تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

زمان زیادی از شروع بکار وبلاگ فارسی سایت بی بی سی نمی گذرد.در حالی که به گفته ی یکی از نویسندگان این وبلاگ گروهی:
«وبلاگ بی بی سی، صفحه تازه ای برای سخن گفتن ما نيست؛ بهانه ای است که وبلاگها را بخوانيم و دنبال کنيم و فرصتی است تا با آنها وارد گفتگو شويم، پاسخ دهيم و جايی روی اين شبکه در هم تنيده پيدا کنيم.» اما بنظر می رسد این شکل تازه ای از جلب توجه کاربران اینترنتی به بنگاه خبرپراکنی بی بی سی باشد.
فرصتی برای آنها که ترجیح می دهند بجای خواندن خبرهای سایت بی بی سی به یک سایت (وبلاگ) فانتزی تر و خودمانی تر دسترسی داشته باشند و همچنین برای bbc نشینها که خود را به شمایلی تازه در برابر دیدگان قرار دهند. البته این پنجره ی جدید می تواند وسیله ای باشد برای نظاره ی دوسویه مخاطب و خبر رسان.
گرچه طراحی و شمایل کلی این وبلاگ را نمی پسندم ولی به احتمال قوی نگاه خاصی در پس آن نهفته است.لوگوی بالای وبلاگ همان نوار آبی سایت خبری بی بی است.و بطور کلی با آنچه غالبا در ذهن ما به عنوان وبلاگ وجود دارد متفاوت است و صفحه ای کاملا هضم شده در سایت بنظر می رسد.
شاید هم این خاصیت وبلاگ شهر است که هر کسی با هر رنگ و لعابی و شکل شمایلی به محض آنکه به این جماعت احساس تعلق خاطر کند می پذیرد و مرامش را محترم می شمارد.با این وجود برای بهتر شدن کارهای زیادی می توانند انجام بدهند.مثلا حذف نوارآبی رنگ و لوگوی سایت خبری بی بی سی از بالای وبلاگ.
در هر حال مطمئنن این وبلاگ با واکنش مثبت همه ی مخاطبان روبرو نخواهد شد و هستند کسانی چون شکوه که در کامنتشان بنویسند:
« هر لحظه به شکلی بت عیار در آید. ولی، به هر حال باتوجه به هوشیاری انگلیسیتان، وامکانات غول آسای مالیتان، می بینیم که از دگرگونی های اجتماعی پس هستید...»
+ نوشته شده در  2006/5/21ساعت 2:59  توسط مهدی محسنی  | 

«معاون سیاسی امنیتی استاندار كرمان شامگاه جمعه در گفت و گو با خبرنگار فارس در كرمان تصریح كرد با اجرای این عملیات ظرف سه روز گذشته تاکنون، اسنادی از اشرار به دست آمده است كه گویای ارتباط آنان با خارج از كشور است.
وی با بیان اینكه تاكنون هیچیك از اشرار توسط نیروهای انتظامی دستگیر نشده‌اند، گفت: منطقه‌ پیرسوران كه اشرار در آن محاصره هستند بسیار پیچیده است و دستگیری و جمع كردن اشراری كه زخمی شده‌اند پس از پایان عملیات و اطمینان از خلع سلاح آنان صورت خواهد گرفت.»
از این دست خبر رسانی ها در مورد حوادث بخصوص امنیتی و سیاسی به شیوه ای معمول تبدیل شده است.اگر براستی رسانه ی پرسشگر و مستقلی وجود داشت از این معاون محترم می پرسید در حالی که در حالی که هیچیک از اشرار دستگیر نشده اند این اسناد چگونه بدست آمده است.
و اصلا به چه دلیل اسناد همکاری با بیگانگان را در هنگام عملیات تروریستی با خود حمل می کرده اند.چگونه و با چه سرعتی به محتوی این اسناد پی برده اند؟ به واقع روایت مضحکی است.
متاسفانه این حوادث هر از چند گاهی رخ می دهد و این داستان پردازیها تکرار می شود.فرافکنی مسولان امر در مورد ناتوانی در تامین امنیت کشور با روایت چنین سناریوهای نخ نما، تنها پاک نمودن صورت مسئله است و نتیجه ای را بدست نخواهد داد.
پنجشنبه گذشته نیز مرتضوی دادستان تهران در بیان نحوه ی دستگیری عامل ترور قاضی مقدس مسائلی را مطرح کرد که می تواند پرسشهای بسیاری را به همراه داشته باشد.مثلا با توجه به اثبات جرم متهم تنها به استناد اعتراف او برای یک افسر اماراتی -به روایت آقای دادستان- در صورت انکار متهم چگونه امکان اثبات جرم وجود داشت.
با این اوصاف به چه دلیلی متهم خود خواسته به همه ی اتهاماتش اعتراف کرده و بدون مقاومت با جزئیات به نحوی ارتکاب این جرم و جرایم دیگر پرداخته در حالی که می داند بدون شک حداقل! مجازاتش اعدام خواهد بود.
اگر یک رسانه ی مستقل و پی گیر وجود داشت مطمئنن مسولان حکومتی در بیان بسیاری از مسائل دقت بیشتری به خرج می دادند و شعور مخاطبان خود را به سخره نمی گرفتند.
+ نوشته شده در  2006/5/20ساعت 1:54  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس:«خبرنگاری در خصوص پیش‌بینی‌ احمدی نژاد از نتایج مسابقات تيم ملی فوتبال ایران در جام جهانی سوال كرد كه احمدی نژاد در جواب گفت:اگر بازیكنان تيم ملی فوتبال استوار و ایرانی بازی كنند، از گروه خود صعود خواهند كرد و اين واقع گرایانه است نه آرمان‌گرایانه.»
البته خبرگزاری فارس ننوشته است در ادامه احمدی نژاد افزود :«اصلا این سخنان آرمان گرایانه نیست.فوتبال که سخت نیست یک دروازه ی هفت متری است و یک توپ ۳۰سانتی.براحتی می شود زد توی گل.»
چون مشخص نیست این بخش سخنان احمدی نژاد مربوط به الهام الهی می شود و یا از جنس دستورات غیر شرعی همچون آزادی ورود زنان به ورزشگاهها است، با احتیاط در موردش چند نکته را یاد آوری می کنم.
از آنجایی ایشان پیش از این با سخنان کارشناسانه ی خود نشان داده اند در امر فوتبال صاحب نظر هستند پیشنهاد می کنم برای موفقیت تیم فوتبال ایران از انعکاس سخنان ایشان خودداری گردد.زیرا ممکن است تیمهای دیگر نیز بخواهند "ایرانی بازی کنند" و همچنین بفهمند دروازه هفت متر است و توپ ۳۰ سانتی متر و براحتی می شود توپ را به درون دروازه زد.
البته ایرانی بازی کردن مشخصه هایی دارد که براحتی قابل تقلید نیست.استفاده از زمینهای خاکی و نیمه چمن، استفاده از مربی دسته چندم و بازیکنان بالای ۳۸ سال.عدم برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب،شکست از تیم هایی نظیر رنجرز انگلستان و تیم دوم امیدهای مقدونیه.در کنار مدیریتهای ناکارآمد و برنامه ریزیهای غیر علمی.
آری این حقیقت فوتبال ایرانی است.حالا دلمان خوش باشد که در رتبه بندی فیفا بالاتر از چه تیمهایی ایستاده ایم، ولی تیم قهرمان باشگاهایمان نتواند از سد تیمهای درجه دو آسیا عبور کنند.
جام جهانی عرصه ی شعار دادن و رفتارهای پوپولیستی نیست.داشته های هر تیمی است که شرایط را رقم خواهد زد.کار و تلاش و برنامه ریزی بلند مدت تداوم موفقیت یک تیم را تضمین می کند.نه دروازه ی هفت متری و توپ سی سانتی متری و امدادات غیبی و بازی به سبک فوتبال ایرانی.
این مسئله درباره ی توسعه و پیشرفت یک کشور نیز صدق می کند و وای به مملکتی که مسولینش بجای اینکه با کار و تلاش و برنامه ریزیهای علمی در پی دستیابی به شرایط بهتر و مطلوب تر باشند به خیال پردازی و خوش باوری و ساده انگاری روی بیاورند.
+ نوشته شده در  2006/5/19ساعت 1:58  توسط مهدی محسنی  | 

بارسلونای اسپانیا با گلهای دقایق ۷۶ اتوئو و ۸۰ بلتی تک گل دقیقه ی ۳۶آرسنال انگلیس را که توسط کمپل به ثمر رسید بی اثر کرد و قهرمان باشگاههای اروپا شد تا همگان اذهان کنند حق به حق دار رسید.گرچه نمی توان از بازی جسورانه ی آرسنال که از دقیقه ی ۲۰ بخاطر اخراج لمن ده نفره بازی کرد قدردانی ننمود.
VIVA BARSA
این فینال برای من به نوعی جمع اضداد بود.گرچه یک هوادرا دو آتشه ی بارسا هستم اما آرسنال را هم بسیار دوست دارم مخصوصا هانری و ونگر فرانسوی را.شاید این بدترین قرعه ی ممکن برای من بود.دوست داشتم در فینال چلسی و یا رئال را مغموم و شکست خورده ببینم که در حسرت جام زمین را ترک می کنند.
در این بازی رفتار بسیار دوستانه ی بارسایی ها با هانری در لحظه ی اهدای جام جالب توجه بود.همچنین نظم و متانت حاکم بر تیم قهرمان اروپا.براستی بارسلون الگوی کاملی از یک تیم یکدست و متحد است که برای پیروزی تا آخرین دقایق بازی با تمام توان خود تلاش می کند.
+ نوشته شده در  2006/5/18ساعت 4:12  توسط مهدی محسنی  | 

« اين نامه‌‏ای است كه از شيخ مهدی كروبی به شيخ احمد جنتی كه هيچ كدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانیت نیستند و هر یك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بیت گوشه‌‏ای از معارف دینی را ارایه می‌‏كنند، یكی بر مدار غلو می‌‏چرخد و دیگری از غلو پرهیز می‌‏كند، یكی حتی امام راحل را با محك عقل می‌‏پذيرد و دیگری حتی مقامات اجرایی و عرفی را به مدد الهام الهی تقدیس می‌‏كند، یكی به استناد ميراث امام خمینی(ره) به میزان بودن رأی ملت برای همه مقامات معتقد است ودیگری بی‌‏توجه به میراث آن امام حتی عرفی‌‏ترین مقامات اجرایی را قدسی می‌‏خواند، یكی از جمهوریت در دل اسلام سخن می گوید و دیگری در طبل الوهیت بندگان خدا می كوبد و اين دو راه است و دو مقصد حتی اگر رهپویان آن راه فرزندان یك انقلاب باشد.»
نوشته ی فوق بخشی از نامه ی بلند و سر گشاده ی مهدی کروبی است به احمد جنتی امام جمعه موقت تهران و دبیر شورای نگهبان در انتقاد به انتساب نامه ی احمدی نژاد به منبع قدسی و الهی و همچنین نقدی کوتا و گذرا دارد به اصل نامه ی مذکور.
به واقع باید قبول نمود هیچکس جز شیخ مهدی کروبی را توان و جسارت اینگونه انتقاد نمودن نیست آن هم بعلت سوابق و شرایط.این شیخ اصلاحات در بیان نظراتش با هیچکس تعارفی ندارد حال رفقای هم خط باشند و یا رقبای سیاسی قدر قدرت.این غیر قابل پیش بینی بودن او را به شخصیتی جذاب بدل نموده است.
+ نوشته شده در  2006/5/17ساعت 11:47  توسط مهدی محسنی  | 

بارها این نظر ابراز شده است که برخی مفاد اعلامیه ی حقوق بشر با آموزه های اسلامی -صرف نظر از نوع مذهب مورد بحث- مطابقت ندارد.و کم نیستند اسلامگرایان تندرویی که این اعلامیه را ضد دینی می دانند و آشکارا به مقابله با مفاد آن برخاسته اند.
بخشی دیگر از مخالفان نیز راه دیگری در پیش گرفته اند.آنان ضمن تاکید بر لزوم رعایت حقوق بشر اعلام می دارند که اسلام مورد نظر آنان بسیار فراتر از این اعلامیه، قوانین انسانی را مطرح کرده و منشور مورد بحث فاقد قوت و دقت لازم و از سوی دیگر از اتصال به منبع الهی بی بهره است.
تعداد اندکی  همچون دگر اندیشان مذهبی نیز این اعلامیه را تضمین کننده ی حقوق شهروندان دانسته بر مطابقت آن با اسلام تاکید کرده اند.جالب آنکه طرح این مسائل به هیچ عنوان به رعایت حقوق انسانی شهروندان منجر نشده و تداوم تضییع حقوق شهروندی را در پی داشته است.
از سوی دیگر عملکرد برخی دولتها ی غربی مدعی دفاع از حقوق انسانی و برخورد کاسب کارانه ی آنها با رعایت حقوق انسانی در کشورهای مختلف جهان موجبات تضعیف آنرا فراهم آورده است.گرچه افکار عمومی دنیای غرب نسبت به این موضوع حساس بوده و غالبا واکنشهای تندی را نسبت به نقض آن از خود نشان داده است. 
در هر حال بنظر می رسد بزرگترین چالش دموکراسی در کشورهای خاورمیانه -بخصوص ایران- بحث حقوق بشر باشد.که با بیشترین مقاومت و مخالفت از سوی افراطیون مسلمان و مذهبیون قشری روبرو شده و خواهد شد.
گرچه شاید به علت اصالت اخلاقی و معنوی، مذهب می تواند بزرگترین و مطمئن ترین مأمن مدافعان حقوق بشر باشد، اما در عین حال به علت روایتها و برداشتهای گوناگون بزرگترین محل اختلاف حدود و قصور حقوق بشر است و از ترسیم مرزهای مشخص و معین رعایت حقوق انسانی ناتوان.
به نظر شما مذهب در راه تحقق اهداف اعلامیه ی حقوق بشر تسریع کننده است یا مانع ؟ فارغ از اینکه چه نوع حکومتی مستقر است و چه کسانی حکومت می کنند. 
+ نوشته شده در  2006/5/16ساعت 2:38  توسط مهدی محسنی  | 

به گزارش آرش بهمنش خبرنگار بی بی سی در تهران ، هفته گذشته ۱۵ نفر در اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی در ايران جان خود را از دست دادند. حادثه ای که چندان تازگی نداشته و همه ساله گزارش هایی در مورد مرگ عده ای بدليل صرف آنها در ميهمانی ها و مجالس عروسی انتشار می يابد.
در ادامه ی این گزارش آمده است: «با گذشت بيش از دو دهه از پيروزی انقلاب در ايران و تلاش حکومت اسلامی برای مبارزه با مصرف مشروبات الکلی، توليد و توزيع اين گونه نوشيدنی ها همچنان ادامه دارد و به گفته مسئولان نيروی انتظامی همه ساله صدها هزار ليتر نوشيدنی الکلی توليد داخل و خارج توسط اين نهاد کشف و معدوم می شود.»
به باور بسياری، اعمال ممنوعيت نه تنها باعث توقف مصرف نوشيدنی های الکلی نشده، بلکه باعث شده سوء استفاده از الکل به صورت يک مشکل فزاينده و غير قابل کنترل در ايران بروز کند.
در همین حال در چند سال اخیر با عرضه ی الکل طبی در داروخانه ها که در ایران جنبه ی خوراکی نیز دارد، خواسته و ناخواسته در جهت رفع بخشی از این مشکلات گام برداشته شده است.
گرچه در این گزارش دلایل مختلفی برای مصرف مشروبات الکلی مطرح شده است و راهکارهایی از سوی مصاحبه شوندگان ارائه می گردد اما فکر نمی کنم دلایل مصرف مشروبات الکلی در ایران تفاوت چندانی با دلایل دیگر کشورها -بخصوص کشورهایی که مصرف این مواد در آنها آزاد است- وجود داشته باشد.
+ نوشته شده در  2006/5/15ساعت 2:36  توسط مهدی محسنی  | 

کنار رودخانه نشسته بود
ماه که به آسمان آمد
احساس کرد از هر زمانی به مرگ نزدیکتر است:
عزرائیل دوست داشتنی
پیش از هر تصمیمی، گوشی را بردار و به خدا زنگی بزن!

شاید این اتفاق نیفتاده باشد:
تکرار یک دروغ تلخ در یک نمایشنامه ی مضحک
خواستن ،  توانستن نبود.

شاعر به اینجا که رسید
شیطان قهقه ای سر داد، قهوه ی تلخش را تا ته نوشید
فنجان وارو شد روی آخر ماجرا

بنظر رسید ریتم آهنگ تندتر شده باشد
ه ی چ ک س،  دستانش در میان دستان شاعر بود
صدا زد:
به بوقچی -اسرافیل را اینگونه میخواند-
سفارش کنید کمی صبر کند
تا جمله ی مناسبی بیابم شاید عطش خواستن را به یاد بیا...
جمله منعقد نشده بود که یادش آمد
شاعر را در چند سطر پیش جا گذاشته است.

چه اهمیتی دارد شاعری که نمی تواند شعر بگوید و
شیطان به روی بردنش شرط بسته است.

قصه به اینجا که رسید
تو فکر کردی که مثل همیشه دروغ می گویم
اما اول این ماجرا را برایت تعریف نکرده بودم؛

قبل از شروع این نمایش شرم آور
حتی قبل از اینکه شاعر متولد شود
دویل* به فنجان نگاهی انداخت و
با نیش خندی دو کلمه را آهسته در گوشم نجوا کرد:
ک ی ش   و   م ا ت !

پاورقی:*دویل: devil: شیطان ، نویسنده ی مزدور
+ نوشته شده در  2006/5/14ساعت 19:56  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که احمد جنتی در نماز جمعه ی این هفته ی تهران، نامه ی احمدی نژاد به بوش را الهام الهی می داند و احمدی نژاد تشکیل و ادامه ی کار دولت خود را لطف الهی و جریانات سفرش به نیویورک را معجزه خوانده بود.
برخی از هواداران احمدی نژاد بر این باورند که دولت نهم مقدمه ی تشکیل حکومت امام زمان خواهد بود، دستور احمدی نژاد به رییس سازمان تربیت بدنی، مبنی بر آزادی ورود زنان به ورزشگاهها نه تنها امداد غیبی و عنایت الهی تلقی به حساب نیامد بلکه به عنوان عملی غیر شرعی و منافی عفت عمومی تقبیح و با واکنش تند جریانات اصولگرا، رییس دولت وادار به صرف نظر از تصمیمش شد.
براستی مشخص نیست که ملاک الهی و غیبی بودن عملکرد دولت چگونه و توسط چه کسانی تعیین می گردد.در همین حال اپیدمی اعلام وقوع معجزه در عصر دولت احمدی نژاد اعتراض برخی از مراجع سنتی و البته غیر حکومتی را در بر داشته است.همچنین دگراندیشان دینی نیز این بیانات را آفت دین خوانده و نسبت به نتیجه ی ادامه ی این رفتار هشدار می دهند.
به باور بسیاری انتصاب عملکرد دولتمردان به نیروهای ماورائ طبیعی ضمن اینکه مسوولیت و عواقب آن را از دوش مجریان ساقط می کند، امکان نقد و اعتراض به رفتار دولتمردان را غیر ممکن می نماید.این بزرگترین آفت جمهوری است که باید از آن پرهیز نمود.
باید باور داشت که در دنیای جدید هر دولتی که بر سر کار می آید فارغ از درجه ی معرفت و پایبندیهای اخلاقی افراد آن، منبع مشروعیت و مقبولیت خود را از مردم کسب می نماید و مرجع رفتاری خود را قانون اساسی برمی گزیند و هر امری غیر از این ارزشی نداشته و جز فساد قدرت چیزی در بر نخواهد داشت.
+ نوشته شده در  2006/5/14ساعت 1:59  توسط مهدی محسنی  | 

نویسنده ی وبلاگ نیم بطر عرق نعنا از آن دست بلاگرهایی است که سیر صعودی خود را زود طی کرده است و کم کم می رود به نگارشی مختص خودش دست پیدا کند.این وبلاگ که در ابتدا شعرهای پراکنده  قناعت می نمود اما حالا به نگارش و تراوشان مولف مزین شده است.
ریتم مناسب و زبان شعری خاص و پیشرفت سریع، از مهمترین مشخصات مولف این وبلاگ می باشد. از آخرین شعرهای این وبلاگ -با اندکی تصحیح- یکی در پی می آید:

از تو می گویم شاعر شعرهایم
من از تو حرف می زنم از نهایت تو
و از نهایت با تو بودن جریان روح تو در من
کنار تو ساقه ی وجودم نمی لرزد
چشمانم را می بندم
دستانت به دورم می پیچد
و نزدیک تر از هر زمانی می شوی، به من
نزدیک تر از خودم
و باز چشمانم را می بندم، بسته تر
نفس می کشم، در نفسهایت گم می شوم.
ای کرانه ی من
لبانم را با شبیخون بوسه هایت آشنا کن
مرا خواب کن زیر یک شاخه...
تا در طلوع گل یاسی از پشت انگشتان تو بیدار شوم.
پاورقی:
» اصل شعر را در اینجا بخوانید.
+ نوشته شده در  2006/5/12ساعت 16:56  توسط مهدی محسنی  | 

در چند روز اخیر نامه ی احمدی نژاد به جرج بوش پسر در کانون توجهات رسانه های داخلی و برخی رسانه های خارجی قرار داشته است.در مورد علت انجام و صحیح و غلط بودن فرستادن این نامه نظرات متفاوتی وجود دارد.
می توان حدس زد که این نامه در راستای ایجاد فضای تبلیغاتی برای دو مقصود مشخص انجام گرفته است:
اول ایجاد شرایطی در داخل که امید به دولت را در سطح عمومی افزایش دهد.سلسله عملکردهای دولت در چند ماه اخیر با ارسال این نامه تکمیل شد و این امید را برای عوام ایجاد خواهد کرد که با بهبود روابط ایران و امریکا، بخصوص شرایط اقتصادی ایران بهبود یابد.اگرچه در واقع متن نامه چنین هدفی را محقق و پیگیری نمی نماید.
ثانیا این نامه از نظر بین المللی مسائل را مطرح می نماید که خواست گروههای زیادی را نمایندگی می کند.مخالفان جنگ و مدافعان حقوق بشر، اسلامگراهای تندرو ضد غرب و گروههای سیاسی -عمدتا چپ-ضد سرمایه داری. گرچه سطح نازل و پراکنده گویی های موجود در نامه از اثر آن به شدت کاسته است.
البته از جهات دیگری نیز این نامه قابل تامل است.در این نامه مسائلی مطرح شده است که می تواند دغدغه فعالین اجتماعی و حقوق بشر درون کشور باشد.تنها لازم است خطاب نامه را تغییر دهیم و جای برخی عناوین را عوض کنیم. به عنوان مثال:
«...متهمانی در گوانتانامو -بجایش بخوانید اوین- در بند هستنـد كه محاكمه نمی شوند. به وكيل دسترسی ندارند. خانواده های آنان نمی توانند آنان را ببيننـد...»
و یا در این قسمت نامه:
«...واقعه 11 سپتامبر -بخوانید قتلهای زنجیره ای،حمله به کوی دانشگاه،قتل زهرا کاظمی و...- واقعه هولناكی بود. كشتن بيگناهان در همه جای دنيا تاسف بار و دردناك است...همه دولتها موظفند از جان و مال و آبروی شهروندان خود محافظت كنند...چرا ابعاد اين موضوع -موضوعات- تا كنون مخفی مانده است؟ چرا توضيح داده نمی شود چه كسانی در اين حادثه كوتاهی كرده اند؟ و چــرا مسببين و مقصرين معرفی و محــاكمه نمـی شوند؟» 
از این دست مسائل در نامه ی احمدی نژاد به بوش کم نیست و مرا یاد آن مثل اندازد که رطب خورده کی منع رطب کند. در حالی که نتوانسته ایم حداقل رضایت مردمان خود را جلب کنیم و با مشکلات بسیاری روبرو هستیم و حداقل خواست شهروندان خود را بر نمی تابیم، برای دیگران نسخه می پیچیم و درمان ارائه می کنیم و انتظار داریم که پاسخ نشنویم که "تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی".
+ نوشته شده در  2006/5/11ساعت 20:19  توسط مهدی محسنی  | 

سفر تهران خوب بود با و جود تمای سختی ها و اینکه دسترسیم به اینترنت بسیار کم بود و اگر هم حاصل می شد فیلترینگ آدم را حسابی کلافه می کرد.در این مورد اخیر تهران وضعیتش بسیار بد است شاید بدتر از بسیاری دیگر از شهرها.
نمایشگاه هم که چنگی به دل نزد به علل مختلف که فعلا در حوصله ام نیست.یک هفته دوری از فضای سایبر حسابی دلتنگم کرده بود.حالا که مرور می کنم می بینم دنیای سیاست همچنان به همان سیاهی و تباهی سابق راهش را ادامه می دهد.
عراق و فلسطین و افغانستان گرفتار جنگ و خشونت است.سودان در افریقا هم حال و روز خوشی ندارد و همه اینها خبرهای بد است.
از این مسائل که بگذریم آنچه از این سفر می توانم بگویم چند اتفاق تازه بود.شخصی و درونی.حالا مانده تا ببینم تا کی اثرش می ماند و اگر شد زودتر از زمانی که فکر می کنم از تب و تابش تهی نشوم.
خستگی سفر اجازه نمی دهد ذهنم را متمرکز کنم و آن چیزهایی را که باید بنویسم و انسجام متنم قوام بیابد اما این ولع نوشتن رهایم نمی کند و بی اختیار انگشتانم را روی صفحه کلید و حروف می زنم و جملات منعقد می شوند.درست شده ام مثل تشنه ای که به رودخانه ای می رسد و عطشش فرو نمی رود و هر چه می نوشد تشنه تر می شود.
خبری را هم که می خواستم بدهم فعلا گذاشته ام در تعلیق خاطراتم بماند تا در زمانی دیگر و شاید بهتر بازگو کنم. گرچه برخی از دوستان نزدیکم حالا دیگر با خبر شده اند.
پاورقی:
» متن کامل نامه ی احمدی نژاد به بوش
در مورد این نامه اگر نظری دارید حتما بنویسید.
+ نوشته شده در  2006/5/10ساعت 10:18  توسط مهدی محسنی  | 

من تهرانم.حالم خوب است و ملالی نیست جز دوری از اینترنت و [...].مسافرت به شرط خنده محقق شد.هنوز بسیاری از بچه ها را ندیده ام.عصر جمعه چند ساعتی را در نمایشگاه بودیم.نم نم بارون بود و ازدحام جمعیت ولی در کل خوش گذشت.
ممکن است علی و پویاهه جایی باشند و خوش نگذرد. ولی انگار -در نگاه اول- نمایشگاه امسال چنگی به دل نمی زند.دیروز فرصت بازدید از بخش مطبوعات حاصل نشد.به احتمال فراوان فردا هم نمایشگاه خواهیم بود.
فعلا حوصله و وقت نوشتن همین چند خط بود و خبرهای تلگرافی، تا به وقتش مفصل تر بنویسم.
پاورقی:
* این جمله روی یکی از بیلبردهای تبلیغاتی نوشته بود.حالا به چه دلیلی...!
+ نوشته شده در  2006/5/6ساعت 12:54  توسط مهدی محسنی  | 

برای حمایت از آزادی دکتر رامین جهانبگلو این لوگو را در وبلاگتان قرار دهید.وی درحال حاضر به دلایل نامعلومی در زندان اوين در بازداشت بسر می‌برد. برخی منابع اتهام او را جاسوسی! عنوان کرده اند.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانه‌شناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.

آزادی برای دکتر رامین جهانبگلو
پاورقی:
» وب سایت دکتر رامین جهانبگلو
» وبلاگی برای آزادی دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/4ساعت 4:4  توسط مهدی محسنی  | 

به احتمال فراوان جمعه به همراه پویاهه و محسن تهران خواهیم بود برای بازدید از نمایشگاه کتاب. چند روزی را تهران خواهیم ماند که اگر برخی دوستان افتخار بدهند زیارتشان کنیم.اول از همه باید بروم سراغ این حنیف اصفهانی و [...].تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.
زیرپوش علی هم که سه عید نوروز اخیر مهمان چوب رختیم بوده را برایش پس خواهم برد باور نمی کنید اگر بگویم که پس از بیست سی بار شستن هنوز کثیف است! اگر هم توفیقی حاصل شد استاد بزرگوارمان محمد تاجیک را زیارت کنیم، کمال شادمانی است.
در هر حال رفقای عزیزی که بدشان نمی آید چهره ی منور ما را از نزدیک ببینند، ندایی بدهند شاید این توفیق نه چندان اجباری نصیبمان شد.اگر فرصتی دست بدهند از تهران هم وبلاگ خواهم نوشت.یک خبر "بسیار مهم" هم دارم که پس از برگشتن از تهران می نویسم.
پاورقی:
قهرمانی بارسلونا را به همه ی شهروندان کاتالونیا و هواداران بارسا تبریک می گویم و برای مادریدیها صبر جمیل آرزومندم.ویوا بارسلون ...ویوا رونالدینهو!
+ نوشته شده در  2006/5/4ساعت 2:21  توسط مهدی محسنی  | 

معاون دادستان تهران بازداشت رامين جهانبگلو را تاييد كرد
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
معاون دادستان تهران خبر بازداشت رامين جهانبگلو، عضو گروه فلسفه‌ی دانشگاه تهران و پژوهشگر را تاييد كرد. محمود سالاركيا در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن تاييد خبر زندانی شدن اين استاد دانشگاه در زندان اوين، از اتهامات وی ابراز بی‌اطلاعی كرد.
توضیح:سالارکیا معاون مرتضوی است که در زمان اعتصاب غذای گنجی مدعی بود او غذاها و داروهایی را مصرف می کند که ده ها برابر غذاهای معمولی قیمت دارد.او همچنین اعتصاب غذای گنجی را تکذیب کرده بود. در این میان شایعاتی در مورد متهم شدن دکتر جهانبگلو به جاسوسی بگوش می رسد.
پاورقی:
» وبلاگی برای آزادی دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 20:21  توسط مهدی محسنی  | 

سال ۱۳۸۳ که سردبیر هفته نامه ی ندای جنوب بودم سلسله مقالاتی از دکتر جهانبگلو در مورد فلسفه ی سیاسی، مدرینه در ایران و مصاحبه جهانبگلو با هانا آرنت را به چاپ رساندیم.همین مطالب بهانه ای شد برای تماس با ایشان -برای کسب اجازه ی چاپ مطالبشان- که با روی گشاده و براحتی پذیرای ما شدند و حتی به دیداری حضوری نیز منت نهادند.با این اوصاف متاسفانه توفیق بهره مندی از ایشان حاصل نشد.
منظور از این مقدمه چینی اینکه بی بی سی گزارش کرده است:«خبر بازداشت جهانبگلو در بسياری وب سايت های فارسی زبان دراينترنت منتشر شده، اما هيچ يک ازمنابع خبری رسمی يا مقام های دولتی ايران آنرا تاييد نکرده اند.»
در همین مورد وبلاگی برای آزادی دکتر جهانبگلو راه اندازی شده است.بسیاری از وبلاگها نیر در مورد اظهار نظر کرده اند.ظاهرا روزنامه ی اعتماد ملی تنها نشریه ای است که در این مورد خبرسانی کرده است.
حسین درخشان در مطلبی تحت عنوان سکوت به ضرر جهانبگلو است خواستار انعکاس گسترده این رخداد شده و اینگونه ابراز داشته که همچون ماجرای سینا مطلبی، باید بدون توجه به مخالف خانواده جهانبگلو با انعکاس رسانه ای، به این موضوع نیز پرداخته شود تا شرایط بهتری برای ایشان فراهم آید.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانه‌شناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.
در همین زمینه:
» سیبیل طلا : جهانبگلو در اوین 
» خبر وبلاگ هنوز و لینکهای مرتبط
» جهانبگلو دستگیر شد [دویچه وله فارسی]
» وب سایت دکتر رامین جهانبگلو
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 16:57  توسط مهدی محسنی  | 

به بهانه ی نوشته ی رولت روسی درمورد این قمار توضیحات کوتاهی را تهیه کردم که در ادامه می آید.رولت روسی را شايد بتوان عجيب ترين و خشن ترين بازی در زندگی بشر نام برد. ريشه تاريخی اين بازی به اواخر قرن ۱۹ در روسيه بر می گردد.
در زندانهای آن زمان روسيه ی تزاری نگهبانان زندان برای انجام اين بازی يک گلوله را در خشاب چرخان -فشنگ خور- يک اسلحه قرار می دادند و فشنگ خور را می بستند و می چرخاندند سپس ۶نفر از زندانيان را -که عموما از انقلابيون ضد حکومت تزاری بودند- مجبور می کردند که دوره يک ميز بنشينند وبه ترتيب هر کدام يک بار اسلحه را به سمت شقيقه خود بگيرند و ماشه را بچکانند.
نفر بعدی به همين ترتيب می بايست فشنگ خور را بچرخاند و کار نفر قبلی را تکرار کند .هر نفر پس از امتحان می بايست اسلحه را به نفر سمت چپ خود می داد و بازی وقتی تمام می شد که اولين نفر در اين سلسله کشته شود.
در نوع خشن تر اين بازی بعد از هر بار چکاندن ماشه نفر بعدی حق چرخاندن مجدد فشنگ خور را نداشت بنابرين احتمال مرگ نوبت به نوبت بالاتر می رفت.از این نوع بازی برای مجازات پیمان شکنان نیز استفاده می شد که در صورت کشته نشدن فرد مذکور بخشیده می شد.
جالب است بدانیم که کماکان برخی این قمار مرگبار را انجام می دهند و سالانه ده ها نفر در جهان با این بازی کشته می شوند.
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 14:19  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس گزارش داد که روسیه قصد دارد در دو مناقصه به منظور ساخت نیروگاههای هسته ای جدید در ایران شرکت کند.
با نوجه به اینکه پس از ۳۰ سال نیروگاه بوشهر با میلیاردها دلار هزینه به بهره برداری نرسیده است و چندی پیش از سو استفاده یک میلیارد دلاری مقامات روسی در جریان ساخت این نیروگاه خبرهایی شنیده شد، امکان حضور روسیه در مناقصه های جدید جای هیچگونه خوشحالی نخواهد داشت.
بخصوص در سالهای پس از انقلاب سیاست روسیه در قبال ایران مورد انتقاد بسیاری بوده است.دست اندازیهای روسیه به مناطق و منافع ایران، در قرن حاضر به شکلی جدید در حال پیگیری است.به واقع هر راهی که به مسکو ختم شده برای منافع ملی ما پر خطر و غیر قابل اطمینان بوده است.
در جریان پرونده هسته ای ایران نیز روسیه کاملا در جهت منافع ملی خود گام برمی دارد و از ایران برای اهرم فشار به آمریکا استفاده می نماید.در عین حال سعی دارد با سیاستی یک بام و دو هوا، بیشترین بهره ی اقتصادی را از طرفهای درگیر نصیب خود کند.البته واضح است که در نهایت به جهتی متمایل خواهد شد که بیشترین سود را برایش داشته باشد.
شاید به همین دلیل است که زمزمه هایی مبنی بر آمادگی برای مواجهه ای بدون حمایت روسیه با مخالفان فعالیتهای هسته ای ایران بگوش می رسد.
پاورقی:
* نوعی قمار مرگبار روسی
+ نوشته شده در  2006/5/3ساعت 4:22  توسط مهدی محسنی  | 

امير قطر در پايان ديدار دو روزه خود از ايران ، برای تيم ملی فوتبال ايران و كشورهای منطقه «خليج عربی» آرزوی موفقيت كرد که به نوشته ی خبرگزاری فارس این اقدام با واکنش "تند!" احمدی نژاد روبرو شد:« البته وقتی امير به مدرسه می‌رفتند به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و كتابها ياد داده بودند» .
اما امیر قطر با گستاخی تمام از قبول عنوان خلیج فارس طفره رفته و به بیان این نکته بسنده کرد که:« به هر حال اين خليج متعلق به همگان است و اميدواريم كه كشورهای منطقه بتوانند افزايش قيمت نفت را در راستای توسعه و ارتقای كشورهای خودشان قرار دهند. ما هميشه خواهان صلح و دوستی در منطقه بوده و هستيم».
آنچه که سابقه و عملکرد کشورهای عربی نشان می دهد آنها همیشه ایران را به چشم دشمن نگاه می کردند.به گواه تاریخ حمایتهای همه جانبه و بی دریغ ایران از مردم فلسطین هم نتوانست حمایتهای آنها از حکومت دیکتاتو و متجاوز صدام را در جنگ تحمیلی علیه ایران کاهش دهد.
از سوی دیگر مذهب شیعه مردم ایران از دید اعراب انحراف و بدعت در دین محسوب می گردد و عداوت ایرانیان با خلفا نیز مزید علت شده است.شاید در اولویت دوم قرار گرفتن ملیت به نسبت دین در سیاست خارجی ایران زمینه ی تجاوز اعراب به منافع ملی ایران داده است.
در حالی که اعراب -چه دولتها و چه شهروندان عرب- خود را عرب های مسلمان می دانند و جنبه ی عربی را برمسلمان مقدم می پندارند.گرچه در برخی مواقع برای تامین منافعشان تن به جابه جایی اولویتهای خود داده اند.مسئله ی وهابی گری و شیعه کشی -و مواضع ضد شیعی القاعده- بیشتر برگرفته از حس ضد ایرانی می باشد تا برخواسته از اعتقادات مذهبی
با کمی اغماض می توان مدعی شد سیاست اعراب در قبال ایران بسیار شبیه آن موضعی است که علیه اسرائیل اتخاذ می کنند.همانگونه که اسرائیل را غاصب می دانند مدعی غصب جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی توسط ایران هستند.
+ نوشته شده در  2006/5/2ساعت 19:23  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که گزارشها از حضور نزدیک به یکصد هزار نفر در راهپیمایی روزجهانی کارگر حکایت دارد به نظر می رسد خبرگزاریهای داخلی سعی می نمایند خواستهای کاگران را راهپیمایی تحت شعاع حاشیه ی پر رنگ شده کمرنگتر نمایند.در حالی که واقعیت چیز دیگری است.
خبرگزاری کار ایران،ایلنا که در میان همه ی خبرگزاری ها بیشترین توجه را به این مراسم کرده است، گزارش می کند: «حدود ۱۰۰هزار كارگری كه از نقاط مختلف كشور برای حضور در راهپيمایی روز جهانی كارگر به تهران آمده بودند، در تجمع بزرگ كارگری مقابل لانه جاسوسی حضور يافته و خواسته‌‏های ملی , صنفی و عقيدتی كشورمان را فرياد زدند».
جای این پرسش باقی است که چرا بجای مثلا ساختمان وزرات کار و امور اجتماعی و یا میدان آزادی و یا انقلاب،روبروی سفارت اسبق آمریکا این تجمع برگزار شده است و خواستهای ملی و عقیدتی -از نوع هسته ای- در این روز چه جایگاهی دارد. به قول شاعر هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
در هر حال انچه اهمیت دارد توجه به خواست کارگران، به عنوان نیروی محرک چرخهای اقتصادی کشور است. برخی شعار و دست نوشته های این راهپیمایی بدین شرح بود:
بابا آب نداد، بابا نان نداد، کیف و قلم و دفتر نداریم. امنیت مشاغل حق مسلم ماست، وزیر کار هشدار!، وزیر کار خجالت خجالت، قرارداد موقت ملغی باید گردد.روی پرچمی نوشته بود آقای وزیر سال ۸۴ تمام شد هنوز حقوق و عیدی نگرفته ایم، لطفا شعار ندهید...
» گزارش تصویری خبرگزاری فارس:  ۱ . ۲
+ نوشته شده در  2006/5/2ساعت 3:22  توسط مهدی محسنی  | 

شهريار مشيری نماینده بندرعباس در مجلس‌‏هفتم می گوید:«دولتمردان در مورد سفرهای استانی به مردم دروغ مي‌‏گويند». گرچه این سخنان عجیب نیست اما نکته های جالبی در این اظهارات وجود دارد که قابل ملاحظه است.
وی معتقد است:«دروغ بزرگی كه سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزی و دولت‌‏مردان می‌‏گويند، اين است كه قرار بود در سفرهاي رييس‌‏جمهوری به استانهای محروم، بودجه‌‏های اختصاص يافته به استانها، جدای از بودجه‌‏هايی باشد كه در لايحه بودجه برای اين استانها پيش‌‏‌‏بينی شده است وگرنه سفر دكتر احمدی‌‏نژاد به چه منظور است؟»
این نماینده مجلس در ادامه ی سخنانش به نکته ی پر اهمیت دیگری اشاره دارد و آن اینکه هزینه ی این سفرها از کدام ردیف بودجه ای تامین می گردد.او در این باره به اینچنین می گوید:«اين بودجه چه رييس‌‏جمهوری به آن استانها برود يا نرود، به آنها تعلق دارد.درحالی‌‏كه دولت همواره مفتخر بود و در هر استان نيز مطرح می‌‏كند كه هدف از اين سفرها محروميت‌‏زدایی از چهره استان‌‏های محروم است، رييس سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزی مطرح كرده است كه هزينه سفرهای استانی رييس‌‏جمهوری از همان رديف‌‏های بودجه‌‏های استانی لايحه بودجه تهيه می‌‏شود.»
به عبارت ساده تر آن نان و پنیر و چای شیرینی که دولتمردان در سفرهای استانی خود می خورند از جیب مردم همان استان هزینه شده است.البته به آن نان و پنیر و چای شیرین باید هزینه ی استفاده از بالگرد، هواپیما، اقامت، امنیتی و غیره را اضافه نمود.آری هرچه دروغ بزرگتر باشد باورش آسان تر است.
+ نوشته شده در  2006/5/1ساعت 12:39  توسط مهدی محسنی  | 

رييس كميسيون صنايع و معادن مجلس اعلام نمود:« افزايش ۵۳ درصدی حقوق كارگران كشور نسبت به سال گذشته ضربه سنگينی به بخش صنعت كشور وارد كرده و موجب اخراج ۷ هزار نفر كارگر در طول فروردين ماه امسال شده است.
سيد مصطفی سيد هاشمی اضافه نمود: اگر قانون مصوب شورايعالی كار به نحو صحيح و منطقي اصلاح نشود شاهد اخراج كارگران بيشماری خواهيم بود.»
این هم خبری در جهت تایید این مطلب که:این افزایش دستمزدها با استفاده از افزایش قیمت نفت و در جهت ایجاد رضایت عمومی صورت گرفته است.امری که ضمن افزایش نقدینگی و آثار تورمی در اصل به ضد خود تبدیل می شود.
دولت با در پیش گرفتن سیاست افزایش دستمزدها نه تنها نتوانست رضایت عمومی را ایجاد کند بلکه امنیت شغلی جامعه ی کارگری را به مخاطره افکند. وضعیتی که در آینده می تواند منجر به اعتراضات گسترده ی کارگری گردد.
+ نوشته شده در  2006/5/1ساعت 2:56  توسط مهدی محسنی  | 

خبرگزاری فارس به نقل از محمد عباسی نماینده مجلس هفتم نوشته است که «يكی از ويژگی‌های دولت نهم، كم هزينه بودن دولت است».گرچه شاید آنچه در شعار و تبلیغات بیان می گردد اینگونه باشد اما با نگاهی کلی به عملکرد شش ماه اخیر دولت می توان نشانه هایی مبنی بر رد این ادعا یافت.
هزینه های یک دولت از دو جنبه قابل بررسی است.هزینه های آشکار که قابل محاسبه می باشد و هزینه های پنهان که نیاز به بررسی دقیقتری دارد.
در یک مورد می توان به تعداد بسیار زیاد سفرهای احمدی نژاد به استانهای کشور به بهانه ی تشکیل جلسات هیات دولت  اشاره نمود که در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است.هزینه ی حمل و نقل و خدمات -رفاهی و امنیتی- به وزیران و معاونان و محافظان و دیگر همراهان در کنار هزینه ی مهیا سازی زمینه ی سخنرانی رییس جمهور و سفر به شهرهای  مختلف هر استان را باید به تمامی هزینه ها افزود.تاکنون نیز دولت هیچ رقم مشخصی را در مورد هزینه ی سفرهای استانی خود اعلام ننموده است.
از سوی دیگر به هیچ وجه مشخص نیست که مصوبات و جلساتی برگزار می شود از کارشناسی و فایده ی لازم برخوردار باشد.اگر به واقع در هر سفر سه روزه بتوان تحولی در هر استان ایجاد کرد مجموعا  نود و نه تا صد روز برای برنامه ریزی برای سامان دادن همه ی ایران کافی بنظر می آید!!
از سوی دیگر هزینه های پنهان این دولت غیر قابل انکار است.عدم وجود ثبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.بالا رفتن ریسک سرمایه گذاری در ایران و تزریق نقدینگی به بازار ودر پی آن افزایش تورم. افزایش خروج سرمایه از کشور و به طبع آن افزایش بیکاری.
سقوط بورس اوراق بهادار پس از چندین سال رشد بی سابقه و کم نظیر.ایجاد تنش در روابط ایران با جهان و بازگشت به انزوای بین المللی.همه ی این موارد بخشی از هزینه های پنهان دولت احمدی نژاد می باشد که باید در محاسبات لحاظ گردد.
+ نوشته شده در  2006/4/30ساعت 11:37  توسط مهدی محسنی  | 

امروز برای ساعتهای متمادی سیستم بلاگفا و وبلاگها خارج از دسترس شدند. تاکنون نیز همچنان سیستم نظرخواهی از کار افتاده است.این برای چندمین بار است که این شرایط اتفاق می افتد و تکرار اینگونه مسایل لطمات جدی به اعتبار این میزبان رایگان وبلاگهای فارسی وارد نموده است.
گرچه اینگونه مشکلات مختص بلاگفا نیست و مواردی اینچنین برای میزبان معتبر و جهانی بلاگر رخ داده است اما امیدوارم آقای شیرازی با درک موقعیت کنونی بلاگفا که آنرا از بقیه ی میزبانان فارسی جدا نموده است در بهبود وضعیت موجود اقدامات اساسی انجام دهند.
شاید یکی از راهکارها حذف وبلاگهای غیر فعال البته با اخطار قبلی و در نظرگرفتن جمیع جهات و عدم ارائه ی خدمان جدید به کاربران تازه تا زمان رسیدن به کیفیت مطلوب باشد.
گرچه به شخصه علاقه ی وافری به بلاگفا دارم و رغبت زیادی به قبول پیشنهادهایی مبنی بر دریافت هاست و دومین اختصاصی نداشته ام اما ادامه ی روند فعلی مطمئنن مرا به داشتن یک فضای اختصاصی راغب تر خواهد نمود.
+ نوشته شده در  2006/4/29ساعت 13:4  توسط مهدی محسنی 

گزارش البرادعی در مورد فعالیت های هسته ای ایران منتشر شد.در این میان رسانه های ایران و جهان رویکرد متفاوتی به این گزارش داشته اند و هر کدام با توجه به موضع و نگاه خود بخشی از گزارش را مهم دیده اند.لینک برخی از این مطالب:
» آژانس هنوزنمي‌تواند نبود فعاليت‌هاي مخفي را درايران تاييد كند [ایسنا]
» ايران خواسته شورای امنيت را اجرا نکرد [بی بی سی]
» آژانس هيچ ماده اتمی اعلام نشده ای در ايران پيدا نكرده است [فارس]
» تاكيد اعضای دائم شورای امنيت بر راه حل ديپلماتيك برای مساله فعالیت های هسته ای ايران [ایلنا]
» گزارش البرادعی در مورد ایران منفی بود [دویچه وله]
» باز شدن راهی برای مرحله ای جدید از دیپلماسی [مهر]
آنچه مشخص است اینکه آمریکا از این گزارش رضایت نسبی دارد و در اجرای طرحایش آنرا موثر می پندارد.در همین حال روسیه همچنان بر بکار گیری دیپلماسی با در نظر گرفتن خواستهای آمریکا و اروپائیان به راه حل "غیر نظامی" در حل پرونده ی ایران فکر می کنند.ایران نیز بظاهر حاضر به امتیاز دهی نیست.باید دید این وضعیت تا پایان کاررایی دیپلماسی ادامه خواهد یافت. 
+ نوشته شده در  2006/4/29ساعت 10:50  توسط مهدی محسنی  | 

چند وقتی است اخبار مربوط به اخراج کاگران قراردادی در صدر اخبار کارگری ایران قرار گرفته است.تعدیل نیرو به عنوان سیاست اکثر کارخانجات و کارگاههای صنعتی و تولیدی اعمال می گردد.اکثر کارشناسان و فعالین کارگری دلیل اصلی این اتفاقات را دو نرخی شدن دستمزدها و افزایش کارگران قراردادی که معلول سیاست های نادرست دولت می باشد، عنوان می نمایند.
شاید این ساده ترین علتی است که می توان در این میان بیان کرد.اقتصاد علم پیچیده ای است و موئلفه های بسیاری در شرایط اقتصادی دخیل هستند.با تمام این اوصاف هنوز این سوال باقی است که اخراج دسته جمعی کارگان به چه علت صورت گرفته و آیا آنگونه که گفته می شود با سیاستهای اقتصادی دولت ارتباطی دارد.
در همین حال این سوال مطرح است که افزایش بی سابقه ی حقوق و دستمزد گارکران و کارمندان مصوب دولت بر اساس چه معیارهایی صورت گرفته است.آیا دستمزدها به سمت واقعی شدن افزایش یافته و یا حاصل از افزایش بهره وری و سود مراکز تولیدی است؟
پاسخ به این سوالات چندان سخت نیست.این افزایش دستمزدها با استفاده از افزایش پول نفت و در جهت ایجاد رضایت عمومی صورت گرفته است.امری که ضمن افزایش نقدینگی و آثار تورمی در اصل به ضد خود تبدیل می شود.
لینکهایی در همین زمینه:
» آذربایجان شرقی: اخراجهای كارگران ۵ برابر افزايش يافت
» مرکزی: تاكنون هزار كارگر اخراج شده‌‏اند
» گیلان: ۱۰ هزار كارگر بيكار با مشكلات جدی رو به‌‏رو هستند
» کرمانشاه: دو نرخی شدن دستمزدها مهمترين دليل اخراج كارگران
» ایران:  +  +  +  +  و . . .
+ نوشته شده در  2006/4/27ساعت 14:18  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که احمدی نژاد خواستار مهیا شدن شرایطی برای حضور زنان در ورزشگاهها شد، واکنش مخالفان بیش از حد تصور بود.مصباح یزدی روحانی سنتگرا و از هواداران سر سخت احمدی نژاد در انتخابات به این تصمیم واکنشی کاملا منفی نشان داده است.
از سوی دیگر نیز چند تن مراجع نزدیک به جناح حاکم با صدور فتاوی جداگانه، مخالفت قاطع خود را با این تصمیم اعلام نمودند.جمعی از نمايندگان مجلس نیزطی نامه‌ای به احمدی نژاد ضمن بيان نگرانی های خود اعلام كردند «شرايط را برای حضور زنان در ورزشگاهها مناسب نمی‌دانند».
در ادامه ی این نامه نیز موضع احمدی نژاد درمورد بد حجابی مورد انتقاد واقع شده است:«در خصوص پوشش اسلامی جامعه نيز ناهماهنگی در اعلام مواضع از طرف مسئولين مختلف در قوه مجريه موجب تضعيف نظام، تجری متخلفين و سست شدن اقتدار در نهادهای اجرايی ذيربط می شود.»
شرایط حاضر از دوجنبه قابل بررسی است.اولا اینکه تمامی این اتفاقات با برنامه ریزی حساب شده انجام پذیرفته است. حوادثی در جهت انحراف افکار عمومی در روزهای نزدیک به پایان یافتن مهلت شورای امنیت و همچنین نشان دادن چهره ی اصلاحگرا از محمود احمدی نژاد و القای این نظر که دولت فعلی با کارشکنی از سوی همه ی جناح ها ونهادهای حکومتی روبروست.
سوی دیگر جریان را میتوان منتسب به روحیه ی پوپولیستی دولت دانست.دولتی که تمامی توان خود را در پی ایجاد رضایتمندی عمومی -در شکلی ظاهری- بکار گرفته است.البته به هر حال این اقدامات در تغییر شرایط جامعه بی تاثیر نخواهد بود.مثلا در مورد اخیر جدا از نتیجه ای که حاصل خواهد شد حق ورود زنان به ورزشگاه ها به عنوان یک "حق مسلم" از مطالبات همیشگی زنان خواهد بود.
در همین زمینه:
» واکنش دو سویه . دستاورد زنانه
پاورقی:
البته در این مورد خاص ماهیت مخالفت مراجع ونمایندگان مجلس از نظر اعتباری قابل بررسی خواهد بود و بی شک میتوان پاسخ های مناسبی نسبت به این اعتراضات مهیا نمود.
+ نوشته شده در  2006/4/26ساعت 21:49  توسط مهدی محسنی  | 

«افروغ با بیان اينكه فضا و فرهنگ موجود در ورزشگاه‌ها به هيچ عنوان قابل توجيه و دفاع كردن نيست به شعر مولانا اشاره كرد و افزود: زيبنده مسئولين جامعه ايرانی نيست كه به جای آنكه به درون و حال جامعه فكر كنند، در انديشه برون و قال باشند.
وی با طرح سؤالی مبنی بر اينكه اگر روسای جمهور قبل چنين دستوری می‌دادند با چه واكنش‌هايی مواجه می‌شدند، پرداخت و تصريح كرد: نبايد جامعه ما به گونه‌ای باشد كه آنچه برای ديگران مضموم است، برای عده‌ای ممدوح باشد.»
این همان مطلبی است که تلویحا در نوشته ی دستاورد زنانه نیز به آن اشاره شد.محمد علی ابطحی در اینباره نوشته است: «...فراموش نمی کنم یک بار که در استقبال از تیم ملی ایران پس از پیروزی در استرالیا که مقدمه ی رفتن به جام جهانی شد و شادی سراسری ملی را در پی داشت، دختران و پسران برای تجلیل از آنان به استادیوم ورزشی رفته بودند. در آن بعد از ظهر چه فشاری بر دفتر رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی وقت آمد که دختران را باید از آن جا بیرون کنند...»
این واکنشها نشان می دهد که سیاسیون بر این باور هستند که دستور احمدی نژاد بیشتر یک مانور تبلیغاتی بوده و حتی برخی نسبت به عملی شدن آن ابراز تردید کرده اند. البته می توان از این منظر نیز به موضوع نگاه کرد که در هر حال هر قدمی برای شکستن تابوهای رایج جامعه در نهایت به نفع رفرم خواهان خواهد بود.
این پارادوکسی است که دولتهای پوپولیستی با آن روبرو هستند و در نهایت عملشان به ضد خودشان تبدیل خواهد شد.تجربه نشان داده است که هر اقدامی در بازنمودن فضای اجتماعی -بدون توجه به انگیزه ی واقعی حکومت- به افزایش سطح مطالبات مردم و فشار روز افزون به حاکمان می انجامد. 
+ نوشته شده در  2006/4/25ساعت 13:21  توسط مهدی محسنی  | 

دومین مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد حاوی نکات جالبی بود.احمدی نژاد در مورد وعده ی آوردن پول نفت بر سر سفرها صراحتا عنوان کرد که «روزنامه شرق اين را از قول من از خود نوشت و من هم تكذيب نكردم، اما من نگفته‌ بودم» .
همچنین در پاسخ به خبرنگار ی که در مورد نقض میثاق نامه اش با وزا و حضور فامیلها و بستگانش در کابینه که داستان باجناقها معروف شده است به حالت تمسخر گفت: «ببینید تا کجا دولت مهرورز است که حتی باجناقها هم فامیل شده اند».همان پاسخی که پیش از این الهام، سخنگوی دولت، به این سوال داده بود.
در این جلسه برخی پاسخهای احمدی نژاد خارج از عرف معمول قلمداد می شد تا جایی که با لحنی خارج از انتظار، خبرنگاران را مورد خطاب قرار می داد. امری که به هیچ وجه تاکنون در میان دولتمردان ایران دیده نشده است.به عنوان مثال حداد عادل، رییس مجلس هفتم، در انتخاب لغات و لحن و آهنگ گفتارش کمال ادب و متانت را رعایت می کند که حتما به علت سبقه ی فرهنگی اش است. او به واقع می تواند به عنوان  الگوی رفتاری خوبی برای دولت نهم مد نظر قرار گیرد.
در این مصاحبه مطبوعاتی خبرنگار خبرگزاری فارس درباره‌ی روحيه جنگ طلبی و دلتنگی احمدی نژاد برای جنگ سوال كرد که احمدی نژاد پاسخ روشنی به این سوال نداد.
پاورقی:
» وزارت علوم خواستار اخراج پيمان عارف از دانشگاه تهران شد
+ نوشته شده در  2006/4/25ساعت 3:39  توسط مهدی محسنی  | 

بخش هایی از نامه ی احمدی نژاد به علی آبادی در مورد اجازه ی ورود دختران و زنان به ورزشگاهها:
«همانگونه كه مطلعيد مسابقات فوتبال جاذبه‌‏های فراوانی دارد و به خصوص در موارد حساس ملی و برجسته باشگاهی، ميليون‌‏ها نفر به تماشا می‌‏نشينند و ده‌‏ها هزار نفر از جمله خانواده‌‏های فراوانی هستند كه علاقمند و مشتاقند به اتفاق و از نزديك در محل ورزشگاه اين مسابقات را مشاهده كنند.
برخلاف تصور و تبليغ عده‌‏ای، تجربه نشان داده است كه حضور انبوه خانواده‌‏ها و بانوان در محيط‌‏های عمومی، سلامت، اخلاق و عفاف را در آن محيط‌‏ها حاكم كرده است.
از اين رو ضرورت دارد با همكاری وزارت كشور و با برنامه‌‏ريزی صحيح و مقتضی شئون بانوان محترم، بخشی از مرغوب‌‏ترين مكان‌‏هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملی و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده‌‏ها اختصاص يابد.»
گرچه ممکن است این اقدام احمدی نژاد عوام فریبانه قلمداد شود اما به هر حال بخشی هر چند کوچک از مطالبات زنان و دختران را پاسخ می دهد.در هین حال همچنان میتوان بر این نکته تاکید کرد که رخدادهای ۸ مارس، روز جهانی زن و سرکوب زنان در آن روز، یکی از نقاط تاریک کارنامه ی دولت نهم است که تاکنون دولتیان هیچ اقدامی در زدودن آن ننموده اند.
به هر حال نامه ی احمدی نژاد نشان داد او از چه قدرت مانوری برخوردار است و تا کجا می تواند بر شرایط و قواعد تاثیر بگذارد.اموری که خاتمی در هشت سال اصلاحات نتوانست و در برخی موارد نخواست به آنها بپردازد.
پینوشت:
اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی یک سیما، خبر را به نحوی اعلام کرد که دستور احمدی نژاد مختص مسابقات مهم و ملی می باشد.درحالی که در نامه ی مذکور چنین چیزی استنباط نمی شود.این نوع خبر رسانی مطمئنن بی دلیل صورت نمی گیرد.
+ نوشته شده در  2006/4/24ساعت 13:31  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که بحث حجاب در سطح جامعه گسترش یافته و گمانه زنی های مختلفی در مورد دلایل واقعی آن عنوان می شود بنظر می رسد بهترین گزینه مشارکت دادن دانشگاه ها به عنوان مراکز علمی و تحقیقی در بررسی موارد اینچنینی است.
مراکز علمی و دانشگاه به علت نگاه میانه و غالبا مدرن به مقوله ی آزادیهای اجتماعی و حقوق مدنی از افراط و تفریط جلوگیری خواهند نمود و اولین سنگر دفاع از حقوق عمومی خواهند بود.
اما متاسفانه دانشگاه های ایران جای اینکه به عنوان پیشگام دفاع از آزادی های فردی و مطالبه کنندگان خواست عمومی تلقی شوند،معمولا به عنوان اولین قربانی فشارهای اجتماعی و سیاسی مورد هجمه قرار می گیرند.
اگر به اتفاقات اخیر فرانسه نظری بیاندازیم درخواهیم یافت جامعه ی دانشگاهی فرانسه یکپارچه در راه احقاق حقوق عمومی بپا خواست و دولت را مجبور به سر فرود آوردن در مقابل اراده ی جمعی نمود.اما در دانشگاههای ایران اندکند استادان و مسولانی که با خواست بدنه ی دانشجویی همراهی نمایند و حتی هدایت گر آنها باشند.
اراده ای که با انتخابی کردن رئیسان دانشگاه ها به سوی استقلال این مراکز گام برمی داشت با انتخاب احمدی نژاد و بازگشت به روش انتصاب رئیسان از حرکت ایستاد و فاصله ی بین مسولان و اساتید را با دانشجویان بیش از پیش نمود.
در عین حال ضعف و حذف انجمنهای دانشجویی و حتی تشکیلات صنفی شرایط را برای حفظ وضعیت کنونی دانشگاه ها مشکل نمود و بنظر می رسد که بی شک دانشگاه خود اولین قربانی فشارهای اجتماعی و سیاسی خواهد بود.
پیوست:
دستورالعمل اجرایی رفتار و پوشش اسلامی در دانشگاه آزاد اهواز
+ نوشته شده در  2006/4/24ساعت 3:39  توسط مهدی محسنی  | 

دیشب حنیف گفت که الپر می خواهد وبلاگش را ببندد.این شاید بدترین خبری بود که در این شرایط می توان شنید. نمی دانم چه شد که فورا احساس کردم نکند من نیز سهمی در این تصمیم داشته باشد.
به حجم انتقادات و البته فحش ها و تهمتهایی که در عرض این چند روز پس از نوشته شدن دستهای آلوده، به علی زده شد فکر می کنم، به این باور می رسم که تحمل چنین فشاری باید بسیار سخت باشد.
به سهم خودم آن چیزهایی را که در نقد علی نوشتم تلنگری می دانستم به همه ی ما که می خواهیم نقدی بنویسیم و در عین حال به عدالت وفادار باشیم. ولی اگر قرار بود به جایی برسیم که الپر از نوشتن محروم خود خواسته و ما از خواندن دست نوشته هایش بی بهره باشیم به فرستادن ایمیلی بسنده می کردم.
در مورد هر دوستی که خواسته وبلاگش را ببندد این اعتقاد را داشته ام که شاید به احترام مخاطبان باید تا جایی که می توان تحمل نمود.گرچه وبلاگ یک پنجره ی خصوصی است که هرگاه بخواهی می توانی ببندی و به کسی هم بدهکار نباشی.
در مورد علی بیش از بقیه باید حساس بود.او و چند نفری نماد یک جریان سیاسی-اجتماعی قدرتمند دنیای مجازی اند.همچون علی افشاری و دیگرانی که به درست و غلط امروز در نقطه ی مقابل هم اند.
از خصوصیات این فضای مجازیست که جا برای همه وجود دارد و همگان را می پذیرد.حالا علی پیر حسین لو باشی یا علی افشاری.مشارکتی باشی یا تحکیمی و جمهوری خواه و توده ای و سلطنت طلب.حتی می توانی هیچ نباشی و اینجا بنویسی.
+ نوشته شده در  2006/4/23ساعت 19:49  توسط مهدی محسنی  | 

دستهای آلوده ی الپر صف بندیهای تحریمی ها و مشارکتی ها -هواداران شرکت در انتخابات-را علنی تر از هر زمان دیگری به عرصه دنیای مجازی کشاند.آنچه که به عنوان گلایه های این دوگروه از هم جسته و گریخته بیان می شد به میدان منازعه و فحاشی میان دو طرف تبدیل شده است.
البته هستند کسانی که خواستار یک نقادی سالمند و نسبت به تندروی های هر دو طرف انتقادات جدی وارد می کنند.در این زمان بیش از هر موقع دیگری می توان قاطعانه گفت که نوشته ی الپر اشتباه بود.
از سوی دیگر نیز پاسخ علی افشاری نه تنها به حل موضوع کمک نکرده بلکه به خشونت گفتاری دامن زده است.البته عصبانیت افشاری قابل درک است اما بهتر بود سعی نماید تنها به پاسخ دادن به انتقادات و اتهامات بسنده کند و اتهامات جدیدی را به طرف مقابل وارد نکند و بهانه به دست عده ای ندهد.
ادامه ی روند اخیر می تواند مشکل زا باشد و واکنشهایی همچون آنچه در خبرنامه ی امیرکبیر آمده بر وخامت اوضاع بیافزاید و راه هر گونه مصالحه ای را ناممکن کند.بهتر است مدافعان افشاری نوشته های سید آبادی و محمدجواد روح و سعید شریعتی را ملاک عمل و نظر قرار دهند و نخواهند تمامی اختلافات پیشین را به یکباره زنده کنند.
البته نمی خواهم از انصاف دور شوم و نگویم که عملکرد برخی از این مشارکتی ها و مجاهدینی ها چه خونی به دل جنبش دانشجویی و برخی فعالین سیاسی نمود و چه هزینه هایی را به ایشان تحمیل کرد و در مقابل هم خطاهای دانشجویان کم نبود.مطالبی که مجال گفتن در این اوضاع و احوال نیست.
پاورقی:
*جالب است که الان دیدم این شعر را الپر دیروز در وبلاگش نوشته است.
+ نوشته شده در  2006/4/23ساعت 2:26  توسط مهدی محسنی  | 

حنیف از من دلگیر شده که چرا گفته ام الپر تحت حمايت های هودر موفق شده است.البته همین حالا این مطلب را دیدم که اگر این ساعت بامداد نبود حتما به حنیف نازنین زنگ میزدم و توضیح می دادم.
حنیف عزیز اینجا می نویسم و یک تماس هم طلبت.صریحا می گوبم که به هیچ عنوان قصد من از جمله ی «الپر و چند تنی دیگر از دوستان جزو وبلاگهای پرخواننده و تاثیر گذار هستند که در این میان از حمایتهای حسین درخشان نیز بی بهره نبوده اند.» ربط دادن موفقیتهای علی و یا دیگران به هودر نبود.
من الپر را از زمانی که در پرشین بلاگ دست نوشته های یک الپر را راه انداخت بود می شناسم و بی شک موفقیت امروزش را حاصل پشتکار، جسارت و توانمندیهای خودش می دانم.منظورم از آن جمله ی مورد بحث هم توصیف طیفی بود که الپر به آن تعلق دارد.طیفی که به واقع بخش عمده ای از اثرگذارترین و پرخواننده ترین وبلاگها را شامل می شوند.
گرچه شاید هیچگاه بشکل رسمی دور هم جمع نشده باشند اما نظرگاه های سیاسی و اجتماعی بسیار نزدیکی بهم دارند.و به باور من حسین درخشان هم یکی از افراد این طیف محسوب می شود.
در همین حال همچنان بنظر من الپر در بیان این مسائل تند رفته است اگر چه ممکن است حاوی بخشی از حقایق هم باشد.
خوب بخاطر دارم روزی را که اکبر عطری برای سخنرانی در محکومیت حکم آغاجری به دانشگاه چمران اهواز آمده بود و چه آشوبی برپا شد و بر اثر آن من  و برخی دیگر از دوستانم چند ترمی از ادامه ی تحصیل محروم شدیم.پس از آن مشخص شد پشت پرده ی آن تندروی ها و آشوبها به سود چه کسانی بود است.بارها خواستم در آن مورد بنویسم اما دیدم این آتشی است که برخرمن خود می زنیم.
حنیف نازنین! شاید اینگونه اشتباهات جزء لاینفکی از وبلاگ نویسی باشد اما بقول رضا شیرالی:« اگر نقدی داریم به روشنی بگوییم و اگر اشتباهی کرده ایم بپذیریم. به همین سادگی!» و من می پذیرم که در نگارش آن جمله می توانستم دقت بیشتری نمایم.
+ نوشته شده در  2006/4/22ساعت 3:28  توسط مهدی محسنی  | 

استقلال با یک بازی تماشایی قهرمان شد و طلسم ناکامی های چندین ساله اش شکست.بازی آخر اگرچه حساسیت بالایی داشت اما یکی از زیباترین بازهای استقلال بود.دو گل عنایتی او را آقای گل و برترین آقای گل تاریخ لیگ ایران نمود.
بی شک باید از بازی زیبای نیکبخت واحد، اکبرپور، جباری و واکنشهای تماشایی طالب لو تجلیل کرد.در یک جمله همه در فرم عالی خود بودند.مخصوصا حضور صد هزار تماشاگری که همگان را متعجب کردند.
این موفقیت را به همه ی استقلالی ها تبریک می گویم و امیدوارم پرسپولیس نیز روزهای خوشی را تجربه کند تا همچنان رقابت این دو تیم، مهیج و جذاب دنبال شود.
+ نوشته شده در  2006/4/22ساعت 1:45  توسط مهدی محسنی  | 

الپر در مطلبی با عنوان "دستهای آلوده" اتهاماتی را به افشاری و عطری وارد کرده .مواردی که به گفته ی خودش توسط «بزرگواری كه فعاليت‌های اين آدمها را از نزديك می‌بيند» در اختیارش قرار گرفته است.
الپر در ابتدای مطلب این نکته را ذکر کرده است که «بعضی دوستان سياست و واقعيت را از احساسات و رفاقت‌ها جدا كنند» و بر پایه ی آن بی پرده افشاری و دوستانش را به وطن فروشی متهم می نماید.
قضاوت در مورد این مطلب به عهده ی خوانندگان آن است که بر حسب شناختی که از طرفین مدعی دارند و البته با شنیدن دفاعیات افشاری قضاوت نمایند.
اما نکته ای که مد نظر من است از جنس دیگریست.الپر و چند تنی دیگر از دوستان جزو وبلاگهای پر خواننده و تاثیر گذار هستند که در این میان از حمایتهای حسین درخشان نیز بی بهره نبوده اند.این دوستان به واسطه ی نزدیکی با اصلاح طلبان پیشرو -همان مشارکت و مجاهدین که بزک شده اند- خط کشی های جدی با دیگران ایجاد کرده اند.
اگر نگویم اصلا، به ندرت می توان نقدی بر سخنان و یا عملکرد مشارکتیها و مجاهدینها در وبلاگشان خواند. البته در میانشان بلاگرهای متعادل تری هم هستند که کمتر جهت گیری حزبی دارند. حنیف و محمد جواد نمونه ی بارزی از این گروهند.
در هر حال کاش همانگونه که الپر به دوستان تحریمی و تحکیمی و... می تازد نیم نگاهی هم به دیگرانی داشته باشد که اگر خوب پرونده ی اعمالشان را بررسی کنی سیاهکاریهای بسیاری را یدک می کشند. هنوز طنین صدای شکوری راد به گوش می رسد که گفت: «حرف مصباح و اکبر گنجی یکی بود!»
پیوست:
» از الپر بعید بود [وبلاگ هرنی]
» برای الپر [آزاد نویس]
» خرمن گندم را به طوفان پسردن [محمد جواد روح]
+ نوشته شده در  2006/4/21ساعت 4:36  توسط مهدی محسنی  | 

هر از چندگاهی مسئله ی پوشش در جامعه در کانون توجهات قرار می گیرد که این باز نیز نمی توان آنرا فارغ از انگیزه های سیاسی دانست، اما جای شکی وجود ندارد که نوع پوشش و آرایش بخش قابل توجه ای ازجامعه -در دو سوی جریان- خالی از اشکال نیست.
همان مقدار که مصرف بالای لوازم آرایشی از نظر بهداشتی و اقتصادی یک معضل می باشد، انتخاب رنگهای تیره و ترویج ژنده پوشی موجبات افسردگی و تهدید کننده سلامت روانی جامعه است.
تجربه نشان داده در این سالهابرخورد قهری و نگاه مجرمانه به نوع پوشش رونق بخش بازار قاچاق مواد آرایشی و با واکنش منفی جامعه مواجه بوده است.در سوی دیگرتحریک احساسات برخی مذهبیهای قشری نگر نیز جز دامن زدن به نا امنی روانی در جامعه حاصلی دیگر در بر نداشته است.
باید پذیرفت که بخش قابل توجه ای از جامعه آنچه را که به عنوان پوشش رسمی ترویج و تبلیغ می شود قبول ندارد و به آن تن نخواهد داد، حتی تعاریف رقیق تری هم از شاخصهای پوشش با بی اعتنایی و بی توجهی روبرو گشته است.
یافتن راه حل این مسئله به دست کسانی مقدور خواهد بود که در میانه ی دوسوی این جریان قرار دارند امری که تا کنون محقق نشده است.باید قبول نمود که فارغ از دیدگاه ایدولوژیک و قهقرایی انتخاب نوع پوشش هر انسانی از حقوق اولیه و مسلم او محسوب می گردد و وضع قانون در این مورد باید با در نظر گرفتن حداقلهای جامعه صورت بگیرد نه حداکثرها.
به باور بسیاری اعطای آزادی در انتخاب نوع پوشش در قالب یک برنامه ی مدون و میان مدت تا تکرار تجربه های شکست خورده ی گذشته، می تواند اثرات به مراتب سودمندتری را برای جامعه ای که در جهت پیشرفت گام بر می دارد داشته باشد.
+ نوشته شده در  2006/4/21ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  |