تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

تقدیم به خانم فاطمه ی رجبی، همسر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت احمدی نژاد بخاطر حضور فعال در عرصه ی مبارزه ی شجاعانه با «اصلاح طلبان و اذناب کثیفشان» و تحمل۱۶سال حکومت «غوغا سالاران نفع پرست» که «مدعیان بی هنری» بیش نبودند و تلاش بی دریغ در راه «نصرت الهی» تشکیل حکومت «عدالت محور و الهی» احمدی نژاد:

"مردم! ایمان زنان ناتمام است، بهره ی آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام. نشانه ی ناتمامی ایمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است -به هنگام عادتشان- و نقصان بهره ی ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت به سهم مردان.
و نشانه ی نا تمامی خرد آنان این باشد که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود.پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیکانشان واپایید. و تا در کار زشت طمع نکنند، در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید."
نهج البلاغه. خطبه ی ۸۰. ترجمه ی جعفر شهیدی
 
آنچه بخصوص در مدت زمان پس از انتخابات سوم تیر۸۴ توسط فاطمه ی رجبی منتشر شده، حاوی نسبتها و فحاشی های بی دریغی و البته شجاعانه! نسبت به مسولین تراز اول سابق - هاشمی، خاتمی، روحانی و نیروهای هوادارشان- است. به عنوان مثال در مورد حکم آشوبگران حادثه ی قم می نویسد:
«...این احکام شدید در مورد مفلوک هایی چون "اکبر گنجی" هم نیست... همچنین دریوزگانی چون "سعید حجاریان"... [یا در مورد] او [رفسنجانی] كه آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافيای قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملی را دردستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هم‌اكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوی به كار علمی-فرهنگی مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسی پدر، و رئيس قبيله.»
و مطالبی از این دست. نمی توان قبول نمود که در دوران حکومت احمدی نژاد، آزادی بیان افزایش یافته است زیرا در آن صورت شاهد آن همه خشونت در سرکوب تجمع زنان در ۸ مارس و ۲۲خرداد ۸۵ و اعتصابات کارگری و اعتراضات دانشجویی نبودیم. مطمئنا روایت دیگری در کار است.
در همین زمینه:
» پروژه قم وسیزده نکته . فاطمه رجبی [نوسازی]
» همسر الهام و پرتقال فروش حادثه ی قم [وب نوشت]
» مسیح یا کارگزار قیصر . فاطمه رجبی [نوسازی]
+ نوشته شده در  2006/7/19ساعت 19:32  توسط مهدی محسنی  | 

«اين فرد [رییس سابق سازمان سیا] به عنوان توريست وارد كشورمان شده و با چند مسئول نشريات و روزنامه ها تماس گرفته و دلارها را به خير پدرش به آنان داده است. علاوه بر آن ۲۰ ميليون دلار بودجه رسمی سیا، صدها میلیون دلار به عوامل فرهنگی و روزنامه نگارها داده شده است.»
مصباح یزدی . پنجم بهمن ۱۳۷۸
«غرب تلاش می‌كند توسط برخی اساتيد در دانشگاه‌ها شبهه‌افكنی كند و برای تحقق اين اهداف آنها اين است كه بوسيله كسانی كه به عنوان مدافع دین شناخته شده و تظاهر به دينداری می‌كنند استفاده كند.»
مصباح یزدی . بیست و پنجم تیر ۱۳۸۵
در آن روزهای پس از بهمن ۷۸ و آن سخنرانی کذایی مصباح یزدی، فشار بر مطبوعات، فعالین سیاسی و دولت وقت، بیش از پیش افزایش یافت. بدون آنکه کسی از شیخ یزدی بپرسد که مستندات این اتهاماتش چیست.
در این برهه نیز که دیرزمانی از تحولات غیر متعارف در مدیریت دانشگاهها و بازنشسته کردن و تحدید اساتید باسابقه و دگراندیش نمی گذرد، اینگونه می توان متصور بود که عقبه ی فکری این وقایع در جایی خارج از دولت ویرایش شده و دولت تنها به عنوان بازوی اجرایی عمل می کند.
برنامه ای از پیش تدوین شده در جهت تصفیه ی آرام دانشگاهها از اساتید مستقل و نیروهای آزاد اندیش و سپردن آن به نیروهای واپسگرا. همانگونه که سعی شد در طی دوره ای دوساله مطبوعات به چنین شرایطی گرفتار شوند و صداهای مخالف به بهانه های مختلف در محدودیت و فشار فزاینده ای قرار گرفتند.
البته قید بکار رفته در سخنان اخیر شیخ تقی یزدی نیز قابل تامل است. اینکه غرب برای تحقق اهدافش از نیروهایی بهره می برد که در جایگاه "مدافع دین" هستند و "تظاهر به دینداری" می نمایند. بدین شکل او بخشی از روحانیون و نیروهای مذهبی را نشانه می رود که با آنها اختلافات فکری دارد.
شاید بتوان در این مورد به وقایع اتفاق افتاده در جریان سخنرانی هاشمی رفسنجانی توجهی نمود و در همین راستا قلمداد کرد همچنین می توان انتظار داشت که بزودی و با نزدیک شدن به انتخابات خبرگان رهبری این اقدامات علیه برخی روحانیون منتقد تشدید گردد.
پاورقی:
» همسر الهام و پرتقال فروش حوادث قم [وب نوشت]
» هاشمی، منتظری دیگر [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/17ساعت 21:55  توسط مهدی محسنی  | 

وقتی در وبلاگ حسین درخشان خواندم که:«واقعا اکبر گنجی فکر می‌کند که اعتصاب غذای او (که هرگز معلوم نشد چطور فیصله پیدا کرد) در اینکه آزاد شده است موثر بوده است که حالا می‌‌خواهد با توسل به چنین برنامه‌ی خلاقانه‌ای موجب آزاد شدن زندانیان دیگر شود؟...»
از این برادر حسین انتظاری نبود زیرا هر چقدر در امر وبلاگ نویسی مهارت داشته باشد در تحلیل سیاسی اصلا نباید حرفهایش را جدی گرفت.در پی آن بود که دیدم روزنامه کیهان تحت مدیریت "برادر حسین بزرگ" در ادامه ی سیاق مرسوم اقدام به درج خبری از مراسم سخنرانی اکبر گنجی کرده است:
«جلسه تجليل از اكبر گنجي در لندن به تشنج كشيده شد. در حالی كه عوامل خاص به سختی توانسته بودند كمتر از ۲۰ نفر از مخالفان جمهوری اسلامی از ماركسیست ها تا سلطنت طلب ها را در اين جلسه گرد هم آورند، سؤالات پی درپی برخی از آنها مانع ادامه جلسه شد...در همين حال يك مقام امنيتي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما كه آيا سفر گنجی يك ماموريت از سوی وزارت اطلاعات است؟ سكوت معنی داری كرد.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 20:30  توسط مهدی محسنی  | 

سایت خبری بازتاب:«شيوه پاسخ دادن احمدی‌نژاد به تشويق‌های برخی مردم آذربايجان شرقی، مورد توجه تعدادی از روزنامه‌های باکو در جمهوری آذربايجان قرار گرفته است.
احمدی‌نژاد در مقاطعی از سفر به استان آذربايجان شرقی، در پاسخ دادن به ابراز احساسات مردم آذربايجان، انگشت‌های ميانی خود را جمع کرده است. حال آن‌‌که به اعتقاد اين روزنامه‌های خارجی، اين نماد گرگ خاکستری، مربوط به پان‌ترکيست‌های تجزيه‌طلب است.»

 

بعید به نظر می رسد احمدی نژاد معنای این عمل خود را بداند. احتمالا در پاسخ به اینگونه ابراز احساسات قومی بدون اطلاع از مفهوم این حرکت به تقلید از آنها به انجام این عمل مبادرت ورزیده است.
در همین مورد:
» گرگ خاکستری [چرت و پرت]
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 4:45  توسط مهدی محسنی  | 

اکبر گنجی در دور تازه ای از فعالیت سیاسی خود پس از سپری کردن ۶ سال زندان در حالی که اکثر روزهای پایانی آن را در اعتصاب غذا بسر می برد، در فراخوانی در جهت تلاش برای آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران طرح اعتصاب غذای سه روزه ای را پیشنهاد کرده است.
این طرح بصورت هماهنگ از روز جمعه در ایران و سایر نقاط جهان آغاز شده و عده ای از نیروهای فعال سیاسی درون و بیرون کشور در آن شرکت جسته اند. اما این پیشنهاد همچون هر عمل سیاسی دیگر از گزند و نقد و حتی سرزنش برخی مصون نماند.
بسیاری این پرسش را مطرح کرده اند که اعتصاب غذای سه روزه چه کمکی به وضعیت زندانیان سیاسی و یا توسعه ی دموکراسی در ایران می کند؟ بخشی از اپوزیسیون نیز با بدبینی نسبت به فعالیت اکبر گنجی و با اشاره به سوابق او از همراهی با این طرح خودداری نمودند.
گروهی نیز که قائل به اصلاح نظام از درون هستند هر گونه فشار اجتماعی به حکومت را مساوی براندازی تعبیر نموده و از شرکت جستن و یا حمایت کردن از آن خودداری می نمایند. این عده کماکان حضور در انتخابات را -که نزدیکترین آن خبرگان رهبری است- به عنوان استراتژی بی بدیل خود برگزیده اند.
با تمام این تفاصیل و با توجه به آنکه اکبر گنجی به عنوان نماد یک "انقلاب یکنفره" مطرح و برخی نسبت به فعالیت انفرادیش انتقاد می کنند اما تیزهوشی و موقعیت شناسی او در این برهه قابل تامل است.
در حالی که در فضای بین المللی امروز همه ی نگاه ها به سرانجام مجادله ی هسته ای ایران و غرب است، او با زیرکی تمام در روزهای منتهی به سالگرد قتل زهرا کاظمی در یک جو روانی آماده با اتخاذ شیوه ای مدنی برای اعتراض سیاسی، با تعداد اندکی از فعالان سیاسی ولی با گستره ی قابل توجه جغرافیایی، توجه ی جهان را به سوی وضعیت حقوق بشر و خصوصا وضعیت زندانیان سیاسی در ایران معطوف نموده است.
اکبر گنجی و همراهانش با انتخاب بجا و اشاره صریح به سه طیف اجتماعی یعنی روشنفکران سکولار، جنبش دانشجویی و جنبش کارگری، ضمن آنکه حضور و اهمیت این سه طیف را در صحنه ی اجتماعی-سیاسی ایران اعلام می دارند، زمینه ی حمایت جهانی را از آنان مهیا می کنند. و شاید این حرکت شروع تشکیل مثلثی باشد -روشنفکران سکولار، دانشجویان، کارگران- که بتواند در آینده ی ایران اثرگذار باشد .
» گنجی : اعتصاب غذا نافرمانی مدنی نیست [ایران ما]
» اعتصاب غذا و تحصن 3 روزه در تهران [ادوارنیوز]
» اعتصاب غذای هماهنگ اکبر گنجی و معترضان ایرانی [بی بی سی]
پاورقی:
چگونه می شود برای اکبر گنجی نگران نبود. هنوز چند ماهی بیش از اعتصاب غذای طولانی مدتش نگذشته است که بار دیگر ایت تن نحیف را زجر بی غذایی می دهد تا فردای ملتی را بیابد که برخی به بهای ساعتی بیشتر بیدار ماندن در جستجویش همت نگماردند.
+ نوشته شده در  2006/7/15ساعت 12:28  توسط مهدی محسنی  | 

درحالی که بنظر می رسد با مصاحبه ی زیدان با یک شبکه ی تلویزیونی فرانسوی و بیان سربسته ی آنچه که بین او و ماتراتزی گذشته است، تیترهای مربوط به زیدان در حال رنگ باختن است، برخی رسانه های داخل ایران که خوراک تبلیغاتی مناسبی را بدست آورده اند از دروغ پراکنی و شانتاژ خبری دست بر نمی دارند.
خبرگزاری فارس که دیروز در اقدامی عجولانه پس از مصاحبه ی زیدان با انتشار خبری اعلام نمود که ماتراتزی زیدان را فرزند یک بدکاره ی تروریست خوانده است، چند ساعت بعد بدون هیچ توضیحی با حذف خبر ارسالی خود، تنها به نقل خبر سایر خبرگزاری ها اکتفا نمود که در آن هیچاشاره ای به تروریست خواندن زیدان نبود.
این خبرگزاری امروز نیز به نقل از شبکه ی ام بی سی از فشار فیفا به زیدان برای "افشا نکردن حقایق" خبر داد. امری که مطمئنن در صورت حقیقت داشتن به هیچ عنوان از تیررس شبکه های خبری غربی پوشیده نخواهد ماند و به جنجالی دیگر تبدیل خواهد شد.
جدای از درستی ونادرستی این ماجرا، سوء استفاده برخی رسانه ها  -ومسولین و دولتمردان- ایران در جهت تحریک افکار عمومی علیه غرب و القای اینکه ماتراتزی نماینده غرب امروز -یا به عبارت بهتر غرب مسیحی، سکولار و لیبرال!!- است و زیدان نماد مسلمانان و دنیای اسلام -سردار تنهای اسلام در دل لشکر کفار- و این برخورد یک تقابل مذهبی-سیاسی است، جای تاسف بسیار دارد.
نه ماتراتزی نماد غرب سکولار است و نه زیدان نماد یک سردار مسلمان. هردو فوتبالیست هایی هستند که در میدان بازی برای پیروزی تلاش می کنند و در جهت کسب آن به هر کاری دست می زنند و گاهی از قواعد بازی جوانمردانه نیز خارج می گردند.
محافظه کاران ایران باید بدانند، این رفتارها و موضع گیریها نه تنها هیچ کمکی به وجه ی مسلمانان نخواهد کرد بلکه بر دامنه ی اختلافات و دشمنی های غرب و اسلام خوهد افزود امری که در نهایت به سود تندروهای هر دو طرف خواهد بود.
در همین زمینه:
» متشکرم آقای گاو [جمهور]
» زیدان ، سوژه ی تازه ای برای محافظه کاران ایران [بی بی سی]
» زیزو ، عزیز فرانسوی ها [انتخاب]
+ نوشته شده در  2006/7/14ساعت 15:23  توسط مهدی محسنی  | 

حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به بیانیه  فنلاند ، رییس دوره یی اتحادیه‌ی اروپا که نسبت به بازداشت رامین جهانبگلو در ايران ابراز نگرانی كرده و ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرده بود اعلام نمود:
«تا زمانی كه جهان غرب اين بازی دوگانه را خاتمه ندهد، افكار عمومی دنیا به ادعاها و بیانیه‌های اتحادیه‌ی اروپا اعتنایی نخواهد داشت...موضع‌گیری غير مرتبط و حساسيت غیر متعارف اتحادیه‌ی اروپا به دستگیری يك ايرانی جای سؤال و تعجب بسیار دارد».
حتی اگر بپذیریم موضعگیری و حساسیت غیر متعارف! غرب نسبت به دستگیری یک ایرانی جای تعجب دارد مطمئنن عجیب تر از دستگیری یک اندیشمند و استاد دانشگاه به مدت نزدیک به ۳ ماه و عدم دسترسی او به وکیل نمی باشد.
همچنین با توجه به سوابق ایران در زمینه ی نقض حقوق متهمان و سرنوشت افرادی همچون زهرا کاظمی و سعیدی سیرجانی و پیروز دوانی و... اظهار تعجب آقای آصفی محلی از اعراب نخواهد داشت.و بجای تکرار مکرر این "جملات نخ نما" بهتر است در جهت بهبود حقوق شهروندی در ایران گام بردارند.
مورد دیگر ارتباط دادن وضعیت حقوق بشر در ایران و دیگر کشورهاست.اینگونه از سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه استنباط می گردد که تا زمانی که نقض حقوق بشر در دیگر نقاط جهان رخ می دهد نباید نسبت به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کرد و این نوع استدلال به هیچ وجه توجیه پذیر نیست.
با توجه به منش و سوابق دکتر رامین جهانبگلو اتهامات وارده به او غیر قابل قبول است و تنها در محضر یک دادگاه صالحه و با حضور وکلای مدافع و بیان آزادنه ی آنچه در این روزها بر او می گذرد می توان به این باور رسید که حکم صادره در نهایت عادلانه خواهد بود.
+ نوشته شده در  2006/7/13ساعت 0:10  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با ارسال نامه‌ای به زین الدین زیدان، واكنش وی در ديدار پايانی جام جهانی را دفاع از حیثیت انسانی و اسلامی در برابر ظلم دانست.علاءالدین بروجردی در این نامه ضمن انتقاد از توهین ظالمانه و تهمت ناحق یكی از اعضای تیم ملی ایتالیا، اظهار داشت:واكنش منطقی‌ شما از اين منظر بسیار قابل توجه است كه اولاً یك مسلمان نه تنها تروریست نیست؛ بلكه شعار اصلی آن يعنی سلام به معنی صلح است كه روزانه صدها میلیون مسلمان آن را اعلام مي‌كنند.»
جای بسی شگفتی است که یک نماینده مجلس عضو نهاد قانونگذاری آنچنان دچار مغلطه می شود که بدیهی ترین اصول اخلاقی را نادیده می گیرد و چنین اباطیلی را بیان می کند.شکی نیست که در مورد تروریست خطاب قرار دادن زیدان توسط ماتراتزی بازیکن شرور ایتالیا قضاوت آسان است.بر اساس بدیهی ترین اصول اخلاقی و پایبندی به انجام بازی جوانمردانه حرکت ماتراتزی از پیش محکوم است.
اما آیا واکنش زیدان انگونه که بروجردی ادعا می کند منطقی و در دفاع از حیثیت اسلامی بود؟خوب بخاطر دارم که در جام جهانی ۹۸ فرانسه در بازی مقابل عربستان سعودی همین زیدان چگونه با پا به شکم بازیکن هم کیش خود ضربه زد و موجبات اخراج خود را فراهم کرد.آن حرکت چگونه توجیه شد.
منطق "جواب های، هوی است" ، منطق انسانهای برخوردار از عقل سلیم و سلامت روانی نیست.گرچه با توجه به فشار بازی می توان عکس العمل زیدان را مشمول شرایط سخت و غیر قابل کنترل دانست ولی در شرایط عادی این رفتار بدور از بازی جوانمردانه بود حتی نسبت به بازیکن شرور ایتالیایی.
نکته ی قابل ملاحظه ی دیگر در سخنان بروجردی آنکه او به استناد اینکه مسلمانان از کلمه ی "سلام" در لحظه ی دیدار استفاده می کنند پس مسلمانان نمی توانند تروریست باشند.باید این پرسش را مطرح نمود آیا تروریستهای دو آتشه ی مسلمان از این کلمه ی استفاده نمی کنند و در هنگام دیدار با هم مثلا می گویند: "ارهاب"!
نامه ی بروجردی به زیدان را می توان از این منظر توجیه کرد که این نماینده ی مجلس فرصتی برای طرح نام خود یافته و از این شرایط برای ابراز وجود استفاده نموده است.باید امیدوار بود این نامه در رسانه های غربی بازتاب نداشته باشد در غیر این صورت باید منتظر بود تا خدشه ی دیگری بر اعتبار ملت ایران وارد گردد.
» روایتهای تازه از گفته های ماتراتزی به زیدان
پاورقی:
*این تیتر به هیچ عنوان مقایسه میان زیدان ستاره ی ارزشمند فوتبال فرانسه و این موجود چهارپا نیست.تنها تشبیه دو حرکت است به هم. که البته یک طرف تشبیه دارای عقل و شعور و منطق است و سوی دیگر از این عوامل تهی.
+ نوشته شده در  2006/7/12ساعت 0:22  توسط مهدی محسنی  | 

اعتبار و توانمندی سایت بلاگفا با وجود معضلاتی که بصورت متناوب رخ می دهد در خطر جدی است.از صبح تا حالا سعی کردم مطلب پیشین را اصلاح و برخی نکات را اضافه کنم اما بعلت مشکلات سایت امکان پذیر نبود.بخش نظرات نیز مشکلات جدی دارد.بسیاری از نظرات مخصوصا در سیستمی که نیازمند تایید نظرات است ثبت نمی گردد.
گذشته از این مسائل فکر می کنم اگر اتفاق خاصی پیش نیاید امروز آخرین انتخاب واحد دوران تحصیل "پرماجرا و بسیار طولانیم" را انجام دادم. که این انتخاب واحد هم طبق معمول هر ساله همراه با بی نظم و بی برنامه بود که از آن فیلم کوتاهی گرفته ام.
همچنین امروز پس از قریب به ۳ ساعت انتظار متوجه شدم استاد راهنمای نازنینم!! یادش رفته که در جلسه ی دفاع پروژه هایم حضور پیدا کند و قاعدتا به بعد موکول شده است.
+ نوشته شده در  2006/7/11ساعت 21:20  توسط مهدی محسنی 

«سایت خبری فردا :عامل ربودن ۳۴۰ دختر در كشور و آزار جنسی آنها سحرگاه سه شنبه اين هفته در ملاءعام در اصفهان اعدام می شود.»
روزنامه و سایتها پر است از اینگونه اخبار جنایی.اما برخی از این اخبار واقعا تکان دهنده هستند. اینکه یک جنایتکار ۳۴۰ دختر جوان و نوجوان را در طول مدت ۳ سال دزدیده و مورد تجاوز و آزار جنسی قرار داده باشد برای سیستم انتظامی یک کشور مدعی ثبات قابل پذیرش نیست.
با نگاهی دقیق تر به این ماجرا متوجه می شویم که در طول سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ که این مرد با همکاری زنش چه تعداد بیشمار آدم ربایی و آزار جنسی را انجام داده است، به همین میزان چه تعداد زن و دختر با مشکلات روحی و روانی غیر قابل تصوری روبرو شده اند. جنایات جنسی جزء مواردی است که شاید تا سالها از خاطر قربانیان خارج نگردد و زندگیشان را کاملا تحت شعاع قرار دهد.
شاید اگر یک نظام امنیتی-انتظامی پیوسته و مدرن تر در جهت مقابله با جنایات سازمان یافته وجود داشت با وقوع همان چند مورد اول این زن و شوهر دستگیر می شدند و تعداد قربانیان به عدد ۳۴۰ نمی رسید.
متهمان مذکور در بازجویی‌ها اعتراف‌ كردند، از سال‌۸۰ تا ۸۳ در استان‌های‌ آذربایجان‌ شرقی‌ و غربی‌، زنجان‌، اردبیل‌، قزوین‌، گیلان‌، مازندران‌، گلستان‌،تهران‌، سمنان‌، خراسان‌، یزد، كرمان‌، هرمزگان‌، بوشهر، فارس‌، اصفهان‌، خوزستان‌، چهارمحال‌ و بختیاری‌، لرستان‌، كرمانشاه‌، همدان‌ و مركزی‌ اقدام‌ به‌ سرقت‌ طلاجات‌ حدود ۳۴۰ دختر نوجوان‌ و جوان‌ كرده‌اند.
وقوع جرایم مشابه در بازه های زمانی طولانی، لزوم مکانیزه کردن و ایجاد پیوستگی در میان نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر کشور را نمایان تر می کند تا درصورت حدوث و تکرار یک جنایت به اشکال مشابه در مکانهای متفاوت امکان ارتباط دادن و پیگیری بهتر آن وجود داشته باشد.
بیش از آنکه اعدام این دو جنایتکار در ملاء عام بتواند احساسات جریحه دار شده ی عمومی را التیام ببخشد، بررسی علمی علل وقوع این جرایم و راههای پیشگیری از آنها -که با اعدام متهم امکان بررسی این مواد غیر ممکن می گردد- و همچنین بالا بردن ضریب امنیتی جامعه موثر خواهد بود.
پاورقی:
رویا دقیقا در نظرات به مطلبی اشاره دارد که از دید من پنهان نبود اما به دلایلی به آن نپرداختم و در اینجا اشاره ی کوتاهی به آن می کنم.در حقیقت تا اعلام جرمی از طرف قربانیان صورت نگیرد پیگیری بی مفهوم است.جامعه ی ما در پیگیری جرایم جنسی بسیار محتاطانه رفتار می کند.حتی در برخی موارد بر آن سرپوش می گذارد. كه كاملا رفتار غلطی است و زمینه ی تکرار جرم را مهیا می کند.
+ نوشته شده در  2006/7/10ساعت 16:35  توسط مهدی محسنی  | 

لاجوردیهای سرزمین چکمه ای شکل اروپا، سر از پا نمی شناسند.مطمئنن امشب رم، میلان، تورین و تمام ایتالیا نخواهد خوابید. رویایی که در ۱۹۹۰ ایتالیا محقق نشد و با از دست رفتن پنالتی "باجو" در فینال مقابل برزیل در سال ۹۴ و  ناکامی در دو دوره ی پس از آن برای هواداران ایتالیا به کابوس تبدیل شده بود، امشب بخوبی تعبیر شد.
مردان سبزه ی اروپایی آنگونه در ضربات پنالتی به توب ضربه می زدند که انگار از ۱۹۹۴ تا کنون برای این لحظه تمرین کرده اند.حالا بحرانی که فوتبال ایتالیا را با رسوایی های یونتوس و چند تیم دیگر در برگرفته است حداقل برای برهه ای کوتاه، همگان به فراموشی خواهند سپرد.
مردمان سرزمین گانگسترها و پدرخوانده ها به حق خود رسیدند، گرچه شاید محق ترین تیم جام در کسب این عنوان نبودند. اما به لطف حذف آرژانتین به دست بچه های پرشور آلمانی، بهترین موقعیت نصیب ایتالیا شد تا مردان پا به سن گذاشته اما با تجربه ی فرانسوی را از پیش رو بردارند.
خروس اروپا که خسته اما مشتاق برای تکرار خاطره ی خوش ۹۸ نشان می داد اینبار گرفتار بی تابی "زِزو"ی خود شد. زیدان که امروز مرد همه کاره ی فرانسه بود با حرکت غیر ورزشی خود که موجب اخراجش از بازی شد پیش از پایان بازی، باخت فرانسه را اعلام نمود.از مردان آرام و صلح طلب فرانسوی اینبار چهره ای در ویترین جهانی دیدیم که کمتر از آنها شاهد بودیم و این حادثه ی تلخ آخرین شب حضور  زیدان زیدان در مسطتیل سبز را تحت شعاع قرار داد.مردی که فوتبال فرانسه یک دهه زیر سایه ی او قرار گرفته بود.
قهرمانی ایتالیا اگرچه می تواند شروع فصلی نو در فوتبال این کشور باشد اما نباید از خاطر برد که آخرین حضور آلکسی محبوب و دوست داشتنی و البته تکنیکی و اینزاگی فرصت طلب و گلزن بود.
در هر حال ایتالیا قهرمان شد و باید به احترام این تیم از جای برخواست و برای لیپی، مربی سفید موی سالهای نه چندان دور یونتوس، دست زد و همچنین از یاد نبرد که فرانسه در طول ۱۲۰ دقیقه نمایش مطلوبی را از خود نشان داد اما روز، روز خروسها نبود.
+ نوشته شده در  2006/7/10ساعت 4:10  توسط مهدی محسنی  | 

حرکات برخی رسانه های دست راستی همیشه برایم جالب بوده است.مثلا هروقت روزنامه ی کیهان به عناصر طیفهای مخالف بهایی بدهد باید منتظر شد که قرار است چه کسی قربانی بشود.در برخی موارد نیز نقش دیدبان سرکوب را بازی می کنند.یعنی به باور خود گراد مراکز توطئه و عناصر دگر اندیش را داده و چند صباحی نگذشته که کسی یا کسانی ارشاد شده اند.
در فضای مجازی نیز برخی رسانه ی های محافظه کار به فراخور حال این نقش را بر عهده دارند.جعل اخبار و فضا سازی برای برخورد با فعالین سیاسی و اجتماعی مخالف، از شیوه های رایج این رسانه ها می باشد.
اما نکته ای که امروز توجه مرا به خود جلب کرد مطلب سایت نوسازی -وابسته به هواداران تندرو احمدی نژاد- در مورد علی دایی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران بود.در این مطلب مسائل زیادی در جهت تخریب چهره ی دایی ذکر شده در حالی که تا پیش از جام جهانی از حمایت قاطع و همه جانبه ی احمدی نژاد برخوردار بود.
چند احتمال در این زمینه وجود دارد.اول اینکه سناریو سازی به ورزش ایران نیز سرایت کرده و این سایت با اشاره ی برخی، در حال زمینه سازی برای برخورد و احتمالا حذف علی دایی است.حذفی که توسط سازمان تربیت بدنی و در ادامه ی پاکسازی فدراسیون فوتبال صورت می گیرد.
البته احتمال دیگر آنکه با بالا گرفتن اعتراضات عمومی نسبت به قدرت اعمال نظر کاپیتان در تیم ملی برخی در جهت گرفتن ماهی از این آب گل آلود هستند و مدافعان دیروز می خواهند خود را در نقش منتقدان جدید جا بزنند و همه ی تقصیرها را به گردن دایی بیندازند.که در این میان جهت دهی های صدا سیما و برنامه هایی که پس از شکست تیم ملی پخش شد این احتمال را قوت می بخشند.
سایت مذکور در بخشی از مطلب خود آورده است:«حضور بدون حجاب همسر علی دایی در بین باز یکنان تیم ملی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود با مسامحه مسئولان فدراسیون همراه بود، بطوریکه این موضوع موجب تعجب همگان شد.نوسازی به زودی بسیاری از مسائل پشت پرده و مفاسد اخلاقی تیم ملی فوتبال در آلمان را که در عدم موفقیت این تیم در جام جام جهانی بی تاثیر نبوده است را افشا خواهد کرد».
در همین رابطه نقد نیما در حمایت از دایی خواندنی است و می تواند پاسخ مستدلی باشد به اظهارات سایت نوسازی:
«نه در مراسم سینه‌زنی باشگاه‌ها شرکت کرده، نه به زیارت بیت رهبری رفته و نه خانه آنچنانی بالای شهر خودش را از سر ریا مخفی کرده. از حضور زنان در ورزشگاه‌ها علناً دفاع کرد، برای استقبال از برنده جایزه صلح نوبل به فرودگاه رفت، کاری که رئیس جمهوری جرات انجامش را نداشت؛ با سلطان درافتاد، کاری که هیچ کس پیش از این نکرده بود، این چیزها هم قادرند انسانهای با‌نفوذی بسازند. ولی خوب نگران نباشید، دوران دادکان‌ها و دایی‌ها تمام شد؛ فعلاً دور دور علی‌آبادی‌ها و پروین‌ها و مایلی‌کهن‌ها و عشرت‌هاست. »
پاورقی:
جالب است بدانید که "سایت نوسازی" چندی پیش به نقل از "منابع آگاه" دکتررامین جهانبگلو را دزد لپ تاب سخنگوی دولت خاتمی، دکتر رمضان زاده خوانده بود و به این ترتیب در تلاشی هدایت شده سعی دارند سناریوی جدیدی را برای جهانبگلو و رمضان زاده کلید بزند.
+ نوشته شده در  2006/7/9ساعت 12:53  توسط مهدی محسنی  | 

باورش هم برایمان سخت است که در همین زمان دکتر رامین جهانبگلو در چه شرایطی به سر می برد. از زمان اعلام آن اتهامات عجیب و غریب توسط وزیر محترم اطلاعات آنهم بنحوی که بنظر کاملا ثابت شده می آید و تنها باید منتظر اعلام نوع و میزان مجازات بود، درخواست آزادی و دفاع ازجهانبگلو سخت تر از پیش شده است.
آنانی که در ایران هستند و دستی در کار اطلاع رسانی دارند باید مراقب باشند که مبادا با کلامی خود را در مظان اتهام قرار دهند و در این بین به همدستی متهم نشوند.چرا که موارد مطرح شده در مورد جهانبگلو هر چقدر هم که بنظر فعالین عرصه ی سیاست غیرقابل باور باشد، اتهامات سنگینی است. با این حال نهاد نا آرامم نمی گذارد بی تفاوت از این موضوع بگذرم و چیزی ننویسم. 
در همین حال همچنان اسانلو و خوئینی هم در زندان به سر می برند که شاید بتوان به عاقبت آنها خوش بین تر بود که وزیر محترم، خوئینی را راه گم کرده ای خواند که نیاز به تذکر دارد تا آلت دست دشمنان نشود و اسانلو نیز یک فعال کارگری است که خواسته های صنفی دارد.
پس بیش از همه باید به فرجام کار جهانبگلو فکر کرد و دست به کاری شد تا شاید از میزان آلامش بتوان کم کرد. جهانبگلویی که بهنود اینگونه بی گناهیش را دلیل می آورد:
«اين استاد جوان دانشگاه، اهل فلسفه که عمری را به دنبال پژوهش های فلسفی گذاشته و اکثر طبقه متوسط ايران – که بايد انقلاب کنند – از نام وی بی خبرند، چه نقشی در انقلاب آرام می تواند داشت[...] آيا وی در جائی تمايلی از خود به سياست ورزی نشان داده است. در کدام يک از الگوهائی که دستگاه اطلاعاتی بررسی کرده، چنين نمونه ای رخ داده که استاد فلسفه گريزان از سياست و قدرت و تازه از مصاحبه با دالائی لاما بازگشته، پيشقدم کاری پرخطر مانند انقلاب شده باشد.»
پاورقی:
» جهانبگلو و شکوهی [محمد علی ابطحی]
» انقلاب مخملین و اشتباه دوجانبه [محمد جواد روح]
» متهم ، متهم می کند [جمهور]
+ نوشته شده در  2006/7/7ساعت 21:30  توسط مهدی محسنی  | 

«حميدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نظریه "فشار از پایین، چانه زنی در بالا" ی سعید حجاریان عضو دیگر شورای مرکزی این حزب را رد کرد و گفت: برای پيروزی اصلاحات بايد چانه زنی از بالا انجام بشود و فشار از پائين در حال حاضر امكان پذير نيست.
من به چانه زنی از بالا اعتقاد دارم و آن فشار از پائين همينی بود كه در اين چند سال اتفاق افتاد ، فشار از پایین با انتخابات وافكار عمومی صورت می پذیرد كه اين فشار در صورتی است كه جنبشی شكل بگيرد ولی اگر شكل نگرفت،چه؟»
آنچه حجاریان به عنوان "فشار از پایین،چانه زنی در بالا" مطرح نمود یک گزاره ی دو سویه بود.در آن حالت هر گروه سیاسی بر اساس میزان توانمندی در بسیج افکار عمومی به چانه زنی در بالا می پرداخت.در چانه زنی آنچه معامله می شد رضایت عموم جامعه بود با آنچه که اصلاح طلبان می خواستند.
درنسخه ی پیشنهادی جلایی پور یعنی "چانه زنی در بالا" اصولا اصلاح طلبان دیگر چیزی برای عرضه ندارند که بتوانند رقیب را به پای میز مذاکره بکشند.اتفاقی که در جریان انتخابات مجلس هفتم افتاد دقیقا بر این موضوع دلالت دارد.
در زمانی که عامه ی مردم از اصلاح طلبان روی برگرداندند، نهادهای منتسب به قدرت حاکمه از ورود نیروهای مخالف جلوگیری نمودند و صدای اعتراضی هم برنخواست.حالا در شرایطی قرار داریم که قدرت حاکمه یک دست شده است.به نسبت ۸ سال پیش از جایگاه اجتماعی مناسب تری برخوردار است و در تنظیم روابط خود با جهان نیازی به واسطه های اصلاح طلب نمی بیند.
پس کدام منطق حکم می کند که به چانه زنی با رقیب ضعیفی بپردازد که در زمان تصدی امور نیز از اجرای خواست خود ناتوان بود.آنچه جلایی پور به عنوان نسخه ی اصلاحات ارائه می کند، بازگشت به تاکتیک های شکست خورده ی گذشته است.
در یک سالگی انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری آنچه بیش از پیش خودنمایی می کند تاثیر عملکرد و طرحهای گروههای اصلاح طلب در شکست دکتر معین است.شاید بتوان اینگونه قلمداد نمود که این تاثیر حتی بیش از تاثیر تحریمیها در رقم خوردن این نتیجه بود.
حالا هر چقدر سعی کنیم با به سخره گرفتن دیگر رقبا -و البته رفقای دیروز- به اشتباهات فاحش خود بی توجه باشیم، برای بازسازی خود و حضور موثر در میدان سیاست با هزینه ی بیشتری روبرو خواهیم بود. 
+ نوشته شده در  2006/7/6ساعت 1:12  توسط مهدی محسنی  | 

حالا آنقدر غریبه‌ایم
که انگار
هزار سالِ نوری فاصله است
بین چشم‌هایمان
و دست‌هایمان
و تن‌هایمان
و کم کم فراموش خواهم کرد
رنگ چشمهایت را
در آن هم‌آغوشی عصر بهار
و تو فراموش خواهی کرد
مرا
و خط خواهی زد
این دو سال را
و خواهی رفت
به جایی
دور از من
اما به یاد خواهم داشت
تو را
در تمام نشانه‌ها
و رنگ زرد
و بغضی
که گلویم را خواهد فشرد
حتی
با این فاصله‌ی
نوری
و دست‌هایی که دیگر وجود نخواهند داشت
تا من
بر سر انگشتانش
بوسه بزنم

خداحافظ

پاورقی:
این شعر برگرفته از وبلاگ پرگلک است.البته با اجازه ی ایشان در اینجا نقل شد و احتمالا مناسبتی دارد. نظرات را هم می بندم تا خودم به تنهایی کیف وافر ببرم.چون در این مورد خاص تصمیم ندارم به نظر دیگران توجه ای کنم.این را هم بگذارید به حساب بخش توتالیته ی مخفی شخصیتم!
+ نوشته شده در  2006/7/5ساعت 3:37  توسط مهدی محسنی 

در وبگردی شبانه مطلب جالبی در وبلاگ اکبر منتجبی دیدم.نوشته ای از برنارد شاو با عنوان گفتگو با خدا.انگار تا این وقت شب بیدار مانده بودم که این نوشته را ببینم.چند باره خواندم تا از آشوبی که در دلم بود کم شود.نشد.اما دلم نیامد نقلش نکنم.شاید باید دوباره بخوانم تا این آشوب کمتر شود.

دستهای خدا دستانم را گرفت. برای مدتی سکوت کردیم. و من دوباره پرسیدم : به عنوان یک خالق می خواهی کدام درسهای زندگی را مخلوقت بیاموزند ؟ 
او گفت : «بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ، همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند . بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنان که دوستشان داریم ، ایجاد کنیم ، اما سالها طول می کشد تا آن زخمها را التیام بخشیم .بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد. کسی است که به کمترین ها نیاز دارد .
بیاموزند که آدم هایی هستند که آنان را دوست دارند ، فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند. بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند ، و آن را متفاوت ببینند .بیاموزند که تنها کافی نیست که آنها دیگران را ببخشند ، بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند .»

»در نظر بازی ما بی خبران حیرانند:
گاهی بساط عشق خودش جور می شود
گاهی به صد معامله ناجور می شود
+ نوشته شده در  2006/7/4ساعت 3:17  توسط مهدی محسنی  | 

وزیر اطلاعات در مصاحبه ای دیروز در پاسخ به سوالی در مورد دستگیری دکتر رامین جهانبگلو گفته است:
«یكی از راهكارهای مقابله آمریكا با برخی از كشورها از جمله ایران سازماندهی انقلاب‌های مخملی و "براندازی نرم" در این كشورها بود كه آقای جهانبگلو نيز بخشی از اين ماموریت را بر عهده داشت و ترددهای بسياری كه وی به كشورهای خارجی داشت و امكانات فراوانی در اختیار ایشان قرار گرفته بود، باعث بازداشت ایشان شد و پرونده وی در مراحل تحقيقاتی قرار دارد.»

در مورد این مدعای وزیر اطلاعات چندین شبه وجود دارد.اول آنکه انقلابهای مخملی در بستر حکومتهای شبه دموکراتیک تحت نفوذ آمریکا رخ داده است.عاملان آن فعالین سیاسی و یا دولتمردان پیشین و اپوزیسیونهای فعال در جریانات سیاسی بوده اند نه توسط اندیشمندانی که بیش از فعالیت سیاسی به مسائل علمی و اندیشه ی سیاسی می پردازند.
جهانبگلو نه ابزار و نیروی لازم این کار را در اختیار داشت نه نوع و ماهیت فعالیتش اینگونه بود.به باور بسیاری، دستگیری جهانبگلو در عوض انتقاد او به سخنان احمدی نژاد در افسانه خواندن هولوکاست رخ داده است و همچنین به دلیل نگاه سکولار به حکومت و افزایش روز افزون محبوبیتش در میان اندیشمند و دانشجویان.
باید منتظر ماند و دید مدارک و مستنداتی که در مورد این اتهام وجود دارد در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت یا خیر.شاید این مورد نیز همچون موارد مشابه به یک مصاحبه ی تلویزیونی و پذیرش تمامی اتهامات توسط جهانبگلو ختم شود و همین اعترافات به عنوان تنها مدرک محکومیت او مورد استفاده قرار گیرد.
+ نوشته شده در  2006/7/3ساعت 10:18  توسط مهدی محسنی  | 

وبلاگی در اعتراض به دستگیری موسوی خوئینی -که در روز ۲۲ خرداد ماه در تجمع زنان در میدان هفت تیر تهران بازداشت شد- راه اندازی شده است که اخبار مربوط به  دستگیری ایشان را پیگیری می نماید.


موسوی خوئینی با حضور خود در مراسم ۲۲ خرداد در اعتراض به رفتار خشن و خارج از عرف نیروهای انتظامی با زنان و دختران حاضر در تجمع دستگیر شده و کماکان در زندان به سر می برد.او از نمایندگان شجاع مجلس ششم بود که در دفاع از ساحت دانشگاه و در اعتراض به برخوردهای امنیتی با فعالیتهای دانشجویی نقش مثبتی را ایفا نمود.
+ نوشته شده در  2006/7/2ساعت 16:11  توسط مهدی محسنی  | 

در مورد مطلب "دانستن حق مردم است" و انتشار فیلم رقص حسین رضازاده نظرات و واکنشها متفاوت بود. ولی در کل می توان جدای انگیزه و مقصود هر فرد آنها را به دو گروه تقسیم نمود:
کسانی که مخالف انتشار این فیلم هستند و آن را تجاوز به حریم شخصی رضا زاده تلقی می نمایند.دسته ی دوم کسانی که در انتشار این فیلم ایرادی نمی دیدند و در برخی موارد لازم می دانستند، که البته انگیزه های این اشخاص هم متفاوت بود.
ابتدا لازم است توضیح دهم انتشار این فیلم تنها به آن علت صورت گرفت که نشان داده شود حقیقت واقعی کسی که چند سال قهرمان قهرمانان و پهلوان پهلوانان ایران دارای چه مختصاتی است بدون ارزش گذاری روی عملی که انجام می دهد.
در این بین واکنشهای تند و احساسی مخالفان در کنار تایید برخی دوستان که این عمل را در تلافی بالا بردن عکس رهبر ایران مجاز می شمارند، از یک جنس می توان دانست.باید پذیرفت رضا زاده مختار است عکس هرکه را دوست دارد بالا ببرد و روی پیراهنش اعتقادات مذهبی اش را حک کند، همانگونه که آزاد است برقصد.
به نظر من که نه رقصش مذموم است و نه آن یا ابوالفضلش.آنچه که باید نقد شود ترویج ریاکاری است آنهم به نام حریم خصوصی. رقص رضازاده در مکانی کاملا عمومی بوده است و از فیلم برداری نیز آگاه.
از سوی دیگر هنگامی که چهره می شوی، نانش را می خوری، اعتبارش را خرج می کنی، باید به جامعه این اجازه را هم بدهی که بخواهند بدانند در خصوصی ترین لحظاتت چگونه می اندیشی و چگونه رفتار می کنی.
از سوی دیگر این فیلم باور آنان را نشانه رفته است که هاله ی تقدس بر پیکر قهرمانان می کشند، آنان را برآشفته که در ویترین عمومی رفتار دیگری را می نمایند و در خلوت هیبتی دیگر و این حقیقت تلخ آزارشان داده که شاید روزی گریبان گیر خود یا معبود دیگرشان شود.
اگر تمامی کسانی که در جامعه امروز ما صاحب مقام و اعتباری هستند، همیشه در هراس قرار گرفتن در برابر وجدان عمومی بودند کار ما امروزه به سامان تر بود. آنکس که قدرت را تقدیس می کند، چماق ارزشها می شود بر سر جوانان باید بداند که بخاطر کوچکترین خرج عادتی -نه گناه یا خطایی- در برابر جامعه مورد پرسش قرار خواهد گرفت.
باشد که پرداختن به "من حقیقی" الگوهای مرسوم جامعه، راه را بر ریاکاری ببند و زمینه ی ترویج نگاه چند سویه به مقوله ی آزادیهای اجتماعی را فراهم کند.که آنچه الگویی به نام رضا زاده انجام داد، کسی که مورد "عنایت خاص بزرگان" جامعه قرار دارد، شاید خواست بسیاری دیگر از جوانان این سرزمین باشد که در صورت بروزش مورد شماتت واقع خواهند شد.
قهرمانی و پهلوانی تنها شعار نیست، حقیقتی متجلی شده در رفتار و منش آدمهاست.جامعه نیز به دنبال انسان کامل نمی گردد، کسانی را می خواهد از جنس خودش، با آنها بخندد با آنها گریه کند و حتی در اوج شادمانی برقصد و تا جایی که می تواند خود باشد بدور از رنگ لعابهای ظاهر سازی شده و باید و نبایدهای دیگر ساخته.
+ نوشته شده در  2006/7/1ساعت 1:10  توسط مهدی محسنی  | 


رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!
توضیح:
برای دیدن فیلم رقص حسین رضا زاده نصب بودن فلش پلیر ۸ و یا نسخه ی جدیدتر آن الزامی است.چند لحظه برای لود شدن فیلم صبر کنید.حجم این فیلم کمتر از ۳۰۰ کیلوبایت می باشد.
سوال:
آیا رقاصی حسین رضا زاده قهرمان وزنه برداری ایران ناپسند است؟ آیا انتشار این تصاویر تجاوز به حریم خصوصی افراد است؟ بزودی در این مورد خواهم نوشت، شما دوستان هم نظر بدهید.
در همین زمینه:
» قهرمانان کاغذی
+ نوشته شده در  2006/6/29ساعت 14:12  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:« مذاكراتی بین شركت خصوصی اورینتال اویل با "قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبياء(س)" در جريان و قرار است، بر مبنای آن، شركت حفاری "اورینتال اویل كيش" با مجموعه تاسیسات، تجهیزات و دكلهای حفاری در خشكی و دریا به قرارگاه سازندگی خاتم‌ الانبیا(س) واگذار شود...ارزش دارائیهای شركت ۹۰ میلیون دلار است كه مذاكره در جریان بر سر توافق قیمت نهایی است.»
شاید پس از ورود نظامیان به سیاست و زمامداری، اقتصاد نیز عرصه ی حضور آنان گشته است.گرچه در تاریخ بیست و چند ساله ی انقلاب و حتی رژیم گذشته نیز نظامیان در زمینه های اقتصادی فعال بوده اند.
در دورانهای موسوم به سازندگی و اصلاحات نیز نهادها و بنیادهای اقتصادی متعلق به نیروهای مسلح در اکثر قراردادها و مناقضه ها شرکت داشته اند اما مدیریت و مالکین شرکتهای عظیم تجاری در کنار مملکت داری و قانون گذاری ترکیب نیرومندی را به نفع نظامیان رقم زده است.
تکیه ی "نظامیان دیروز" بر صندلی های مجلس، هیات دولت، استانداریها و شهرداریها و بسیاری از نهادها و سازمانهای دولتی می توان این پرسش را به ذهن متبادر کند که آیا در این میان برنامه ای تدوین شده و از پیش مشخص در حال اجراست که سکان کشورداری را از دست تکنوکراتهای وفادار به نظام و حتی «یقه سفیدهای حزب الهی» (۱) بگیرد و به دست "یونیفرم پوشان" بسپارد!؟
شاید به همین دلیل است که برخی از اقتصاددانان و آگاهان به مسایل ایران از سو مدیریتها و بی برنامگی و فقدان تخصص در نزد مدیران تازه منصوب شده ی دولت نهم اینگونه ابراز نگرانی می کنند و واکنش بازار را به شرایط حاضر منفی ارزیابی می نمایند.
پاورقی:
» (۱) برگرفته از کتاب یقه سفیدهای محمد قوچانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/28ساعت 19:59  توسط مهدی محسنی  | 

چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۴:
احمدی نژاد در این دیدار به نکات فنی زیادی در مورد فوتبال اشاره کرده است...مثلا به بازیکنان تذکر داده که:«نباید با خوردن یک گل همه چیز را پایان یافته تلقی کرد...و بیش از اینکه خوتان بدوید توپ را بدوانید».
یا در اظهار نظری عجیب گفته است:«می توانیم در این دورهاز گروه خود صعود کنیم ولی انتظار دارم در دوره ی بعد جز چهار تیم اول دنیا باشیم».گرچه آرزو بر جوانان عیب نیست اما طرح اینچنین انتظاراتی از رییس جمهور بعید است.
جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵:
«خبرنگاری در خصوص پیش‌بینی‌ احمدی نژاد از نتایج مسابقات تيم ملی فوتبال ایران در جام جهانی سوال كرد كه احمدی نژاد در جواب گفت:اگر بازیكنان تيم ملی فوتبال استوار و ایرانی بازی كنند، از گروه خود صعود خواهند كرد و اين واقع گرایانه است نه آرمان‌گرایانه.»
احمدی نژاد افزود :«اصلا این سخنان آرمان گرایانه نیست.فوتبال که سخت نیست یک دروازه ی هفت متری است و یک توپ ۳۰سانتی.براحتی می شود زد توی گل.»
دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۵۸:
«احمدی‌نژاد در قسمتی از سخنان خود گل زدن را كاری نه چندان دشوار توصیف كرد و گفت: اگر بخواهید، از 40 متری هم می‌توانید توپ را كه قطر آن 20-25 سانتی‌متر است در دروازه 7 متر و 20 سانتی‌ جای دهید.»
« هر وقت از حریف جلو افتادید و خواستید وقت را تلف كنید، توپ را بدهيد علی كریمی همه را دريبل بزند».همچنین احمدی نژاد خطاب به آندرانیك تيموریان گفت: «ان شاء الله حضرت مریم و حضرت زهرا (س) كمكت خواهند كرد».
پیش از این بود که نوشتم:
«جام جهانی عرصه ی شعار دادن و رفتارهای پوپولیستی نیست.داشته های هر تیمی است که شرایط را رقم خواهد زد.کار و تلاش و برنامه ریزی بلند مدت تداوم موفقیت یک تیم را تضمین می کند.نه دروازه ی هفت متری و توپ سی سانتی متری و امدادات غیبی و بازی به سبک فوتبال ایرانی.»
+ نوشته شده در  2006/6/26ساعت 12:25  توسط مهدی محسنی  | 

«همزمان با برگزاری نخستین نشست شورای تازه تاسیس حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد قصد دارد نمایندگانی را راهی سوئیس نماید. در کنار وزیر دادگستری جمهوری اسلامی، نام سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب فعلی تهران نیز به چشم می خورد، اقدامی که به گفته ماشاءلله شمس الواعظین سخنگوی دفاع از آزادی مطبوعات ایران، تنها می تواند دهن کجی آشکار جمهوری اسلامی به حقوق بشر تعبیر شود.» [خبر
این اخبار در حالی منتشر می شود که دادستان فعلی تهران -قاضی مرتضوی سابق- از سوی فعالان حقوق بشر در داخل و خارج کشور بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. مرتضوی در جریان تعطیلی فله ای مطبوعات نقش محوری را به عهده داشت، و نشریاتی را توقیف نمود که دادگاه بسیاری از انها کماکان برگزار نشده است.
از سوی دیگر در جریان قتل زهرا کاظمی عکاس کانادایی ایرانی، شبهات بسیاری در مورد عملکرد مرتضوی وجود داشت (دارد) تا جایی که محسن آرمین نماینده مجلس ششم در آن زمان در نطقی در مجلس انگشت برخی اتهامات را به سوی مرتضوی نشانه رفت.
همچنین در جریان انتخاب مرتضوی به عنوان دادستان تهران سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت نارضایتی خود را از این موضوع علنا اعلام نمود.تعقیب و محاکمه بسیار فعالان سیاسی-اجتماعی، احضار و محاکمه وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران و مشارکت فعال در توسعه فیلترینگ از دیگر مواردی است که منتقدان به مرتضوی نسبت می دهند.
با این اوصاف شاید در آینده بتوان نتایج این سفر را به فال نیک گرفت.این امکان وجود دارد که مرتضوی و دیگر اعضای هیات ایرانی با دیدار با نماینده کشورهایی که از وضعیت مطلوبی از نظر حقوق بشر برخوردارند و آشنایی با دیدگاههای آنان نسبت به عملکرد خود دچار استحاله شوند.
اگر چه نمی توان این احتمال قریب به یقین را ندیده گرفت که دیدار هیات ایرانی و تامل آنها با کشورهایی که متهم به نقض فاحش حقوق بشر هستند، بیشتر است. و در این میان ممکن است آثار سویی را بر افکار هیات ایرانی بگذارند و آنها را با آخرین متدهای نقض حقوق بشر آشنا کند!
پاورقی:
در مورد استحاله شدن مرتضوی اصلا "شوخی نم ی ک ن م" !!
+ نوشته شده در  2006/6/22ساعت 17:56  توسط مهدی محسنی  |