تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

روز ها از پی روزها رفتند و روزی نو آمد که نوروز می نامندش.مبدا رهایی از هر چیز نا مانوس و ناپاک. خانه تکانی خانه ها و جانها و امید به فردایی که در پیش است.برای آنان که به تولد دوباره ایمان دارند. نوروز می تواند مبدا تولدی دیگر باشد برای بهتر زیستن.
سال نو را به همه ی دوستانی که در یکسال گذشته به سبب این پنجره ی مجازی به حضورشان شرفیاب شده ام تبریک می گویم و آرزوی بهترین چیزها را برایشان دارم. سال 1384 با همه ی خوبی ها و بدی هایش گذشت و آنچه در مقابل است فرصت دیدن بهاری دیگر. تا شاید جانهایمان بهاری گردد و روحمان همچون شکوفه های درختان بشکفد.
چه بسیار دوستان نازنین دارم که دلم می خواهد برای تک تکشان پیام بگذارم و عید را تبریک بگویم و به ایمیلهای پر محبتشان پاسخ بدهم.تا آنجا که در توان است تلاش خواهم نمود گوشه ای لطفشان را جبران کنم.
+ نوشته شده در  2006/3/20ساعت 17:0  توسط مهدی محسنی  | 

در اکثر کشورهای اروپایی برای استفاده ی بهینه از انرژی خورشیدی اقدام به تغییر ساعت در فصول بهار و پاییز می نمایند.امری که در کشورما از سال ۱۳۷۰ انجام میشد و هم اکنون توسط دولت لغو شده است.
البته در زمان رژیم گذشته نیز این طرح مطرح بود که با مخالف گسترده روحانیون روبرو شد.مخالفان عقیده داشتند اجرای این طرح برای لطمه زدن به عبادت مسلمانان است تا ساعت دقیق اذان و را اشتباه کنند!
الهام در توضیح دلایل لغو این طرح گفته است:«بررسی‌های دقيق و كارشناسانه‌ای كه تاييد كننده صرفه جويی باشد وجود ندارد و از طرف ديگر تغيير ساعت رسمی كشور باعث سردرگمی در بخشهای زيادی از جامعه می‌شود.»
دلیل اول با توجه به میزان بهره وری دستگاه های دولتی و بی برنامگی و هدر دادن منابع مالی و انسانی و اینکه اصلا بررسی کارشناسانه هنوز خودبخود به وجود نیامده است که مفید بودن طرح را تایید کند و دولت هم ظاهرا توان انجام هیچ تحقیق کارشناسی را ندارد، قانع کننده بنظر می رسد.
ولی برایم جالب است بدانم بر اساس کدام تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیده اند که بخشهایی از جامعه دچار سردرگمی شده اند -در حالی که به اعتراف الهام بررسی صورت نگرفته- که آیین نامه ی لغو این طرح را تصویب کرده اند.در این ۱۴ سال که طرح اجرا می شد بنظر نمی رسید که مشکلی وجود داشته باشد مگر از سوم تیر ۸۴ تاکنون مشکلاتی بوجود آمده باشد.
در همین حال طبق همین آیین نامه ساعت آغاز مدارس در سال جدید از ۷ صبح در نظر گرفته شده که غیر علمی بنظر می رسد وقتی در اکثر کشورها برای اینکه دانش آموزان خواب مناسبی داشته باشند مدارس ساعت ۹ شروع می شود.
پاورقی:
امروز ۲۹ اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق است.این یادداشت کوتاه "نه بخاطر نفت" را سال گذشته در همین روز نوشتم.
+ نوشته شده در  2006/3/20ساعت 2:27  توسط مهدی محسنی  | 

شاید اخبار مربوط به آزادی اکبر گنجی و نزدیکی به آغاز سال نو از اهمیت خبر اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با امریکا کاسته باشد.همچنین رسانه های دولتی ایران نیز از انعکاس مناسب این خبر خودداری کرده اند.بنظر می رسد روزنامه ی کیهان تنها نشریه ای بود که در آخرین شماره ی امسال خود نسبت به این تصمیم انتقاد کرده است و آنرا هدیه ای به آمریکا دانست.
جالب است که اصولگراترین -به باور خودشان- و تندرو ترین -به اعتقاد ما- دولت تاریخ جمهوری اسلامی به این مذاکرات تن داده است.مذاکراتی که امریکا آنرا به تنبیه شاگرد شرور کلاس درس جهانی توسط معلم تشبیه کرده است.
بسیاری امید دارند تن دادن ایران به مذاکره شرایطی را فراهم آورد که در نهایت به نفع ملت ایران باشد.در همین حال خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام دولتی که نخواسته نامش فاش شود اعلام کرده که برای «پايان دادن به حضور نيروهاي اشغالگر در عراق» تن به مذاکره داده اند.امری که مطمئنا متولی آن دولت و وزارت امور خارجه عراق است نه حکومت ایران.
درمورد این مذاکرات می توان اینگونه تعبیر نمود که اگر خاتمی نتوانست دیوار بی اعتمادی مابین ایران و آمریکا را خراب کند،احمدی نژاد و همفکرانش با خراب کردن دیوارهای اعتقادی خود به مذاکره با امریکا تن دادند.امری که حتما برایش حکم شرعی لازم را اخذ نموده اند!
+ نوشته شده در  2006/3/19ساعت 18:35  توسط مهدی محسنی  | 

عبارت "لاشخورهای سیاسی" که در مطلب قبلی بکار بردم برخی ها را اذیت کرده است.به تعبیر «برادر حسین کیهان نشین» مثل آب که در لانه ی مورچگان بریزی آشفته شده اند و خود را رسوا کرده اند.این موضوع نشان می دهد که این جمله ی کوتاه مخاطبان احتمالی خود را پیدا کرده است.
البته انتقادهای منصفانه ای هم شده که برای آنها هم جواب منطقی وجود دارد دارد.من معتقدم آن زمان که دفاع از آزادی -نه عقیده و مرام- گنجی هزینه داشت برخی نه تنها از او حمایت نکردند بلکه بی محابا به او تاختند و بر جسمش لگد زدند که مشکل اصلاحات تندروی های گنجی بود که عالیجناب را به صفت سرخپوش مزین کرد و چنین و چنان.
حالا که می توان او را بر دوش گرفت و چرخاند و از حسابش خرج کرد، همه برای گرفتن عکس یادگاری صف کشیده اند.به باور بسیاری گنجی متعلق به هیچ حزب و جناح و گروهی نیست.بخاطر دفاع و حمایت و تلاش برای آزادیش، هیچکس هم بر او منتی ندارد.تصمیم در مورد آینده ی گنجی هم با خود اوست که بخواهد چگونه به مبارزه ادامه بدهد.
چه بسیار انسانها قلبشان برای گنجی می طپد.با غم او گریستند و عکسهای پس از اعتصابش تکانشان داد و حالا با شنیدن خبر آزادیش شادمانند.این سرمایه ی گرانبهای گنجی است که باید مراقب باشد از او دزدیده نشود و یا در بازار مکاره ی دلالان سیاسی به بهایی اندک چوب حراج نخورد.این خطری که گنجی را تهدید می کند و از خطرات حبسش کمتر نیست.
» عکسهای گنجی پس از آزادی [بازتاب]
» عکسهای کسوف از گنجی [لینک]
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 18:27  توسط مهدی محسنی  | 

اكبر گنجی، شب گذشته آزاد شد و به خانه آمد. معصومه شفيعی، همسر اكبر گنجي با بيان اين مطلب، به خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران ، گفت كه وي ساعت ۱۰ جمعه شب، از زندان آزاد و به خانه آمده است.پيش از اين همسر گنجی عنوان كرده بود كه در تاريخ ۲۶ اسفندماه، محكوميت گنجی به پايان می‌رسد.
خدا کند دیگر برای او مشکلی پیش نیاید و مرخصی یک هفته ای او تا ۱۰ فروردین که مصادف با آزدی اوست تمدید شود.حالا می توانیم لوگوهای گنجی را برداریم و به هم تبریک بگوییم.البته باید منتظر بود و دید لاشخورهای سیاسی در مورد آزادی او چه واکنشهایی را نشان خواهند داد.در هر حال من واقعا خوشحالم و امیدوارم تمامی زندانیان سیاسی رهایی یابند.برای گنجی هم آرزوی موفقیت دارم.
با این اوصاف نباید آنچیزی که اصل است به حاشیه برود.تفکری که گنجی را بخاط گذشته اش مستحق این ناعدالتی ها می داند و اندیشه ای که برای زندانبان گنجی آرزوی خوبی ندارد. موضوعی که سعی کردم در مطلب سکه ای با یک رو به آن توجه بدهم.
در همین رابطه:
» گنجی آزاد شد: [حنیف] + [محمد جواد روح] + [گیلیران] + [الپر]
» عیدی [زن نوشت]
» اکبر گنجی برای یک هفته به مرخصی آمد [ایلنا]
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 11:52  توسط مهدی محسنی  | 

« گنجی و امثال گنجی چقدر ارزش دارند؟ برای من هیچ.می دانید چرا؟ همین گنجی ورفاقیش بودند که دراوایل انقلاب آنچنان در تب و تاب انقلاب فرو رفته بودند که پدرم را تنها به جرم اینکه دوستدار رژیم پهلوی بود به شدت تمام شکنجه کردند!تندروهای اول انقلاب باید این روزها ودر آخرت قصاص شوند ونتیجه ی اعمالشان را ببینند... »
« گهی پشت به زین وگهی زین به پشت. امیدوارم به زودی یک انسان شریف و مهربانی پیدا بشه و به آقایان عیدی بده... »
نوشته های بالا نظراتی است که برای مطلب "عیدی مرتضوی به گنجی" نگاشته شده است.از دو منظر متفاوت ولی با یک استدلال.گرچه بنظر کاملا متضاد می آیند اما هردو نظر یک چیز را دنبال می کنند و آن انتقام است.انتقام از گنجی بخاطر گذشته اش و انتقام از مرتضوی برای حال.
این تفکر است که آفت جان همه ی ما شده.هنوز به باور برخی گلوله به آن بدی ها هم نیست.آنجا که تمام حق را به خود می دهیم و راهی دیگر نمی یابیم شاید یگانه راه قلمداد شود.در هر حال می شود از گنجی و امثال او فارغ از نظرگاههای سیاسی و گذشتشان دفاع کرد.آنجا که حس کنیم حقی پایمال شده و ظلمی روا.مهم این حس دفاع از حق است و اجرای عدالت نه بیش از آن حتی در مورد زندانبان.
پاورقی:
مذاکره با آمریکا درعراق آغاز شده است و زمین و زمان هم بهم نریخت.حالا باید دید گرگ میش را می خورد یا نه.آخر بارها شنیده ام که گفته اند رابطه ما با آمریکا رابطه ی گرگ و میش است.در این مورد سرمقاله ی کیهان به قلم برادر حسین خواندنی است.
+ نوشته شده در  2006/3/18ساعت 11:49  توسط مهدی محسنی  | 

معاون امور زندان‌‏های دادستانی تهران از آزادی اكبر گنجی در روز ۱۰ فروردين ماه سال ۸۵ خبر داده است. او با رد آزادی اكبر گنجی در روز ۲۶ اسفند ماه گفت: گنجي غيبت‌‏هاي غيرموجه ی داشت که آنها را محاسبه كرده‌‏ايم و طبق اين محاسبه، روز۱۰فروردين ماه سال ۸۵ آزاد می‌‏شود.
امیدوارم بی توجه به سخنان پیشین سالارکیا معاون امور زندانهای مرتضوی،این بار وعدهای او محقق گردد.زمانی را به یاد می آورم که گنجی در اعتصاب غذا بود و نزدیک به ۲۰ کیلوگرم از وزنش کم شده بود و آقای سالارکیا مدعی بودند که گنجی غذاها و داروهای تقویتی را مصرف می کند که ده برابر قیمت مواد غذایی معمولی است!
در هر حال نمی دانم اینها با این قلبهای مهربان و روح لطیفشان چرا نمی خواهد اولین روز عید خانواده ی گنجی او را در کنار خود ببینند.البته ممکن است طبق روال گذشته بخواهند با آجیل و پسته ی چند برابر قیمت بازار از او پذیرایی نمایند.اما امیدوارم آقایان قصد نداشته باشند عیدی هم به او بدهند چون احتمالا همچنان هیکل اکبر خان مانکنی تر خواهد شد و سلامتش بیش از پیش در خطر خواهد افتاد. 
پاورقی:
لوگوی تاریخ آزادی گنجی را باردیگر تصحیح کردم.کدش را در اینجا می توانید بردارید و طبق توضیحات در صفحه ی اینترنتی خود قرار دهید.باید نوشته شده باشد ۱۲ روز تا آزادی گنجی.
+ نوشته شده در  2006/3/17ساعت 15:39  توسط مهدی محسنی  | 

« اظهارات وزير امور خارجه انگليس، هيچ ارتباط منطقی و پيوستگی با هم نداشت و يك مشت دری‌‏وری و خزعبلات بود...وی تصريح كرد: من پس از خواندن اين سخنراني به اين نتيجه رسيدم كه مغز آقايان، هَنگ كرده است و به دری‌‏وری‌‏گفتن افتاده‌‏اند »
نوشته ی بالا یک اظهار نظر چاله میدانی سیاسی توسط یک عامی کم سواد نیست بلکه واکنش "حمیدرضا آصفی" سخنگوی وزرات امور خارجه ایران است به سخنان چند روز پیش "جک استرا" وزیر امور خارجه ی انگلستان.
گرچه ممکن است برخی اعتقاد داشته باشند من بدنبال مچگیری از دولت نوپای «دکتر احمدی نژاد» هستم اما باور کنید کار از این حرفها گذشته است.فضای سیاسی ما دچار انحطاط اخلاقی شده است.رفتار دیپلماتیک و انضباط اجتماعی در دولت نهم کمترین جایگاه و ارزش را دارد.عوام زدگی و رفتار پوپولیستی به حد ابتذال رسیده است.
نمی دانم کلمات چیپی همچون "دری وری" و "خزعبلات" و "هنگ کردن" چه جایگاه در ادبیات سیاسی دارند که اینگونه مورد استفاده ی سخنگوی وزرات امور خارجه ایران قرار گرفته است.
+ نوشته شده در  2006/3/16ساعت 10:10  توسط مهدی محسنی  | 

این توضیح ۲۶ اسفند اضافه شده است:
باردیگر لوگو را بر اساس ۱۰ فروردین تنظیم کردم.امیدوارم دیگربار نیاز به تصحیح نباشد.
بر اساس اطلاعی که کسب نمودم تاریخ دقیق آزادی گنجی باید روز جمعه ۲۶ اسفند باشد.زیرا دقیقا ۲۵ اسفند مصادف با آخرین روز محکومیت شش ساله ی اکبر گنجی است.گرچه خبرهای بدی به گوش می رسد اما جهت تصحیح این لوگو ها باید اقدامات فوری انجام دهیم.هر کسی می تواند لطفا در امر اطلاع رسانی تاریخ جدید کمک کند.حالا با درج در وبلاگش و یا فرستادن پیام به لیست مسنجرش.می توان از SMS هم استفاده کرد.
آنهایی که لوگو را در وبلاگشان قرار داده اند تنها چیزی که باید تغییر دهند تگ اولی است که بین  heat و heat/ کپی شده است به این شکل که با تگ موجود در مستطیل زیر عوضش کنید.توضیح فنی اینکه در آن تگ تاریخ نهایی ۲۱ مارس ۲۰۰۶ قید شده و در تگ جدید این تاریخ به ۱۸ مارس(وحالا ۳۰ مارس) تغییر پیدا کرده است:
اگر تاکنون لوگو را در وبلاگتان قرار نداده اید،برای نمایش روزشمار تگ درج شده در مستطیل پایین را در محلی که می خواهید لوگو نمایش داده شود کپی کنید:


گنجی آزادشد
اگر مراحل فوق را به درستی انجام داده باشید لوگوی بالا ظاهر می گردد.فراموش نکنید که تاریخ و ساعت کامپیوتر خود را بروز رسانید تا عدد صحیح در لوگو نمایش داده شود.
پیشنهاد قبلیم را هم تکرار می کنم جدای اینکه گنجی در این روز آزاد بشود یا نشود برای این روز عنوانی انتخاب کنیم.منتظر پیشنهادات شما هم هستم.
+ نوشته شده در  2006/3/15ساعت 10:55  توسط مهدی محسنی  | 

حال و هوای اهواز به شدت امنیتی شده است گویی که حکومت نظامی اعلام نشده ای باشد.از ساعت ۶ عصر عبور و مرور هرگونه خودرو در منطقه ی کیانپارس و جاده ی ساحلی ممنوع است.ورودی های جاده ساحلی با موانع بتنی بسته شده و نیروی انتظامی حضور محسوسی را در سطح شهر دارد.
شاید عامل اصلی این سختگیری ها حوادث تلخ سال گذشته و تهدیدات اخیر جدایی طلبان قومی باشد که کلیت مراسم را تهدید نموده و مردم را از برگزاری آن بر حذر داشته اند.
با این اوصاف بنظر نمی رسد همچون سالهای گذشته شاهد حضور جمعیت زیادی در مراسم چهارشنبه سوری امسال باشیم.شاید اکثر خانواده ها ترجیح بدهند درمقابل منازلشان و بصورت گروههای کوچک و کم خطرتر این رسم دیرینه را برگزار کنند.
البته سختگیری در مورد مراسم چهارشنبه سوری مختص اهواز نبوده و کم و بی در همه جا اعمال شده است.شاید روزهای پایانی امسال آغاز دوباره ای باشد برای رجعت به سنتهای گذشته که در این چند سال اخیر بشدت دچار انحراف شده و از اهداف اصلی خود دور گشته است.پریدن از روی آتش و قاشق زنی و ترانه خوانی به جای تولید صداهای مهیب و به خطر انداخت خود و دیگران.
+ نوشته شده در  2006/3/14ساعت 18:9  توسط مهدی محسنی  | 

سایت فردا روز یکشنبه ۲۱ اسفند خبر از برنامه های ویژه ای داد که هواداران اکبر گنجی برای آزادی او در نظر گرفته اند.این سایت درحالی که این هواداران را تند رو می خواند به نقل از یک فعال سیاسی میانه رو عنوان می کند که:« اطرافيان و طرفداران گنجي برای عدم ايجاد مشكل در روند آزادی گنجی و تداوم آن، از هر اقدامی كه باعث تحريك مخالفان وی شود خودداری كنند.
وي افزود:در صورتی كه برخی هواداران آقای گنجی رعايت حال ايشان را نكنند و بخواهند از آزادی وی، برای طرح موضوعات بحث برانگيز سوء استفاده كنند گنجی بيشترين ضرر [را] از اينگونه اقدامات خواهد كرد.»
در خبر نیامده بود که این «فعال سیاسی میانه رو» وابسته به کدام جریان است و منعکس کننده ی نظرات کدام نهاد می باشد اما آنچه از شواهد بنظر می آید آن است که اطلاعات دقیقی در مورد شرایط آزادی گنجی دارند و بنوعی برای هواداران ایشان شرط تعیین نموده اند.پس می توان حدس زد که این «فعال سیاسی میانه رو» احتمالا در دستگاه قضایی حضور و نفوذی دارند.من که تعجب نمی کنم اگر این فعال آقای [...]* باشد.
فعال میانه رو محترم، درحالی طرفداران گنجی را از تحریک مخالفان برحذر داشته اند که در صورت استقلال قوه قضایئه نباید تحریک مخالفان گنجی اهمیت چندانی درسرنوشت او داشته باشد.مگر آنکه فرض کنیم قوه قضاییه یا تحت تاثیر مخالفان گنجی است و یا خود جزو مخالفان اوست.
که هر دو فرض فوق نشانه ی عدول از عدالت و خروج از قانون در محاکمه ی اکبرگنجی است.در هر حال اکبر گنجی -به باور ما ناعادلانه و به حکم دستگاه قضایی عادلانه- شش سال دوران محکومیت خود را در بدترین شرایط ممکن سپری کرده است.
برفرض هواداران گنجی از آزادی او "سو استفاده" کنند و بخاطر رشادت و پایمردی درتلاش برای احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادی اندیشه، مراتب تشکر خود را از او به عمل آوردند، این عمل یک رسم معمول است که درغیردموکرات ترین کشورها هم زندانیان سیاسی از این حق برخوردارند.
عجیب است در حالی که دادگاه گنجی را سیاسی نمی دانند و معتقدند در مورد او با کمال بیطرفی و عدالت برخورد شده است،وحشت تجلیل از گنجی سبب می شود به دلایل غیرحقوقی او را درحبس نگه دارند. اقدامی که استقلال دستگاه قضایی و اعتبار حکم محکومیت گنجی را زیر سوال خواهد برد و حقانیت اورا تایید خواهد کرد. 
سایت فردا دیروز نیز در چند جمله به نقل از یک منبع آگاه در قوه ی قضاییه از منتفی شدن آزادی گنجی خبر داده بود.بنظر می رسد انتشار این اخبار بصورت پشت سر هم بیشتر جنبه ی تست افکار عمومی را دارد و شاید هم زمینه ی این اقدام را فراهم می کنند.اول تهدید هواداران گنجی را مطرح می نمایند و سپس خبر لغو آزادی او را می دهند تا موضوع طبیعی جلوه کند.
جالب آنکه خبر بشکلی نقل شده است که انگار یک بازی تدارکاتی فوتبال و یا پخش یک فیلم سینمایی منتفی شده است نه به گروگان گرفتن و گشتن لحظه لحظه های انسانی که شش سال محکومیت خود را سپری کرده و به حکم قانون باید آزاد گردد.
پاورقی:
حدس اسم میان کروشه زیاد سخت نیست.اما نوشتن این اسم ممکن است کار را سخت کند.به سختی یک دیوار و شاید هم جسمی که هرگز مشخص نشود چه بوده است.بقول گراناز موسوی:
« بگذار سکوتی باشم که در کشاله ی تو جیغ می شود
   در شهری که به دست های باد
   دستبند می زنند . . . »
   گراناز موسوی . افشائیه . پا برهنه تا صبح . ۱۳۷۹
+ نوشته شده در  2006/3/14ساعت 4:25  توسط مهدی محسنی  | 

از ساده لوحان مقدس بر حذر باش!
زیرا تنها آن چیزهایی را مقدس می شمارند که ساده باشد،آنها از بازی با آتش لذت می برند به خصوص هنگامی که ان آتش برای سوختن مخالفین به پا شده باشد.
برحذر باشید که مبادا نادان ها دنیا را درسیطره ی قدرت خویش بگیرند و دانایی جرم تلقی شود.
+ نوشته شده در  2006/3/14ساعت 2:15  توسط مهدی محسنی  | 

خوزستان ظاهرا روزهای آرامی را سپری می کند و با نزدیک شدن به سال نو رفته رفته خاطرات تلخ انفجارها از ذهن شهروندان در حال پاک شدن است.درعین حال احتمال تشدید اختلافات قومی و خشونت های نژادی  در دوران تعطیلات نوروزی بر نگرانی عمومی افزوده است.
پس از چند دوره انفجارهای مرگبار در اهواز، از میزان خشونتها کاسته شد و بیشتر بمب گذاریها به جهت ایجاد رعب و وحشت صورت گرفت است.اگرچه خشونتها به بمبگذاری محدود نبوده است و در برخی موارد ناآرامی های را در محلهای عرب نشین ایجاد کرده است.
درهمین حال نیروهای امنیتی اعلام نموده اند تاکنون نزدیک به ۲۰۰ نفر را دستگیر کرده اند که دخالتشان در انفجارها اثبات شده است.یک روزنامه پرتیراژ و یک هفته نامه وابسته به جریانات عربی تعطیل شده است.
هشت نفر از متهمان به بمب گذاری در دادگاه غیر عنلی محاکمه و دو تن آنها به مرگ محکوم شدند که حکمشان یک روز پس از انتشار فیلم اعترافاتشان از شبکه ی محلی خوزستان، اجرا شد.
در رخدادی دیگر تلویزیون ماهواره ای "الاحواز" وابسته به یک گروهک جدایی طلب عربی روزانه چند ساعت از ماهواره هات برد برنامه پخش می کند.این شبکه اخیرا با تهدید برخی نماینگان مجلس خوزستان و همچنین مسولین محلی نگرانی هایی را ایجاد نموده است.
شایعه ایجاد اغتشاش و نا امنی در مراسم ملی چهارشنبه سوری و تعطیلات عید نوروز توسط جدایی طلبان عرب که اولین بار توسط شبکه ی تلویزیونی مذکور بیان شد،موج جدیدی از نگرانی را در میان عموم مردم ایجاد کرده است.
به باور بسیاری زمینه ی این خشونتها اولین بار توسط یک جریان مشکوک سیاسی با پوشش رسانه ای نشریه ی عربی-فارسی "الحدیث" چاپ اهواز در حمله ی به عنوان «جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین» که هر سال در اهواز برگزار می شد،آغاز شد.این جشنواره امسال با فشار برخی نمایندگان عرب خوزستان در مجلس هفتم برگزارنشد.
مرحله ی دوم این زمینه سازیها را می توان در تحقیر مراسم چهارشنبه سوری و عید نوروز توسط چند نشریه عربی-فارسی ظاهرا نزدیک به جناح راست و تشویق به مقابله با سنتهای ایرانی جستجو کرد.اقداماتی که منجر به حوادث تاسفبار آخرین چهارشنبه ی سال گذشته شد.
درآن حوادث بسیاری از خانواده ها شرکت کننده در مراسم چهارشنبه سوری، در مقابل دیدگان نیروهای انتظامی،مورد حمله ی دسته های منظمی از جوانان کم سن و سال عرب قرار گرفتند.شیشه ی بسیاری از خانه ها شکسته شد و مغازه های زیادی در محله های فارس نشیب به غارت رفت.گرچه خشونتها در نیمه های شب با دخالت نیروی انتظامی و بسیج پایان یافت.
بنظر می رسد با توجه به انباشت مطالبات قومی پاسخ داده نشده در دولت نهم و عدم بهره گرفتن از نیروهای معتدل محلی -برخلاف آنچه در دولت خاتمی اتفاق افتاد- مسئله ی تجزیه طلبی قومی یکی از مهمترین چالشهای فرا روی دولت احمدی نژاد خواهد بود.امری که اهمیت آن کمتر از ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت نیست.
این موضوع اگرچه مختص خوزستان نیست اما بدلایل ژئوپلوتیک منطقه و وجود منابع نفتی و تولید 30 درصد از انرژی کشور توسط خوزستان از اهمیت بسیاری برخوردار است.بنظر نمی رسد با توجه به شرایط موجود در مدیریت کلان استان خوزستان همچنین سابقه و دیدگاه امنیتی صرف نهادهای مسوول دولتی، ضرافتها و ظرفیتهای لازم برای حل این بحران وجود داشته باشد.
تاکنون بخاطر مسائل امنیتی سه بار سفر احمدی نژاد به استان خوزستان لغو شدهاست و مشخص نیست چه زمانی شرایط مناسبی برای انجام آن بوجود بیاید.
+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  | 

یکی از هموطنان مدعی پان ایرانیست در پیامی برای مطلب پیشین من نوشته است:« آنگونه که بر می آید شما نه به دنبال نقد جریانهای روز کشور که تنها به دنبال "مچ گیری" از دولت نو پای "دکتر" احمدی نژاد هستید.
هر چند احساس می کنم دیدگاه های من برای شما حکم یک پشه مزاحم را دارد اما بر آنم تا بزودی ای میلی بفرستم و با طرح چند پرسش (اگر به پاسخگویی منت نهید) از ملاک و معیار شما _در کل جریان فکری و سیاسی مورد قبول شما_ در موضع گیری و تحلیل جریانها آگاه شوم. اجالتا درباره نقش اصلاح طلبان در داستان پرونده اتمی ایران در این نشانی مطالبی نوشته ام.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/3/12ساعت 4:42  توسط مهدی محسنی  | 

دو وزیر در دولت نهم وجود دارند که باید به آنها افتخار کرد.البته همه ی اعضای کابینه موجب مباهات هستند اما من بشخصه به این دو بخاطر اظهار نظرهای علمی و تخصصیشان ارادت خاص دارم.اولی وزیر درمان و آموزش پزشکی است که چند وقت پیش در مصاحبه ای در مورد داروهای تقلبی اظهار نظر کرده بود و مطلبی درمورد آن نوشتم.
نفر دوم زاهدی وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری است.ایشان که پیش از این با تعریف داستانهای اعجاب انگیزی از حضور احمدی نژاد در عربستان -داستان معروف به هاله ی۲-خبرساز شده بودند جزو افرادی از کابینه اند که با خوش اقبالی و تک ماده به کابینه راه یافتند.
زاهدی که انتخابش به عنوان مرد علمی سال خاورمیانه -که با پرداخت مقادیر ناقابلی دلارصورت گرفته بود- می رفت او را از مسند وزارت محروم کند درحالی که مشخص شده بود رای لازم را نیاورده است به اضافه شدن ۱۰ رای به نفع او توانست وزیر علوم شود.
زاهدی در آخرین اظهاراتش به خبرگزاری فارس گفته است:« اگر قرار باشد يك‌سری تحريم‌های علمی و تحقيقاتی بر كشور اعمال شود دانشمندان ايرانی با توليد علم بيشتر پاسخ دندان‌شكنی به اين تحريم‌ها خواهند داد.»
مراد گویند که دست بر قضا تحصیلات عالیه ی ریاضی هم دارد بر اساس علم ریاضی جدید اینگونه استنباط می شود:"اگر تحریم علمی صورت بگیرد آنگاه علم بیشتری تولید میکنیم". به قول معلم ریاضی جدیدمان P آنگاه Q. یعنی باید P رخ بدهد تا Q نیز حادث شود.
یک سوال اساسی اینجا مطرح است.نمی شود بدون نیاز به P اقدام به انجام Q نمود.به زبان فارسی یعنی آقای وزیر دانشمند*حتما باید تحریم صورت بگیرد تا برای تولید علم تلاش کنید.رفاه مردم و آبادانی کشور که اهمیت چندانی ندارد، بلکه برای پاسخ دندان شکنن به دشمن تولید علم صورت می گیرد.
اصلا همه در این مملکت برای پاسخ دندان شکن به دشمن زنده اند.نمی دانم با این همه پاسخهای دندان شکنی که در سال به دشمنان می دهیم هنوز دندانی در دهان دشمنان مانده است که باز به شکستن آن اقدام کنیم؟!
+ نوشته شده در  2006/3/11ساعت 17:53  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز تقریبا برخلاف تمامی مسابقات فوتبال حساس که با شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» برگزار می شد، در بازی بزرگ دربی مابین تیمهای فوتبال استقلال و پرسپولیس تهران جای خالی این حق احساس شد! البته برخی تماشاگران که ظاهرا حربه ی مناسبی برای نشان داده شدن توسط دوربینهای تلویزیونی یافته اند پارچه نوشته هایی با مضامین حمایت از فعالیتهای هسته ای ایران در دست داشتند.
ساعاتی قبل از این بازی در خطبه های نماز جمعه ی تهران سید احمد خاتمی که رفته رفته به عنوان اصلی ترین سخنگوی نماز جمعه ی تهران معرفی می گردد، تعریف جدید را از فعالیتهای هسته ای ایران عنوان نمود.
خطيب نمازجمعه ی اين هفته ی تهران، در بخشی از سخنانش گفت:«غربی‌ها امروز نشان دادند كه به هيچ يك از اصول اخلاقي پايبند نيستند. البته مردم بايد بدانند مساله ی هسته‌يی، مساله‌ی كلانی است و تصميم‌گيرنده در اين عرصه مسوولان عالی‌رتبه ی كشور از جمله رهبر معظم انقلاب، روسای سه قوه، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، وزراء و روسای مربوطه هستند.
آن‌چه تاكنون مطرح بوده حاصل يك فكر جمعی است.اين تصميم، تصميمی نيست كه امروز گرفته باشيم. در دولت سابق در اين زمينه تصميم‌گيری شد و امروز دولت كنونی آن تصميم‌ها را اجرا می‌كند.»
سید احمد خاتمی با بیان این جملات سعی نمود شکست دستگاه دیپلماسی ایران را به گردن دولت پیشین انداخته و به نوعی دولت احمدی نژاد را در این ماجرا بی تقصیر و فاقد مسولیت جلوه دهد.امری که پذیرش آن سخت می نماید.
توضیح:
به علت اهمیت و حساسیت شرایط این روزها برای خوزستان و خصوصا اهواز، ادامه ی مطلب را حذف کردم تا در پستی جداگانه به آن بپردازم.
+ نوشته شده در  2006/3/11ساعت 3:43  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که تنها یک روز از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت گذشته،واکنش مقامات ایرانی به تکرار سخنان پیشین محدود شده است و نشانی از یک تغییر بنیادی در رفتار حکومت دیده نمی شود.البته باید زمان بیشتری سپری گردد تا مشخص شود ایران چه استراتژی را در پیش خواهد گرفت.
مطمئنن ارسال پرونده ایران به شورای امنیت با توجه به فضاسازیهای رسانه ای درون کشور برای اکثریت جامعه جای تعجب داشت.لذا می توان انتظار داشت بی اعتمادی و کاهش حمایت عمومی از دولت سرعت بیشتری بیابد و اثر خود را بر مسائل اجتماعی و اقتصادی نشان بدهد.
اگرچه ایران در بهترین شرایط از نظر درآمدهای نفتی، مالیاتی و صادرات غیر نفتی پس از انقلاب قرار دارد ولی به همان میزان درصد امید به زندگی افزایش نیافته است.فضای عمومی جامعه از جنگی ناخواسته هراسان است و سعی دارد نسبت به حفظ داشته های مادی خود بکوشد.امری که هم اکنون به شکل فرار سرمایه خود را بروز می دهد.همچنین موارد تشدید کننده ی دیگر همچون ناتوانی مدیران و مجریان دولتی در تحقق شعارهای انتخاباتی را می توان اضافه نمود.
بنظر می رسد پرونده ی ایران در مسیر بی بازگشتی قرار گرفته و بر سرعت منزوی شدن ایران افزوده است و هیچکدام از مقامات نیز حاضر نیستند «جام زهر مصالحه و تمکین نسبت به خواسته های جهانی» را سر بکشند.شاید اگر به این موضوع جنبه ی حیثیتی داده نمی شد رسیدن به یک راه حل میانه ساده تر بود.
با توجه به دسته بندیهای موجود در ایران و اختلافاتی که در جریان انتخابات بروز کرد باید در روزهای آینده منتظر عمیق شدن شکافهای درون حاکمیت بود.شاید حضور پررنگتر حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی به عنوان منتقد سیاستهای جاری در این مسئله نشان از درک موقعیت خطیر ایران باشد.موقعیت که مطمئنن هواداران احمدی نژاد نیز به آن پی برده اند اما نشانی از تعدیل سیاست در آنها دیده نمی شود.
اگرچه برخی خروج احمدی نژاد از کانون توجهات رسانه ای و حضور او در دیگر استانها راهی برای کاهش فضای رادیکال حاکم بر سیاست خارجی ایران می دانند اما این مسئله به تنهایی کافی نخواهد بود.
در همین حال که نیروهای نزدیک به دولت سعی دارند با تحقیر و کوچک نمودن مسئله ی ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و همچنین تکرار سخنان اروپاییها در مورد حق ایران از بهره وری از انرژی هسته ای فضا را آرام نمایند.
آمریکا قدم به قدم ایران را به سمت تنگنا و انزوایی می برد که مدتها برای مهیا کردن آن تلاش کرده بود.گرچه دولت خاتمی با ظرافت توانست از رو در رو شدن با این مصائب بپرهیزد و وارد این بازی خطرناک نشود اما احمدی نژاد و هوادارانش ضمن تن دادن به بازی که شرایط آن توسط آمریکایی ها تعیین می گردد، از بحرانی کردن فضا استقبال نموده اند.عملکردی که مطمئنن هزینه های آن از جیب مردم ایران پرداخت خواهد شد.
+ نوشته شده در  2006/3/10ساعت 4:16  توسط مهدی محسنی  | 

درحالی که پرونده ایران به شورای امنیت گزارش شد و باید ابتدایی ترین تبعات آن را امروز در بازار بورس پیگیری نمود، خبرگزاری فارس به نقل از وزیر امور خارجه روسیه مدعی شد که «گزینه ی نظامی در مورد ایران وجود ندارد».با توجه به اظهارات روسها در موارد مشابه باید نسبت این مسئله نگران بود.
از وین که بگذریم در تهران،پارک دانشجو مراسم روز جهانی زن، با خشونت علیه زنان نیمه تمام ماند.در این مراسم نیروهای انتظامی با هجوم به تجمع آرام صدها زن و دختر آنها را مورد ضرب شتم قراردادند.
سیمین بهبهانی شاعر کهنسال ایران که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در مصاحبه ای با صدای امریکا این اقدامات را شدیدا محکوم کرد و اشاره نمود که «تا زمانی که زنده باشد برای آزادی زنان تلاش خواهد نمود».بخشهایی از حمله ی نیروی انتظامی-و نه لباس شخصی ها به عادت مالوف- به مراسم روز جهانی زن در بخش پیوست آمده است.
در حالی که در تهران نیروی انتظامی به مهرورزی با بانوان ایرانی مشغول بود، در جایی دیگر از ایران احمدی نژاد مهمان لرهایی بود که در انتخابات کروبی را به او ترجیح داده بودند.او در این سفر وعده داد که برای آبادی لرستان حتی اگر بودجه مملکت تمام گردد هیات دولت بیل بدست خواهد گرفت و این استان را خواهد ساخت».بنظر می رسد "بیلیزاسیون" جدید ترین راهکار دولت در محقق نمودن عدالت اجتماعی باشد.
دیروز انفجاری در خطوط لوله ی نفت در نزدیکی آبادان رخ داد که احتمال اقدام به خرابکاری وجود دارد.همچنین در شهر اهواز شایعه انتشار نامه هایی با مضنون تهدید آمیز خطاب به شهروندان غیر عرب بر سر زبانها افتاده است.همچنین در این ایام برخلاف سالهای گذشته روزهای منتهی به پایان سال خیابانها نسبتا خلوت و از صدای ترقه و آتش بازیهای مرسوم روزهای منتهی به چهارشنبه سوری اثری نیست.
موسوی لاری وزیرکشور دولت خاتمی نیز درحرکتی غیر ورزشی، پیشاپیش لطیفه ی سال ۸۵ را تعریف کرد.او در اظهار نظری در مورد انتخابات شورای نگهبان گفت است:«برای مشارکت مردمی در این انتخابات رعایت حداقل هایی لازم است که بی طرفی فقهای شورای نگهبان یکی از همین حداقل هاست!!».من که علاقه ای به شنیدن دیگر حداقل ها ندارم و از همین جا به وزیر محترم سابق پیشنهاد می کنم بروند خانه و استراحت کافی بنمایند و از خداوند برای همه ی ساده دلان شفای عاجل طلب نمایند.در مثل آمده است:فلانی را به ده راه نمی دادند...
پیوست:
» آزادی ، برابری ، عدالت : محبوبه حسین زاده
» جهان بهتری ممکن است : صبا بی قرار
+ نوشته شده در  2006/3/9ساعت 12:0  توسط مهدی محسنی  | 

logo
وبلاگی با عنوان زندگی بهتر درباره آموزش روابط جنسی راه اندازی شده است.فکر می کنم این وبلاگ با رعایت مسائل اخلاقی به این مقوله ی حساس پرداخته باشد.در اولین مطلب با تیتر "سکس همه چیز نیست" به این موضوع اشاره دارد که برای زندگی بهتر این مورد تنها می تواند یک عامل جانبی باشد نه تعیین کننده. 
+ نوشته شده در  2006/3/8ساعت 14:10  توسط مهدی محسنی 

اسم روح الله حسینیان در قضیه ی مربوط به قتلهای زنجیره ای مطرح شد.در آن زمان او در مصاحبه ای با روزنامه ی کیهان و شرکت در برنامه ی تلویزیونی چراغ مدعی شد دولت و همفکران سید محمد خاتمی در جریان قتلهای زنجیره ای دخالت داشته اند.امری که هوادارن دولت آن را فرار به جلو و در راستای تبرئه سعید امامی و تیم فکری منتسب به محافظه کاران ارزیابی نمودند.
روح الله حسینیان پس از خودکشی سعید امامی با مشکوک خواندن آن مدعی شد که:« ولله یک زمانی ما خودمان قاتل بودیم» و به استناد تجربیات گذشته خودکشی سعید امامی را قتل خواند.حسینیان جزء معدود کسانی بود که در مراسم ختم امامی شرکت کرد و همواره از او به نیکی یاد می کند.
در حالی که به سالگرد ملی شدن صنعت نفت نزدیک می شویم حسینیان در مراسم همایش بازشناسی نقش نیروهای مذهبی درملی شدن صنعت نفت اقدام به بیان نظرات خودنموده است که در جایی روایت آن واقعه ی ملی را با قضیه ی هالوکاست مشابهت داده اند.با توجه به سابقه ی ایشان بنظر می آید عادت وارونه جلوه دادن مسائل محدود به موضوع قتلهای زنجیره ای نمی شود و به مسائل مسلم تاریخی نیز سرایت کرده است.
با توجه به مدارک و اسناد موجود تنها ذکر دو نکته را ضروری می دانم:اول استناد به سخنان حسین مکی که همگان می دانند یکی از مخالفین سرسخت مصدق پس از سی تیر بود و  از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت شاه با او به همکاری پرداخت و همه جا مصدق را تخطئه می کرد و این امر پس از انقلاب نیز ادامه یافت و از موارد قابل شک است.
مورد دوم درباره ی آیت الله کاشانی است.همه ی استناد و مدارک تاریخی از رابطه ی تنگاتنگ فرزندان ایشان با انگلیسی ها و دربار حکایت می کند و نقشی که در تضعیف دولت مصدق ایفا نمودند من جمله مذاکرات پنهان آنها با انگلستان در هند.امری که در جدایی انداختن میان ایشان و مصدق بسیار موثر بود و از این دست مسائل که در پیوست همین مطلب بطور مفصل آمده است.
مصدق به عنوان یک قهرمان ملی در قلب هر ایرانی وطن پرستی جاودانه شده است و اینگونه سخنان خدشه ای به عظمت و بزرگی این مرد وارد نخواهد کرد.باید باور نمود که مصدق افسانه نیست،حقیقتی است جاری در رگهای این مرز بوم. گرچه به واقع او نیز مانند هر انسان دیگری جایز الخطا بود و می توان به اشتباهاتش پرداخت و عملکردش را نقد نمود.
دکتر علی شریعتی در جایی می گوید:
من پرورده ی آزادیم،
استادم علی است، مرد بی بیم
و بی ضعف و پر صبر،
و پیشوایم مصدق، مرد آزاد.
پیوست:
» دکتر محمد مصدق [ویکی پدیا]
» آیت الله کاشانی از پیش تا پس از ازکودتا [شرقیان]
» حاکمیت ملی و دشمنان آن [لینک]
» روح الله حسینیان [زندگی نامه]
+ نوشته شده در  2006/3/7ساعت 6:20  توسط مهدی محسنی  | 

۱- مراسم روز جهانی زن به نقل از سایت زنان ، زن نوشت و زنانگی:
پارک دانشجو . از ساعت 16 تا 17 روز چهارشنبه 17 اسفندماه.
بنظر می رسد با توضیحات بیشتر دوستان این برنامه ی اصلی باشد.

۲-مراسم روز جهانی زن در تهران به نقل از سایت جمهوری:
مرکز فرهنگی زنان- کانون هستیا اندیش- انجمن مستقل زنان- موسسه تحقیقاتی رشد به جامعه فرهنگی دانشجویی دانشگاه تهران- انجمن پیشگامان صلح- جمعیت ایرانمهر- موسسه فرهنگی پندار.
دوشنبه ۱۸ اسفند، پارک لاله تهران- ساعت ۱۷ تا ۱۹
توجه کنید که روز و تاریخ این اطلاعیه همخوانی ندارد!!
+ نوشته شده در  2006/3/7ساعت 2:45  توسط مهدی محسنی 

من آخر نفهمیدم پارک دانشجو محل برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی زن است و یا پارک لاله.اخبار ضد نقیض زیادی دیده و شنیده ام و این ممکن است به مراسم صدمه بزند.کسی اطلاع موثق و دقیقی داشت برایم بنویسد تا مطلب زنان علیه زنان را تصحیح کنم و به اطلاع دوستان علاقمند به شرکت در این مراسم نیز برسانم.
پاورقی:
» امروز صبح بازار مرکزی کیانپارس را بخاطر تهدید به بمب گذاری تعطیل کردند.دیروز هم این اتفاق برای برج کیانپارس رخ داد.ظاهرا در هر دو مورد تهدیدها دروغ بوده است.
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و۱۳فروردین:
۲۱۱۱ امضا و ۱۰۱۱۴ بازدید کننده از پتیشن تاکنون.
+ نوشته شده در  2006/3/6ساعت 0:5  توسط مهدی محسنی  | 

سه روز مانده تا روز جهانی زن یعنی ۸ مارس یا به روایتی ۱۷ اسفند.امسال هم به عادت چند سال گذشته قرار است هواداران حقوق زنان در پارک لاله تهران جمع بشوند.چهارشنبه همین هفته ساعت۴. اطلاعیه را که خواندم بیاد عکسهایی از کسوف افتادم که مراسم سه سال مختلف را مقایسه کرده بود.یکی پر شور ویکی ر ماموری و دیگری...خودتان ببینید بهتر است.
شایدعدم استفاده مناسب جامعه روشنفکری زنان از این موقعیت مناسب برای مطرح کردن خواستهای اجتماعی زنان دلایل مختلفی دارد که مطمئنن من از همه آنها آگاه نیستم ولی می دانم عمده دلیل آن همان است که تقریبا تمام گروههای اجتماعی ما نیز گرفتار آنند.عدم حمایت بدنه جامعه های مورد نظر حالا می خواهد جامعه کارگران باشد و یا دانشجویان و معلمان.به عبارتی عدم همراهی اعضا بعنوان بزرگترین ترمز مطالبات عمل می نماید.
البته انتظار کار خارق العده ای نباید داشت ولی امیدوارم امسال تعداد قابل توجه ای از زنان فعال -و یا مدعی فعالیت- به خود این لطف را بکنند و در مراسم شرکت نمایند.شاید این حداقل کاری است که می توانند برای خود انجام بدهند.مناسبتی که نشان بدهند چقدر برای خود حق و احترام قائلند و به تناسب آن از جامعه انتظار دارند.فکر نمی کنم برای حضور آقایان هم مانعی باشد.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹اسفند و۱۳فروردین را کم اهمیت نپندارید.پتیشن تاکنون ۱۹۵۹ امضا و ۹۴۶۴ بازدید کننده داشته است که دلیل این اختلاف فاحش بین امضاها و بازدید کنندگان را نمیدانم!
+ نوشته شده در  2006/3/5ساعت 6:43  توسط مهدی محسنی  | 

اخبار ضد و نقیض زیادی در مورد دونفری که به اتهام بمب گذاری اعدام شدند شایعه شده است.که اکثر آنها را نمی توان در اینجا نقل کرد.وقتی اطلاع رسانی شفاف نباشد و منابع مستقل تحدید شوند شایعه جای خود را باز می کند و اعتماد عمومی به دولت-در معنای عام- تضعیف می شود.
شهر اهواز در آستانه ی عید نوروز خلوت تر از هرسال است.مخصوصا منطقه ی کیانپارس که هر سال در این روزها مردم مشغول خریدهای نوروزی بودند از همه جا خلوت تر است.گرچه بمب گذاران پس از جنایت بانک سامان دست به کشتار دیگری نزده اند و به انفجارهای صوتی بسنده کرده اند.انفجارهایی که کاملا جنبه ی روانی دارد.ولی چه کسی می داند چه خواهد شد.تروریستها نشان داده اند کشتن انسانهای بیگناه چندان برایشان دشوار نیست.
شهر اگر چه ساکت است اما گوش به زنگ صدایی بلند به بلندی یک آشوب تک مضرابیست.معلوم نیست این انفجارها چه تاثیری منفی بر تعداد مسافرین نوروزی خواهد گذاشت مسئله ای که کاهش آن لطمات بیشتری را بر اقتصاد عقب مانده خوزستان وارد خواهد کرد.
پاورقی:
» عامل انفجار بانک سامان دستگیر شد [خبرگزاری فارس]
در متن خبر آمده که ۱۵ نفر از جمله عوامل انفجار آبادان و دزفول نیز دستگیر شده اند.طبق محاسبات با این ۱۵ نفر تعداد افراد دستگیر شده به بیش از ۱۵۰ نفر رسیده است که به عنوان گروه تروریستی پر تعدادی است و بیشتر به یک ارتش تروریستی می ماند! تجربه ی گذشته اینگونه حکایت می کند که با اعلام این خبر باید منتظر یک انفجار دیگر بود که اگر اینگونه شد تیتر بعدی این است:« بیلاخ به امنیت! »
+ نوشته شده در  2006/3/4ساعت 22:3  توسط مهدی محسنی  | 

دوستی برایم نوشته بود«که این خبر بمبها دیگر برایم جالب نیست.از روزی می ترسم که جزی از زندگی مردم بشود».باور کنید همین حالا هم جزی از زندگی مردم است.مثل کارون و پل معلق.در هر حادثه جمعیت چند صد نفری که به سمت محل انفجار روی می آوردند و ماشینهایی که با سرعت زیاد خود را به خیابانهای اطراف حادثه می رسانند و صدای خنده ی مردم.
و دراین میان تنها مادرانی که نگران بچه هایشان هستند می ماند که با شنیدن بی خطر بودن ماجرا آرام می گیرند.انفجار بمب به قدر تصادف یک ماشین عادی است و به مانند یک کارناوال جذاب دیدنی.دیشب مردمی را می توانستید ببینید که از دست پلیس به سمت محل بمب گذاری شده فرار می کردند تا حادثه را از دست ندهند.
بمب مهمان خانه های ماست و ما به عادت مردم جنوب مهمان نوازاند خوبی هستیم.حتی برای چیزی که ممکن است قاتل جانمان باشد.شاید هم راست گفته اند خاک جنوب گیرایی عجیبی دارد که بمبها ساکن آن شده اند.بمبی که لهجه اش بومی شده و دیگر انگلیسی حرف نمی زند و انگار مردم زبانش را خوب فهمیده اند و به ندایش پاسخ می دهند و به سویش می شتابند.پیشترها بود که نوشتم «زبان بمب مرگ است» و هنوز هم ، حتی اگر زبانش را بفهمی.
پاورقی:
» وضعیت پرونده ایران حساستر از هر وقت دیگر شده است.اروپا تهدید کرده که باید قید هر گونه غنی سازی را بزنیم حتی از نوع تحقیقاتی.تا یکشنبه هم بیشتر فرصت نخواهیم داشت.
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/3ساعت 17:22  توسط مهدی محسنی  | 

دقایقی پیش صدای انفجار در کیانپارس اهواز طنین انداز شد.یک بمب صوتی مقابل ساختمان ستاد اجرای فرمان امام خمینی واقع در خیابان ۹ غربی نبش ایدون منفجر شد.این بمب که در پیاده رو کار گذاشته شده بود هیچ تلفاتی در بر نداشت.جمعیت زیادی در محل انفجار جمع شده اند.مامورین از هرگونه عکسبرداری جلوگیری می کنند.
این انفجار از توان عملیاتی تروریستهایی حکایت دارد که دستیگریهای اخیر هم نتوانست از قدرت آنها بکاهد.همچنین می توان اینگونه استنباط نمود که این بمب پاسخی بود به اعدام دو نفری که مقامات می گویند در بمب گذاری خیابان نادری اهواز نقش داشته اند.
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 22:40  توسط مهدی محسنی  | 

فیلم متهمان به بمب گذاریهای اهواز شب گذشته از شبکه ی استانی خوزستان پخش شد.فعلا توضیح خاصی در مورد آن ندارم که بنویسم.شاید شبکه های ملی هم آنرا پخش کنند آن وقت در میان تحلیلهای مختلف بتوان چیزی گفت که دردسرساز نباشد.فعلا سکوت بهترین راه است.البته لازم به ذکر است که خبرگزاری فارس بخش کوتاهی از سخنان متهمان را منتشر کرده است.
امروز صبح ساعت ۹ نیزدو متهم به بمب گذاری اعدام شدند. گزارش تصویری آن را اینجا ببینید.من که فکر نکنم اثری داشته باشد.دیروز شنیدم در یکی از محله های اهواز پرچم منتسب به "الحواز" را بالا برده اند.از تک تیر انداز برای زدن پرچم! تا جرثقیل بکار گرفته شده تا بالاخره پرچم را پس از ۴ ساعت پایین آورده اند.
پاورقی:
روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 17:12  توسط مهدی محسنی  | 

دیروز عده ای از دخترها سعی کرده اند بروند و بازی ایران - کاستاریکا را ببینند.ولی انگار موفق نبوده اند.امشاسپدان تیتر زده است "ورزشگاه یکصد هزار پسری".ظاهرا کلی از وضعیت گله مند است.و دیگرانی از جماعت ضعیفه های وبلاگ نویس همچنین.
میخواهم از جنبه ی دیگربه این موضوع نگاه کنم.همه می دانیم چقدر وضعیت حقوق اجتماعی زنان بد است نیاز به مرثیه سرایی بیشتر نیست اما شاید بشود با عمومیت دادن برخی مشکلات به جامعه و حاکم کردن نگاهی فراجنسی،برخی قضایا را بهتر حل کرد.
به عقیده ی من می توان راه ندادن زنان به ورزشگاه را اینطور توجیه نمود که این محدودیت فقط زنانه نیست.بیشتر یک محدودیت اجتماعی فراجنسی است.فکر کنید مردی بخواهد فوتبال را با همسرش در هر ورزشگاهی در ایران ببیند.مسلما از این حق محروم است.تازه نگفتم پسری با دوست دخترش که  می تواند تجربه ی جالبی هم باشد و موضوع را شرعی کردم.پس می توان این ظلم را دوگانه تلقی کرد.البته به زنها قدر یقین بیشتر اجحاف شده است تا به مردها.
قابل پیش بینی بود که اینبار به هر طریق از ورود زنان جلوگیری خواهند کرد.و باید راهکار دیگری انتخاب می شد مثلا زنان و دخترانی که دوست داشتند بازی را ببینند با همسر،پدر و یا برادر خود به ورزشگاه می رفتند ممکن بود نتیجه ی بهتری داشته باشد.البته می دانم فیمینستها متهمم خواهند کرد که فکر می کنم زنان باید همیشه در سایه ی مردان کاری را انجام بدهند تا در امان باشند ولی من تنها یک راه میانه را پیشنهاد کرد.حرکتی قدم به قدم.
بدون در نظر گرفتن این موضوع که با توجه به فضای مسموم ورزشگاه ها در ایران کمتر پدر و همسری حاضر میشود خانواده خود -پسر،دختر ویا همسر- را در این مورد همراهی کند.
لینک دیگر مطالب مرتبط را می توانید درلینکدونی ببینید.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/3/2ساعت 3:2  توسط مهدی محسنی  | 

تعدادامضاهای نامه ی اعتراض به طرح لغو تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین در حال افزایش است اما مهمتر از آن یادداشتهایی است همراه برخی از امضاها نوشته شده که سرشار از عشق به ایران است.اکثر کسانی را هم که در این چند روز دیدم و با آنها در این مورد صحبت کردم نسبت به این طرح عصبانی هستند.برای خیلی قابل باور نیست مجلس حتی اگر از نوع هفتمش هم باشد تن به این کار بدهد.به هر حال هر طرحی هم که در مجلس تصویب گردد برای هر ایرانی وطن پرستی این روزها تعطیل خواهد بود.
امروز یک ماجرای تازه هم به این موارد اضافه شد.از دوستی شنیدم که می گفت ظاهرا از ۴ روز تعطیل اول عید نیز یکی دو روز نیمه تعطیل است.اگر صحت داشته باشد-هنوز از منبع موثقی نشنیده ام-مشخصا این طرح مرکز پژوهشهای مجلس یک برنامه ضد ملی است نه کج سلیقگی در برنامه ریزی.
فکر می کنم این موضوع آنقدر مهم است که من مرتبا آنرا مطرح می کنم.باید اعتراضها به هر طریق ادامه یابد.این طرح از کاری که نشنال جئو گرافیک در مورد اسم خلیج فارس کرد،بدتر است.چگونه می توان انتظار داشت دیگران به تمدن و سابقه ی تاریخی ما احترام بگذارند درحالی که دولتمردان خودمان به بدترین شکل ممکن آنرا مورد هجوم قرار می دهند.هویت و سنتهای ملی که مردم این سرزمین را به هم پیوند می دهد از ارزشمند ترین داشته های تاریخی ماست.باید در زنده نگه داشتن آنها کوشید.
پاورقی:
»  روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» در سایت بنیاد عرفانی نعمت اللهی گنابادی تصاویری از مهاجمان و مضروبان حادثه ی حمله به حسینیه گنابادیها در قم منتشر شده است.همچنین در این سایت می توانید در مورد این فرقه اطلاعاتی را کسب نمایید.
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 4:56  توسط مهدی محسنی  | 

احمدی نژاد دیروز در تمرین ملی پوشان فوتبال حاضر شده و مدت زمانی با آنها به تمرین پرداخته است.شکل این کار جالب توجه است و مطمئنن اثر خوبی در افکار عمومی خواهد داشت مخصوصا قسمت پنالتی زدنهای احمدی نژاد که بنظر می رسید در این مورد قبلا تمرین کرده است.
ولی از آنجا که به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد به مسائل نگاه می کنم نکاتی را یادآور می شوم.احمدی نژاد در این دیدار به نکات فنی زیادی در مورد فوتبال اشاره کرده است که جای بحث دارد که آیا با توجه به جایگاهشان این مباحث سطحی نیستند. مثلا به بازیکنان تذکر داده که:«نباید با خوردن یک گل همه چیز را پایان یافته تلقی کرد...و بیش از اینکه خوتان بدوید توپ را بدوانید».
یا در اظهار نظری عجیب گفته است:«می توانیم در این دورهاز گروه خود صعود کنیم ولی انتظار دارم در دوره ی بعد جز چهار تیم اول دنیا باشیم».گرچه آرزو برجوانان عیب نیست اماطرح اینچنین انتظاراتی از رییس جمهور بعید است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 2:21  توسط مهدی محسنی  | 

با اینکه ممکن است به عقیده بسیاری اعتراض به طرح لغو تعطیلی۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین مجلس فاقد اثر باشد اما نمی توان در برابر این مسئله بی تفاوت بود.حداقل کاری را که در حال حاضر می توان انجام داد ایجاد حساسیت در این مورد است.باید مسوولان بفهمند کسانی هستند که نسبت به اینگونه اعمال ضد ملی معترض خواهند بود.
فرم اعتراضی تهیه شده است که دوستان با مراجعه به آن می توانند اعتراض خود را به این عمل اعلام نمایند.این شاید حداقل کاری است که می توانیم انجام دهید.این را از خودمان دریغ نکنیم.

یکی از دوستانم در مورد انفجار در فرمانداریهای دزفول و آبادان نکته ای را تذکر داد.به عقیده او اطلاق عنوان بمب صوتی به مواد منفجره ی بکار رفته در این حملات اشتباه می باشد.بمب صوتی به بمبی گفته می شود که در فضای باز منفجر و با استفاده از مواد منفجره ی کم موجب خسارت حداقل گردد و بیشتر جنبه ی روانی داشته باشد.
البته بمبهای اخیر شامل مواد انفجاری بسیار کمتری نسبت به انفجار بانک سامان اهواز بوده اما با توجه به قدرت تخریبی دیگر بمب صوتی خوانده نمی شوند.شاید برخی مسوولان برای کاهش بار روانی مردم این اصطلاح را به کار می برند که بر کم خطر بودن بمب ها دلالت کند.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» یک پتیشن دیگر هم برای اعتراض درست شده است.آن را هم امضا کنید.
+ نوشته شده در  2006/2/28ساعت 4:44  توسط مهدی محسنی  | 

انفجار بمب در فرمانداری آبادان و دزفول خبر از گسترده شدن دایره نا امنی ها در خوزستان دارد.اگرچه به باور مسوولان وزارت کشور بعلت اقدامات دولت این انفجارها کنترل شده است و کارگذاشتن بمبهای اخیر را در دستشویی فرمانداریها شاهد این مدعا می دانند ولی پر واضح است که اگر بجای بمب صوتی، بمبی مشابه بانک سامان کار گذاشته شده بود دیگر کسی جرات نمی کرد از کنترل نمودن بمب گذاریها سخن بگوید.
در این مورد نیز عبدالله کعبی نماینده آبادان، آمریکا و انگلستان متهم به دست داشتن در بمب گذاریها کرد.ولی این سوال برای بسیاری از شهروندان خوزستانی باقی مانده است با این اوصاف و مسجل شدن دخالت انگلستان چرا هیچ اقدام عملی در برخورد با این کشور صورت نمی گیرد.تعطیلی سفارت انگلیس حداقل کاری است که دولت  می تواند انجام دهد.
گرچه نوع برخوردها در مقایسه با لحن اتهاماتی که به انگلیس وارد می شود از عدم وجود مدارک کافی دراین باره دلالت دارد وگرنه این همه مماشات بر سر امنیت جانی و روانی شهروندان دلیلی ندارد.
پاورقی:
روزشمار آزادی گنجی و اعتراض به طرح حذف تعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین را فراموش نکنید!
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 20:49  توسط مهدی محسنی  | 

لوگویی برای روز شمار آزادی اکبر گنجی طراحی کرده ام.البته ایده اصلی و تگ را از وبلاگ دندانپزشک و مانیفست گرفتم و مطمئنن حقوق مادی و معنوی ان متعلق به ایشان است.
در هر حال اگر علاقه داشتید که از این لوگو استفاده کنید برای اینکه عدد روی آن درست کار کند ابتدا باید تاریخ سیستم تان تنظیم باشد.مثلا امروز ۲۷ فوریه ۲۰۰۶ عدد ۲۱ را روی لوگو نمایش خواهد داد.
برای قرار دادن این لوگو در وبلاگتان باید دو کار انجام دهید.ابتدا تگ html درج شده در مستطیل زیر را در قالب وبلاگتان حتما بین "head"و"head/" قرار دهید:
سپس برای نمایش روزشمار تگ درج شده در مستطیل پایین را در محلی که می خواهید لوگو نمایش داده شود کپی کنید:




تنها روزدیگر

اگر مراحل فوق را به درستی انجام داده باشید لوگوی بالا ظاهر می گردد.در صورت عدم آشنایی کافی با html ازدستکاری کردن تگ خودداری کنید.در صورت بروز مشکل جهت رفع آن اطلاع دهید.سایز لوگو ۶۰*۱۲۰ پیکسل می باشد.
پاورقی:
آزادی گنجی برابر خواهد بود با ۲۹ اسفند ۱۳۸۴.جالب است که آزادی او با سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق مصادف گشته است.روزی که مجلس در پی لغو تعطیلی آن است.البته روایتی دیگر هم هست که روز آزادی گنجی را ۲۶ اسفند می داند یعنی ۱۸ روز دیگر.
توضیح:
ظاهرا خبر دوم صحیح است و آزادی گنجی ۲۶ اسفند خواهد بود.برای همین کدها تصحیح شده است.
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 10:24  توسط مهدی محسنی  | 

درباره طرح ساماندهی تعطیلات رسمی یک موضوع از دیدم مخفی مانده بود و آن لغو تعطیلی ۱۳ فروردین ماه-سیزده بدر-بود.
پس حالا مشکل دوتا شد.لغوتعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین.یکی از دوستان مسولیت ساختن یک پتیشن را بر عهده بگیرد و خبربدهد.فعلا برای اعتراض به شکل زیر عمل کنید:

» با رفتن به این آدرس می توانید به اقدام مرکز پژوهشهای مجلس در حذف تعطیلی ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت و همچنین ۱۳ فروردین ماه اعتراض کنید.در پایین صفحه بخش انتخاب دپارتمان گزینه ی "معاونت پژوهشی" را انتخاب نمایید و پیام اعتراضی خود را در محل "متن پیغام" وارد کنید.
» برای فرستادن اعتراض به احمد توکلی نیز به این فرم آنلاین تماس مراجعه کنید و پیغام بگذارید.
+ نوشته شده در  2006/2/27ساعت 0:10  توسط مهدی محسنی  | 

این مسئله ی حذف تعطیلی روز ۲۹ اسفند ماه خیلی جدی است.نباید بگذاریم سرسری با این مطلب برخورد شود.بنظر من باید حرکت بابرنامه ای را آغاز کرد تا به هر نحوی  اعتراضمان را به این اقدام ضد ملی اعلام کنیم.
مشخصا مخاطب ما هم در ابتدا مجلس خواهد بود.من سعی خواهم کرد ایمیل حداد عادل و احمد توکلی که طرح کذایی در مجموعه ی تحت ریاست او-مرکز پژوهشهای مجلس-تهیه شده را پیدا کنم تا امکان ارسال اعتراضمان از این طریق فراهم شود البته راههای دیگری را هم می توان دنبال نمود.
یکی از دوستان در نظرات به مطلبی اشاره کرده که دغدغه این چند روز من هم بوده است.شمارش معکوس برای آزادی گنجی.ظاهرا بیست و چند روز دیگر تا موعد آزادی او مانده.اگر کسی اطلاعات دقیقی دارد برایم کامنت بگذارد.مطمئنن باید برای محقق شدن آزادی او حساسیت نشان داد.
حالا مهم نیست که گرایش فکری و حزبی و مکتبی هرکداممان چگونه باشد.حتی سیاسی باشیم و یا نه.مهم اینست که به هر حال دوران محکومیت او به پایان رسیده است و باید آزاد گردد.پیشنهاد می کنم برای روز آزای گنجی نیز اسمی انتخاب کنیم.مثلا "روز آزادی بیان".منتظر پیشنهادهای دوستان هستم.
پیوست:
» با رفتن به این آدرس می توانید به اقدام مرکز پژوهشهای مجلس در حذف تعطیلی ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت اعتراض کنید.در پایین صفحه بخش انتخاب دپارتمان گزینه ی "معاونت پژوهشی" را انتخاب نمایید و پیام اعتراضی خود را در محل "متن پیغام" وارد کنید.
» برای فرستادن اعتراض به احمد توکلی نیز به این فرم آنلاین تماس مراجعه کنید و پیغام بگذارید.
+ نوشته شده در  2006/2/26ساعت 18:34  توسط مهدی محسنی  | 

ظاهرا مرکز پژوهشهای مجلس طرح ساماندهی تعطیلات رسمی در ایران را تهیه کرده است.بر اساس این طرح تعداد تعطیلات رسمی کشور از ۲۵ روز به ۱۶ روز کاملا تعطیل و ۴ روز نیمه تعطیل تغییر خواهد کرد.جالب است بدانید بجز ۴ روز تعطیلات نوروزی ۱۲ روز دیگر به تعطیلات مذهبی و حکومتی اختصاص دارد.
نکته ی تاسف بر انگیز آنکه روز ۲۹ اسفند ماه سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق از جمع تعطیلات رسمی کشور خارج شده است.باید این مطلب از سوی مجلسیان توضیح داده شود در شرایطی که در طول تاریخ بیشترین زیانها از جانب کشور انگلستان به ما وارد شده است به چه دلیل نماد استکبار ستیزی مردم ایران و شکست استعمارگر پیر اینگونه مورد هجمه قرار گرفته است.
جالبتر آنکه امروز برخی از طلاب و دانشجویان که بنظر می رسد تغییر شغل داده اند و به فعالیت در دایره اجرائیات دادگستری مشغول شده اند، پس از رفع "تصرف عدوانی" حسینیه ی درویشان گنابادی در قم اینبار به سراغ باغ قلهک در تهران رفته اند.آنها در تجمعی در برابر این باغ از انگلیس خواسته اند به اشغال غیر قانونی! این باغ پایان دهد.بنظر من اگر واقعا این افراد به فکر دفاع از منافع مردم ایران هستند باید به مقابل مجلس بروند و نسبت به حذف تعطیلی ۲۹ اسفند اعتراض نمایند.که حذف تعطیلی این روز ملی جز خوش خدمتی به انگلیس تعبیر دیگری ندارد.
پاورقی:
چند روز پیش که در یکی از روزنامه های هوادار دولت مطالب تحریک کننده ای در مورد باغ قلهک خواندم وقوع چنین رخدادی محتمل می نمود.باغ قلهک در زمان ناصرالدین شاه به انگلستان بخشیده شده بود.
+ نوشته شده در  2006/2/25ساعت 19:23  توسط مهدی محسنی  | 

اوضاع عراق بسیار هولناک است.فاجعه بار تر از آن چیزی که رسانه های خبری در ایران گزارش می کنند.جنگ مذهبی بالا گرفته و بیش از ۴۰ پیش نماز سنی کشته شده اند.خبرها حکایت از تخریب ده ها مسجد و قتل عام صدها سنی به دست شیعیان دارد.البته بنظر می رسد دخالت رهبران گروههای متعادل سنی و شیعه بویژه آیت الله سیستانی که نسبت به اوضاع خطیر عراق درک روشنی دارند وشرایط را به سمت عادی شدن پیش می برد.
بنظر می رسد اکثریت عراقی ها و بخصوص مسولان سیاسی، مشخصا القاعده و گروههای هوادار تروریستها را در جریانات سامره مقصر می دانند.گرچه رسانه های رسمی ایران سعی دارند این حوادث را توطئه ی آمریکاییی-اسرائیلی بنامند.امری که امام جمعه امروز تهران نیز به آن اشاره نمود.طبق معمول نیز برخی از نیروهای فعال اپوزیسیون خارج از کشور،جمهوری اسلامی را در این انفجارها دخیل دانسته اند.البته تاکنون در هیچ موردی مدارک مشخصی دال بر این دخالتها ارائه نشده است.
گرچه نمی توان به این موضوع شک کرد که حکومت ایران در تلاش است از این حادثه و حوادث مشابه همچون کاریکاتورهای پیامبر مسلمانان،برای فشار بیشتر به غرب و بخصوص آمریکا استفاده نماید.همچنین توجه و حساسیت افکار عمومی را نسبت به تصمیمات احتمالی که در پی مذاکره با روسها اتخاذ خواهد شد کاهش دهد.امری که بنظر می رسد در ان موفق بوده است.
در همین حال سید محمد خاتمی در نامه ای که در سایت رسمی ایشان منتشر شد، خطاب به آیت الله سیستانی بر همدلی و همراهی همه ی پیروان ادیان و مذاهب مختلف برای کاهش خشونتها تاکید نموده اند.
در هر حال باید دید آیا این انفجارها به شکاف قومی مذهبی در عراق دامن میزد و زمینه ی ساز جنگ داخلی خواهد شد و یا می تواند با ایجاد اجماعی ضد ترور مقدمات پایان دادن به فعالیتهای تروریستی را در عراق فراهم بیاورد.گزینه هایی که انتخاب هر کدامشان برعهده ی مردم عراق خواهد بود.
پیوست:
» وبلاگ هولی سامرا (سامرای مقدس) که مربوط به خبرهای پس از انفجار حرمین در سامرا می باشد.این وبلاگ به زبان انگلیسی است.
+ نوشته شده در  2006/2/25ساعت 0:1  توسط مهدی محسنی  | 

پایان پرونده ی اتمی آغاز پرونده ی حقوق بشر ایران*.این شاید بیشتر به یک پیشگویی بماند اما کمتر کسی دیگر شک دارد که پرونده بعدی که در مورد ایران در سطح بین المللی مطرح خواهد بود مسائل مربوط به موارد نقض حقوق بشر در ایران است.
ايران با تمام ايستادگی و شعارهاي تندی که سر داد در حال توافق با روسيه است گرچه اين امر زمانی زیادی طول خواهد کشید و بسادگی ممکن نخواهد بود.بنظر می رسد حکومت ایران به اهداف خود در مورد این موضوع رسیده و حالا که بازی به جاهای خطرناکی نزدیک می گردد یک مصالحه ی مصلحت طلبانه مشکلات را مرتفع نماید.
با این وجود تاکنون تحلیل مشخصی در مورد هدف ایران از دامن زدن به بحران پرونده هسته ای و طولانی کردن آن ارائه نشده است.شاید تاثیرگذاری بر بازار نفت و بازسازی چهره ی رادیکال حکومت ایران که تا حدودی توسط خاتمی مخدوش شده بود، از جمله اهداف این تحرکات باشد.
درهر حال تا زمانی که حکومت ایران به این برآیند نرسد که ثبات سیاسی در پرتو دموکراسی و حقوق بشر و پایبندی به قوانین بین المللی فواید و منافع بیشتری را عاید مردم و کشور خواهد نمود این فشارها بر ایران ادامه خواهد داشت.
پایان بحران اتمی ایران خبری است که بسیار ی از مدافعان حقوق مدنی و سیاسی نیز منتظر شنیدن آن هستند تا شاید بدین وسیله فضا برای طرح مطالبات حقوقی فعالین سیاسی و اجتماعی مهیا گردد و از میزان فشار به نیروهای اپوزیسیون کاسته شود.
امری که سامان یافتن گروههای فعال اجتماعی را در پی خواهد داشت و شرایط مناسب تری را برای تحقق حاکمیت قانون فراهم خواهد نمود.بواقع باید منتظر چنین روزهایی بود تا شاید بتوان از میزان خسارتهای وارد به نهادهای مدنی و بنیان دموکراسی -که بسیار سست شده است- کاست.
پاورقی:
* این موضوع در شرایطی صدق می کند که ایران به نحوی با جامعه جهانی به توافق برسد و پرونده هسته ای ایران حل و فصل گردد.در غیر این صورت حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی قربانی اصلی شرایط حاصل از عدم توافق خواهند بود.
+ نوشته شده در  2006/2/24ساعت 9:15  توسط مهدی محسنی  | 

"صنعت اغراق" ادبیات گفتاری و حتی نوشتاری دولتمردان کنونی را فرا گرفته است.البته شروع این تحولات گفتاری به قبل از انتخابات نیز باز می گردد لیکن در دوران تشکیل دولت این تحول چشمگیرتر شده است.
داستان جلسه ی ۳ ساعته دولت در یکی ا