تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

دو روز پس از انتخابات ۲۷ تیر ۸۴ در مورد دور دوم انتخابات و شرایطی را که در ۴ سال آینده با آن روبرو خواهیم بود پیش بینی کردم:
« فضا خطرناک تر از آن است که تزهای روشنفکرمابانه داد. حضور احمدی نژاد در قدرت مصادف از است با ۴ سال خفقان و سرکوب آزادیهای سیاسی و اجتماعی که در بهترین حالت منجر به این خواهد شد که چهار سال دیگر به سراغ رییس جمهوری برویم که کمتر [...] باشد. ۴ سال هزینه و عقب افتادی کشور و تضعیف پایه های دموکراسی.نمی دانم کشور تحمل این همه هزینه را دارد. »
حالا در بازخوانی آن مطالب می توان دریافت برخی از آن پیش بینی ها به حقیقت پیوست است. اما باید اذعان کرد که بیش از آنکه فضای سیاسی اجتماعی امروز ایران خشن و تاریک باشد، دچار یک فضای دو سویه ی تراژیک و کمیک هستیم.  
فضایی که در آن رییس جمهور خود را در یک هاله ی نور تصور می کند، مهرورزی وعده داده شده مشمول اعتراضات صنفی کاگران، زنان و دانشجویان شده و به سرکوب خشونت بار و کم سابقه ی آنان منجر می گردد و اقتصاد رو به ثبات با وجود نفت ۷۰ دلاری دچار آشفتگی و تزلزل است.
سیاست خارجی در بدترین موقعیت خود قرار دارد و دولت نهم هر فرصت پیش روی خود را به خطری بالقوه برای کشور تبدیل می نماید. بازار خرافه گرایی و مداحی آنچنان داغ شده که اعتراض همراهان دوران انتخابات دولت را هم در پی داشته است.
نمی توانم انکار کنم که بارها بارها در طول یک سال اخیر آرزو کردم که ای کاش معین برنده انتخابات بود و در بهترین فرصت تاریخی کشور برای کسب موفقیت و یافتن نقشی مناسب در عرصه ی جهانی شاهد فرصت سوزی های تازه واردان عرصه ی سیاست نبودیم.
پاورقی:
» رییس دادگستری تهران: تاكنون گزارشی از ضرب و شتم افراد در تجمع زنان دريافت نكرده‌‏ام [ایلنا]
+ نوشته شده در  2006/6/18ساعت 19:55  توسط مهدی محسنی  | 

ایران دومین بازی خود در جام جهانی را مقابل پرتغال با نتیجه ی دو بر صفر واگذار کرد تا وداع تلخی را با جام هجدهم داشته باشد.در حالی که تیم ایران می توانست در بازی اول با دقت بیشتری امکان حضور در دور دوم رقباتها را برای خود فراهم نماید از کاپیتان هاله ی نور  و توصیه های احمدی نژاد هم کاری بر نیامد.
همانگونه که مانوک خدابخشیان در تفسیر پس از بازی دوم ابراز نمود، تیم ایران به علت نمایش ضعیفش در همان بازی اول از دور رقابتها کنار رفت. ضعف و ناتوانی برانکو در هدایت تیم ایران و نا کارآمدی علی دایی و اشتباهات همیشگی میرزاپور از دلایل اولیه و عریان شکستهای تیم ملی ایران بود.
از سوی دیگر نمی توان از علتهای پنهان این نتایج نیز گذر کرد و سیاستهای غلط فدراسیون فوتبال و در راس آن دادکان را نادید گرفت. شاید اگر بجای یک مربی گوش به حرف و مطیع از مربی کاربلد و توانایی استفاده میشد که بجای فریز شدن روی نیمکت جام جهانی در زمان خود تاکتیک مناسب را اتخاذ کند، همین امروز می توانستیم اولین حضور خود را در مرحله ی دوم جام جهانی تجربه کنیم.
از سوی دیگر شاید همین بازیهای یک نیمه ای نیز باید برایمان غنیمت باشد. برای فوتبالی که تنها یک استادیوم استاندارد دارد، تیمهای بزرگ و پر طرفدارش به تعداد انگشتان یک دست نمی شوند و همانها هم از داشتن مدیریت کار امد و حتی یک زمین تمرینی مناسب و امکانات اولیه بی بهره اند.
به واقع برای فوتبالی که مدیران و سکاندارانش، دادکان و غیاثی و فرکی و برانکو و شاهرخی -این دوتای آخری مزبیان مادام العمر تیم ملی محسوب می شوند- هستند، صعود به جام جهانی یک موفقیت بزرگ است.
در همین زمینه:
» بازی دادكان و دار‌‏ و ‌‏دسته اش با احساسات يك ملت [ایلنا]
» خداحافظ جام جهانی [فارس]
+ نوشته شده در  2006/6/17ساعت 20:49  توسط مهدی محسنی  | 

به این آگهی نگاهی بیاندازید. این آگهی به نیازمندیهای کانون آگهی و تبلیغات خلیج فارس مورخ ۲۵ خرداد ۸۵ تعلق دارد.متن آگهی به این شرح است:«یک خانم خانه دار متعهد به زندگی با شرایط سنی ۳۰سال به ازدواج تمایل داشته باشد...»
این هم شاید نوعی همسریابی نوین باشد.در این آگهی کلمه ی "خانم خانه دار" و "متعهد به زندگی" به عنوان اصلی ترین مشخصه های مورد نظر آگهی دهنده از همسر آینده اش جلب توجه می کند و می تواند بیان کننده نگرش این مرد به یک زن ایدآل برای زندگی مشترک باشد.
+ نوشته شده در  2006/6/15ساعت 21:10  توسط مهدی محسنی  | 

آنچه دیروز رخ داد حقیقت عریان امنیت اجتماعی است که وزیر محترم کشور از آن دم می زد. دولتی که در حفظ جان مردم در خوزستان و سیستان و کرمان ناتوان است، قدرتش را در مقابله با زنان بی دفاع نمایش می دهد.
«...در تجمع مسالمت آميز  زنان در ميدان هفت تير كه با برخورد نيروهای انتظامی به خشونت کشيده شد، تعداد زيادی از فعالان زنان ،دانشجوبان و حاضران بازداشت شدند.
در میان فهرست بازداشت شدگان، ژيلا و ترانه بنی یعقوب، مهندس موسوی خوئینی، بهمن احمدی امويی، سمیرا صدری، بهاره هدایت، عاطفه یوسفی، معصومه لقمانی و فیروزه مظفری و بسياري از دانشجویان فعال در زمينه زنان قرار دارند...» [اصل خبر]
خشونت در تجمع زنان+ لینکهای دیگر [زن نوشت]
گزارش تصویری کسوف از سرکوب تجمع آرام زنان در میدان ۷ تیر تهران
فیلم  کوتاه عملیات فاطی کاماندوها در گوگل ویدیو
پاورقی:
» زن نوشت در اهواز فیلتر شده است.
» بلاگفا امروز برای ساعتهای متمادی از دسترس خارج شد!
+ نوشته شده در  2006/6/13ساعت 21:13  توسط مهدی محسنی  | 

در یک هفته ی اخیر پس از اغتشاش در سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم و نیمه تمام ماندن آن واکنشهای بسیاری نسبت به این واقعه صورت گرفته است.اکثر گروهها و شخصیتهای سیاسی اتفاقات رخ داده در مراسم مذکور را محکوم نموده اند.
اغلب تحلیلگران سیاسی نیز علت وقوع این حادثه را اعمال فشار به هاشمی رفسنجانی برای جلوگیری از ورود به عرصه ی انتخابات خبرگان رهبری ارزیابی کرده اند.گرچه سرمقاله نویس روزنامه ی شرق در نگاهی متفاوت سعی نمود از منظری دیگری به واقعه بپردازد و نقد رفتار و منش گروههای فشار مد نظر قرار داده است.
در همین حال شاید کمیک ترین بخش این واقعه هنگامی رخ داد که هاشمی سعی داشت در سالگرد واقعه ۱۵ خرداد به تبیین دیدگاههای آیت الله خمینی بپردازد اما  از سوی برخی از حضار به استناد نظرات آیت الله خمینی شدیدا مورد نکوهش و اعتراضات قرار گرفت.
در این میان نیز هیچکس به خاطر نیاورد که آیت الله خمینی در زمان ترور هاشمی، در اوایل انقلاب، گفته بود: «انقلاب زنده است چون هاشمی زنده است».
به نظر می رسد اینگونه رفتارها در قبال هاشمی و همچنین آنچه که بر او در دوران انتخابات ریاست جمهوری گذشت همچنان تداوم بیابد و در آینده ماهیت تندتری به خود بگیرد.
در آن صورت باید یقین برد که هدفی فراتر از حذف هاشمی در انتخابات خبرگان رهبری دنبال می گردد. هدفی که در نهایت به حذف رفسنجانی از دایره قدرت و تصمیم گیران سیاسی نظام منجر شود.
شاید شرایطی که قریب به یک دهه قبل آیت الله منتظری را از عرصه ی سیاسی ایران خارج نمود امروز قربانی دیگری را انتظار می کشد.عجیب نخواهد بود اگر نام او اکبر هاشمی بهرمانی باشد.
+ نوشته شده در  2006/6/9ساعت 1:10  توسط مهدی محسنی  | 

«...از همه شهروندانی که به نقض حقوق زنان در قوانین موجود اعتراض دارند می خواهیم به گردهم آیی که به این منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الی 6 بعدازظهر در میدان هفت‎تير) برگزار می‎شود بپیوندند.» [لینک]
+ نوشته شده در  2006/6/7ساعت 21:18  توسط مهدی محسنی  | 

«احمدی‌نژاد در قسمتی از سخنان خود گل زدن را كاری نه چندان دشوار توصیف كرد و گفت: اگر بخواهید، از 40 متری هم می‌توانید توپ را كه قطر آن 20-25 سانتی‌متر است در دروازه 7 متر و 20 سانتی‌ جای دهید.  احمدی‌نژاد بر نقش مهم روحیه داشتن در پيروزی بر حریف تاكید كرد و اظهار داشت: اگر بخواهید از پای مصدوم علی دایی هم كار می‌كشید و گل می‌زنید.اگر نخواهید هم ممكن است میرزاپور با آن قد و هیكل ورزشكاری به راحتی گل بخورد.»
این سخنان در آخرین دیدار احمدی نژاد با ملی پوشان فوتبال ایران قبل از سفر به آلمان ایراد شده که خبرگزاری فارس با آب تاب بسیار نسبت به انعکاس آن اقدام کرده است. احمدی نژاد در ادامه با اشاره به تاکتیکهایی که در هنگام پیش افتادن تیم ایران می توان از آن بهره برد، افزود:
« هر وقت از حریف جلو افتادید و خواستید وقت را تلف كنید، توپ را بدهيد علی كریمی همه را دريبل بزند».همچنین احمدی نژاد خطاب به آندرانیك تيموریان گفت: «ان شاء الله حضرت مریم و حضرت زهرا (س) كمكت خواهند كرد».
این دومین بار است که احمدی نژاد با حضور در میان ملی پوشان نسبت به مسائل فنی تیم اظهار نظرهای عجیب و غریب می نماید.گرچه پس ازگذشت کمتر از یک سال از انتخاب ایشان، شنیدن سخنانی از این دست در زمینه های مختلف به عادتی روزانه تبدیل شده است.
پاورقی:
» کاپیتان هاله ی نور
+ نوشته شده در  2006/6/5ساعت 20:25  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که رسانه های نزدیک به دولت احمدی نژاد در تلاشند آمریکا را خواهان مذاکره با ایران نشان دهند و از بی میلی مقامات ایرانی نسبت به این موضوع سخن می گویند، وقایع دیگری در حال شکل گیری است.
پیشنهاد حضور آمریکا در مذاکره ی اروپایی ها با ایران با پیش شرط هایی مطرح شد که عمل به آنها برای ایران جز یک عقب نشینی کامل چیز دیگری استنباط نمی شود.بنظر می رسد آمریکا تنها برای افزایش فشار به حکومت ایران پیشنهادی را مطرح نمود که پیشاپیش از واکنش تهران نسبت به آن آگاه بود.
در همین حال با وجود آنکه شرایط بیش از هر زمانی برای تهران مخاطره آمیز شده است و اجماع جهانی علیه ایران در حال شکل گیری است، دولتمردان جمهور اسلامی به بازی اتمی خود ادامه می دهند.بازی که بسیار بر این اعتقادند، پایانش با شروع مخمصه ی دیگری برای حاکمان ایران همراه خواهد بود: "پرونده ی حقوق بشر ایران".
به همین دلیل این فرض قوت گرفته است که شاید جمهور ی اسلامی سعی می کند مناقشه ی هسته را تا جای ممکن ادامه دهد و خطرات احتمالی آن را بپذیرد اما به بازی جدیدی تن در ندهد.شرایطی که به واقع ایران در آن از پیش باخته است و با حقوق هسته ای ایران تفاوت بسیاری دارد.
به دلایل بسیاری وضعیت حقوق بشر مسئله ایست که با کمترین حمایت از طرف افکار عمومی مواجه خواهد شد.زمان مشخص خواهد نمود که حکومت ایران تا چه هنگام می تواند کشمکش هسته ای را ادامه ی دهد و تا چه میزان برای تداوم آن هزینه خواهد نمود.
پاورقی:
نهاوندیان:«كسانی كه از تحريم اقتصادی ايران صحبت می‌كنند يا تاريخ را مطالعه نكرده‌اند و یا اقتصاددان نيستند، زيرا متوجه نيستند كشور بزرگی مثل ايران با اين تعداد همسايه و شدت همبستگی اقتصادی،قابل تحريم شدن نيست.»
من به قدر دکتر تاریخ نخوانده ام و اقتصاد دان هم نیستم اما می دانم کشوری که در تجارت جهانی نیم صدم درصد سهم دارد و اقتصادش کاملا دولتی و وابسته به نفت است بسیار آسیب پذیر و متکی به پذیرش جهانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/2ساعت 3:24  توسط مهدی محسنی  | 

بخت از دهان یار نشانم نمی دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد
از بهر بوسه یی ز لبش جان همی دهم-
اینم نمی ستاند و آنم نمی دهد!
شکر به صبر دهد عاقبت ، ولی
بد عهدی زمانه زمانم نمی دهد
زلفش کشید باد صبا ، چرخ سفله بین
کانجا مجال باد وزانم نمی دهد!

مُردم ز اشتیاق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد.
چندان که بر کنار چو پرگار می روم
دوران چو نقطه ره به میانم نمی دهد.

گفتم روم به خواب ببینم خیال یار،
حافظ ز آه و ناله اَمانم نمی دهد!
+ نوشته شده در  2006/6/1ساعت 19:34  توسط مهدی محسنی 

بازگشت شرایط عادی به دانشگاهها از برکات دولت احمدی نژاد محسوب می شود.البته شرایط عادی را اینگونه می توان توصیف کرد: اشتیاق دانشجویان به فعالیت فرهنگی، صنفی و سیاسی. امری که به جد در چند ماهه ی اخیر توسط تشکلهای مختلف دانشجویی در اکثر دانشگاههای کشور به وقوع پیوسته است.
بعضا انجمنهای اسلامی در جایگاه مدافعان حقوق دانشجویی و معترضان به سرکوب و سکون سیاسی- فرهنگی در دانشگاه و بسیج و دیگر تشکلها و نهادهای همسو به عنوان اهرمهای فشار حکومت بر دانشجویان دگر اندیش و دگرخواه.
در این میان دستگیری و برخورد قضایی با دانشجویان به عنوان هزینه ی این فعالیتها مورد تصور است که بعید بنظر می رسد این رفتارها در کاهش تنش موجود موثر باشد و امکان دارد به خودی خود منشا بروز اعتراضات جدیدی گردد.
به گواه تاریج جنبش دانشجویی ایران هرگاه فشارهای اجتماعی و سیاسی دولتها افزایش یافته و فعالیتهای مدنی محدود شده است، دانشگاه و دانشجویان نقش پر رنگتری را در عرصه ی تحولات اجتماعی بازی کرده اند.
نقشی که البته به علت شور جوانی دانشجویان از رادیکالیسم تهی نبوده است و این کمترین هزینه ی استقرار استبداد در جایگاه حکمرانی است.
+ نوشته شده در  2006/6/1ساعت 0:31  توسط مهدی محسنی  | 

زینب بحرینی در مطلبی خواستار توجه وبلاگ نویسان به وضعیت فرید مدرسی شده است.او شرایط مدرسی را اینگونه توصیف می کند:
«از همان ابتدا هم کاملا مشخص بود منتظری دادستان قم کینه عمیقی نسبت به فرید و سایر همبندان‌اش دارد و تمام اهتمام‌اش را برای به دام‌ا‌نداختن دست کم یکی از آنها خواهد گذاشت. در مورد سایرین موفق نبود اما فریدبه سبب حکم پیشین دادگاه تهران (۶ماه حبس تعلیقی) بیش از همه در معرض خطر بود و برای منتظری همین کافی بود تا هرچه آبرو در دادستانی قم دارد خرج کند تا با یک حکم شش ماهه تعزیری حبس یک ساله ای برای فرید مدرسی فراهم کند و گویا موفق شد».
بحرینی با اشاره به شرایط خاص مدرسی معتقد است که بهترین کار برای او "درخواست تعلیق اجرای حکم" می تواند باشد:«فرید دانشجو است، در حال حاضر آنچه مهم است تلاش برای تعویق اجرای حکم اوست. لذا از همه دوستان وبلاگ نویس می‌خواهم در یک اقدام دسته جمعی برای جلوگیری از انجام حکم در موعد مققر، درخواست "تعویق اجرای حکم برای فرید مدرسی" را در وبلاگ هایشان قرار دهند تا شاید در یک حرکت جمعی تنها بتوانیم فرید را در دادن امتحاناتش یاری کنیم.»
مدرسی که در کنار سایر فعالیتهایش وبلاگ آذر را هم اداره می کند، در این وبلاگ اینگونه خود را معرفی کرده است:«فرید مدرسی، متولد ۲۵ آذر ۵۹ در شهر قم، دانشجوی ارتباطات، روزنامه نگار، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت...».
در همین حال همچنان دکتر رامین جهانبگلو در وضعیت نا مشخصی قرار دارد و نگرانیها در مورد او افزایش یافته است.شاید همین روزها باید منتظر فیلم اعترافات جهانبگلو باشیم که پرده از چهره ی واقعی او بردارد. چیزی شبیه اعترافات سیرجانی و علی افشاری و ...
+ نوشته شده در  2006/5/30ساعت 14:11  توسط مهدی محسنی  | 

بعد از یکسال و چند ماه داداشی نازنینم از هند برگشته است. گرچه قرار نیست زیاد ایران باشد اما دمی با او بودن هم غنیمت است. رفقایی که او را می شناسند بخوبی این موضوع را می دانند.
دوست داشتنی ترین لولوی دنیا
دیشب با پویاهه، محسن، مرتضی و حسین ساعتهای خوشی را گذارندیم. البته جای خیلی ها خالی بود.چند جایی رفتیم که به نوعی حس نوستالوژیک برایمان داشت.کافه ی انار محمد علی، جاده ساحلی و قلیان با طعم هلو و بعد رستوران صوفی و بیکن گوشت و آن سس مخصوصش.
+ نوشته شده در  2006/5/28ساعت 3:33  توسط مهدی محسنی  | 

فدائیان دیروز شهادت طلبان امروز
عکس سمت راست متعلق است به گردانهای فدایی صدام حسین که در سال ۲۰۰۳ برای مقابله با امریکا تشکیل داده بود و در آن زمان جنجال تبلیغاتی بزرگی به راه انداخت.اما در زمان جنگ اثری از ارتش صدام هم نبود چه برسد به این فدائیان ضعیفه.
عکس سمت چپ نیز مربوط است به تشکیل پنجمین گردان شهادت طلب ایران که دیروز اعلام موجودیت نمود.علاقه ی مفرد برخی زنان به حضور در این گردانها قابل توجه است.در حالی که در بسیاری عرصه های کم خطر -مثل تماشای بازی فوتبال- حضور زنان ممنوع است، هیچ مانعی برای حضور زنان در این فعالیت احساس نمی شود.
به هر حال ظاهرا تاریخ در حال تکرار شدن است. می گویند که هر حادثه ی تاریخی یک بار به شکل تراژیک اتفاق می افتد و بار دیگر به شمایل کمیک.تشخیص اینکه کدام واقعه کمیک است و کدام یک تراژیک بر عهده ی شما باشد.
پاورقی:
خبرگزاری ایسنا عکسها و خبر تجمع و اعتراضات چهارشنبه شب دانشجویان کوی دانشگاه تهران را حذف کرده است.در حالی که پیش از این قابل دسترسی بود.
+ نوشته شده در  2006/5/26ساعت 3:50  توسط مهدی محسنی  | 

اعتراضات دانشجویی به شکل فزاینده ای در اکثر دانشگاههای کشور درحال شکل گیری است.آنچه که بنظر می رسد آنست که تم بسیاری از این اعتراضات صنفی و ناشی از مدیریت ناکارآمد و بسته روسای جدید دانشگاهها می باشد.
ظاهرا عمده دلایل اعتراضات کوی دانشگاه تهران ، دانشگاه حقوق تهران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه سهند تبریز، دانشگاه چمران اهواز و چندین دانشگاه دیگر، عملکرد حراستها، حذف و اخراج اساتید مستقل و دخالتهای غیر قانونی در انتخابات تشکلهای صنفی و سیاسی می باشد.
بنظر می رسد پس از فروکش کردن تب سیاسی دانشگاهها در دوران دولت اصلاحات دور جدید اعتراضات دانشجویی با مشخصه های صنفی و مدنی دنبال می شود که در این مورد با توجه به فضای موجود و جهت گیریهای دولت -در جهت محدود کردن حقوق دانشجویان- با اقبال خوبی از سوی دانشجویان مواجه شده است.
پی نوشت:
به این خبر ایسنا توجه کنید:
«رییس پلیس پایتخت با اعلام دستگیری هشت تن از دانشجونماها در جریان حوادث شب گذشته‌ كوی دانشگاه، اظهار كرد: تعداد ۲۰ تا ۳۰ تن از فرصت‌طلبان دانشجونما، در درگیری‌های شب گذشته حضور داشتند كه عامل اصلی اغتشاشات بودند.»
معنی عبارت "فرصت طلبان دانشجونما" آنقدر مبهم و مصنوعی است که بنظر می رسد تنها برای نشان دادن شرارت معترضین بکار رفته است.جالب تر آنکه در ادامه ی این مصاحبه درباره ی انگیزه و شکل اعتراض دانشجویان مطالبی باور نکردنی تر ابراز شده است:
«...هيچ انگيزه‌ی سياسی، صنفی و دانشجویی مرتبط با حوادث شب گذشته در كار نبوده است.برابر گزارش‌های دريافتی مقارن ساعت ۲۱:۳۰ شب گذشته، حدود ۱۰۰ تن در پشت درب‌های كوی دانشگاه تهران تجمع كرده و با دادن شعار به پرتاب سنگ، چوب و مواد آتش‌زا به سمت خانه‌های مردم حوالی منطقه مبادرت كردند.
اما با وجود توهین‌های زننده‌ای كه اين افراد به مردم و مقدسات دينی می‌كردند، ماموران انتظامی بدون درگيری تا ساعت ۵:۳۰ صبح امروز سعی كردند با مدارا و تحمل وضعیت موجود، اين افراد را دعوت به آرامش كنند.»
+ نوشته شده در  2006/5/25ساعت 2:59  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز دوم خرداد بود و ترجیح دادم همانند سال گذشته در مورد آن مطلبی ننویسم.هیچ دلیلی خاصی هم نداشت.اما دیروز یک خبر بد منتشر شد.در حالی که جریده ی ایران توقیف موقت شده، مانا نیستانی کاریکاتوریست این روزنامه نیز بازداشت شده است.
تمامی این مسائل هم مربوط می شود به کاریکاتوری که هموطنان ترک را خشمگین کرده و در این میان برخی هم با سو استفاده از این شرایط مطالبات تجزیه طلبانه را مطرح می کنند.
دولت نیز ناتوان در فرو نشاندن تنش.شاید به همین دلیل مانا نیستانی بهترین گوشت قربانی باشد برای خاتمه دادن به اعتراضات.خدا کند که چنین روندی دنبال نشود.
» پاورقی:
بیانیه جمعی از كاریكاتوريست‌های ايران در رابطه با ماجرای كاريكاتور جریده ی ايران جمعه:
"...ما جمعی از كارتونيست‌های فعال ايرانی ضمن آنكه معتقديم اقدام كارتونيست ايران جمعه می‌توانسته با تدبیر بیشتری صورت بگیرد و با تاكید بر شناختی كه از سلامت نفس و عدم سوءنیت نامبرده داریم از كلیه هموطنان عزيز آذری‌زبان‌مان مي‌خواهيم تا سعه صدر و آرامش بيشتری از خود نشان دهند تا در فضايی آرام، اين ماجرا خاتمه يابد."
+ نوشته شده در  2006/5/24ساعت 2:57  توسط مهدی محسنی  | 

فیلم سر بریدن یک جوان به دست تروریستهای جند الله را که دیدم فکر کردم چگونه به نام یک آفریدگار می شود اینچنین عملی را توجیه کرد.کدام دین و کدام مذهب به انسانی این قدرت را می دهد که خرخره ی هم وطنش را اینگونه به تیغ کین بسپارد و آنگاه خود را سرباز خدا بخواند.
بیادم آمد که این اولین بار نیست و شاید آخرین بار هم نخواهد بود.گرچه بهنود نازنین گفته بود:«چنين وحشی گری در ميان ما ايرانيان نبود».به ذهنم که فشار آوردم دیدم آری شاید به این عیانی و قساوت و بی دلیلی نبوده است.
اما مگر نبود کسروی که کشته ی تعصب شد و این سوتر را که بنگریم، بهشتی و مطهری و رجایی و باهنر.و باز نزدیکتر که می شویم مختاری و پوینده و شریف و فروهرها و سامی و بختیار و فرخزاد و چند نفری دیگر.زیاد نمی گذرد از زمانی که سعید عسکر به استناد اعتقادش گلوله ای به سر حجاریان شلیک کرد.
آری! وحشی گری در میان ما نبود اما حالا آمده است.نه از پنجره که از در و شاید این خودمان بودیم که دعوتش کردیم.روزی به نام حزب الله و دیگر روز به نشان انصارش کردیم آنچه که می دانیم و می دانید.آنسوی ماجرا هم به اسم خلق تکرار همین کارها بود و شاید هم بدتر.
این منحصر به روشنفکران و دگر اندیشان و دانشجویان نبود.انگار روزمره ی ما طعم خشونت گرفته است.خفاش شب و قتل سریالی زنان در مشهد و قتل های محفلی کرمان و روایت تلخ بیچه و صدها نمونه ی دیگر.همه و همه اگر که نه از یک جنس و ریشه اما نشان سنگدلی برخی از ما بود.
زیاد نمی گذرد ازاینکه نوجوانی در جریان یک زور گیری در یکی از این کشورهای اروپایی کشته شد.در اروپای غرق در بی حسی انسانی -روایت رایج در جامعه ی ما- صدها هزار تن به خواست پدر و مادر نوجوان کشته شده در تظاهراتی آرام و با شکوه به آنچه اعمال خشونت بود اعتراض کردند.
چه بسیار دیدم و شنیدم حسرت کسانی از مردمان سرزمینم، که ما را چه می شود.نه برای مختاری و پوینده و دیگرانی نشان دادیم که از این تند خویی ها و شرارتها بیزاریم و نه در برابر جنایتهای بیچه و خفاش شب.گاهی اگر هم به خیابان آمدیم -و یا آورده شدیم- فریاد مرگ سر دادیم و بر تندیها افزودیم.
براستی به کدام مرام و مسلک گرفتاریم که این چنین ساده از برابر این فجایع می گذریم و گریزی از آنها نمی یابیم.ما که در بومی نمودن دموکراسی و حقوق بشر و جامعه ی مدنی ناکام بودیم چه خوب یاد گرفتیم خشونت -بخوانید قساوت- را بومی کنیم.
+ نوشته شده در  2006/5/23ساعت 4:59  توسط مهدی محسنی  | 

الهی!
الهی آنکس که در تنهاترين تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت
الهی تنهاترین تنها کسش در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش گذارد.
آمین نگفته مشمول می شوی.سرت را برنگردانده ای ببینی چه کسی صدایت زده بود، پیدا نکرده، گم می شوی توی جمعیت.چشم چشم می کنی دنبال دستی که رها کرده بودی. هر چه بیشتر میگردی کمتر می یابیش. بغض توی گلویت گیر کرده و اشک گونه ات را خیس می کند.
با خودت زمزمه می کنی:«... یا غفار و یا غفار و یا غفار برحمتک یا الرحم الراحمین...».جنبل و جادو هم افاقه نمی کند.هنوز هم حیرانی.اگر سعی صفا و مروه هم بود حالا باید تمام می شد. اما این سرگردانی ابدی بد جوری پاگیرت شده، نجوایی در گوشت می پیچد که:
« جان بی جانان به هیچ نیرزد فروگزار و آرامش دریاب »
+ نوشته شده در  2006/5/23ساعت 1:51  توسط مهدی محسنی 

این پسر عموی ما، نویسنده ی وبلاگ روسپی یکی از آن آدمهای عجیب و غریب روزگار ماست.نوشته های ساختار شکن و عکسهای دیدنی و گاهی دلگیر کننده اش در کنار نهاد نا آرام دانشجوی، معجونی ساخته عجیب و غریب به نام رضا محسنی.
رضا محسني
با این اوصاف هم نوشته های گاها سیاهش در روسپی خواندنی است و هم عکسهایش در فلیکر دیدنی و درحالی که ممکن است امضایش را زیر اکثر بیانیه های سیاسی و غیر سیاسی ببینی.حیف است نگویم قلبش مثل آینه صاف است و توی رفاقت از آن آدمهای با مرام و مشتی.
+ نوشته شده در  2006/5/22ساعت 3:19  توسط مهدی محسنی  |