.این جشنواره امسال با فشار برخی نمایندگان عرب خوزستان در مجلس هفتم برگزارنشد.
مرحله ی دوم این زمینه سازیها را می توان در تحقیر مراسم چهارشنبه سوری و عید نوروز توسط چند نشریه عربی-فارسی ظاهرا نزدیک به جناح راست و تشویق به مقابله با سنتهای ایرانی جستجو کرد.اقداماتی که منجر به حوادث تاسفبار آخرین چهارشنبه ی سال گذشته شد.
درآن حوادث بسیاری از خانواده ها شرکت کننده در مراسم چهارشنبه سوری، در مقابل دیدگان نیروهای انتظامی،مورد حمله ی دسته های منظمی از جوانان کم سن و سال عرب قرار گرفتند.شیشه ی بسیاری از خانه ها شکسته شد و مغازه های زیادی در محله های فارس نشیب به غارت رفت.گرچه خشونتها در نیمه های شب با دخالت نیروی انتظامی و بسیج پایان یافت.
بنظر می رسد با توجه به انباشت مطالبات قومی پاسخ داده نشده در دولت نهم و عدم بهره گرفتن از نیروهای معتدل محلی -برخلاف آنچه در دولت خاتمی اتفاق افتاد- مسئله ی تجزیه طلبی قومی یکی از مهمترین چالشهای فرا روی دولت احمدی نژاد خواهد بود.امری که اهمیت آن کمتر از ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت نیست.
این موضوع اگرچه مختص خوزستان نیست اما بدلایل ژئوپلوتیک منطقه و وجود منابع نفتی و تولید 30 درصد از انرژی کشور توسط خوزستان از اهمیت بسیاری برخوردار است.بنظر نمی رسد با توجه به شرایط موجود در مدیریت کلان استان خوزستان همچنین سابقه و دیدگاه امنیتی صرف نهادهای مسوول دولتی، ضرافتها و ظرفیتهای لازم برای حل این بحران وجود داشته باشد.
تاکنون بخاطر مسائل امنیتی سه بار سفر احمدی نژاد به استان خوزستان لغو شدهاست و مشخص نیست چه زمانی شرایط مناسبی برای انجام آن بوجود بیاید.
+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز تقریبا برخلاف تمامی مسابقات فوتبال حساس که با شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» برگزار می شد، در بازی بزرگ دربی مابین تیمهای فوتبال استقلال و پرسپولیس تهران جای خالی این حق احساس شد! البته برخی تماشاگران که ظاهرا حربه ی مناسبی برای نشان داده شدن توسط دوربینهای تلویزیونی یافته اند پارچه نوشته هایی با مضامین حمایت از فعالیتهای هسته ای ایران در دست داشتند.
ساعاتی قبل از این بازی در خطبه های نماز جمعه ی تهران سید احمد خاتمی که رفته رفته به عنوان اصلی ترین سخنگوی نماز جمعه ی تهران معرفی می گردد، تعریف جدید را از فعالیتهای هسته ای ایران عنوان نمود.
خطيب نمازجمعه ی اين هفته ی تهران، در بخشی از سخنانش گفت:«غربی‌ها امروز نشان دادند كه به هيچ يك از اصول اخلاقي پايبند نيستند. البته مردم بايد بدانند مساله ی هسته‌يی، مساله‌ی كلانی است و تصميم‌گيرنده در اين عرصه مسوولان عالی‌رتبه ی كشور از جمله رهبر معظم انقلاب، روسای سه قوه، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، وزراء و روسای مربوطه هستند.
آن‌چه تاكنون مطرح بوده حاصل يك فكر جمعی است.اين تصميم، تصميمی نيست كه امروز گرفته باشيم. در دولت سابق در اين زمينه تصميم‌گيری شد و امروز دولت كنونی آن تصميم‌ها را اجرا می‌كند.»
سید احمد خاتمی با بیان این جملات سعی نمود شکست دستگاه دیپلماسی ایران را به گردن دولت پیشین انداخته و به نوعی دولت احمدی نژاد را در این ماجرا بی تقصیر و فاقد مسولیت جلوه دهد.امری که پذیرش آن سخت می نماید.
توضیح:
به علت اهمیت و حساسیت شرایط این روزها برای خوزستان و خصوصا اهواز، ادامه ی مطلب را حذف کردم تا در پستی جداگانه به آن بپردازم.
+ نوشته شده در  2006/3/11ساعت 3:43  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که تنها یک روز از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت گذشته،واکنش مقامات ایرانی به تکرار سخنان پیشین محدود شده است و نشانی از یک تغییر بنیادی در رفتار حکومت دیده نمی شود.البته باید زمان بیشتری سپری گردد تا مشخص شود ایران چه استراتژی را در پیش خواهد گرفت.
مطمئنن ارسال پرونده ایران به شورای امنیت با توجه به فضاسازیهای رسانه ای درون کشور برای اکثریت جامعه جای تعجب داشت.لذا می توان انتظار داشت بی اعتمادی و کاهش حمایت عمومی از دولت سرعت بیشتری بیابد و اثر خود را بر مسائل اجتماعی و اقتصادی نشان بدهد.
اگرچه ایران در بهترین شرایط از نظر درآمدهای نفتی، مالیاتی و صادرات غیر نفتی پس از انقلاب قرار دارد ولی به همان میزان درصد امید به زندگی افزایش نیافته است.فضای عمومی جامعه از جنگی ناخواسته هراسان است و سعی دارد نسبت به حفظ داشته های مادی خود بکوشد.امری که هم اکنون به شکل فرار سرمایه خود را بروز می دهد.همچنین موارد تشدید کننده ی دیگر همچون ناتوانی مدیران و مجریان دولتی در تحقق شعارهای انتخاباتی را می توان اضافه نمود.
بنظر می رسد پرونده ی ایران در مسیر بی بازگشتی قرار گرفته و بر سرعت منزوی شدن ایران افزوده است و هیچکدام از مقامات نیز حاضر نیستند «جام زهر مصالحه و تمکین نسبت به خواسته های جهانی» را سر بکشند.شاید اگر به این موضوع جنبه ی حیثیتی داده نمی شد رسیدن به یک راه حل میانه ساده تر بود.
با توجه به دسته بندیهای موجود در ایران و اختلافاتی که در جریان انتخابات بروز کرد باید در روزهای آینده منتظر عمیق شدن شکافهای درون حاکمیت بود.شاید حضور پررنگتر حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی به عنوان منتقد سیاستهای جاری در این مسئله نشان از درک موقعیت خطیر ایران باشد.موقعیت که مطمئنن هواداران احمدی نژاد نیز به آن پی برده اند اما نشانی از تعدیل سیاست در آنها دیده نمی شود.
اگرچه برخی خروج احمدی نژاد از کانون توجهات رسانه ای و حضور او در دیگر استانها راهی برای کاهش فضای رادیکال حاکم بر سیاست خارجی ایران می دانند اما این مسئله به تنهایی کافی نخواهد بود.
در همین حال که نیروهای نزدیک به دولت سعی دارند با تحقیر و کوچک نمودن مسئله ی ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و همچنین تکرار سخنان اروپاییها در مورد حق ایران از بهره وری از انرژی هسته ای فضا را آرام نمایند.
آمریکا قدم به قدم ایران را به سمت تنگنا و انزوایی می برد که مدتها برای مهیا کردن آن تلاش کرده بود.گرچه دولت خاتمی با ظرافت توانست از رو در رو شدن با این مصائب بپرهیزد و وارد این بازی خطرناک نشود اما احمدی نژاد و هوادارانش ضمن تن دادن به بازی که شرایط آن توسط آمریکایی ها تعیین می گردد، از بحرانی کردن فضا استقبال نموده اند.عملکردی که مطمئنن هزینه های آن از جیب مردم ایران پرداخت خواهد شد.
+ نوشته شده در  2006/3/10ساعت 4:16  توسط مهدی محسنی  | 

اسم روح الله حسینیان در قضیه ی مربوط به قتلهای زنجیره ای مطرح شد.در آن زمان او در مصاحبه ای با روزنامه ی کیهان و شرکت در برنامه ی تلویزیونی چراغ مدعی شد دولت و همفکران سید محمد خاتمی در جریان قتلهای زنجیره ای دخالت داشته اند.امری که هوادارن دولت آن را فرار به جلو و در راستای تبرئه سعید امامی و تیم فکری منتسب به محافظه کاران ارزیابی نمودند.
روح الله حسینیان پس از خودکشی سعید امامی با مشکوک خواندن آن مدعی شد که:« ولله یک زمانی ما خودمان قاتل بودیم» و به استناد تجربیات گذشته خودکشی سعید امامی را قتل خواند.حسینیان جزء معدود کسانی بود که در مراسم ختم امامی شرکت کرد و همواره از او به نیکی یاد می کند.
در حالی که به سالگرد ملی شدن صنعت نفت نزدیک می شویم حسینیان در مراسم همایش بازشناسی نقش نیروهای مذهبی درملی شدن صنعت نفت اقدام به بیان نظرات خودنموده است که در جایی روایت آن واقعه ی ملی را با قضیه ی هالوکاست مشابهت داده اند.با توجه به سابقه ی ایشان بنظر می آید عادت وارونه جلوه دادن مسائل محدود به موضوع قتلهای زنجیره ای نمی شود و به مسائل مسلم تاریخی نیز سرایت کرده است.
با توجه به مدارک و اسناد موجود تنها ذکر دو نکته را ضروری می دانم:اول استناد به سخنان حسین مکی که همگان می دانند یکی از مخالفین سرسخت مصدق پس از سی تیر بود و  از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت شاه با او به همکاری پرداخت و همه جا مصدق را تخطئه می کرد و این امر پس از انقلاب نیز ادامه یافت و از موارد قابل شک است.
مورد دوم درباره ی آیت الله کاشانی است.همه ی استناد و مدارک تاریخی از رابطه ی تنگاتنگ فرزندان ایشان با انگلیسی ها و دربار حکایت می کند و نقشی که در تضعیف دولت مصدق ایفا نمودند من جمله مذاکرات پنهان آنها با انگلستان در هند.امری که در جدایی انداختن میان ایشان و مصدق بسیار موثر بود و از این دست مسائل که در پیوست همین مطلب بطور مفصل آمده است.
مصدق به عنوان یک قهرمان ملی در قلب هر ایرانی وطن پرستی جاودانه شده است و اینگونه سخنان خدشه ای به عظمت و بزرگی این مرد وارد نخواهد کرد.باید باور نمود که مصدق افسانه نیست،حقیقتی است جاری در رگهای این مرز بوم. گرچه به واقع او نیز مانند هر انسان دیگری جایز الخطا بود و می توان به اشتباهاتش پرداخت و عملکردش را نقد نمود.
دکتر علی شریعتی در جایی می گوید:
من پرورده ی آزادیم،
استادم علی است، مرد بی بیم
و بی ضعف و پر صبر،
و پیشوایم مصدق، مرد آزاد.
پیوست:
» دکتر محمد مصدق [ویکی پدیا]
» آیت الله کاشانی از پیش تا پس از ازکودتا [شرقیان]
» حاکمیت ملی و دشمنان آن [لینک]
» روح الله حسینیان [زندگی نامه]
+ نوشته شده در  2006/3/7ساعت 6:20  توسط مهدی محسنی  | 

لوگویی برای روز شمار آزادی اکبر گنجی طراحی کرده ام.البته ایده اصلی و تگ را از وبلاگ دندانپزشک و مانیفست گرفتم و مطمئنن حقوق مادی و معنوی ان متعلق به ایشان است.
در هر حال اگر علاقه داشتید که از این لوگو استفاده کنید برای اینکه عدد روی آن درست کار کند ابتدا باید تاریخ سیستم تان تنظیم باشد.مثلا امروز ۲۷ فوریه ۲۰۰۶ عدد ۲۱ را روی لوگو نمایش خواهد داد.
برای قرار دادن این لوگو در وبلاگتان باید دو کار انجام دهید.ابتدا تگ html درج شده در مستطیل زیر را در قالب وبلاگتان حتما بین "head"و"head/" قرار دهید:
سپس برای نمایش روزشمار تگ درج شده در مستطیل پایین را در محلی که می خواهید لوگو نمایش داده شود کپی کنید:




تنها روزدیگر

اگر مراحل فوق را به درستی انجام داده باشید لوگوی بالا ظاهر می گردد.در صورت عدم آشنایی کافی با html ازدستکاری کردن تگ خودداری کنید.در صورت بروز مشکل جهت رفع آن اطلاع دهید.سایز لوگو ۶۰*۱۲۰ پیکسل می باشد.
پاورقی:
آزادی گنجی برابر خواهد بود با ۲۹ اسفند ۱۳۸۴.جالب است که آزادی او با سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق مصادف گشته است.روزی که مجلس در پی لغو تعطیلی آن است.البته روایتی دیگر هم هست که روز آزادی گنجی را ۲۶ اسفند می داند یعنی ۱۸ روز دیگر.
توضیح:
ظاهرا خبر دوم صحیح است و آزادی گنجی ۲۶ اسفند خواهد بود.برای همین کدها تصحیح شده است.
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 10:24  توسط مهدی محسنی  | 

ظاهرا مرکز پژوهشهای مجلس طرح ساماندهی تعطیلات رسمی در ایران را تهیه کرده است.بر اساس این طرح تعداد تعطیلات رسمی کشور از ۲۵ روز به ۱۶ روز کاملا تعطیل و ۴ روز نیمه تعطیل تغییر خواهد کرد.جالب است بدانید بجز ۴ روز تعطیلات نوروزی ۱۲ روز دیگر به تعطیلات مذهبی و حکومتی اختصاص دارد.
نکته ی تاسف بر انگیز آنکه روز ۲۹ اسفند ماه سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق از جمع تعطیلات رسمی کشور خارج شده است.باید این مطلب از سوی مجلسیان توضیح داده شود در شرایطی که در طول تاریخ بیشترین زیانها از جانب کشور انگلستان به ما وارد شده است به چه دلیل نماد استکبار ستیزی مردم ایران و شکست استعمارگر پیر اینگونه مورد هجمه قرار گرفته است.
جالبتر آنکه امروز برخی از طلاب و دانشجویان که بنظر می رسد تغییر شغل داده اند و به فعالیت در دایره اجرائیات دادگستری مشغول شده اند، پس از رفع "تصرف عدوانی" حسینیه ی درویشان گنابادی در قم اینبار به سراغ باغ قلهک در تهران رفته اند.آنها در تجمعی در برابر این باغ از انگلیس خواسته اند به اشغال غیر قانونی! این باغ پایان دهد.بنظر من اگر واقعا این افراد به فکر دفاع از منافع مردم ایران هستند باید به مقابل مجلس بروند و نسبت به حذف تعطیلی ۲۹ اسفند اعتراض نمایند.که حذف تعطیلی این روز ملی جز خوش خدمتی به انگلیس تعبیر دیگری ندارد.
پاورقی:
چند روز پیش که در یکی از روزنامه های هوادار دولت مطالب تحریک کننده ای در مورد باغ قلهک خواندم وقوع چنین رخدادی محتمل می نمود.باغ قلهک در زمان ناصرالدین شاه به انگلستان بخشیده شده بود.
+ نوشته شده در  2006/2/25ساعت 19:23  توسط مهدی محسنی  | 

اوضاع عراق بسیار هولناک است.فاجعه بار تر از آن چیزی که رسانه های خبری در ایران گزارش می کنند.جنگ مذهبی بالا گرفته و بیش از ۴۰ پیش نماز سنی کشته شده اند.خبرها حکایت از تخریب ده ها مسجد و قتل عام صدها سنی به دست شیعیان دارد.البته بنظر می رسد دخالت رهبران گروههای متعادل سنی و شیعه بویژه آیت الله سیستانی که نسبت به اوضاع خطیر عراق درک روشنی دارند وشرایط را به سمت عادی شدن پیش می برد.
بنظر می رسد اکثریت عراقی ها و بخصوص مسولان سیاسی، مشخصا القاعده و گروههای هوادار تروریستها را در جریانات سامره مقصر می دانند.گرچه رسانه های رسمی ایران سعی دارند این حوادث را توطئه ی آمریکاییی-اسرائیلی بنامند.امری که امام جمعه امروز تهران نیز به آن اشاره نمود.طبق معمول نیز برخی از نیروهای فعال اپوزیسیون خارج از کشور،جمهوری اسلامی را در این انفجارها دخیل دانسته اند.البته تاکنون در هیچ موردی مدارک مشخصی دال بر این دخالتها ارائه نشده است.
گرچه نمی توان به این موضوع شک کرد که حکومت ایران در تلاش است از این حادثه و حوادث مشابه همچون کاریکاتورهای پیامبر مسلمانان،برای فشار بیشتر به غرب و بخصوص آمریکا استفاده نماید.همچنین توجه و حساسیت افکار عمومی را نسبت به تصمیمات احتمالی که در پی مذاکره با روسها اتخاذ خواهد شد کاهش دهد.امری که بنظر می رسد در ان موفق بوده است.
در همین حال سید محمد خاتمی در نامه ای که در سایت رسمی ایشان منتشر شد، خطاب به آیت الله سیستانی بر همدلی و همراهی همه ی پیروان ادیان و مذاهب مختلف برای کاهش خشونتها تاکید نموده اند.
در هر حال باید دید آیا این انفجارها به شکاف قومی مذهبی در عراق دامن میزد و زمینه ی ساز جنگ داخلی خواهد شد و یا می تواند با ایجاد اجماعی ضد ترور مقدمات پایان دادن به فعالیتهای تروریستی را در عراق فراهم بیاورد.گزینه هایی که انتخاب هر کدامشان برعهده ی مردم عراق خواهد بود.
پیوست:
» وبلاگ هولی سامرا (سامرای مقدس) که مربوط به خبرهای پس از انفجار حرمین در سامرا می باشد.این وبلاگ به زبان انگلیسی است.
+ نوشته شده در  2006/2/25ساعت 0:1  توسط مهدی محسنی  | 

پایان پرونده ی اتمی آغاز پرونده ی حقوق بشر ایران*.این شاید بیشتر به یک پیشگویی بماند اما کمتر کسی دیگر شک دارد که پرونده بعدی که در مورد ایران در سطح بین المللی مطرح خواهد بود مسائل مربوط به موارد نقض حقوق بشر در ایران است.
ايران با تمام ايستادگی و شعارهاي تندی که سر داد در حال توافق با روسيه است گرچه اين امر زمانی زیادی طول خواهد کشید و بسادگی ممکن نخواهد بود.بنظر می رسد حکومت ایران به اهداف خود در مورد این موضوع رسیده و حالا که بازی به جاهای خطرناکی نزدیک می گردد یک مصالحه ی مصلحت طلبانه مشکلات را مرتفع نماید.
با این وجود تاکنون تحلیل مشخصی در مورد هدف ایران از دامن زدن به بحران پرونده هسته ای و طولانی کردن آن ارائه نشده است.شاید تاثیرگذاری بر بازار نفت و بازسازی چهره ی رادیکال حکومت ایران که تا حدودی توسط خاتمی مخدوش شده بود، از جمله اهداف این تحرکات باشد.
درهر حال تا زمانی که حکومت ایران به این برآیند نرسد که ثبات سیاسی در پرتو دموکراسی و حقوق بشر و پایبندی به قوانین بین المللی فواید و منافع بیشتری را عاید مردم و کشور خواهد نمود این فشارها بر ایران ادامه خواهد داشت.
پایان بحران اتمی ایران خبری است که بسیار ی از مدافعان حقوق مدنی و سیاسی نیز منتظر شنیدن آن هستند تا شاید بدین وسیله فضا برای طرح مطالبات حقوقی فعالین سیاسی و اجتماعی مهیا گردد و از میزان فشار به نیروهای اپوزیسیون کاسته شود.
امری که سامان یافتن گروههای فعال اجتماعی را در پی خواهد داشت و شرایط مناسب تری را برای تحقق حاکمیت قانون فراهم خواهد نمود.بواقع باید منتظر چنین روزهایی بود تا شاید بتوان از میزان خسارتهای وارد به نهادهای مدنی و بنیان دموکراسی -که بسیار سست شده است- کاست.
پاورقی:
* این موضوع در شرایطی صدق می کند که ایران به نحوی با جامعه جهانی به توافق برسد و پرونده هسته ای ایران حل و فصل گردد.در غیر این صورت حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی قربانی اصلی شرایط حاصل از عدم توافق خواهند بود.
+ نوشته شده در  2006/2/24ساعت 9:15  توسط مهدی محسنی  | 

"صنعت اغراق" ادبیات گفتاری و حتی نوشتاری دولتمردان کنونی را فرا گرفته است.البته شروع این تحولات گفتاری به قبل از انتخابات نیز باز می گردد لیکن در دوران تشکیل دولت این تحول چشمگیرتر شده است.
داستان جلسه ی ۳ ساعته دولت در یکی از استانها که با ۱۰۰ مصوبه همراه بود را بخاطر بیاورید به آن قضیه ی هاله ی نور را هم اضافه کنید.شاید مثالهای بیشمار دیگری را هم بتوان بیاد آورد.اما طبق بررسی من آخرین آنها به این مصاحبه لنکرانی وزیر بهداشت بر می گردد که در مورد داروهایی که در ناصر خسرو عرضه می شود گفته اند:«بعضی آمپولهای موجود در ناصرخسرو با آب پر از ميكروب جوی‌ها پر می شود.»
آقای وزیر محترم قبول کردیم که شما برای سلامت مردم هشدار بهداشتی به جایی می دهید اما این امر مبرهن است که هیچ دیوانه ای هم پیدا نمی شود وقتی می تواند با باز کردن یک شیر به آب فراوان دسترسی پیدا کند بخواهد از جوی خیابان آب بردارد.البته ممکن است وزیر با توجه به مجانی بودن آب جوی چنین استدلالی را کرده باشد.باید به شم اقتصادی وزیر آفرین گفت.ایشان باید وزیر اقتصاد می شدند.
نکته ی جالب دیگر این مصاحبه رقمهایی بود که لنکرانی در مورد داروهای تقلبی در ناصرخسرو بیان کرد.او با قاطعیت گفت بیش ۸۰ درصدداروها تقلبی است.حالا این آمار دقیق را از کجا بدست آورده اند باید از خود ایشان پرسید.
خوب که توجه کنید دولت جدید یک مشخصه ی بارز دیگر هم دارد و آن "صنعت تکذیب" است.الهام به عنوان سخنگوی دولت در این صنعت بسیار توانمند نشان داده.او در تمام مواردی که سفر احمدی نژاد به خوزستان لغو شده ارتباط لغو سفرها را با انفجار بمب در اهواز تکذیب نموده است.در آخرین مورد نیز اصل سفر را تکذیب نمود و عنوان کرد قرار نبود رئیس جمهور به خوزستان بروند.در عجیب ترین تکذیب روایت احمدی نژاد از روندتشکیل هاله ی نور که در دیدار با جوادی آملی بیان شده بود را تکذیب نمودند و فیلم کذایی را مونتاژ خواندند.شیوع آنفولانزای مرغی در ایران نیز یک از مواردی است که تکذیب آن تردیدهای بسیاری را به همراه داشته است.
در هر حال با دقت بیشتر به دولت جدید شاید بتوان صنایع دیگری نیز کشف نمود که بر صنعتگری دولت نهم تاکید نماید.
+ نوشته شده در  2006/2/22ساعت 3:15  توسط مهدی محسنی  | 

کوچکتر که بودم-دوره ی راهنمایی-هر روز به مسجد می رفتم.مسجد محله ما هم از مساجد سیاسی بود که خیلی اعتبار داشت و هنوز هم دارد. اکثر جوانان آن مسجد بچه های جنگ رفته و پاسدار بودندکه تقریبا همگی هم به حوزه رفتند و حالا برای خودشان کاره ای شده اند.
در مسجد تابلویی بود که بر روی آن بریده ی جریده های مختلف را نصب می کردند.یکی از قسمتهای همیشگی این تابلو "نیمه ی پنهان" روزنامه ی کیهان بود.من هم یکی از مشتریان هر روزه ی این قسمت بودم وبا ولع تمام خیانتهای دشمنان را می خواندم .
یادم می آید در یکی از قسمتها مطالبی در مورد مسعود بهنود و سیمین بهبهانی نوشته شده بود. روایتی از ایشان که پر از خیانت به مملکت و جاسوسی برای اجانب بود.به خانه که آمدم طبق عادت هر روزه به نقل قواهایی از نیمه ی پنهان پرداختم.جالب اینکه تازه آنجا متوجه شدم مسعود بهنود روزنامه نگار است و سیمین بهبهانی شاعر و هر دوی آنها -در آن زمان- در ایران درحال فعالیت هستند.
با خودم فکر کردم چگونه اینها با این جرایم سنگین هنوز در این بودند، پس نمی توانست آن مطالب درست باشد.ولی من نتیجه ای دیگر گرفتم که چقدر در مملکت ما آزادی وجود دارد که همچنین دشمنان و خائنانی هنوز زنده اند و تازه به راحتی می توانند فعالیت کنند!!(بگذارید به حساب بچگی).
امروز که این وبلاگ خرقه پشمینه،که در مورد دراویش قم به دروغ پردازی پرداخته است، را دیدم به یاد آن مسئله افتادم.یاد آمدم که در سالها بعد پرونده سازیهای کیهان نشینان چه بر سر برخی آورد. یا جانشان را گرفت و یا جانانشان ( مجبور شدند از مملکت بگریزند یا فعالیتشان را رها کنند).
برای دوستی در مورد وبلاگ کذایی نوشتم که آری چه انتظاری می توان داشت اینها شاگردان خلف "برادر حسین" هستند و در کار خود خبره و شاید هم چند جوانک نا آگاه مثل آن زمان من.گرچه همیشه فکر می کنم هر کس زمان بلوغی خواهد داشت.آن لحظه است که باید انتخاب کند می خواهد به آنچه می اندیشد، اعتماد کند و یا دانسته های خود را انکار و بر اساس مصلحت زندگی را ادامه دهد.اگر چه این مطلب نسبی است و هر کسی تا حدودی گرفتار مصلحت می شود اما برخی خود را به مصلحت می فروشند.آن هم به بهایی اندک.
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه پشمینه ، ببینی فردا
که چه زنار* ز زیرش به جفا بگشایند
پاورقی:
*زنار:به معنی کمربندی که مسیحیان ذمی به حکم مسلمانان بر کمر خود می بستند تا از مسلمانان باز شناخته شوند(فرهنگ عمید).به معنی کمربند کشیشان و نواز یا گردنبندی که نصاری با صلیب کوچکی بگردن خود آویزان می کنند(فرهنگ معین).
+ نوشته شده در  2006/2/21ساعت 3:31  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی اول خبر مربوط به انفجار بمب در سطل آشغالی در فیلیپین را می داد و در مورد لزوم افزایش امنیت اجتماعی تفسیر ارائه می کرد، هیچ اشاره ای به انفجار دیشب اهواز نکرد.کاش اینجا فلسطین،زندان ابوغریب و یا گوانتانامو بود حداقل به ظاهر اهمیت بیشتری داشتیم.
+ نوشته شده در  2006/2/20ساعت 16:33  توسط مهدی محسنی  | 

این موضوع که انفجار دیشب در اهواز به سفر احمدی نژاد به اهواز ارتباط دارد از مهمترین دلایل این اتفاق قلمداد می شود.از نحو ی عمل نیز مشخص است که وارد کردن تلفات و خسارت هدف بمب گذاران نبوده است.شیوه ی این اقدام با نحوه ی عمل درحوادث دیگر یعنی بانک سامان ، خیابان نادری و انفجار روبروی فرمانداری کاملا متفاوت است.
این مورد اخیر بسیار شبیه انفجار قبلی -بمب صوتی در خیابان شهریور کیانپارس- می باشد. که اتفاقا آن مورد هم دقیقا دو روز قبل از سفر احمدی نژاد بود. شواهدحاکیست که بمب در جایی خلوت و درست در وسط خیابان قرار داشته که کمترین خسارت را به بار بیاورد.پس هدف اصلی عوامل بمب گذاری را می توان ایجاد ترس و وحشت قلمداد کرد.
امری که با توجه به صدای بسیار مهیب و دود فراوان ناشی از انفجار کاملا محقق شد.بنظر می رسد فعالیت ماموران امنیتی و اخباردستگیری بیش از ۵۰ نفر مظنون در موارد قبلی،که به گفته ی مسولین به جرائمشان اعتراف نموده اند، نتوانسته از قدرت و توان عوامل این جنایات بکاهد و یا جلوی اقدامات مشابه را بگیرد.باید اعتراف کرد متهم کردن چند کشور و خبر محاکمه ی متهمان، امنیت از دست رفته ی اهواز را تامین نخواهد کرد.
استاندار محترم و وزیر کشور دولت آقای احمدی نژاد باید پاسخگوی نگرانیهای شهروندان اهوازی باشند و به جای شعار و متهم نمودن دیگران اقدامی عملی را صورت دهند.در غیر اینصورت بهتر است امور را به کسانی بسپارند که توانایی ایجاد امنیت را دارند.
پاورقی:
» شنیدها حکایت از این دارد که پس از انفجار بمب در بانک سامان این چهارمین انفجاریست که با بمب صوتی رخ داده.دو موردی که توسط رسانه ها ذکر نشده است ظاهرا در زیتون و پاداد اهواز اتفاق افتاده است.لطفا اگرخبر موثقی داشتید اطلاع بدهید.
» خبرگزاری فارس گزارش داده که بورس ۷ واحد رشد داشته است در حالی که در همین زمان خبرگزاری ایلنا از سقوط ۳۰ واحدی بورس خبر می دهد!!
+ نوشته شده در  2006/2/20ساعت 3:43  توسط مهدی محسنی  | 

اعلام کرده اند خبر اقدام به خودکشی الهام افروتن کذب محض است.خوشحالم که خبر تکذیب شده است زیرا به زنده بودن این خبرنگار ۲۱ ساله ی هرمزگانی می توان امید داشت.حال اینکه خبر خودکشی و در حالت اغما بودن او را استاندار هرمزگان تایید کرده بود جای بسی شگفتی دارد.
هنوز هم مرددم.مطمئن نیستم که او زنده باشد مگر اینکه نهادی مستقل خبر را تایید کند و با او دیداری داشته باشد.اگر بپذیریم حادثه ای که ابتدا روایت شد، خودکشی بوده است زیاد سخت نیز که تصور کنیم چه بر سر این دختر آمده که مرگ را به زندگی ترجیح داده است.خبرنگار جوانی که به هزار یک دلیل می توان ثابت کرد که مستحق چنین برخوردی نیست.
اگر توسط مطبوعه ی مربوطه تخلفی هم رخ داده باشد در قدم اول این مدیر مسوول و صاحب امتیاز نشریه اند که باید پاسخگو باشند و سپس نویسنده.جالب اینکه الهام افروتن حتی نویسنده هم نبوده است(عجب دنیای مسخره ای).در ارتکاب جرم اراده و خواست نیز موثر است که با توجه به شواهد موجود معلوم شده که مطلب کذایی، بعلت کمی وقت عجله برای انتشار بدون اینکه خوانده شود بعنوان مطلبی علمی چاپ شده است.
تا آنجا که حضور ذهن دارم --البته باید فردا از پدر محترم بپرسم-برطبق قوانین جمهوری اسلامی نیز حداکثر محکومیتی که می توان برای خاطیان اصلی -مدیر مسوول و نویسنده که آنهم در خارج از کشور زندگی می کند- متصور شد ۶ سال زندان تعزیری خواهد بود.
در همین ارتباط نامه ای سر گشاده خواندم از مسیح علی نژاد خطاب به احمدی نژاد در مورد وضعیت الهام افروتن که جان کلام را بیان کرده است.امیدوارم که اثری داشته باشد.در جایی از نامه نوشته است:
...چه اهميتی دارد كه مانند بسياري از دوستان روزنامه نگارم در ايام انتخابات در مقابل عكس‌‏های شما بي‌‏تفاوت شانه بالا ‌‏‌‏انداختم و پس از انتخاب شما نيز سخت گريستم و گريستيم؟ مهم اين است كه شما اعتقاد به كريم خطابخش و پوزش‌‏پذيری داريد كه ستارالعيوب است و چون همسايه كه نمي‌‏بيند و مي‌‏خروشد، می‌‏بيند و می‌‏پوشد.
...وقتي خبرنگارCNN مصاحبه شما را آنگونه تحريف كرد و شما خطايش را بخشيديد، جسارت يافتم تا از شما به عنوان مسؤول اجراي قانون اساسي بخواهم، تلاش كنيد بر خطاي الهام افروتن هم به ديده اغماض نگريسته شود تا مبادا تنها نظاره‌‏گر غريب نوازی شما باشيم و خود سالها بر اين خانه غريب افتاده باشيم.
پیوست:
» جنگ صلح است،آزادی بردگی است،نادانی توانایی : محمدتاجیک
» درخواست تحقیق درمورد الهام افروتن توسط انجمن حمایت از زندانیان : ایلنا
» دفتر تحکیم خواستار روشن شدن وضعیت الهام افروتن شد : ایلنا
+ نوشته شده در  2006/2/19ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  | 

ایراندوست-نویسنده وبلاگ خشم خاموش- در مورد مطلب"جنگ بحران نیست،فاجعه است"برایم نوشته است:
«خواهش می کنم که آنقدر مردم را از جنگ با آمریکا نترسانید.ذلت ۲۷ ساله ی آخوندی بدتر از حمله ی آمریکا است.امروز دیگر جای شعارهای ضد آمریکایی دادن نیست.اگر بخواهیم با امریکا همیشه قهر باشیم از همه چیز عقب می مانیم چنانچه تا امروز مانده ایم.آخوندها می خواهند جهان را به دوقطب اسلامی و غربی تقسیم کنند.
مسئله ی بمب اسلامی جدی است.اگر امریکا حمله نکند و یا بطور مسالمت آمیز آخوندها را نبرد،دود این مسئله در چشم همه میرود.آخوندها باید بروند حال به هر شکل.عده ای می گویند مردم خود حرکت کنند ببخشید مردم که تا امروز بخاری از خود نشان نداده اند!» 
♫♫♫
هدف مطلب من ترساندن مردم از جنگ با امریکا نبود.گرچه به باورم جنگ با امریکا و احتمال اشغال ایران توسط انها خرابیها و بدبختی های بسیاری را برایمان به همراه خواهد آورد.هدف من از نوشتن آن مطالب زنهار به کسانی است که بحران را راه حل ادامه ی حکومت می دانند.حال حتی اگر این بحران خطر حمله ی آمریکا به ایران باشد.
در هر حال اصلا با آنها که راه حل مشکلات ایران را حمله نظامی دول غربی به ایران می دانند نیز موافق نیستم.هیچ انسان میهن پرست و "ایراندوستی" این راه حل خفت بار را برای حل مشکلات ارائه نمی دهد. بهنود شب گذشته در "میزگرد با شما" ی صدای امریکا حرفهای جالبی زد.او گفت:«امریکا هیچ طرح مشخصی برای تغییر حکومت ایران ندارد.اصولا آنها بر اسا مصلح ما عمل نمی کنند که به دنبال تغییر رژیم ایران باشند.»
به عبارت دیگر آنها منافعشان را دنبال می کنند.جنگ و تغییر رژیم در این شرایط هزینه های گزافی را به آنها تحمیل می کند.البته حمله ی محدود به برخی تاسیسات اتمی و زیربنایی بحث جدایی است و نمی توان منکر آن شد.کاری که در نهایت دودش به چشم مردم خودمان می رود.
حال اگر به قول شما مردمان بخار ندارند و حاضر نیستند برای آزادی و دموکراسی بهای آن را بدهند مطمئن باشید هیچ اجنبی دیگری بهای آن را نخواهد داد مگر آنکه پیش از آن هزینه ی اصل و فرعش را بگیرد.بازهم به قول بهنود بهتر است بجای فکر کردن به انقلاب و تغییری دیگر به فکر راه حل اصولی تری باشیم. بجای متهم کردن این و آن به رقم زدن این شرایط برای ما باور کنیم که این خود ما بودیم که این سرنوشت را انتخاب کردیم.
باید مسوولیت اعمالمان را بپذیریم.مسولیت انقلابی که ۲۷ سال پیش پدرانمان انجام دادند.مسولین رای هایی که در دو انتخابات ۷۶ و ۸۰ به خاتمی دادیم-و شاید هم ندادیم- و حالا مسوولیت رایی که به حساب آقای احمدی نژاد ریختیم.چه با حضور و چه با تحریم.ایراندوست عزیز باور داشته باش که جنگ بد است، گلوله بد است.و هیچ جنگی دموکراسی نمی آورد همانگونه که هیچ انقلابی نیاورده است.
* «گلوله بد است» نام کتابی است از مسعود بهنود.
+ نوشته شده در  2006/2/18ساعت 3:59  توسط مهدی محسنی  | 

ظاهرا روند محروم نمودن دانشگاه از اساتید مستقل آغاز شده است.امری که در زمان انقلاب فرهنگی بصورت فله ای انجام پذیرفت و صدمات جبران ناپذیری را به پیکر علمی دانشگاه های ایران وارد نمود و زمینه ساز خروج بسیاری از نخبگان کشور شد.
مشخص نیست اخراج -از بکار گیری این واژه شرم دارم- اساتید برجسته ی دانشگاه با چه هدفی صورت می گیرد.آنچه معلوم گشته اینست که تا به حال دانشگاه های ایران از دو استاد مسلم علوم ارتباطات و علوم انسانی محروم گشته اند.دکتر نمک دوست و دکتر مرتضی مردیها.ظاهرا قرار است تجمع اعتراض آمیزی نیز در این مورد برگزار شود.
شاید برخی به واقع به این نتیجه رسیده باشند جامعه امروز ایران نه به ارتباطات و آموزش آن نیاز دارد و نه به فراگیری علوم انسانی و ساختن انسان.باید منتظر بود که آیا علوم دیگری نیز مشمول اینگونه عنایات می شوند یا خیر.
» خبر روزنامه شرق از اخراج دکتر نمک دوست
» خبر اخراج دکتر نمک دوست . فرید مدرسی
» مردیها از علامه اخراج شد . میثم قهوه چیان
پی نوشت:
خبر خودکشی الهام افروتن در بسیاری از سایتها منتشر شده است.ظاهرا برخی مسولان قضایی نیز خبر را تایید کرده اند ولی در مورد سرنوشت این روزنامه نگار زندانی اطلاعات دیگری نداده اند.صبحانه به نقل از پیک ایران تیتر زده است: الهام افروتن ، زهرای کاظمی بندرعباس.
+ نوشته شده در  2006/2/17ساعت 3:29  توسط مهدی محسنی  | 

شاید اساسی ترین سوال در مورد حکومت ایران این باشد که چرا دولتها و مجالسی که بر سر کار می آیند هیچ قدم اصولی در جهت بهبود روابط ایران و جهان بر اساس منافع ملی و احترام متقابل برنمی دارند.این سوال را اینگونه نیز می توان مطرح کرد که چرا حکومت ایران هیچگاه سعی نکرده است از بحرانها بگریزد و همیشه به استقبال آنها رفته است.
فکرش را بکنید اگر تمامی بحرانها حل گردد.دیگر در هیچ برنامه و مراسمی شعار مرگ بر این و آن سر داده نشود.هیچ تهدید خارجی و داخلی وجود نداشته باشد نوبت به چه چیز خواهد رسد.مطمئنا زمان کار کردن.آن زمان دیگر هیچ دلیلی برای عدم موفقیت دولتها نخواهد بود.همه حواسها صرف این خواهد شد که آیا وظایف محوطه به حکومت به بهترین نحو انجام پذیرفته است یا خیر.
شاید بنظر ساده انگارانه باشد اما بخشی از حقیقت است که همیشه در بحران و بی ثباتی بیشتر و بهتر می توان بر ضعفها و کاستی ها سرپوش نهاد.همچون دوران جنگ هشت ساله که مردم در برابر همه ی سختی ها تحمل نمودند و کمترین انتظارات را داشتند.
♫♫♫
بهنود بود که گفت:« گلوله بد است». و شاید حالا از همیشه بدتر.تصاویر مربوط به شکنجه ی زندانیان ابوغریب عراق را از شبکه ی یورو نیوز دیدم و پس از آن هم گزارش تصویری ضرب و شتم جوانان بصره توسط سربازان انگلیسی.به کمال رقتبار و تکان دهنده بود.فرض کنید آمریکا تصمیم بگیرد جنگ را به ایران بکشد.آنوقت هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که این مصائب بر سر مردمان سرزمین ما نیاید.
امریکا و هم پیمانانش در جنگ اخیر تمامی تاسیسات زیربنایی عراق را نابود کردند.میراث ملی و فرهنگی عراق به غارت رفته است و سالها طول خواهد کشید تا اقتصاد عراق بازسازی شود.تصور این وضعیت برای ایران وحشتناک است.
می توان فضای کامل تری نیز از وضعیت پس از تهاجم احتمالی آمریکا ترسیم کرد.ولی مسئله ی اساسی چه باید کرد است.سوالی که کتابها در موردش نوشته شد و چه نسخه ها که برایش پیچیده نشد.و هنوز هم بی پاسخ مانده.باید پاسخی یافت و دارویی که برای همیشه بیماری استبداد زدگی ما را درمان کند.
+ نوشته شده در  2006/2/16ساعت 3:52  توسط مهدی محسنی  | 

بالاخره ماجرای دراویش نعمت الهی در قم بالا گرفت.نیروی انتظامی به همراه لباس شخصی ها به خشونتی بی حد متوسل شد و مدافعان حسینیه گنابادیها را سرکوب کرد.در پایان نیز حسینیه به آتش کشیده شد و با بولدوزر تخریب گشت.به روایت حامد متقی از قم یکی از رهبران درویشان نیز به علت شدت جراحات وارده کشته شده است.
وبلاگ ایران ما گزارش تصویری کاملی از تحصن تا سرکوب و تخریب حسینیه منتشر کرده.واقعا تصاویری تکان دهنده است.تعصبات و رقابتهای مذهبی چه بر سر فطرت آدمی که نمی آورد.مذهبی که باید راهنمای بشریت قرار گیرد بلای جانش می شود و بازیچه ی دست زورمندان و قدرت طلبان.
اخبار ۲۰:۳۰ دیشب شبکه ۲ مدعی شد مردم به ساختمانی که متعلق به اوقاف بوده و در تصرف درویشان قرار گرفته حمله کرده و آنها را از ساختمان بیرون کرده اند.آری حتما مردمی که مجهز به ماسک و گاز اشک آور و کلت کمری هستند.نمی دانم چرا حاکمان ایران عادت دارند حقایق را مخفی کنند.
» گزارش کامل مقدم از حوادث چند روز اخیر قم:  ۴  ۳  ۲  ۱
+ نوشته شده در  2006/2/15ساعت 2:45  توسط مهدی محسنی  | 

اگر به کانالهای خبری مختلف دسترسی نداشته باشی و بخواهی بر اساس اخباری که شبکه های صدا و سیمای ایران پخش می کنند در مورد دنیا قضاوت کنی،مردمان و رهبران غربی را آدمهای زورگو و بی منطقی متصور خواهی شد که در هر لحظه در حال توطئه علیه اسلام و مسلمانان و خصوصا ایرانند.
بخش خبری ساعت ۹ شبکه یک دیشب خبری پخش نمود که از حمایت بلر از خشونت سربازانش علیه جوانان عراقی خبر می داد.خبری کاملا کذب.تقبیح عمل سربازان و وعده برخورد با آنان را تونی بلر نخست وزیر انگلستان در کنفرانسی که از بی بی سی هم پخش شد رسما اعلام کرد.
در خبر دیگری از قول خاویر سولانا شرط برگزاری مذاکره با ایران را توقف "تحقیقات علمی محققان ایرانی" اعلام نمود و اضافه نمود ما از پیشرفتها ی علمی جوانان ایرانی ناراضی هستیم.ولی واقعیت چیز دیگری بود.سولانا از تلاش ایران برای دستیابی به دانش هسته ای که منجر به ساختن بمب اتمی می شود ابراز نارضایتی کرد و خواستار توقف این تلاشها شد.
من که فکر می کنم تداوم اینگونه خبرپراکنی ها در نهایت به زیان ایران باشد.در این حال رنج بسیاری است که بتوانی این خبرها را بشنوی و تحمل کنی و فریاد نزنی ای یاوه یاوه یاوه.چه کسی بود که می گفت دانستن مردن است.حالا اگر مردن نباشد رنج است.
+ نوشته شده در  2006/2/14ساعت 4:34  توسط مهدی محسنی  | 

در صبحانه این تیتر توجهم را جلب کرد"پارلمان هلند منبع بودجه روزنامه روزآنلاین".تیتر برایم تازگی نداشت.کلیک کردم که ببینم نازلی این مطلب را چه زمانی نوشته است.حدسم درست بود تاریخ مطلب بر می گردد به  ۲۶ ژانویه یا همان ۶ بهمن خودمان.
از نازلی هیچ چیزی بعید نیست.حتی اینکه به روزآنلاینی گیر بدهد بهترین دوستانش درآن فعالیت دارند و یا مطلب می نویسند.حسین درخشان و نیک اهنگ کوثر و بهنود نازنین که شنیده ام به دلایلی دیگر سردبیر روزآنلاین نیست.ولی با این حال داستان چیز دیگری بود.ظاهرا فکر اصلی این نقد از پویان طباطبایی بوده و نازلی بر آن مقدمه ای نوشته و لینک مطلب پویان را با بخشی از اصل مطلب در وبلاگش گذاشته که البته لینک کار نمی کند!!
حالا به چه دلیلی کسی پس از ۱۵ روز دوباره به یک مطلب قدیمی در صبحانه لینک داده قابل بررسی است.نمی خواهم بگویم صددرصد غرض ورزی در کار است و توطئه ی جمهوری اسلامی است اما گذشته از نیت این کار، اصل بحث محل اشکال است.اینکه که به روزآنلاین انتقاداتی وارد است بر کسی پوشیده نیست ولی به قول قدیمی ترها «دیکته ی ننوشته است که اشکال ندارد» و کاری که روزآنلاین آغاز کرد اولین در نوع خودش بود.بعد دیگرانی هم جرات انجام کارهای مشابه پیدا کردند.
حالا اینکه به جای ۱۰۰ دلار ۱۰۰۰دلار می گیرند و یا اینکه به دلایل کاملا مشخص در ترتیب انتشارش دچار بی نظمی هستند،بحث حاشیه ای است.که تازه در مورد مبالغ دریافتی صحت و سقمش هنوز مشخص نیست.پارلمان هلندی که تا دیروز جانش در میامد تا یک سنت به اپوزیسیون بدهد خیالتان راحت که پول بی حساب و کتاب به کسی پرداخت نمی کند.
به نظر من هر وقت دوستان منتقد توانستند یک وبلاگ ساده را روزانه آپدیت کنند-نه اینکه که از چهار گوشه ی دنیا یک روزنامه منتشر نمایند-آنوقت بیایند و رجز بخوانند و در کوس بی عرضگی و فرصت طلبی روزآنلاینی ها بدمند.برای ایرانی که مستقل ترین روزنامه اش شرق منتسب به عطریان فر کارگزارانی است،همین روزنت نیم بند هم غنیمت است.کاش عادت می کردیم داشته هایمان را حفظ کنیم و در غنی کردن و اصلاحش بکوشیم تا ویرانی و از نو ساختنش به سلیقه ی خودمان.
+ نوشته شده در  2006/2/10ساعت 11:34  توسط مهدی محسنی  | 

آنچنان حجم گسترده از تبلیغات حکومتی به بحران پرونده هسته ای ایران اختصاص یافته است که عملا فرصت پرداختن به دیگر مسائل وجود ندارد.گرچه بخشی از این تبلیغات برای تبدیل این پرنده با یک پرونده ی ملی است اما نمی توان از این موضوع چشم پوشی نمود که اهداف دیگری نیز در این بین مطرح می باشد.
عملکرد دولتمردان و بخصوص آقای احمدی نژاد در دامن زدن به بحرانها و اعمال فشارهای بین المللی به عنوان اصولگرایی قابل توجیه نیست مگر اینکه سود این رفتارها را بیش از زیان آن براورد کنیم.شاید اصولگرایان به این نتیجه رسیده باشند که ادامه سلب آزادیهای سیاسی و اجتماعی مخالفان،سانسور شدید مطبوعات و برخورد با فعالین حقوق بشر در فضای کنونی بسیار راحت تر خواهد بود.
ساکت کردن هر صدای مخالف با عنوان هم نوایی با بیگانگان و لزوم وحدت مصنوعی-که با سکوت مخالفان محقق می گردد- را می توان از فوائد تداوم تنش موجود قلمدادکرد.گرچه ضعف و بی برنامگی احزاب و نیروهای سیاسی خارج از دایره دولت نیز از عوامل توفیق اصولگرایان است.
در هر حال نباید با تمسک به این شرایط و مقهور آن شدن،نسبت وضعیت حقوق بشردر ایران، شرایط زندانیان سیاسی و لزوم ادامه ی روند اصلاحات در ایران بی تفاوت بود.باید از هر امکانی برای اعمال فشار بردولت به جهت تقید به منشور جهانی حقوق بشر و کاهش فشار براپوزیسیون و فعالین سیاسی- اجتماعی استفاده کرد.در بحث سیاستهای اقتصادی و فرهنگی دولت و مجلس فعلی نیز باید همین موارد منظور گردد.
پاورقی:
بنظر میرسد در هر برهه ی زمانی بحثی گفتمان غالب می شود که با آنچه بکار می آید و لازم است،فاصله ی بسیار دارد.بحث جمهوریت و اسلامیت نظام،شرایط انتخابات خبرگان رهبری،نظرات احمدی نژاد در مورد هالوکاست و لزوم نابودی اسرائیل و هاله نور.گرچه اظهار نظر و نقد این مسائل لازم است اما نباید آنچه را که می خواهیم فراموش کنیم.استقرار دموکراسی و رعایت حقوق بشر اهداف بلند مدتی است که نباید قربانی مباحث سیاسی روزمره گردند.
+ نوشته شده در  2006/2/6ساعت 22:0  توسط مهدی محسنی  | 

روزنامه شرق شنبه ۱۵ بهمن ۸۴ در صفحه ی آخر خود به قلم رضا خجسته رحیمی، زیر عنوان «توصیه های فرید زکریا برای اصلاح طلبان ایرانی» در مورد آخرین کتاب ترجمه شده ی به فارسی این روشنفکر امریکایی،مطلب کوتاهی را به چاپ رسانده است.زکریا در کتاب «آینده ی آزادی» این نکته را به اصلاح طلبان گوشزد می کند که:«همه چیز انتخابات و برگه رای نیست».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/5ساعت 2:42  توسط مهدی محسنی  | 

تحریف سخنان آقای احمدی نژاد توسط شبکه ی خبری سی ان ان با واکنش تند مسولین و رسانه های دولتی ایران روبرو شد.این امر در حاکی رخ می دهد که در روزنامه ها،خبرگزاریها و شبکه های تلویزیونی دولتی ایران روزانه شاهد تحریف دهها خبر و سخنرانی مقامات و شخصیتهای سیاسی خارجی و داخلی هستیم.
جدا از ارسال اخبار کذب، مخفی کاری و عدم اطلاع رسانی-به عبارت سکوت و سانسورخبری-از موارد معمول در رسانه های خبری دولتی در ایران است.البته رسانه های مستقل نیز بخاطر مسائل حقوقی و پیگردهای قضایی از طرح برخی اخبار خودداری می نماید.تا جایی که برای دوری از تبعات احتمالی خود سانسوری به امری رایج در رسانه های مستقل ایرانی تبدیل شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/1ساعت 20:18  توسط مهدی محسنی  | 

خبر می توانست غافلگیر کننده هم باشد:«پنج عضو دایم شورای امنیت بعلاوه آلمان در مورد ارجاع پرونده هسته ای ایران به این شورا توافق کردند».چند دقیقه قبل از مخابره این خبر دیری ابیانه -این به اصطلاح دکترای علوم استراتژیک-داشت در شبکه ی یک جام جم از به حق بودن ایران و پیروزی و موفقیت سیاستهای جدید سخن می گفت.
سی ان ان در ادامه ی سلسله گزارشهایش درباره وضعیت پرونده هسته ای ایران در یک نظرسنجی از خوانندگان سایتش این سوالات را مطرح نموده است که:"از ایران اتمی بیشتر می ترسید و یا از بالا رفتن قیمت نفت توسط ایران".اکثر شرکت کننده گان -نزدیک به ۶۲ درصد- گزینه ی ایران اتمی را انتخاب نموده اند.
حالا باید دید با این اوصاف و با توجه به تهدیدات قبلی مسولان ایران که عنوان نموده بودند «تهدید ارجاع» پرونده ی ایران در شورای امنیت تمامی همکاریهای ایران را به حالت تعلیق درخواهد آورد در برابر «ارجاع» پرونده چه واکنشی نشان خواهند داد.
پیوست:
» حنیف : تصحیح می کنم پیروزی استکبار بر ایران !
» نیک اهنگ : نقشه ی اتمی
» گاف از نوع لاریجانی:از موضع روسیه هنوز مطلع نیستم!
پاورقی:
» از سندیگای اتوبوس رانی حمایت کنید [لینک]
+ نوشته شده در  2006/1/31ساعت 12:28  توسط مهدی محسنی  | 

مراسم خاکسپاری کشته شدگان انفجارهای اخیر اهواز پنجشنبه برگزار شد.آن هم با حضور خیل عظیمی از سربازان وظیفه و دانش آموزان مدارس اهواز و البته دیگر شهروندان اهوازی.جدای از نحوه ی بازتاب این مراسم در بخشهای مختلف خبری صدا و سیما،موضوع جالب توجه نحوه گزارش این مراسم در بخش خبری ۲۲ شبکه ی سوم سیما بود.مجری برنامه خبر داد:«مراسم تشییع پیکر شهدای حوادث تروریستی اهواز با شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" امروز صبح در اهواز برگزار شد.»
این نوع خبر رسانی مرا یاد بازی پرسپولیس-بایر مونیخ انداخت که با همین شعار "انرژی هسته  ای حق مسلم ماست" برگزار شد.من همیشه فکر می کردم بین یک بازی فوتبال و مراسم خاکسپاری تفاوتهایی وجود دارد.اما دیروز متوجه شدم برای برخی مهم نیست که در رسیدن به اهدافشان هر وسیله ای توجیه گر است.
نمی دانم با چه استدلالی به خود اجازه می دهند این پیکر های سوخته و تکه پاره را خرج سیاست های غلط خود بکنند به خورد مردم بدهند.گرچه انرژی هسته ای -و نه سلاح اتمی- حق مسلم مردم ایران است اما نه باید به هر بهانه ای با استفاده از هر اتفاقی بدون توجه به احساسات عمومی اقدام به تبلیغات دولتی نمود.مگر اینکه بر این باور باشند که کشته شدگان مذکور در راه دستیابی به انرژی هسته ای قربانی شده اند!! در هر حال شاید بهتر بود این مراسم با نام "امنیت حق ماست" برگزار شود تا بهتر خواست عمومی شهروندان را منعکس کند.
بهتر است به جای استفاده ازهر بهانه بجاو نابجایی درداخل برای تحریک به حمایت عمومی ازمواضع حکومت، مواضع قابل دفاع و در جهت تعامل با جهان اتخاذ شود و در کنار آن به همگان اجازه دهند در این مورد نظاراتشان را آزادانه مطرح کنند و راهکارهای خود را عرضه نماید و از یکجانبه گرایی در این مورد دست بردارند.این تنها راه جلب حمایت عمومی و بخصوص نخبگان از منافع ملی خواهد بود.
پاورقی:
حسین درخشان که به اسرائیل سفر کرده است باید منتظر پس لرزه های این اقدامش در وبلاگستان باشد.خدا رحمش کند از دست کج فهمان.(البته مرگ بر اسرائیل!!)
وبلاگ نیک اهنگ کوثر تغییر قیافه داده و تغییر اسم.
بیش از ۴۸ ساعت است که یک ریز دراهواز باران می بارد.هوای ملسی شده. شاید بعد آن حادثه لازم بود کمی از قباحت این جنایت را بشورد و به دریا بریزد.
+ نوشته شده در  2006/1/27ساعت 15:50  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که اسرائیل در مورد فعالیتهای هسته ای ایران هشدار داده،فیدل کاسترو رهبر مادام العمر کوبا نسبت به حمله ی اتمی به ایران ابراز نگرانی کرده است.در همین حال دیروز رسانه های خبری اعلام کردند بزرگترین بانک اروپایی،یو بی اس سوییس، مبادلات پولی خود را به خاطر ریسک بالای اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران قطع نموده است.خبرهایی هم از تهیه طرح تحریم ایران بگوش می رسد.
در همین حال رییس جمهور ایران به سوریه سفر می کند و با بشار اسد متهم و مضنون به طراحی قتل رفیق حریری دیدار می نماید.در سوی دیگر نیز متکی، وزیر امور خارجه و لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی،با جوانک تندرویی به نام متقدی صدر دیدار می کنند که به علت عملکرد خشونت طلبانه اش و همچنین اتهام به قتل عبدالمجید خویی و تهدید آیت الله سیستانی وجه خوبی ندارد.
به هیچ وجه نمی دانم بر اساس کدام منطق این رفتارها صورت می گیرد.شاید وقتش رسیده باشد به جای شعارهای دهن پر کن این سوال را از خود برسیم که"همه چیز را می توان فدای غنی سازی کرد؟".من که فکر نمی کنم همه اش منحصر به فعالیتهای اتمی باشد.وضعیت موجود چیزی فراتر را باید نصیبمان کند که این هزینه های گزاف را بپردازیم.
پی نوشت:
مقدم در وبلاگش با اشاره به این مطلب نوشته است:"من هم داشتم فکر می کردم که احمدی نژاد هم مثل خاتمی با بحران های زنجیره ای دست به گریبان است و اگر در زمان خاتمی هر ۹ روز یک بحران وجود داشت، طفلکی احمدی نژاد هر هفته با بیش از ۳ بحران دست و پنجه نرم می کند! بحران آفرینان هم در کشور عزیز ما مشخص اند: زمانی بر دولت بودند و اکنون در دولت!
+ نوشته شده در  2006/1/23ساعت 3:35  توسط مهدی محسنی  | 

بحث بر سر انتخابات خبرگان رهبری آغاز شده است.اصلاح طلبان نیز به عنوان مرجع این مباحث فعالیت دارند.اکثر خبرها از حضور و تاثیر مصباح و همفکرانش در انتخابات مجلس خبرگان حکایت دارد.از طرفی هر روز ابراز نگرانی از احتمال فتح مجلس خبرگان به دست هم اندیشان مصباح حجم بیشتری از اخبار را به خود اختصاص می دهد.
محمد جواد روح در مطلبی با عنوان چراغها را مصباح روشن می کند به این مسئله پرداخته است.او یادآوری می کند که:«برخلاف بعضي دوستان كه درگير شدن با طيف مصباح از حالا را درافتادن در بازي و سناريوي جديد آنها مي دانند، معتقدم راهي جز اين نيست و سكوت در مقطع كنوني از دست دادن فرصت است.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/1/20ساعت 0:44  توسط مهدی محسنی  | 

بخش خبری ۲۰:۳۰شبکه دوم سیما دیروز سه شنبه خبر داد که تیم ملی فوتبال اوکراین از انجام بازی با تیم ملی فوتبال ایران منصرف شده است.مربی این تیم دلیل این اقدام را دوری راه کشور اوکراین از ایران ابراز نمود.از سوی دیگر نیز مربی اوکراینی اعلام نمود برای بازی با مصر اماده خواهند شد.
چند ساعت بعد بخش خبری ۲۲:۳۰ شبکه دوم سیما در خبری عنوان نمود فدراسیون فوتبال ایران قصد دارد بجای بازی با تیم نچندان مطرح!! اوکراین بازی دیگری را تدارک ببیند.به همین دلیل احتمال لغو بازی ایران-اوکراین بسیار زیاد است.
جای هیچ شبه ای نیست که اوکراین مانند بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بدلایلی سیاسی حاضر به برگزاری دیدار با تیم ایران نیست.اما واقعا خنده دار است که یک شبکه ی تلویزیونی به فاصله دو ساعت دست به تحریف یک خبر می زند و سعی دارد داستان را وارونه جلوه بدهد.
پاورقی:
در ادامه ی بخش خبری ۲۲:۳۰ در میزگرد خبری به مسئله ی اشتباه سی ان ان در ترجمه سخنان احمدی نژاد پرداخته شد که حضور آقای محسنیان راد استاد روزنامه نگاری و علوم ارتباطات،یکجانبه نگری و حرفهای خسته کننده و کلیشه ای مجری و دیگر مهمان برنامه را قابل تحمل نموده بود.
+ نوشته شده در  2006/1/18ساعت 13:31  توسط مهدی محسنی  |