تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

جمهور
دوستانی که به این وبلاگ لینک داده اید
لطفا در صورت امکان لینک خود را به آدرس:
 http://jomhour.org
تغییر دهید.
اما اگر از بلاگ رولینگ برای لینک دادن استفاده نموده اید
تنها کافی است اینجا را کلیک کنید تا آدرس جدید به وبلاگتان اضافه گردد:
جمهور را به بلاگ رولینگ اضافه کن
+ نوشته شده در  2006/8/10ساعت 3:12  توسط مهدی محسنی  | 

از آنجایی که در برخی شهرها ظاهرا این وبلاگ فیلتر شده است تغییر آدرس را کمی زودتر انجام میدهم. دوستانی که لطف کرده اند و به من لینک داده اند در صورت امکات لینک خود را به آدرس جدیدhttp://jomhour.org تغییر دهند.
مطمنئا به علت سرعت انتقال از این مکان، وبلاگ جدیدم کاستی هایی خواهد داشت که با نظرات و پیشنهادات دوستان سعی خواهم کرد آنگونه باشد که باید.
پی نوشت:
الان که چک کردم دیدم وبلاگ حامدمتقی که تا دیشب باز می شد، فیلتر شده است. بنظر می رسد موج جدید وگسترده تری از فیلترینگ در راه است.توضیح اینکه ممکن است این فیلترینگ ها هنوز سراسری نشده باشد و تنها برخی isp ها را شامل بشود.
+ نوشته شده در  2006/8/8ساعت 2:9  توسط مهدی محسنی  | 

انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران پس از کش وقوسهای بسیار برگزار شد و انجمن همچنان در اختیار روزنامه نگاران رفرمخواه ماند. گر چه رسانه ها و برخی نیروهای محافظه کار و اصولگرا سعی نمودند در روند برگزاری آن کارشکنی نمایند.
گرچه کما فی السابق در کنار این انجمن، نسخه ی بدلی آن نیز تهیه شده، رفتاری که نسبت به عنوان تشکلهای دانشجویی و حتی برخی احزاب سیاسی نیز از محافظه کاران مشاهده شده اما این موضوع از میزان مخالفتها با انجمن صنفی نکاسته است.
می توان اطمینان داشت برگزاری انتخابات پایان ماجرا نیست، علائم آنرا از واکنش خبرگزاریهای محافظه کار و هوادار دولت می شود، دریافت نمود. آنها که در طول چند هفته ی اخیر بشدت نسبت به این انتخابات حساسیت نشان می دادند و در اکثر خبرهای ارسالی به غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات اشاره داشتند، تاکنون سانسور خبری را در دستور کار قرار داده و درمورد برگزاری و نتایج انتخابات انجمن صنفی خبری ارسال ننموده اند.
خبرگزاری فارس کماکان دو مطلب درباره ی ابهام در برگزاری انتخابات و نامه ی جمعی از اعضای مخالف را در صفحه نخست خود جای داده در حالی که در یک هفته ی گذشته ۹ خبر در مخالف با برگزاری انتخابات منتشرنموده است. خبرگزاری مهر نیز در یک هفته ی گذشته بیش از ۱۱ خبر در این مورد منتشر کرده که در ۹ مورد به ابهام در برگزاری و غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات پرداخته است.
باید دید وزارت کار و امور اجتماعی -که ظاهرا تنها وظیفه ی نظارتی بر روند کار انجمن دارد- در این مورد چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا روزنامه نگاران همچون روزنامه هایشان بیش از پیش تحت فشار قرار خواهند گرفت.
مطالب مرتبط:
» نتایج انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران [حنیف]
» عکسهایی از انتخابات [حنیف] [فارس]
» خبرگزاری فارس : 1  2  3  4 . . .
» خسته نباشید آقای بورقانی [هنوز]
پاورقی:
این تیتر به واقع روی دیگر ماجرا است. انجمن صنفی به دلیل تنگناهایی که مطبوعاتن با آن درگیرند بیشتر شکل سیاسی دارد. نگاهی به اعضای اثر گذارش هم همین نکته را تایید می کند. چه اعضای اصلاح طلب وچه نیروهای محافظه کار انجمن. این موضوع نیز بر اثر و گستره ی کار انجمن تاثیر گذاشته. این مطلب میتوان موضوع بحث مفصلی باشد درباره ی سیاست گذاریهای آینده انجمن.
+ نوشته شده در  2006/8/7ساعت 11:29  توسط مهدی محسنی  | 

مقدمات نقل مکانم به جمهور دیگری که حالا تقریبا آماده شده است را دارم فراهم میکنم. کمی مشکل است هر روز دو وبلاگ را سر سامان دادن در حالی که سعی میکنی بروز هم بمانی و از تمامی دغدغه هایت بنویسی.
شاید آخر همین هفته پایان این دفتر باشد و آغاز دفتری جدید. با آنکه از اینجا خاطره های زیادی دارم و فکرنکنم به این زودی ها فراموشم شود. توضیح ضروری اینکه تا مدتی -شاید نسبتا طولانی- قالب وبلاگ جدیدم شبیه همین قالب خواهد بود. تا فرصتی و تهیه قالبی باب طبعم.
+ نوشته شده در  2006/8/7ساعت 3:47  توسط مهدی محسنی 

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس!
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس!
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند ــ
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس!
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ــ
گر شما را نه بس این سود و زیان، ما را بس!
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس!
باغ عشرتگه و ایوان به ملوک ارزانی!
ما فقریم، سر کوی فلان ما را بس!

از در خویش، خدا را، به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس!
نیست ما را به جز از وصل تو در سر هوسی،
این تجارت ز متاع دو جهان ما را بس!

من و هم صحبتی اهل ریا؟ ــ دورم باد!
از گرانان جهان رطل گران ما را بس!
بنشین بر لب جوی گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذاران ما را بس!

حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی ست:
طبع چون آب و غزل های روان ما را بس!
+ نوشته شده در  2006/8/6ساعت 0:57  توسط مهدی محسنی 

farspic.jpg 
دیروز پس از نماز جمعه تجمع نمازگزاران تهرانی در مقابل سفارت انگلستان به درگیری و کنده شدن تابلو این سفارت منجر شد. [گزارش تصویری فارس]
+ نوشته شده در  2006/8/5ساعت 3:57  توسط مهدی محسنی  | 

«...ماجرا از آنجا آغاز شد كه يكی از ماموران حفاظت رياست جمهوری با ممانعت از ورود خبرنگار خبرگزاری فارس به پاويون جمهوری از زبان شخصی به نام «م» مسئول تيم حفاظت سفرهای خارجی رئيس جمهور ادعا كرد كه احمدی‌نژاد دستور داده است هيچ‌گونه استقبالی از وی صورت نگیرد و وی مصاحبه‌ای با خبرنگاران نخواهد داشت.
اما خبرنگار ما به اظهارات مامور حفاظت بسنده نكرد و ماجرا را تلفني با یزدی، مسئول هماهنگ كننده تيم خبری در میان گذاشت كه نامبرده نيز از خبرنگار فارس خواست محل ورودی پاويون جمهوری را تا زمان رسيدن رییس جمهور ترك نكند.
پس از سپری شدن دقایقی و با ملحق شدن ديگر خبرنگاران و فيلمبرداران به خبرنگار فارس یكی از ماموران حفاظت، از خبرنگاران خواست محل را ترك كنند اما خبرنگاران به استناد تماس‌های تلفن يزدی با آنها كه از آنان خواسته بود تا زمان رسیدن احمدی نژاد در محل مورد نظر حضور داشته باشند، دستور مامور حفاظت را اجرا نكردند.
اين اقدام باعث خشم وی شد و نامبرده با یكی از خبرنگاران واحد مركزی خبر برخورد فیزیكی كرد و اين خبرنگار را با زور بی‌سیمی كه در دست داشت، مورد تهاجم قرار داد اما با پادرمیانی ديگر خبرنگاران، وی اجازه نیافت خبرنگار واحد مركزی خبر را مورد ضرب و شتم قرار دهد...» [خبرگزاری فارس]
ادامه ی این ماجرا جالب تر نیز می شود. تا جایی که مشخص می گردد ظاهرا این روال معمول در برخورد با خبرنگاران است. بنظر می رسد دولت نهم قصد دارد پس از آنکه مهروزی را بصورت تام و تمام مشمول رانندگان اتوبوس واحد تهران، تجمعات زنان پارک دانشجو و میدان هفت تیر، اساتید با سابقه ی دانشگاه و در تازه ترین مورد زندانیان سیاسی نمود، اینبار به سراغ خبرنگاران رفته اتفاقا در این مورد عنصر عدالت را نیز چاشنی نموده است.
در هر حال این رفتارها در برخورد با هر کسی که صورت بگیرد مذموم و شایسته ی تقبیح است.حال یکی از رسانه های دوآتشه ی هوادار دولت نیز زبان به انتقاد بگشاید عیان می گردد که عیار مهرورزی دولت تا چه حد است و دامنه ی آن تا کجا گسترش یافته.
چندی پیش نیز خبرنگاران چند روزنامه ی میانه رو نیز نسبت به برخورد سخنگوی دولت و شخص احمدی نژاد در عدم توزیع عادلانه ی وقت اعتراض نموده بودند تاجایی که روزنامه ی شرق در مطلبی به این موضوع پرداخت و نسبت آن اعلام نارضایتی نمود.
مرتبط:
» دولت توریستی  [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/4ساعت 13:50  توسط مهدی محسنی  | 

ایران ما - برابر گزارشات رسيده از زندان اوين احمد باطبی سومين روز اعتصاب غذای خود را در بند ۲۰۹ اين زندان به سر می برد . شاهدان عينی وی را در بهداری بند ۲۰۹ زندان اوين ديده اند وی هم اكنون از نظر جسمانی بشدت رنج می برد و در وضعيت بسيار بدی قرار دارد.
احمد باطبی پيش از اين در گفتگو با خبرنگار ايكنانيوز اعلام كرده بود كه از اولين روز بازداشت دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد ، چنانچه همسر وی نيز اين مسئله را تائيد كرده اند و گفته اند : آقای باطبی از همان روزی كه بازداشت شده است دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است .
احمد باطبی در شرايطی دست به اعتصاب غذا زده است كه چند روز قبل از بازداشتش به دليل مشكلات تنفسی ، كليوی و خونريزی معده بستری بوده است .
با توجه به كشته شدن اكبر محمدی می توان گفت:جان احمد باطبی در خطر است و قبل از اينكه اتفاقی برای وی بيفتد سازمان های حقوق بشری و سياسی بايد در مورد آزادی وی اقدام بكنند.
پاورقی:
» برای آزادی احمد باطبی امضا کنید [پتیشن]
» بر افشای این جنایت پافشاری کنید [بیانیه]
» گزارش کامل مراسم اعتراض به مرگ اکبر محمدی [ادوار نیوز]
» چگونه نگران نباشیم [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/3ساعت 17:13  توسط مهدی محسنی  | 

دولت نهم که بر سر کار آمد بیشترین تمرکز شعارهایش را گذاشت برای کم کردن تجملات و خرجیهای غیر ضروری دولتی. چه نطقها که درباره ی سفرهای خارجی و غیر ضروری دولتهای پیشین و نمایندگان مجلس ششم بیان نشد.
اما حال که بیش از یک سال از عمر دولت نهم می گذرد مشخص می گردد آن شعارها در حد حرف باقیمانده است. دولت احمدی نژاد با برگزاری سفرهای استانی آنهم با هزینه از بودجه های تخصیصی هر استان رفتار و عملکردی را تجربه می کند در هیچ جای دنیا عمل نمی شود. جابه جایی اعضای دولت به شهرها و استانهای مختلف و ساعتها سخنرانی و حرفهای تکراری.
بودجه های استانی که باید صرف عمران و آبادی گردد، خرج بیان وعده و وعیدها و موکول نمودن شرایط مطلوب به آینده می گردد و بخشی دیگری هم صرف زیر سوال بردن هرچه در ۱۶ سال گذشته رخ داده است. درکنار ایجاد بحران و هزینه برای کشور با بیان حرفهای نسنجیده و غیر ضروری.
در زمینه ی سفرهای خارجی نیز احمدی نژاد در یکساله ی اخیر می تواند رکوردار باشد. سفر به کشورهایی که تاکنون هیچکدام منجر به گشایش و بهرمندی خاصی نگشته و تکرار همان حرفهای تحریک کننده که بیش از پیش فشار را بر ایران افزایش داده است.
سفرها و سخنرانی های دولت اینگونه به ذهن متبادر می کند که دولت در جهت انجام یک تور تبلیغاتی بزرگ -احتمالاچهارساله- گام برمی دارد که در این میان ۴ ساله ی دوم خود را تضمین کند. مشخص نیست با اینهمه جابه جایی و رفت امد اعضای دولت و شخص احمدی نژاد چه زمانی برای رسیدگی به امور کشورداری صرف می گردد.
+ نوشته شده در  2006/8/3ساعت 2:18  توسط مهدی محسنی  | 

پویا لینکی برایم فرستاد از کیهان امروز که در مورد جهانبگلو مطالبی بدین شرح نوشته است:«يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوری اسلامی ايران در بازداشت به سرمی برد، به تازگی اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازی يك شبكه وسيع تحت "وب" را برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از جريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برعهده داشته است.
وی فاش ساخته كه درصدد اجرای طرح شبكه جاسوسی سايبر به نام C.E.S در ايران بوده و گروهی از روزنامه نگاران سايبرنتيک ، فعالان اينترنتی - ايرانی در ياهو ، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را برای اين كار ساماندهی كرده بود .
اگر چه هم اكنون كميته های ويژه جرايم اينترنتی و رايانه ای تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابیر ويژه برای جلوگيری از اجرای این گونه طرح ها و برنامه های جاسوسی را دوچندان می كند.»
اینجا مشخص می شود آن مقدمه چینی های سایت منتسب به فضلی نژاد به چه دلیل صورت می گرفت. حالا کیهان وارد ماجرا شده و دارد خط و ربط قضیه را می دهد و هیچکس نیست که پاسخ بدهد که یک فیلسوفی مثل جهانبگلو را با جاسوسی سایبر چگونه می توان ارتباط داد؟
و باز اینکه عنوان فعالان اینترنتی-ایرانی در یاهو و گوگل به چه کسانی اطلاق می شود؟ این عبارت آنقدر مضحک انتخاب شده که بنظر می رسد یاهو و گوگل سازمانهای مخفی اطلاعاتی اند نه دو ابر شرکت رایانه ای که خدمات مختلف و گسترده ای را ارائه می کنند.
از سوی دیگر می توان این سوال را مطرح نمود که آیا منابع اطلاعات طبقه بندی شده و حتی کم اهمیت گروهها و جریانات و عناصر اصلاح طلب و اپوزیسیون -که غالبا پس از دستبرد به دفاتر و منازل این گروهها و اشخاص- سر از روزنامه ی کیهان در می آورد، نیز بررسی و مشمول اینگونه حساسیتها شده و یا می شوند؟
در همین حال دوستانی که وبلاگهایشان فیلتر شده باید مراقب باشند که ظاهرا در مظان اتهام قرار دارند. حتی بعید نیست نویسنده ی چند سایت پورنو را بگیرند و بگویند اینها در راه تضعیف اعتقادات مذهبی با جهانبگلو رابطه و همکاری داشته اند!
مطالب مرتبط:
» جهانبگلو و عالیجناب خاکستری [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/2ساعت 15:29  توسط مهدی محسنی  | 

بی بی سی:«پيکر اکبر محمدی، از فعالان دانشجويی که روز يکشنبه در زندان اوين تهران جان خود را از دست داد، شبانه در روستايی در اطراف آمل تحت مراقبت های امنيتی دفن شد. ماموران امنيتی پدر و مادر اکبر محمدی را که در موقع مرگ او برای ديدار دختر خود به ترکيه سفر کرده بودند، در هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت کردند.
دفن فوری و شبانه جسد اکبر محمدی در حاليکه وکلا و خانواده او صريحا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بودند که پزشکان مستقل علت اصلی مرگ او را معلوم کنند، اين شبهه را در افکار عمومی ايجاد می کند که گويا تلاشی صورت می گيرد تا حقايق اين واقعه پنهان شود.
ماموان امنيتی ايران احتمالا نگران بودند که خانواده و دوستان اکبر محمدی بخواهند در اعتراض به مرگ او تظاهرات بر پا کنند و از اين رو آنها پدر و مادر اکبر محمدی را بازداشت کردند و سپس برای جلوگيری از هر اقدامی از سوی خانواده وی، جسد او را به شهر زادگاهش منتقل کردند تا دفن شود.
وکيل اکبر محمدی مر گ او را مشکوک اعلام کرده بود و گفته بود تاروشن شدن حقايق جسد نبايد دفن شود. پدر اکبر محمدی نيز پيش از مرگ پسرش و موقعی که پسرش در اعتراض به بازداشت اش در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود اعلام کرد که فرزندش شکنجه شده است.»
خوب بخاطر داریم که پیش از این نیز پیکر زهرا کاظمی را با چه شرایطی دفن کردند. تکرار این حادثه برای اکبر محمدی سوالات بسیاری را در پی خواهد داشت. باید مسوولان پاسخ دهند به چه علت از بررسی جسد اکبر محمدی توسط پزشکان مستقل جلوگیری نموده اند.
به خانواده ی محمدی که می اندیشم بیش از پیش به خشمم افزوده می شود. آنان حتی فرصتی نیافته اند تا براحتی با فرزندشان وداع کنند. جوان رعنایی که هفت سال از بهترین روزهای عمرش را در زندان سپری نمود و حالا به جبر کج اندیشان  تن به خاک داده است.
می دانم که زود فراموش می کنیم. زودتر از آنچه که برای زهرا کاظمی طول کشید، و خیلی زودتر از آن برای مختاری و پویند و  فروهرها. چه می شود کرد با حافظه ی ضعیف تاریخی ملتمان. کاش راهی بود که حک بشود بر تار و پودمان، عجین بشود با خونمان و هر روز یادمان باشد. کاش راهی بود.
پاورقی:
» صدای مادر اکبر محمدی پس از کشته شدن فرزندش [دانلود کنید]
+ نوشته شده در  2006/8/1ساعت 22:15  توسط مهدی محسنی  | 

احمدی نژاد خطاب به مدیران و مسولان وزرات ارتباطات:«تاسيس و راه‌اندازی شبكه ملی را در اولويت كار خود قرار دهيد چرا كه استفاده از شبكه جهانی بسيار نامطمئن است و خطرهای بالايی دارد. وی ادامه داد: اگر شبكه جهانی قطع شود ارتباطات بطور كلی در كشور قطع می شود و هيچ اعتباری به اين شبكه جهانی نيست.» [فارس]
بحث شبکه ی اینترنتی داخلی، از جمله ی مسائلی است که با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد با عزم راسخی دنبال می گردد. دولت نهم سعی دارد این عرصه را کاملا در اختیار بگیرد و امکان هر گونه کنترلی را داشته باشد.
در شرایط حاضر رسیدن به این آرزو بزرگترین خطر برای آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات می باشد. در ان صورت این امکان وجود دارد که هر صدای مخالفی را بشدت محدود نمود. البته نباید این نکته را هم فراموش کرد که با توجه به پیشرفت خارق العاده تکنولوژی مطمئنن این ترفندها نیز با مرور زمان بی اثر خواهد شد. اتفاقی که با ظهور ماهواره در عرصه ی رسانه های صوتی و تصویری به وقوع پیوسته است.
از سوی دیگر می توان اینگونه تعبیر کرد که بخشی از این نگرانی ها بر اثر احتمال تحریم ایران و تلاش برای افزایش فشارها باشد که از جمله می توان به احتمال قطع خدمات اینترنتی از سوی غربی ها اشاره نمود. گرچه این احتمال بسیار دور از ذهن است و این امکان ارتباطی که منافع دوجانبه را در بر دارد آسیب جدی نخواهد دید.
تا کنون نیز دولت ایران در تلاش برای ایجاد محدودیت دراین زمینه ی بوده است. چندی پیش وزیر ارتباطات با نادیده گرفتن نیت اصلی مطرح کنندگان طرح اینترنت ملی، منافع اقتصادی را بهانه نموده و عنوان کرد که برای کاهش هزینه ی استفاده از اینترنت و جلوگیری از خروج ارز در پی اجرای این برنامه می باشند.
دولتمردان ایران تنها با درک صحیح از شرایط و علم به اینکه ایجاد محدودیت در دنیای امروز جز عقب ماندی چیزی را به همراه نخواهد داشت می توانند از خسارت محدودیتهای پیشین بکاهند. جالب انکه دولت نهم و مجلس هفتم که با شعارهای اقتصادی بر سر کار آمدند و جز ایجاد آشفتگی در اقتصاد بیمار ایران دست آورد دیگری نداشته اند بیشترین تلاش خود را در وضع قوانین محدود کننده بکار گرفته اند.
» وزیر انسدادات و اینترنت ملی [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/8/1ساعت 12:27  توسط مهدی محسنی  | 

تقدیم به مادر اکبر محمدی
باور کنید
ترانه های نخوانده بسیارند
هنوز مانده تا رقص مان
در انتهای بامداد رویاها
اما تو نیستی
هزار قافیه تنگ آمده
و جای خالیت انگار
با سیل اشکهای مادر پر نمی شود
آن کس که گفت:
«سلاخی زار می گریست...»
در گور خفته است
و تو در پایان یک تقدس هفت ساله
رفته ای.
پاورقی:
اکبر محمدی در زندان اوین درگذشت. [لینک]
+ نوشته شده در  2006/8/1ساعت 1:38  توسط مهدی محسنی 

۱۰ روز نبود که اکبرمحمدی را گرفته بودند و حالا پر کشیده و رفته است.دوستی می گفت غمگینم که جوان بود و رفت، اما در همین حال شادمانم که دیگر از رنج و شکنجه رها شده است. و من هم چیزی میان ایندو حس متناقض. با خود زمزمه می کنم:
هرگز از مرگ نهراسیدم!
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
باری هراس من همه مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزونتر باشد
برای اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی اول سیما بی تاب بودم. پس از چند ماه و چند روز بود که نخواسته بودم ببینم تا شاید از اینهمه نمایش خیمه شب بازی دور باشم. اما یک حس احمقانه می گفت شاید به اندازه ی حتی چند ثانیه به این خبر اختصاص بدهند.
فکر می کردم خبر جان سپردن اکبر محمدی بر اثر اعتصاب غذا [احتمالا] در زندان اوین، از ۵۰ سال فیلم ندیدن رییس جمهور هند کم ارزش تر نیست.یا از خودکشی ۳ زندانی در گوانتانامو یا مرگ زرقاوی چچنی ها. یا حتی هم زیستی مسالمت آمیز سگ و گربه. چه اندیشه ی خام و کودکانه ای .
مگر نباید به تجربه ها اعتنا کرد.۲۰ تیر  ۷۸ پس از دو روز خونین که بر دانشجویان گذشت، بعد از ردیف کردن خبرهای زرد و مضحک، دست آخر بود که نوبت را دادند به "اعتراض دانشجویان مسلمان". بدون ذکر دلیل و عنوان. تا آنکه کوس رسوایی از بام افتاد و سیمای آن موقع لاریجانی به صدا درآمد و نتیجه اطلاع رسانی اش شد چند فیلم اعتراف و دنبال کردن سناریوی محکومیت دانشجویان مضروب. 
اما حالا نگرانی من از جنس دیگری است. چند روزی پیش نیز احمد باطبی هم دوباره بازدداشت شده است. او نیز چون محمدی در مرخصی به سر می برد.و چند روز پیش از اسارت دوباره، از روزهای زندان و محاکمه برای حنیف نوشته بود:
«...من را بعد مدت ها انفرادی با چشمبند به اطاقی ناشناس بردند و در کمتر از ۳ قیقه از من سوالاتی را پرسیند که من جواب ندارم . چرا که به من گفته بوند که بازجویی دارم . بعد فهمیدم که این جلسه ۳ دقیقه ای جلسه محاکمه من بود . من در این چند دقیقه هم محاکمه شدم و هم به اعدام محکوم شدم...»
در همین زمینه:
» برای اکبر محمدی [منتقد]
» از زهرا کاظمی تا اکبر محمدی [حنیف]
» رفتنش سخت بود ولی رفت [الهه مهر]
» یکی بود ، یکی نبود [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت 15:17  توسط مهدی محسنی  | 

«اکبرمحمدی» دانشجوی زندانی، دیشب در حمام زندان اوین درگذشته است. محمدی كه از سال ۷۸ و به دنبال وقايع ۱۸تير كوی دانشگاه در زندان به سر می برد، ديشب و در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شد و تلاش پزشکان زندان نیز برای احیای وی بی نتیجه ماند. پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است. [آفتاب]
سهراب سليمانی،‌‏ مديركل زندان‌‏های استان تهران با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشك زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روی هفت بود. وی افزوده است : پس از آن كه شب گذشته حال محمدی بد می‌‏شود، وی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار می‌‏گيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل می‌‏شود و در آنجا دوباره حالش بد می‌‏شود كه در حين انتقال به بهداری در مسير راه فوت می‌‏كند.
سليمانی در مورد ارتباط فوت اين دانشجوی زندانی با موضوع اعتصاب غذای وی، گفت:وی اعلام كرده بود كه قصد دارد اعتصاب غذا كند اما آب و چای می‌‏خورد و تحت نظر پزشك زندان بود.
خليل بهراميان، وكيل مدافع اكبر محمدی با بيان اينكه موكلش در اعتصاب غذا به سر می‌‏برده است، گفت: بنده وقتي شنيدم كه موكلم قصد اعتصاب غذا دارد، به زندان مراجعه كردم تا بتوانم محمدی را از اين اقدام منصرف كنم اما متأسفانه مسوولان زندان اوين با اين امر مخالفت كردند كه اين اقدام برخلاف كنوانسيون‌‏های بين‌‏المللی و قوانین داخلی ايران است. [ایلنا]
اكبر محمدی در جريان حوادث كوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ بازداشت و در دادگاه بدوی به اعدام محكوم شد اما بعدها با دو درجه تخفيف رهبری به ۱۵ سال حبس تعزيری تبديل شد كه از اين مدت ۱۰ سال زندان و پنج سال آن تعليقی بود.
+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت 12:59  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«دو هفته پيش در اجلاس سرام گروه ۸ در سنت پيترزبورگ، جرج بوش پشت صندلی آنجلا مركل قرار گرفت و در حالي كه رهبران ساير كشورها به وی نگاه مي كردند شروع به ماساژ دادن گردن مركل كرد، در گوش مركل چيزی گفت و سپس از وی دور شد. كاملا مشخص بود كه مركل از اين اقدام بوش حيرت زده شده و ناراحت است، به طوری كه سريعا شانه های خود را به نشانه اين كه نمی خواهد اين وضعيت ادامه پيدا كند بالا انداخت.» [عکسهای مربوط]
فیلم این عمل جرج بوش را در زیر آورده ام [خاطره ی فیلم رقص رضا زاده زنده شد]. اگر عده ای مدعی نشوند خصوصی است و نباید نمایش داده شود. اما جالب است که اندکی با توصیفات خبرگزاری فارس تفاوت دارد.
در فیلم مذکور بوش در گوش مرکل سخنی نمی گوید گرچه شاید در فیلم خبرگزاری فارس گفته باشد [چیزی در مایه های جیگرتو بخورم] و پس از فشار دادن شانه های مرکل از دور می شود. [منبع فیلم: بیلد]
 
 
مسخره بازی ها و ژستهای بوش سوژه ی جالبی برای بسیاری از مطبوعات و رسانه ها شده درحالی که برخی از مردم ممکن است نسبت به اینگونه رفتارهای او احساس بدی نداشته باشند.
گرچه رفتارهای بوش همیشه با لودگی همراه بوده اما فکر نمی کنم فارس به نقل از یک روزنامه ی دموکرات آمریکایی نوشته این عملش مصداق آزار جنسی باشد!نمی توان از آمریکایی های گاوچران انتظار داشت همچون انگلیسی ها یا فرانسوی های آداب دان رفتار نمایند.
پاورقی:
» آدرس جدید جمهور: [http://jomhour.org]
+ نوشته شده در  2006/7/30ساعت 20:20  توسط مهدی محسنی  | 

هر روز صبح
عین ابتدای خلقت می شوی
منعت می کنند و
تو انگار حریص دانستن باشی.

آفتاب نزده بیداری تا خود روز
بی تابیت شبیه اولین بی تابیهای آدم است و
دردش شاید
بقدر درد زایمان حوا.

از تو می پرسم
بانوی مو شلالی قصه های اساطیری
در انتهای کدام داستان گم شدی
در رقابت کدام نگاه ناخوانده.

شعر نبودی که بخوانمت
قصه نبودی روایت شوی
نه ندا و آهنگی
شبیه مستی پیش از اولین هم خوابگی.
کمی غلیظ تر از کلمه ی "عشق" بدون دلیل
شاید.

انتهای داستان
شروع خلقت دوباره من بود
شبیه بازی کودکانه ی روزگار
مثل وقتی که خدا گل بازی می کرد.
+ نوشته شده در  2006/7/29ساعت 21:54  توسط مهدی محسنی 

خبرگزاری فارس:«احمدی نژاد درمراسم افتتاح تونل انزاب كه با حضور هزاران نفر از مردم تاجيكستان برگزار شد، با اشاره به اين كه پروژه تونل انزاب را به خاطر سختی كار و عظمتش می‌توان پروژه قرن خواند، افزود: اجرای اين طرح بزرگ به دست توانای مهندسان ايرانی و همكاری دولت و مردم تاجيكستان، بيانگر عزم دو كشور برای دست زدن به اقدامات بزرگتر در راه سازندگی، توسعه وپیشرفت ايران و تاجیكستان در آینده نزديك است.»
بزرگنمایی -به قول عوام چاخان کردن- از امور روزمره ی دولت نهم شده است. احمدی نژاد که پیش از این  در مورد هاله ی نور و امدادهای غیبی اظهار نظر می نمود و در اثر عدم آگاهی عمومی نسبت به این امور میزانی برای سنجش وجود نداشت در امور بدیهی نیز این سیاق را دنبال می کند.
او که خود در زمینه ی عمران -راه و ساختمان- تحصیل نموده در اظهار نظری عجیب طرح تونل انزاب را پروژه ی قرن می نامد. البته در مورد این پروژه ی قرن بجز چند خبری که درباره ی افتتاحش مخابره شده است اطلاعات دیگری در دست نیست.بعید به نظر می رسد اين تونل ۵ كيلومتری  را بتوان پروژه ی قرن نامید.
البته اگرچه ممکن است بجای قرن ۲۱ میلادی که در سالهای ابتدایی آن هستیم و زمان برای اجرای پروژه های بس عظیم تر از تونل ازناب وجود دارد، اگر در این ۶ سال گذشته اجرا نشده باشد، منظور احمدی نژاد قرن ۱۵خورشیدی بوده که در آن صورت هم ۱۵سالی به پایان آن مانده است.و با توجه به پروژه هایی هم که در همین چند دهه ی اخیر اجرا شدهشانسی برای این طرح افتتاحی احمدی نژاد نمی توان قائل بود و عنوان مذکور بیشتر به جک می ماند.
شاید بتوان این تونل را پروژه سال تاجیکستان و ایران نامید!نه عنوانی فراتر از آن. اگر رییس دولت نهم سعی دارد هر چیزی را که به نوعی به او ربط دارد و یا در آن حضور دارد، بزرگتر و باشکوه تر و عجیب تر از آن چیزی که هست نشان دهند بحث دیگری است.در مورد این تونل چند نکته هم جالب توجه است:
طرح احداث تونل انزاب در زمان شوروی پیشین تهیه شده و تنها در سال ۱۹۹۷ دولت تاجیکستان به اجرای این پروژه آغاز کرد. ولی روند حفاری در این تونل به دلیل کمبود مبالغ به کندی پیش می رفت. در سال ۲۰۰۳ دولت ایران برای احداث این تونل ۱۰ میلیون دلار کمک مالی بلاعوض و ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار اعتبار مالی تخصیص داد. [بی بی سی]
پاورقی:
» آدرس جدید جمهور: جمهور دات اورگ
» تذکر اعلمی به احمدی نژاد:متاسفانه ارسال سه نامه اخير جنابعالي به رييس جمهور امريكا، صدر اعظم المان و رئيس جمهور فرانسه كه با واكنش ناپسند و اهانت اميز انان همراه بود، جز تحقير ملت پر افتخار و كشور با عظمت ايران حاصل ديگري به همراه نداشته است. [انتخاب]
+ نوشته شده در  2006/7/28ساعت 7:21  توسط مهدی محسنی  | 

بعد از نزدیک به ۳ سال وبلاگ نویسی تصمیم گرفتم جایی داشته باشم برای خودم. بنوعی جمهوری خودم باشد. دل کندن از این بلاگفا سخت است مخصوصا که بد جور عادت کرده بودم به این آدرس جمهور دات بلاگفا دات کامش.
خانه ی جدید را به شمایل همینجا سر سامان دادم گرچه ایرادهای بسیاری دارد و هنوز آنطورها نیست که دلم می خواهد.لازم است بنویسید: "جمهور دات اورک". تا چند وقتی اینجا همچنان خانه ی اول خواهد بود و در آن آدرس عینا این مطالب تکرار خواهد شد تا تمرین تمام شود و همه ایرادها را بگیرم.
دلم نمی آید این را نگویم که بلاگفا به گردن من حق بزرگی دارد. و شاید به گردن بسیاری از وبلاگ نویسان دیگر. درحالی که داشتم جمهور پرشین را می بستم اتفاقی آمدم بلاگفا و خوشم آمد از محیط ساده و یکجوری دلچسبش. شدم جمهوری که حالا هستم با تمام تناقض ها و ناتوانی هایی که اینجا در معرض عموم بود. و تلاش کردم برای رفع آنها.
جایی بود که بتوانم بنویسم بدون هراس. وقتی جمهورمان را توی دانشگاه تعطیل کردند و گفتند توقیف شده ایم اینجا شده بود جمهور اول و آخر من. با اینها بزرگ شدم و حالا قدمی دیگر  بر می دارم تا ببینم چه می شود.
+ نوشته شده در  2006/7/28ساعت 3:22  توسط مهدی محسنی 

شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز ده نفر از نوزده متهم پرونده يک سری از بمب گذاريهای سال گذشته در اهواز را به جرم اقدام عليه امنيت ملی و محاربه، يعنی مبارزه مسلحانه با حکومت اسلامی، به مجازات اعدام در ملأ عام محکوم کرده، برای هشت نفر ديگر از آنها مجازات حبس تعيين کرده و يک نفر از آنان را تبرئه کرده است.
در پی مراجعات خانواده های محکومان به اعدام، عمادالدين باقی رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامه ای به رئيس قوه قضائيه و وزير اطلاعات خواستار تجديدنظر در وضعيت زندانيان حادثه بمب گذاری در اهواز شده است.
در این نامه آمده است:«برخی از اين افراد در سنين ۱۸ تا ۲۰ سالگی قرار دارند و دارای تحصيلات ابتدايی و شغل کارگری هستند. بنابر اطلاعات دريافتی برخی از آنها ارتباط با هيچ انفجاری ندارند. گويا آنها توسط فردی اغوا شده‌اند که با تحويل بمب‌های صوتی و وسوسه و تحريک و تشويق خواستار اقدام به انفجار توسط آنها شده است و برخی هم اساساً در جريان موضوع نبوده اند...
آن افراد پس از دريافت مواد منفجره از انجام عمل منصرف شده و مواد را در جای ديگری رها يا پنهان کرده‌اند. شگفت اينکه فردی که توسط ۹ نفر روی وی اعتراف شده است و عامل اغوا و تحويل بمب‌ها بوده اکنون آشکارا در شهر اهواز زندگی و تردد دارد اما فريب خوردگان او محکوم به اعدام شده‌اند...
اين متهمان پس از ۱۰- ۱۱ ماه بازداشت انفرادی (و غالباً در شهرهای ديگر) محاکمه شدند بدون اينکه هيچ ملاقاتی با وکيل داشته باشند و وکلا در دادگاه موکلان خود را نمی‌شناختند.»
در هر حال متهمان انفجارهای اهواز  چه مجرم باشند و یا نباشند، صدور این احکام به شکل فوق از درجه ی اعتبار آن می کاهد و نمی تواند تضمینی بر اجرای عدالت باشد. بهترین شرایط برای ایجاد آرامش روانی و جلوگیری از شایعه پراکنی و تحریکات ناهنجار قومی مهیا نمودن شرایط دفاع کامل متهمان از خودشان می باشد.
برگزاری علنی وعادلانه ی دادگاه بهای اندکی برای ایجاد ثبات و امنیت خواهد بود. در غیر این صورت چه حادثه دیدگان و چه خانواده های متهمان و قومیت عرب خوزستان با دیده ی تردید به احکام مجازات متهمان خواهند نگریست. امری که می تواند زمینه ی نا امنی های بیشتری را در استان مهمی همچون خوزستان فراهم آورد.
مسولان امر باید بپذیرند بر خورد امنیتی و سعی در خاموش نمودن آتش این ناهنجاریها با اجرای حداکثر مجازات، بدون شناخت ریشه ها و تلاش در پی حل آنها تاثیری بر افزایش امنیت جامعه نخواهد گذاشت.
+ نوشته شده در  2006/7/26ساعت 21:25  توسط مهدی محسنی  | 

فرصت نشد از تمامی دوستانی که در قسمت نظرات وبلاگ و یا بصورت ایمیل تولدم را تبریک گفته اند  بصورت جداگانه تشکر کنم. اینهمه پیام شادباش حسابی ذوق زده ام کرده است. این چند خط ناقابل را بپذیرید بجای ان پیامهای پر محبتتان.
 
هیچگاه نشده که مخفی نمایم به چه میزان به مسعود بهنود این نابغه ی نویسندگی و تاریخ نگاری که به هنرهای بسیار دیگری نیز می توان شناختش، علاقه دارم. با همه محافظه کاری، فصاحت نوشتار و شیوایی گفتارش چنگ می زند به دل آدم و هر خواننده و شنوده ای را مدهوش خود می کند.
این مقدمه را گفتم برای اشاره به تغییر آدرس وبلاگ بهنودی دیگر  که حالا باید در این آدرس [http://behnoudonline.net] بخوانیمش. دوستان دیگر هم اگر خواستند در وبلاگهایشان نقل کنند، جهت اطلاع دیگران.
+ نوشته شده در  2006/7/26ساعت 4:19  توسط مهدی محسنی 

«يک کارشناس امنيتی جرائم جاسوسی دادسرای انقلاب تهران در گفت و گويی اختصاصی با سردبير [پیام فضلی نژاد] گفته است که رامين جهانبگلو، عضو صندوق آمريکایی گسترش دموکراسی راه اندازی یک شبکه وسیع تحت وب برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از لايه های گوناگون سياسی، حزبی، اجتماعی و حاکميتی را عهده دار بوده است. اين کارشناس امنيتی اشاره کرده که از مدت ها پيش گزارش هایی مبنی بر فعالیت یک شبکه جاسوسی سایبر با نام Sec به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی واصل شده بود و وفق آناليزهای مبسوط یک کار گروه تحقيقاتی ويژه ، ارتباط اين نهاد دیجیتال جمع آوري اطلاعات با برخی از روزنامه نگاران سايبرنتيک، گروههای اينترنتی ايرانی در یاهو، گوگل، يک سرويس دهنده بزرگ وبلاگ فارسی و مديران چندين سایت فيلتر شده معروف نزديک به ظن قوی و در حال آناليز بود.»
خبر فوق بوسیله ی سایتی با عنوان "دپارتمان مجازی پژوهشهای حقوقی ایران" [elwa] منتشر شده و در آن جهانبگلو با عنوان "فیلسوف سیاه" خوانده شده است. جالب است بدانید که مدیرعامل این سایت به عهده ی شخصی است به نام پیام فضلی نژاد. او در کارنامه ی کاری خود از سابقه ی عضویت در شورای نویسندگان روزنامه های جامعه، نشاط، انتخاب، صدای عدالت، رسالت تا مشاور دادستان تهران [قاضی مرتضوی] را داراست.
با توجه به سوابق و عملکرد فضلی نژاد -مخصوصا در مورد پرونده وبلاگ نویسان- باید به دقت به انتشار این خبر توجه نمود.در این میان بجز احتمال ترتیب دادن سناریویی برای دکتر رامین جهانبگلو، منبع این خبر سعی نموده چند نفر دیگری را نیز وارد ماجرا کند.
در این خبر از مدیران سایت گویا که چندی پیش سردبیر این سایت این نکته را رسما تائید کرده بود که فضلی نژاد به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران با وی به نحو محرمانه برای محدود سازی رسانه های اینترنتی گفت و گو کرده و همچنین یک سرویس دهنده ی وبلاگ فارسی به عنوان همکاران جهانبگلو اسم برده شده است.
صحنه گردان داستان دکتر رامین جهانبگلو کم کم دارد سناریوی خود را تکمیل می کند و بازیگران آن را در کنار هم قرار می دهد.مطمئنا در ادامه مشخص خواهد شد که سرنخ تمامی این مسائل در دستان کیست.
پاورقی:
از پیام فضلی نژاد به عنوان بازجوی پرونده وبلاگ نویسان [که قاضی مقدسی مسولیت آن را به عهده داشت] نیز نام برده می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد او می توانید با مراجعه به بخش معرفی مدیران سایت elwa  و همچنین دایره المعارف ویکی پدیا در مورد فضلی نژاد که نظرات موافق و مخالف را در خود جا داده ، مراجعه کنید.
پیک ایران: چند روز پس از ترور قاضی مقدسی، فضلی نژاد هم مورد سوء قصد واقع شد اما به او آسیبی نرسید. مسوولین امنیتی در پی کشته شدن قاضی پرونده (مقدسی) که از دوستان قدیمی فضلی نژاد محسوب می شده اقدامات تامینی و امنیتی خاصی [ماشین ضد گلوله] را برای وی لحاظ کرده بودند.
+ نوشته شده در  2006/7/24ساعت 21:54  توسط مهدی محسنی  | 

من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام ، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
                                                      "فروغ فرخزاد . تولدی دیگر"
سال پیش بود که نوشتم:«سفید بودم. متولد شدم برای بیست و هفتمین بار.فکر می کنم باید خوشحال باشم.امروز که از خواب بیدار شدم برای اولین بار از بیاد آوردن روز تولدم ترسیدم.۲۶سال گذشت و هنوز چیزهای زیادیست که ندیده ام و نمی دانم. این عدد ۲۶ که تمام شد مثل پتک می خورد توی سرم.»
درست امروز نیز همین حس و حال را دارم چه فرقی دارد اگر بیست هفتمین بار شده باشد بیست و هشتمین بار. به تمام آن داشته های آن روزم، نداشته هایی را باید اضافه کنم که بیش از پیش غمگینم می سازد و آرامشی که انگار هنوز دست نیافتنی است.
همیشه در همین روز -از وقتی که خوب خودم را شناختم- سعی کردم که با خودم رو راست تر باشم. رو راست تر از هر روز دیگر. و کاش می شد این را هر روز تجربه کنم و باشم آنگونه که هستم.
فارغ از باید و نبایدهای خود ساخته. دوست داشته باشم آن چیزهایی را که لایق دوست داشتن هستند و دوری کنم از هرچه دل چرکینم می کند.
پاورقی:
اَمرداد -با فتحه به روی الف- نام صحیح ماه پنجم و هفتمین روز، سال خورشیدی است که به معنای نامیرا است و به غلط مرداد -به معنی میرا- خوانده می شود. امرداد نام ششمین و به عبارتی هفتمین و آخرین امشاسپندان است.
چرا که امشاسپندان به معنایی مقدسان بی مرگ یا جاودانان بی مرگ معنی می‌‌شوند و بعد از مزدا اهورا می‌‌باشند که همواره یگانه و تک می‌‌باشد و همه آفریده او هستند.
+ نوشته شده در  2006/7/23ساعت 2:11  توسط مهدی محسنی  |