تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

هم اکنون انفجار یک بمب قوی منطقه ی کیانپارس،اهواز را لرزاند.قدرت انفجار به حدی بود که صدا آن در اکثر نقاط شنیده شد.دود غلیظی نیز به آسمان بلند شده است.صدای آژیر آمبولانس و ماشین های پلیس به گوش می رسد.اطلاعات کاملتر را بزودی می نویسم.
خبر تکمیلی ۱:
محل انفجار خیابان الهام نبش ایدون می باشد.بمب مذکور صوتی بوده و از تلفات احتمالی گزارشی در دست نیست.بمب در یک سطل آشغال کار گذاشته شده بود.
خبر تکمیلی ۲:
محل دقیق انفجار بین خیابان تیر و خرداد، درفاز سوم خیابان الهام کیانپارس بوده است.انفجار تلفاتی در بر نداشته و نیروی انتظامی محل را مسدود کرده است.
 
نا امنیها ادامه دارد
با توجه به اینکه محل انفجار استراتژیک نبوده،این انفجار را می توان پاسخی به اظهارات استاندارخوزستان دانست که از محاکمه ی عاملان انفجارهای قبلی خبر داد بود.وی همچنین وعده داده بود بزودی مصاحبه ی متهمان پخش خواهد شد.برخی نیز این انفجار را به اعلام غیر رسمی خبر مسافرت احمدی نژاد به خوزستان -که چند بار به دلیل انفجار بمب لغو شده بود- مربوط می دانند.

دیشب مطلبی آماده می کردم برای وبلاگم درمورد اظهارات استاندار در بخشی از آن نوشته بودم:
«...استاندار خوزستان گفته است فیلم اعترافات بمبگذاران اهواز آماده است و بزودی پخش می شود.محاکمه ی هفت تنشان نیز آغاز شده است.به گفته ی استاندار برخی عاملان وهابی با عقاید سلفی و برخی دیگر لائیک هستند.
همچنین اضافه نموده اند که بدون هیچ شکنجه ای حتی یک "کشیده" همه ی عوامل اعتراف کرده اند.همچنین اذعان نموده اند که با آمریکا و انگلیس و اسرائیل رابطه دارند.با این اوصاف عجب بمبگذاران سربراه و نجیبی هستند...»
+ نوشته شده در  2006/2/19ساعت 9:45  توسط مهدی محسنی  | 

اعلام کرده اند خبر اقدام به خودکشی الهام افروتن کذب محض است.خوشحالم که خبر تکذیب شده است زیرا به زنده بودن این خبرنگار ۲۱ ساله ی هرمزگانی می توان امید داشت.حال اینکه خبر خودکشی و در حالت اغما بودن او را استاندار هرمزگان تایید کرده بود جای بسی شگفتی دارد.
هنوز هم مرددم.مطمئن نیستم که او زنده باشد مگر اینکه نهادی مستقل خبر را تایید کند و با او دیداری داشته باشد.اگر بپذیریم حادثه ای که ابتدا روایت شد، خودکشی بوده است زیاد سخت نیز که تصور کنیم چه بر سر این دختر آمده که مرگ را به زندگی ترجیح داده است.خبرنگار جوانی که به هزار یک دلیل می توان ثابت کرد که مستحق چنین برخوردی نیست.
اگر توسط مطبوعه ی مربوطه تخلفی هم رخ داده باشد در قدم اول این مدیر مسوول و صاحب امتیاز نشریه اند که باید پاسخگو باشند و سپس نویسنده.جالب اینکه الهام افروتن حتی نویسنده هم نبوده است(عجب دنیای مسخره ای).در ارتکاب جرم اراده و خواست نیز موثر است که با توجه به شواهد موجود معلوم شده که مطلب کذایی، بعلت کمی وقت عجله برای انتشار بدون اینکه خوانده شود بعنوان مطلبی علمی چاپ شده است.
تا آنجا که حضور ذهن دارم --البته باید فردا از پدر محترم بپرسم-برطبق قوانین جمهوری اسلامی نیز حداکثر محکومیتی که می توان برای خاطیان اصلی -مدیر مسوول و نویسنده که آنهم در خارج از کشور زندگی می کند- متصور شد ۶ سال زندان تعزیری خواهد بود.
در همین ارتباط نامه ای سر گشاده خواندم از مسیح علی نژاد خطاب به احمدی نژاد در مورد وضعیت الهام افروتن که جان کلام را بیان کرده است.امیدوارم که اثری داشته باشد.در جایی از نامه نوشته است:
...چه اهميتی دارد كه مانند بسياري از دوستان روزنامه نگارم در ايام انتخابات در مقابل عكس‌‏های شما بي‌‏تفاوت شانه بالا ‌‏‌‏انداختم و پس از انتخاب شما نيز سخت گريستم و گريستيم؟ مهم اين است كه شما اعتقاد به كريم خطابخش و پوزش‌‏پذيری داريد كه ستارالعيوب است و چون همسايه كه نمي‌‏بيند و مي‌‏خروشد، می‌‏بيند و می‌‏پوشد.
...وقتي خبرنگارCNN مصاحبه شما را آنگونه تحريف كرد و شما خطايش را بخشيديد، جسارت يافتم تا از شما به عنوان مسؤول اجراي قانون اساسي بخواهم، تلاش كنيد بر خطاي الهام افروتن هم به ديده اغماض نگريسته شود تا مبادا تنها نظاره‌‏گر غريب نوازی شما باشيم و خود سالها بر اين خانه غريب افتاده باشيم.
پیوست:
» جنگ صلح است،آزادی بردگی است،نادانی توانایی : محمدتاجیک
» درخواست تحقیق درمورد الهام افروتن توسط انجمن حمایت از زندانیان : ایلنا
» دفتر تحکیم خواستار روشن شدن وضعیت الهام افروتن شد : ایلنا
+ نوشته شده در  2006/2/19ساعت 2:54  توسط مهدی محسنی  | 

ایراندوست-نویسنده وبلاگ خشم خاموش- در مورد مطلب"جنگ بحران نیست،فاجعه است"برایم نوشته است:
«خواهش می کنم که آنقدر مردم را از جنگ با آمریکا نترسانید.ذلت ۲۷ ساله ی آخوندی بدتر از حمله ی آمریکا است.امروز دیگر جای شعارهای ضد آمریکایی دادن نیست.اگر بخواهیم با امریکا همیشه قهر باشیم از همه چیز عقب می مانیم چنانچه تا امروز مانده ایم.آخوندها می خواهند جهان را به دوقطب اسلامی و غربی تقسیم کنند.
مسئله ی بمب اسلامی جدی است.اگر امریکا حمله نکند و یا بطور مسالمت آمیز آخوندها را نبرد،دود این مسئله در چشم همه میرود.آخوندها باید بروند حال به هر شکل.عده ای می گویند مردم خود حرکت کنند ببخشید مردم که تا امروز بخاری از خود نشان نداده اند!» 
♫♫♫
هدف مطلب من ترساندن مردم از جنگ با امریکا نبود.گرچه به باورم جنگ با امریکا و احتمال اشغال ایران توسط انها خرابیها و بدبختی های بسیاری را برایمان به همراه خواهد آورد.هدف من از نوشتن آن مطالب زنهار به کسانی است که بحران را راه حل ادامه ی حکومت می دانند.حال حتی اگر این بحران خطر حمله ی آمریکا به ایران باشد.
در هر حال اصلا با آنها که راه حل مشکلات ایران را حمله نظامی دول غربی به ایران می دانند نیز موافق نیستم.هیچ انسان میهن پرست و "ایراندوستی" این راه حل خفت بار را برای حل مشکلات ارائه نمی دهد. بهنود شب گذشته در "میزگرد با شما" ی صدای امریکا حرفهای جالبی زد.او گفت:«امریکا هیچ طرح مشخصی برای تغییر حکومت ایران ندارد.اصولا آنها بر اسا مصلح ما عمل نمی کنند که به دنبال تغییر رژیم ایران باشند.»
به عبارت دیگر آنها منافعشان را دنبال می کنند.جنگ و تغییر رژیم در این شرایط هزینه های گزافی را به آنها تحمیل می کند.البته حمله ی محدود به برخی تاسیسات اتمی و زیربنایی بحث جدایی است و نمی توان منکر آن شد.کاری که در نهایت دودش به چشم مردم خودمان می رود.
حال اگر به قول شما مردمان بخار ندارند و حاضر نیستند برای آزادی و دموکراسی بهای آن را بدهند مطمئن باشید هیچ اجنبی دیگری بهای آن را نخواهد داد مگر آنکه پیش از آن هزینه ی اصل و فرعش را بگیرد.بازهم به قول بهنود بهتر است بجای فکر کردن به انقلاب و تغییری دیگر به فکر راه حل اصولی تری باشیم. بجای متهم کردن این و آن به رقم زدن این شرایط برای ما باور کنیم که این خود ما بودیم که این سرنوشت را انتخاب کردیم.
باید مسوولیت اعمالمان را بپذیریم.مسولیت انقلابی که ۲۷ سال پیش پدرانمان انجام دادند.مسولین رای هایی که در دو انتخابات ۷۶ و ۸۰ به خاتمی دادیم-و شاید هم ندادیم- و حالا مسوولیت رایی که به حساب آقای احمدی نژاد ریختیم.چه با حضور و چه با تحریم.ایراندوست عزیز باور داشته باش که جنگ بد است، گلوله بد است.و هیچ جنگی دموکراسی نمی آورد همانگونه که هیچ انقلابی نیاورده است.
* «گلوله بد است» نام کتابی است از مسعود بهنود.
+ نوشته شده در  2006/2/18ساعت 3:59  توسط مهدی محسنی  | 

ظاهرا روند محروم نمودن دانشگاه از اساتید مستقل آغاز شده است.امری که در زمان انقلاب فرهنگی بصورت فله ای انجام پذیرفت و صدمات جبران ناپذیری را به پیکر علمی دانشگاه های ایران وارد نمود و زمینه ساز خروج بسیاری از نخبگان کشور شد.
مشخص نیست اخراج -از بکار گیری این واژه شرم دارم- اساتید برجسته ی دانشگاه با چه هدفی صورت می گیرد.آنچه معلوم گشته اینست که تا به حال دانشگاه های ایران از دو استاد مسلم علوم ارتباطات و علوم انسانی محروم گشته اند.دکتر نمک دوست و دکتر مرتضی مردیها.ظاهرا قرار است تجمع اعتراض آمیزی نیز در این مورد برگزار شود.
شاید برخی به واقع به این نتیجه رسیده باشند جامعه امروز ایران نه به ارتباطات و آموزش آن نیاز دارد و نه به فراگیری علوم انسانی و ساختن انسان.باید منتظر بود که آیا علوم دیگری نیز مشمول اینگونه عنایات می شوند یا خیر.
» خبر روزنامه شرق از اخراج دکتر نمک دوست
» خبر اخراج دکتر نمک دوست . فرید مدرسی
» مردیها از علامه اخراج شد . میثم قهوه چیان
پی نوشت:
خبر خودکشی الهام افروتن در بسیاری از سایتها منتشر شده است.ظاهرا برخی مسولان قضایی نیز خبر را تایید کرده اند ولی در مورد سرنوشت این روزنامه نگار زندانی اطلاعات دیگری نداده اند.صبحانه به نقل از پیک ایران تیتر زده است: الهام افروتن ، زهرای کاظمی بندرعباس.
+ نوشته شده در  2006/2/17ساعت 3:29  توسط مهدی محسنی  | 

شاید اساسی ترین سوال در مورد حکومت ایران این باشد که چرا دولتها و مجالسی که بر سر کار می آیند هیچ قدم اصولی در جهت بهبود روابط ایران و جهان بر اساس منافع ملی و احترام متقابل برنمی دارند.این سوال را اینگونه نیز می توان مطرح کرد که چرا حکومت ایران هیچگاه سعی نکرده است از بحرانها بگریزد و همیشه به استقبال آنها رفته است.
فکرش را بکنید اگر تمامی بحرانها حل گردد.دیگر در هیچ برنامه و مراسمی شعار مرگ بر این و آن سر داده نشود.هیچ تهدید خارجی و داخلی وجود نداشته باشد نوبت به چه چیز خواهد رسد.مطمئنا زمان کار کردن.آن زمان دیگر هیچ دلیلی برای عدم موفقیت دولتها نخواهد بود.همه حواسها صرف این خواهد شد که آیا وظایف محوطه به حکومت به بهترین نحو انجام پذیرفته است یا خیر.
شاید بنظر ساده انگارانه باشد اما بخشی از حقیقت است که همیشه در بحران و بی ثباتی بیشتر و بهتر می توان بر ضعفها و کاستی ها سرپوش نهاد.همچون دوران جنگ هشت ساله که مردم در برابر همه ی سختی ها تحمل نمودند و کمترین انتظارات را داشتند.
♫♫♫
بهنود بود که گفت:« گلوله بد است». و شاید حالا از همیشه بدتر.تصاویر مربوط به شکنجه ی زندانیان ابوغریب عراق را از شبکه ی یورو نیوز دیدم و پس از آن هم گزارش تصویری ضرب و شتم جوانان بصره توسط سربازان انگلیسی.به کمال رقتبار و تکان دهنده بود.فرض کنید آمریکا تصمیم بگیرد جنگ را به ایران بکشد.آنوقت هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که این مصائب بر سر مردمان سرزمین ما نیاید.
امریکا و هم پیمانانش در جنگ اخیر تمامی تاسیسات زیربنایی عراق را نابود کردند.میراث ملی و فرهنگی عراق به غارت رفته است و سالها طول خواهد کشید تا اقتصاد عراق بازسازی شود.تصور این وضعیت برای ایران وحشتناک است.
می توان فضای کامل تری نیز از وضعیت پس از تهاجم احتمالی آمریکا ترسیم کرد.ولی مسئله ی اساسی چه باید کرد است.سوالی که کتابها در موردش نوشته شد و چه نسخه ها که برایش پیچیده نشد.و هنوز هم بی پاسخ مانده.باید پاسخی یافت و دارویی که برای همیشه بیماری استبداد زدگی ما را درمان کند.
+ نوشته شده در  2006/2/16ساعت 3:52  توسط مهدی محسنی  | 

امید حلالی از آن دست شاعر های خوزستانی است که در ابتدا پیشرفت سریع و خوبی داشت.او که متولد ۱۳۵۵ است تحصیلات خود را در رشته ی مهندسی عمران به پایان برده است.از او چندین اثر به چاپ رسیده که می توان به: پرندگان بی وقت و آبي مختصر (مجموعه شعر۷۶)، نيهيل nihil (مجموعه شعر ۷۹) جزو ۵ مجموعه برگزيده نخستين جشنواره شعر كارنامه، بازخواني عقل سرخ شهاب الدين سهروردی (تفسير۸۱)، تحليل ساختاري قصه های هزار و يكشب اشاره کرد.او آثاری هم در دست چاپ دارد.
قضاوت در مورد امید حلالی برای من سخت است.شروع شناختم به کتاب نیهیل او بر می گردد.آنجا که شاید به حال و هوای امروز او فاصله ی بیشتری دارد:

شما متهم هستید که یک مین انفجاری را در یک سطر ناشناس شعرتان جاسازی کرده اید
و چند مخاطب کشته ی احتمالی از شعر شما شکایت کرده اند
در ضمن هر روز حدودای عصر
با یک شاخه گل سرخ در اتاق ایزوله ناپدید شده اید
شاعر به این مشکوکی     یعنی چه؟
مدح گلوی پرنده
هجو تیغ چاقو
...
حلقه ی مفقوده ی قتلهای زنجیره ای . از مجموعه نیهیل

از این دست نمونه ها در نیهیل بسیار است.نمونه هایی که به اعتقاد من در دیگر کارهای نه چندان پر شمار امید حلالی تکرار نشد.در این مجموعه به گفتهی خودش شعری را هم به «دوست و شاعر شهیدم در کوی دانشگاه تهران(تیرماه ۷۸) عزت الله ابراهیم نژاد که عزت ما بود» تقدیم می کند.کتاب بازخوانی عقل سرخ شهاب الدین سهروردی هم از آن تفاسیر سنگینی است که شاید چندباره و چندباره خواندم و چیزی حاصل نشد.به قول خود حلالی:ندایی آمد و نوشته شد و دیگر تکرار نمی شود.
حلالی که در این سالها بیشتر درگیر کارهای اجرایی فرهنگی و سیاسی شده است،از ۷۶ تاکنون در روزنامه های مختلف فعالیت نموده و همچنان سردبیر هفته نامه ی فرهنگ خوزستان است.او همچنین موسس و مدیرپایگاه خبری شوشان است.
او در توصیف فعالیتهای سیاسی خود نوشته است:نایب رییس حزب مردمسالاری در خوزستان تا سال ۸۰ و استفا از این حزب.فعلا مستقل و منتقد و احتمالا دگر اندیش.
پیوند:
» سایت شخصی امید حلالی
» پایگاه خبری شوشان
*برگرفته از شعر " از بابت اینکه هنوز شعله وریم . مجموعه نیهیل "
+ نوشته شده در  2006/2/15ساعت 18:35  توسط مهدی محسنی 

بالاخره ماجرای دراویش نعمت الهی در قم بالا گرفت.نیروی انتظامی به همراه لباس شخصی ها به خشونتی بی حد متوسل شد و مدافعان حسینیه گنابادیها را سرکوب کرد.در پایان نیز حسینیه به آتش کشیده شد و با بولدوزر تخریب گشت.به روایت حامد متقی از قم یکی از رهبران درویشان نیز به علت شدت جراحات وارده کشته شده است.
وبلاگ ایران ما گزارش تصویری کاملی از تحصن تا سرکوب و تخریب حسینیه منتشر کرده.واقعا تصاویری تکان دهنده است.تعصبات و رقابتهای مذهبی چه بر سر فطرت آدمی که نمی آورد.مذهبی که باید راهنمای بشریت قرار گیرد بلای جانش می شود و بازیچه ی دست زورمندان و قدرت طلبان.
اخبار ۲۰:۳۰ دیشب شبکه ۲ مدعی شد مردم به ساختمانی که متعلق به اوقاف بوده و در تصرف درویشان قرار گرفته حمله کرده و آنها را از ساختمان بیرون کرده اند.آری حتما مردمی که مجهز به ماسک و گاز اشک آور و کلت کمری هستند.نمی دانم چرا حاکمان ایران عادت دارند حقایق را مخفی کنند.
» گزارش کامل مقدم از حوادث چند روز اخیر قم:  ۴  ۳  ۲  ۱
+ نوشته شده در  2006/2/15ساعت 2:45  توسط مهدی محسنی  | 

اگر به کانالهای خبری مختلف دسترسی نداشته باشی و بخواهی بر اساس اخباری که شبکه های صدا و سیمای ایران پخش می کنند در مورد دنیا قضاوت کنی،مردمان و رهبران غربی را آدمهای زورگو و بی منطقی متصور خواهی شد که در هر لحظه در حال توطئه علیه اسلام و مسلمانان و خصوصا ایرانند.
بخش خبری ساعت ۹ شبکه یک دیشب خبری پخش نمود که از حمایت بلر از خشونت سربازانش علیه جوانان عراقی خبر می داد.خبری کاملا کذب.تقبیح عمل سربازان و وعده برخورد با آنان را تونی بلر نخست وزیر انگلستان در کنفرانسی که از بی بی سی هم پخش شد رسما اعلام کرد.
در خبر دیگری از قول خاویر سولانا شرط برگزاری مذاکره با ایران را توقف "تحقیقات علمی محققان ایرانی" اعلام نمود و اضافه نمود ما از پیشرفتها ی علمی جوانان ایرانی ناراضی هستیم.ولی واقعیت چیز دیگری بود.سولانا از تلاش ایران برای دستیابی به دانش هسته ای که منجر به ساختن بمب اتمی می شود ابراز نارضایتی کرد و خواستار توقف این تلاشها شد.
من که فکر می کنم تداوم اینگونه خبرپراکنی ها در نهایت به زیان ایران باشد.در این حال رنج بسیاری است که بتوانی این خبرها را بشنوی و تحمل کنی و فریاد نزنی ای یاوه یاوه یاوه.چه کسی بود که می گفت دانستن مردن است.حالا اگر مردن نباشد رنج است.
+ نوشته شده در  2006/2/14ساعت 4:34  توسط مهدی محسنی  | 

به گزارش خبرگزاری فارس عده ای از اعضای فرقه نعمت الهی های قم در اعتراض به بستن شدن حسینیه این فرقه با نیروی انتظامی درگیر شده اند.همچنین خبرگزاری فارس مدعی شد که مردم خواستار برخورد جدی تر با فرقه مذکورند.
در همه ی جای ایران فعالیت صوفیها با مشکلاتی روبروست.البته مطمئنن این محدودیت برای سایر فرقه ها و ادیان نیز وجود دارد.ولی حساسیت روی دیگر روایتهای مذهب شیعه بسیار بیشتر است.زیرا به نوعی رقیب اصلی تعاریف رسمی قلمداد می شوند.
من که فکر می کنم تمامی این تفاوتها به برداشتهای شخصی رهبران دینی هر فرقه و دسته برمی گردد.امری که شاید در مورد ادیان مختلف نیز صادق باشد.این نیز از تدابیر الهی است حتما.زبانها و نژادهای و ادیان مختلف.قرآن می گویند برای اینکه از هم باز شناخته شوید ولی به نظر من استدلال کتاب مقدس جالب تر است.
این کتاب مدعی است دلیل این کار خداوند به ساختن شهر بابل توسط انسانها بر می گردد .وقتی اراده انها را بر ساختن برجی بلند و شهری بزرگ دید گفت اینها بر تمامی دنیا مسلط خواهند شد پس اراده خود را بر نژادها و زبانهای مختلف قرار داد.
داستان مذاهب و ادیان و حواشی آنها می تواند جالب باشد البته تا جایی که به چاشنی تعصب آلوده نگردد و برخی در پی اعمال آن بر همه ی افراد جامعه بر نیایند.به قولی به اجبار نخواهند همه را به بهشت روانه کنند حتی به قیمت کشتن.
+ نوشته شده در  2006/2/13ساعت 19:25  توسط مهدی محسنی  | 

«رئيس جمهوري گفت‌‏:اهالي فرهنگ مي‌‏توانند ، حمايت‌‏هاي خود از عملكرد دولت در بحث انرژي هسته‌‏اي را با امضاي طومار و يا انتشار بيانيه نشان دهند.»
ادبیات جمله ی بالا امیدوار کننده است.استفاده از کلمه ی "می توانند" نشانه ی خوبی از تساهل و تسامح است چون رییس جمهور می توانست بگوید "باید".البته جمله ی پیرو کمی اثر دموکراتیک جمله پایه را خنثی می کند.آنجا که این واکنش به "حمایت" محدود می شود.
به عبارت بهتر اگر اهالی فرهنگ نسبت به عملکرد هسته ای دولت نقدی داشته باشد، نمی توانند با امضای طومار و انتشار بیانیه واکنش نشان بدهند.دلیل امر هم مشخص است.چون از دیدگاه آقای احمدی نژاد سیاست دولت که عین دیانت دولت است هیچ اشکالی ندارد.
ایشان در ادامه رهنمودی هم برای خبرنگاران دارند که با ادبیات خودشان خواندنی تر است:بیان این اخبار و روشمند ساختن میزان حمایتهای مردم از سیاستهای هسته ای دولت،کشورهای جهان را متوجه پشتوانه مردمی عملکرد رییس جمهوری ایران می کند.
من که از اینهمه تواضع شوکه شده ام.و همچنان به این موضوع فکر می کنم که اهالی فرهنگ در برخی موارد می توانند مهم هم باشند.واقعا جالب می شود اگر مثلا محموددولت آبادی و سیمین بهبهانی و سپانلو در حمایت از سیاستهای دولت بیانیه بدهند.
اصلا چه اشکالی دارد سیمین خانم یک شعر حمایت آمیز و دشمن شکن بگوید. من مطمئنم مرحوم احمد شاملو، فریدون مشیری و احمدمحمود اگر زنده بودند حتما قاطعانه حمایت می کردند.مخصوصا به جبران آنهمه محبت و لطفی که در زمان حیاتشان به آنان شد.
+ نوشته شده در  2006/2/12ساعت 10:58  توسط مهدی محسنی  | 

پس از یک مسافرت دو روزه، به اهواز برگشته ام.هوای بارانی و طبیعت سرسبز و گشت و گذار وافر روحیه ام را عجیب عوض کرده است.حالا فقط باید کاهش اینترنت خونم را جبران کنم.چه خوب هم جبران می شود با این حرکات کثیف جنابان سانسورچی ها.
خبر خیلی خیلی کوتاه است و حالا دیگر عادی.سیبیل طلا، وبلاگ خواندنی نازلی کامور هم فیلتر شد!انگار اینبار این فیلترینگ سراسری است و اکثر isp ها وبلاگش را فیلتر کرده اند.
+ نوشته شده در  2006/2/11ساعت 22:17  توسط مهدی محسنی  | 

در صبحانه این تیتر توجهم را جلب کرد"پارلمان هلند منبع بودجه روزنامه روزآنلاین".تیتر برایم تازگی نداشت.کلیک کردم که ببینم نازلی این مطلب را چه زمانی نوشته است.حدسم درست بود تاریخ مطلب بر می گردد به  ۲۶ ژانویه یا همان ۶ بهمن خودمان.
از نازلی هیچ چیزی بعید نیست.حتی اینکه به روزآنلاینی گیر بدهد بهترین دوستانش درآن فعالیت دارند و یا مطلب می نویسند.حسین درخشان و نیک اهنگ کوثر و بهنود نازنین که شنیده ام به دلایلی دیگر سردبیر روزآنلاین نیست.ولی با این حال داستان چیز دیگری بود.ظاهرا فکر اصلی این نقد از پویان طباطبایی بوده و نازلی بر آن مقدمه ای نوشته و لینک مطلب پویان را با بخشی از اصل مطلب در وبلاگش گذاشته که البته لینک کار نمی کند!!
حالا به چه دلیلی کسی پس از ۱۵ روز دوباره به یک مطلب قدیمی در صبحانه لینک داده قابل بررسی است.نمی خواهم بگویم صددرصد غرض ورزی در کار است و توطئه ی جمهوری اسلامی است اما گذشته از نیت این کار، اصل بحث محل اشکال است.اینکه که به روزآنلاین انتقاداتی وارد است بر کسی پوشیده نیست ولی به قول قدیمی ترها «دیکته ی ننوشته است که اشکال ندارد» و کاری که روزآنلاین آغاز کرد اولین در نوع خودش بود.بعد دیگرانی هم جرات انجام کارهای مشابه پیدا کردند.
حالا اینکه به جای ۱۰۰ دلار ۱۰۰۰دلار می گیرند و یا اینکه به دلایل کاملا مشخص در ترتیب انتشارش دچار بی نظمی هستند،بحث حاشیه ای است.که تازه در مورد مبالغ دریافتی صحت و سقمش هنوز مشخص نیست.پارلمان هلندی که تا دیروز جانش در میامد تا یک سنت به اپوزیسیون بدهد خیالتان راحت که پول بی حساب و کتاب به کسی پرداخت نمی کند.
به نظر من هر وقت دوستان منتقد توانستند یک وبلاگ ساده را روزانه آپدیت کنند-نه اینکه که از چهار گوشه ی دنیا یک روزنامه منتشر نمایند-آنوقت بیایند و رجز بخوانند و در کوس بی عرضگی و فرصت طلبی روزآنلاینی ها بدمند.برای ایرانی که مستقل ترین روزنامه اش شرق منتسب به عطریان فر کارگزارانی است،همین روزنت نیم بند هم غنیمت است.کاش عادت می کردیم داشته هایمان را حفظ کنیم و در غنی کردن و اصلاحش بکوشیم تا ویرانی و از نو ساختنش به سلیقه ی خودمان.
+ نوشته شده در  2006/2/10ساعت 11:34  توسط مهدی محسنی  | 

شعر زیر از پویا حشمتی است.پویاهه که در وبلاگ نویسی کارش حرف ندارد در شعر نیز همیشه آدم را متحیر می کند.حیف که کمی در این زمینه تنبل است.

دوباره اگر سيب افتاده باشد و
تو باشد و
قلپ قلپ بالا انداخته باشد
گوسفند
اگر تو باشد و
نچريده باشم

*
خيلی هم سه شنبه نبود
پنجره نبود
اين ور ِ در نبودی و
گوسفندان که بادگلو ميزدند
يکی يکی
شقيقه هايم سفيد نبود و
قلپ قلپ بالا انداخته نبودم

*
سه شنبه
همه خيابان ، يک نفره
سوار تمام اتاق های نارنجی
توی خودم سگ می بندم
اگر که تو نباشی و نچريده باشم
+ نوشته شده در  2006/2/9ساعت 16:33  توسط مهدی محسنی 

بحث درمورد واقعه کربلا و مسائل پیرامون آن از خطوط قرمز شیعیان است که تنها می توان در مورد عظمت حادثه و ظلمی که به امام حسین و اهلبیتش روا شده ،صحبت نمود.می توان حساسیت شیعیان را در این مورد با حساسیت یهودیان به مسئله ی هالوکاست مقایسه نمود و شاید هم به مراتب شدیدتر.
در یک مورد که من به یاد دارم تنها در روزنامه جامعه یا عصر آزادگان به این مسئله اشاره شدکه:«به شهادت تاریخ خشونتی که با امام و اهل بیت شد به تلافی آن خشونتی بود که علی در سرکوب خوارج در نهروان بکار بست».آنچنان که در روایتی از امام اول شیعیان آمده که «جز من کسی نمی توانست این عمل را انجام دهد» و همچنین این جنگ را به «کور کردن چشم فتنه» تشبیه کرده اند.که اتفاقا ابراز این نظرات یکی از دلایل تعطیلی جریده مربوطه شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/8ساعت 20:50  توسط مهدی محسنی  | 

چند وقت پیش سایت پیک نت در اقدام اشتباهی لینک فیلمی را منتشر کرد که در اصل مربوط به انفجارهای چهار گانه ی زمان انتخابات ریاست جمهوری بود و لحظه ی انفجار مقابل فرمانداری اهواز را نمایش می داد.این سایت و بسیاری از سایتها از آن به عنوان فیلم انفجاردر بانک سامان یاد نمودند.در حالی که هنوز هیچ فیلمی از این انفجار منتشر نشده و تمامی فیلمهای انتسابی همان فیلم اول است.
این هفته های پس از انفجار بانک سامان و بمب صوتی در کیانپارس،شایعات مربوط به انفجار بمبهای صوتی تقریبا هر روز در نقطه ای از شهر به گوش می رسد که صحت و سقمش آنچنان مشخص نیست.اخبار مربوط به بازداشت شدگان متهم در بمب گذاریها هم به فراموشی سپرده شده.گرچه قرار بود بزودی متهمان محاکمه شوند اما ظاهرا همانند موارد پیشین مسولان توفیق خاصی در این ارتباط کسب ننموده اند.
بارها بارها حکومت انگلستان متهم شد اما هیچ مدرک مستدلی منتشر نشده و یا در مورد رابطه ی بمب گذاران با انگلیسیها اطلاعات موثقی بیان نگشته است.در هر حال هنوز هم امنیت دغدغه ی اصلی شهروندان اهوازی است.بازرسی بدنی در ورودی ادارات و مراکز آموزشی و تفریحی،عدم اجازه ی پارک هرگونه وسیله ی نقلیه مقابل ادارات دولتی و مواردی از این دست نمی تواند راه حل اساسی برای این معضلات باشد.
+ نوشته شده در  2006/2/7ساعت 19:49  توسط مهدی محسنی  | 

آنچنان حجم گسترده از تبلیغات حکومتی به بحران پرونده هسته ای ایران اختصاص یافته است که عملا فرصت پرداختن به دیگر مسائل وجود ندارد.گرچه بخشی از این تبلیغات برای تبدیل این پرنده با یک پرونده ی ملی است اما نمی توان از این موضوع چشم پوشی نمود که اهداف دیگری نیز در این بین مطرح می باشد.
عملکرد دولتمردان و بخصوص آقای احمدی نژاد در دامن زدن به بحرانها و اعمال فشارهای بین المللی به عنوان اصولگرایی قابل توجیه نیست مگر اینکه سود این رفتارها را بیش از زیان آن براورد کنیم.شاید اصولگرایان به این نتیجه رسیده باشند که ادامه سلب آزادیهای سیاسی و اجتماعی مخالفان،سانسور شدید مطبوعات و برخورد با فعالین حقوق بشر در فضای کنونی بسیار راحت تر خواهد بود.
ساکت کردن هر صدای مخالف با عنوان هم نوایی با بیگانگان و لزوم وحدت مصنوعی-که با سکوت مخالفان محقق می گردد- را می توان از فوائد تداوم تنش موجود قلمدادکرد.گرچه ضعف و بی برنامگی احزاب و نیروهای سیاسی خارج از دایره دولت نیز از عوامل توفیق اصولگرایان است.
در هر حال نباید با تمسک به این شرایط و مقهور آن شدن،نسبت وضعیت حقوق بشردر ایران، شرایط زندانیان سیاسی و لزوم ادامه ی روند اصلاحات در ایران بی تفاوت بود.باید از هر امکانی برای اعمال فشار بردولت به جهت تقید به منشور جهانی حقوق بشر و کاهش فشار براپوزیسیون و فعالین سیاسی- اجتماعی استفاده کرد.در بحث سیاستهای اقتصادی و فرهنگی دولت و مجلس فعلی نیز باید همین موارد منظور گردد.
پاورقی:
بنظر میرسد در هر برهه ی زمانی بحثی گفتمان غالب می شود که با آنچه بکار می آید و لازم است،فاصله ی بسیار دارد.بحث جمهوریت و اسلامیت نظام،شرایط انتخابات خبرگان رهبری،نظرات احمدی نژاد در مورد هالوکاست و لزوم نابودی اسرائیل و هاله نور.گرچه اظهار نظر و نقد این مسائل لازم است اما نباید آنچه را که می خواهیم فراموش کنیم.استقرار دموکراسی و رعایت حقوق بشر اهداف بلند مدتی است که نباید قربانی مباحث سیاسی روزمره گردند.
+ نوشته شده در  2006/2/6ساعت 22:0  توسط مهدی محسنی  | 

روزنامه شرق شنبه ۱۵ بهمن ۸۴ در صفحه ی آخر خود به قلم رضا خجسته رحیمی، زیر عنوان «توصیه های فرید زکریا برای اصلاح طلبان ایرانی» در مورد آخرین کتاب ترجمه شده ی به فارسی این روشنفکر امریکایی،مطلب کوتاهی را به چاپ رسانده است.زکریا در کتاب «آینده ی آزادی» این نکته را به اصلاح طلبان گوشزد می کند که:«همه چیز انتخابات و برگه رای نیست».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/5ساعت 2:42  توسط مهدی محسنی  | 

درحالی که مباحثات پیرامون فعالیتهای هسته ای ایران در وین جریان دارد و طرفهای مختلف در حال رایزنی برای جلب آرا اعضای آژانس انرژی هسته ای هستند مسئله ای دیگر در این میان خود نمایی می کند.ظاهرا در محل اجلاس نمایشگاهی از جنایات آلمان نازی در مورد یهودیان، که به نام هالوکاست خوانده می شود، برپاست.
برپایی این نمایشگاه،بدون شک پاسخی است به بیانات احمدی نژاد که با رد واقعه کشتار یهودیان توسط نازیها،هالوکاست را افسانه خوانده بود.بی شک نمی توان از اثرات منفی این نمایشگاه بر وجه ی هیات ایرانی در دیدگاه شرکت کنندگان این اجلاس چشم پوشی نمود.از سوی دیگر نیز رسانه های اروپایی در چند هفته ای اخیر موج جدیدی از پخش فیلم ها و برنامه هایی را آغاز کرده اند که بنوعی مرتبط با ظلم و جنایت علیه یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم است
هنوز برای من توجیه پذیر نیست که رد مسئله ی هالوکاست چه کمکی به منافع ایران کرده و یا چه امتیازاتی را برای فلسطینیان به همراه داشته است.جز اینکه بار دیگر موضع اسرائیلی ها را در برابر ایران تقویت شده که به جهان خاطر نشان کنند ایران در پی نابودی مردم و کشور اسرائیل است.
نژاد پرستی و تصفیه قومی امری مذموم و ظالمانه است.کشتن انسانها بخاطر نژاد و مذهبشان از جنایتبارترین اعمال ضد بشریست.همانگونه که حوادث بوسنی و هرزگوین،زنده بگور کردن و قتل عام ده ها هزار مسلمان و تجاوز به زنان و دختران بوسنیایی، برای ما تکان دهنده و منزجر کننده است،هالوکاست را هم باید بدون در نظر گرفتن دین و نژاد قربانیان منفور و محکوم کنید و نگذاریم هیچ تفکر نژاد پرستانه ای محل ظهور بیابد.که حتی اگر به این مسائل معتقد نباشیم می توان به استناد حفظ منافع ملی مواضع اصولی تری را اتخاذ کنیم.
+ نوشته شده در  2006/2/4ساعت 3:55  توسط مهدی محسنی  | 

از زمانی که جریان چاپ کاریکاتوری موهن از پیامبر مسلمانان در یک نشریه دانمارکی آغاز شد، جنگی اعلام نشده در حال وقوع است.جنگ میان مطبوعات اروپایی که مدعی دفاع آزادی مطبوعاتند و مسلمانان معترض و البته خشمگین.عکس العمل مسلمانان موجب شده است رسانه های اروپایی به سابقه ی اینگونه اعمال و واکنش طرفهای متقابل بپردازند و در ضمن نشریات بیشتری کاریکاتورهای مشابهی را چاپ نموده اند.
در این چند روزشبکه های خبری اروپایی بارها چهره ی سلمان رشدی را نشان دادند و درباره ی فتوای واجب القتل بودنش که توسط آیت الله خمینی صادر شد به بازخوانی این پرونده و پرونده های مشابه پرداخته اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/3ساعت 4:39  توسط مهدی محسنی  | 

 اپیزود وسط :
 چه بيهوده نشسته منتظر
 و فکری که همزادش بود در کالبد
 و آن صدای گرفته؛
 ــ بيرون برو احمق!
 ديگر تمام شد
 نه آنگونه که او می گفت
 نياز نيست به روزنامه تسليتی بدهيم
 آنکس که بايد بداند
 روزهاست که رانهای عريانش ميهمان دارد
 و سينه هايش
 پرستشگاه بيستون
 ديگر تمام شد
 اما نياز نيست...

 اپیزود آخر:
 آنروز که ديدم روی سرت راه می روی
 ايمان يافتم
 ديگر ستاره ای را نخواهی ديد
 شايد هم من بودم که داشتم وارونه ميرفتم...
 ...عجم جای تنگی مرا خوابانده ايد.

 اپیزود اول:
 تهران-میدان انقلاب-مرداد ۱۳۸۲

پاورقی:
چند روایت معتبر از مصطفی مستور
و ناگهان پرتاب می شوی به زندگی.یعنی تبعید می شوی در جایی...
+ نوشته شده در  2006/2/2ساعت 4:1  توسط مهدی محسنی  | 

تحریف سخنان آقای احمدی نژاد توسط شبکه ی خبری سی ان ان با واکنش تند مسولین و رسانه های دولتی ایران روبرو شد.این امر در حاکی رخ می دهد که در روزنامه ها،خبرگزاریها و شبکه های تلویزیونی دولتی ایران روزانه شاهد تحریف دهها خبر و سخنرانی مقامات و شخصیتهای سیاسی خارجی و داخلی هستیم.
جدا از ارسال اخبار کذب، مخفی کاری و عدم اطلاع رسانی-به عبارت سکوت و سانسورخبری-از موارد معمول در رسانه های خبری دولتی در ایران است.البته رسانه های مستقل نیز بخاطر مسائل حقوقی و پیگردهای قضایی از طرح برخی اخبار خودداری می نماید.تا جایی که برای دوری از تبعات احتمالی خود سانسوری به امری رایج در رسانه های مستقل ایرانی تبدیل شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/2/1ساعت 20:18  توسط مهدی محسنی  | 

خبر می توانست غافلگیر کننده هم باشد:«پنج عضو دایم شورای امنیت بعلاوه آلمان در مورد ارجاع پرونده هسته ای ایران به این شورا توافق کردند».چند دقیقه قبل از مخابره این خبر دیری ابیانه -این به اصطلاح دکترای علوم استراتژیک-داشت در شبکه ی یک جام جم از به حق بودن ایران و پیروزی و موفقیت سیاستهای جدید سخن می گفت.
سی ان ان در ادامه ی سلسله گزارشهایش درباره وضعیت پرونده هسته ای ایران در یک نظرسنجی از خوانندگان سایتش این سوالات را مطرح نموده است که:"از ایران اتمی بیشتر می ترسید و یا از بالا رفتن قیمت نفت توسط ایران".اکثر شرکت کننده گان -نزدیک به ۶۲ درصد- گزینه ی ایران اتمی را انتخاب نموده اند.
حالا باید دید با این اوصاف و با توجه به تهدیدات قبلی مسولان ایران که عنوان نموده بودند «تهدید ارجاع» پرونده ی ایران در شورای امنیت تمامی همکاریهای ایران را به حالت تعلیق درخواهد آورد در برابر «ارجاع» پرونده چه واکنشی نشان خواهند داد.
پیوست:
» حنیف : تصحیح می کنم پیروزی استکبار بر ایران !
» نیک اهنگ : نقشه ی اتمی
» گاف از نوع لاریجانی:از موضع روسیه هنوز مطلع نیستم!
پاورقی:
» از سندیگای اتوبوس رانی حمایت کنید [لینک]
+ نوشته شده در  2006/1/31ساعت 12:28  توسط مهدی محسنی  | 

در صبحانه خواندم که رحمان رضایی گذرنامه ی ایتالیایی دریافت کرده است.که این به معنی پذیرش تابعیت کشور ایتالیاست.باورش برایم سخت بود اما پس از اینکه در روزنامه شرق تایید این خبر را خواندم مطمئن شدم.
در شرق از قول یکی از مسولین فدراسیون نوشته بود این کار او به نوعی پذیرش تابعیت دوگانه است.البته "تابعیت دوگانه" امری مرسوم است ولی نه در مورد ایران و ایرانیان.هر کسی می داند ایران به هیچ وجه تابعیت دوگانه را قبول ندارد.و تابعیت متاخر را اصل می داند.ایران برخلاف بسیاری از کشورها شش ماه پس از اخذ تابعیت ثانی به شهروندش فرصت لغو تابعیت دوم را می دهد.در صورت عدم انجام این امر تابعیت مقدم-ایرانی-صلب شده و مانند شهروندان خارجی با آنها رفتار می شود.گرچه این امر در اجرا در بسیاری از موارد صورت نمی گیرد.در مورد رحمان مطمئنا شدیدا سختگیری خواهد شد.
در اروپا کسب گذرنامه ی اروپایی برای فوتبالیستها امری عادیست و برای اینکه شامل قانون "بوس من" بشوند دست به این کار می زنند.علی کریمی در مقطعی قرار بود به تیم دیگری فرستاده شود زیرا تعداد بازیکنان غیر اروپایی بایرمونیخ بیش از حد مجاز شده بود.مسولان بایر سعی داشتند گذرنامه آلمانی برای چند بازیکن خود بگیرند تا این مشکل حل شود.
می توان کار رحمان رضایی را به این موارد نسبت داد.زیرا او قاعدتا می داند با توجه به حضور در میدان فوتبال با پیراهن ایران،نمی تواند برای هیچ تیم ملی دیگر جز ایران بازی کند.شاید هم ماجرا چیز دیگری باشد.بزودی همه چیز مشخص خواهد شد.
پاورقی:
همیشه از نوحه ی هلالی و ذاکر خوشم می آمد.با اینکه قیافیه ذاکر مرا یاد آدمهایی می اندازد که دوست ندارم باز با آنها طرف بشوم.البته نه همشان،یکی بود که خیلی هم دوستش داشتم و دارم.این لینک هم ادای دین است و هم شاید شریک کردن دیگران از نوایی که حس خوبی می دهد جدای از فلسفه ای که پشتش قرار دارد و بدون قضاوت در مورد آن.
امید گزارش کاملی از اعتصاب رانندگان اتوبوس واحد در تهران نوشته است.واقعا تاسف بار است.
+ نوشته شده در  2006/1/31ساعت 3:7  توسط مهدی محسنی  | 

۷ تن سربازان گروگان گرفته شده آزاد شده اند.خبرگزاری ایسنا با مخابره این خبر اعلام نموده که از سرنوشت نفر هشتم که اخباری مبنی بر کشته شدنش توسط گروگان گیران مخابره شده بود اطلاعی در دست نیست.شبکه خبر هم اعلام کرد که گروگانها بدون هیچگونه باج دهی آزاد شده اند.
گرچه این مسئله باج دادن یا ندادن زیاد مهم نیست و بازگرداندن گروگانها از همه چیز مهمتر است اما درمورد صحت این موضوع شک زیادی وجود دارد.با تمام این اوصاف بد نیست که برای جبران رنج و سختی هایی که گروگانان در این مدت ۳۱ روزه کشیده اند ما بقی خدمت این سربازان بخشیده بشود.

سفر احمدی نژاد برای دومین بار به خوزستان لغو شد.گرچه نماینده بوشهر در مجلس!! دلایل لغو سفر را ناشی از انفجارهای اهواز ندانسته است اما ناگفته پیداست که این حوادث تنها دلیل واقعی لغو سفرها می باشد. میثم در مورد سفر احمدی نژاد به خوزستان مطلبی نوشته و انتقاد کرده که چرا حاج محمود نیامد.عادل هم پاسخی نوشته است با عنوان "حاج محمود نیامد...بهتر".هر دو مطالب خواندنیست.

پاورقی:
از تمامی دوستانی که برای مقالات مورد درخواستم ایمیل زده اند و یا پیام گذاشته اند متشکرم.واقعا نمی دانم چطور محبتتان را جبران کنم.در این بین محسن نظارت نازنین مطالب بسیاری بدردبخوری را برایم فرستاده که از او واقعا متشکرم.همچنین از زوربا، دوران نو، idiot و کرم دندون .
استقبال از طرح جمع شدن بلاگرهای اهوازی ادامه دارد.پیشنهادهای خوبی هم مطرح شده است.بزودی یک مطلب کامل در مورد طرح ارائه می کنم.پس سریعتر پیشنها های خودتون رو بفرستید تا اضافه کنیم.
+ نوشته شده در  2006/1/30ساعت 17:38  توسط مهدی محسنی  | 

یک ایده مغفول مانده دارم در مورد جمع شدن وبلاگ نویسان اهوازی.خیلی از دوستان از این کار استقبال کرده اند فکر کنم حالا زمان خوبی برای عملی کردنش باشد.پس وبلاگ نویسان اهوازی عزیز سریعا نظرات خود را بگذارید تا تصمیمی عاجل اتخاذ کنیم.
چه خوب است که روزی را در آرامش سپری کنیم گرچه هنوز تا شب چند ساعتی مانده اما خداکندخبری نشود.هروقت درب ورودی دانشگاه تفتیش می کنند معلوم است که خبری بوده مثل همین امروزصبح.کم کم دارد این اوضاع برای مردم عادی می شود.
با آهنگهایی که نیکان در وبلاگش می گذارد خیلی حال می کنم.سلیقه اش حرف ندارد.
توجه:
به یک عدد مقاله انگلیسی در مورد فونداسیون -پی- نیاز فوری دارم.اگر با ترجمه باشد بهتراست.حداکثر۴ تا ۵ صفحه کافیست.همچنین مقاله ای در مورد تاریخچه مالیات و قانون تجمیع عوارض.کسی توانست برایم تهیه کند از خجالتش درخواهم آمد.
+ نوشته شده در  2006/1/29ساعت 19:18  توسط مهدی محسنی  | 

چند لحظه پیش -۲۲:۳۰ شنبه ۸ بهمن-یک بمب صوتی منطقه کیانپارس اهواز را لرزاند.ظاهرا این بمب تلفاتی در برنداشته است.محل دقیق بمب که کمتر از ۷۰۰ متر با محل اقامت من فاصله دارد،خیابان خرداد بین شهریور و مرداد غربی -ظاهرا نزدیک شورای حل اختلاف و روبروی استخر جهان- بوده است.این بمب صوتی بوده و تلفاتی در بر نداشت.شایعه ی اقدام به خنثی کردن بمب دیگر در همان نقطه وجود دارد.نیروهای امنیتی در حال بستن خیابانهای مجاور هستند.
پیوست:
خبر ایسنای خوزستان + گزارش خبرگزاری فارس + لاریجانی به لندن می رود
+ نوشته شده در  2006/1/28ساعت 22:55  توسط مهدی محسنی  | 

هنوز هم سربازهایمان گروگان گروه "جندالله" هستند.شایعه کشته شدن یکی از گروگانها قوت بیشتری گرفته است.هر روز به بخشهای مختلف خبری گوش می دهم اما هیچ خبری نیست.روزنامه ها هم چیزی نمی نویسند.
انگار در رسانه های جمعی یمان یک قرارداد نانوشته برای بایکوت این حادثه وجود دارد.با شلوغ بازی کاری از پیش نمی رود اما فکر می کنم حق ماست که بدانیم برای کسانی که برای مرزبانی این مملکت رفته اندو امروز در خطر چه کارهایی صورت گرفته است.و شاید هم حق دولت مقابل باشدکه پاسخی ندهد.
+ نوشته شده در  2006/1/28ساعت 10:59  توسط مهدی محسنی  | 

مراسم خاکسپاری کشته شدگان انفجارهای اخیر اهواز پنجشنبه برگزار شد.آن هم با حضور خیل عظیمی از سربازان وظیفه و دانش آموزان مدارس اهواز و البته دیگر شهروندان اهوازی.جدای از نحوه ی بازتاب این مراسم در بخشهای مختلف خبری صدا و سیما،موضوع جالب توجه نحوه گزارش این مراسم در بخش خبری ۲۲ شبکه ی سوم سیما بود.مجری برنامه خبر داد:«مراسم تشییع پیکر شهدای حوادث تروریستی اهواز با شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" امروز صبح در اهواز برگزار شد.»
این نوع خبر رسانی مرا یاد بازی پرسپولیس-بایر مونیخ انداخت که با همین شعار "انرژی هسته  ای حق مسلم ماست" برگزار شد.من همیشه فکر می کردم بین یک بازی فوتبال و مراسم خاکسپاری تفاوتهایی وجود دارد.اما دیروز متوجه شدم برای برخی مهم نیست که در رسیدن به اهدافشان هر وسیله ای توجیه گر است.
نمی دانم با چه استدلالی به خود اجازه می دهند این پیکر های سوخته و تکه پاره را خرج سیاست های غلط خود بکنند به خورد مردم بدهند.گرچه انرژی هسته ای -و نه سلاح اتمی- حق مسلم مردم ایران است اما نه باید به هر بهانه ای با استفاده از هر اتفاقی بدون توجه به احساسات عمومی اقدام به تبلیغات دولتی نمود.مگر اینکه بر این باور باشند که کشته شدگان مذکور در راه دستیابی به انرژی هسته ای قربانی شده اند!! در هر حال شاید بهتر بود این مراسم با نام "امنیت حق ماست" برگزار شود تا بهتر خواست عمومی شهروندان را منعکس کند.
بهتر است به جای استفاده ازهر بهانه بجاو نابجایی درداخل برای تحریک به حمایت عمومی ازمواضع حکومت، مواضع قابل دفاع و در جهت تعامل با جهان اتخاذ شود و در کنار آن به همگان اجازه دهند در این مورد نظاراتشان را آزادانه مطرح کنند و راهکارهای خود را عرضه نماید و از یکجانبه گرایی در این مورد دست بردارند.این تنها راه جلب حمایت عمومی و بخصوص نخبگان از منافع ملی خواهد بود.
پاورقی:
حسین درخشان که به اسرائیل سفر کرده است باید منتظر پس لرزه های این اقدامش در وبلاگستان باشد.خدا رحمش کند از دست کج فهمان.(البته مرگ بر اسرائیل!!)
وبلاگ نیک اهنگ کوثر تغییر قیافه داده و تغییر اسم.
بیش از ۴۸ ساعت است که یک ریز دراهواز باران می بارد.هوای ملسی شده. شاید بعد آن حادثه لازم بود کمی از قباحت این جنایت را بشورد و به دریا بریزد.
+ نوشته شده در  2006/1/27ساعت 15:50  توسط مهدی محسنی  | 

متکی وزیر امورخارجه ایران بار دیگر در مصاحبه با بخش خبری 20 :30 شبکه دو صراحتا اعلام کرد که انگلیسی ها  مثل گذشته در انفجارهای اهواز دست داشته اند.در پاسخ به این پرسش مصاحبه کننده که "در مقابل این اقدامات انگلیسی ها شما چه عملی را انجام داده اید؟" ، پاسخ داد:«مسئله در دولت طرح شد و تصمیم گرفتیم این مسایل را به انگلیسی ها اطلاع دهیم.»
حال این پرسش طرح می گردد که اگر دولت ایران اطلاعات «کافی و غیر قابل انکاری» در دست دارد که انگلیسی ها را محکوم می کند آیا اطلاع دادن این مسئله به آنها که ما می دانیم در انفجارها دست داشته اند عملی کافی است؟ اگر انگلیسی ها در این جنایات دخالت مستقیم داشته اند ، جان شهروندان ایران به اندازه ی همین اطلاع رسانی ارزش دارد؟
البته تمامی این اظهارات در حالی صورت می گیرد که انگلستان همچون گذشته انفجارهای اهواز را محکوم و اتهام دست داشتن خود را در این حوادث تکذیب کرد.با تمام این اوصاف حداقل انتظار شهروندان اهوازیست که در صورت اطمینان دولت از .آمریت انگلیسی ها در حوادث اهواز نسبت به تعطیلی سفارت انگلستان در ایران اقدام نماید.پر واضح است که انگلیسی ها می توانند از سفارتخانه خود در تهران به عنوان اتاق فرماندهی اینگونه عملیات استفاده نمایند.مطمئنا کوتاهی مسولین امر شک و شائبه های موجود در مورد عدم وجود مدارک قانونی و محکم دال بر دخالت انگلیس در انفجارهای اهواز را قوت خواهد بخشید.
تلاش برخی رسانه های داخلی وابسته به دولت در متهم کردن برخی فعالین سیاسی و روزنامه های عرب ، بدون ارائه مدارک مستدل و قانونی تنها شکاف قومی را در استان دامن زده و هیچ گرهی را از مشکلات باز نخواهد کرد.همچنین باید باز نگری دقیقی صورت گیرد که چرا در گذشته دستگیری کسانی که بعنوان "عوامل بمب گذار" معرفی شده اند هیچ خللی بر انجام جنایات بعدی این جریانات وارد ننموده است.و با قدرت بیشتری نسبت به گذشته این اعمال جنایتکارانه ادامه دارد.اینها پاره ای ازسوالاتی است که در مورد حوادث اخیر می توان مطرح نمود و انتظار پاسخ مستدل داشت.
+ نوشته شده در  2006/1/26ساعت 0:19  توسط مهدی محسنی  | 

این چندمین انفجار بود.کم کم دارد حسابش از دستمان خارج می شود.صحنه های وحشتناکی بود.آدمهای سوخته و نیم سوخته.دست و پای قطع شده.مردمی که از سنگدلی تروریستها خشکشان زده بود.پس از هر انفجار هم سر نخهایی پیدا می شود و به گفته ی مقامهای مسول عوامل بمب گذاری دستگیر می شوند اما دوباره بمبی دیگر.نمی دانم چند بمب دیگر چند انسان بی گناه باید قربانی شوند تا کاری اساسی صورت گیرد و حساسیت بیشتری در مورد امنیت خوزستان نشان بدهند.
این جریان نه بحث جلوگیری از انتقال آب کارون است و نه درخواست اختصاص درصدی از درآمدهای نفتی برای توسعه استان.دیگر از خیر بهبود وضعیت معیشتی و توسعه استان گذشتیم.فکری به حال جان ما بکنید که از هر چیزی ارزان تر شده است.فکرش را بکنید هر روز صبح که ار خواب بیدار می شوی و به سمت محل کارت می روی ممکن است همین ماشین پارک شده ی روبری دفترت یا سطل آشغال بغل خیابان و دهها چیز دیگری که فکرش را نمی کنی منفجر بشود.بمب هم که بمب است.دوست و آشنا نمی شناسد.جان می گیرد علی السویه.
نمی دانم اگر خدای نکرده یکی از این بمبها در جای دیگری غیر از این خوزستان تحقیر شده و اهواز مظلوم منفجر می شد همینگونه مسولین ما دست روی دست می گذاشتند و می گفتند :"لهجه ی بمب ها انگلیسی است".برای ما که مهم نیست این بمبها به لهجه ی شیرین لندنی، بغدادی و یا تهرانی حرف می زنند.برای ما مهم است که دیگر صدایشان را نشونیم.باور کنیدسخت است در این شرایط زندگی کردن.مرگ همه جا عین سایه دنبالتان باشد.تا خودتان گرفتارش نشویددرکش نمی کنید.که امیدوارم هیچگاه درکش نکنید.
پیوست:
گزارش تصویری از انفجار بمب در اهواز
مهر  1  2  3  4 . ایلنا 1  2  3 . ایسنا 1  2  3  4 . فارس 1  2  3  4
+ نوشته شده در  2006/1/25ساعت 13:5  توسط مهدی محسنی  | 

تا حالا که ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه سه شنبه ۴ بهمن است سه انفجار اهواز را لرزانده.اولین انفجار در کیانپارس بین خیابان ۳ و ۴ بانک سامان رخ داده است که تلافات بسیاری به بار اورده.دومین انفجار در سازمان منابع طبیعی بلوار گلستان رخ داد.سومین مورد هم در کمپلو و لشکر حوالی تالار آفتاب گزارش شده است.
خیابان اصلی کیانپارس مسدود شده و بیرون آوردن اجساد از بانک همچنان ادامه دارد.بنظر می رسد به علت ازدحام جمعیت در بانک سامان تعداد کشته ها از مرز ۲۰ نفر بگذرد.این اتفاقات در حالی رخ داده است که دیشب احمدی نژاد به دلایلی سفر خود را به اهواز به تعویق انداخت.
یکی از دوستانم در محل انفجار -کیانپارس- حاضر است سعی می کنم خبرهای دقیقتری از او کسب کنم و اطلاع بدهم.
اخبار تکمیلی:
» اسامی اولیه مجروحان بمب گذاری
» خبرگزاری فارس از کشته شدن بیش از ۲۵ نفر در این انفجارها خبر می دهد
» گزارش تصویری ایسنا  1  2
+ نوشته شده در  2006/1/24ساعت 12:26  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که اسرائیل در مورد فعالیتهای هسته ای ایران هشدار داده،فیدل کاسترو رهبر مادام العمر کوبا نسبت به حمله ی اتمی به ایران ابراز نگرانی کرده است.در همین حال دیروز رسانه های خبری اعلام کردند بزرگترین بانک اروپایی،یو بی اس سوییس، مبادلات پولی خود را به خاطر ریسک بالای اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران قطع نموده است.خبرهایی هم از تهیه طرح تحریم ایران بگوش می رسد.
در همین حال رییس جمهور ایران به سوریه سفر می کند و با بشار اسد متهم و مضنون به طراحی قتل رفیق حریری دیدار می نماید.در سوی دیگر نیز متکی، وزیر امور خارجه و لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی،با جوانک تندرویی به نام متقدی صدر دیدار می کنند که به علت عملکرد خشونت طلبانه اش و همچنین اتهام به قتل عبدالمجید خویی و تهدید آیت الله سیستانی وجه خوبی ندارد.
به هیچ وجه نمی دانم بر اساس کدام منطق این رفتارها صورت می گیرد.شاید وقتش رسیده باشد به جای شعارهای دهن پر کن این سوال را از خود برسیم که"همه چیز را می توان فدای غنی سازی کرد؟".من که فکر نمی کنم همه اش منحصر به فعالیتهای اتمی باشد.وضعیت موجود چیزی فراتر را باید نصیبمان کند که این هزینه های گزاف را بپردازیم.
پی نوشت:
مقدم در وبلاگش با اشاره به این مطلب نوشته است:"من هم داشتم فکر می کردم که احمدی نژاد هم مثل خاتمی با بحران های زنجیره ای دست به گریبان است و اگر در زمان خاتمی هر ۹ روز یک بحران وجود داشت، طفلکی احمدی نژاد هر هفته با بیش از ۳ بحران دست و پنجه نرم می کند! بحران آفرینان هم در کشور عزیز ما مشخص اند: زمانی بر دولت بودند و اکنون در دولت!
+ نوشته شده در  2006/1/23ساعت 3:35  توسط مهدی محسنی  | 

عادت به فیلتر سایتها و وبلاگهایی که می خوانم،همیشه مدتی زمان می برد.فیلترشکن خوب هم که از زغال خوب واجب تر است.یکی دارم و فعلا اموراتمان می گذرد.مخصوصا بی بی سی فارسی را که عادت کرده ام به جای رادیو اش روزی چند بار سر بزنم.روز آنلاین در آدرس جدیدش چند مشکل دارد که هوز رفع نشده.اکثر عکسها در آدرس مذکور نمایش داده نمی شوند.
هر روز به تعداد سایتها و وبلاگهای فیلتر شده اضافه می شود.انگار آقایان "فیلترر" جنون فیلترینگ گرفته اند.پزشکها می گویند این بیماری از جنون گاوی و آنفولانزای مرغی هم خطرناک تر است.این بیماریها جانت را می گیرند ولی این یکی اول شعورت را زیر سوال می برد بعد تحقیرت می کند و در نهایت روانت را می خراشد و در حالی حاد منجر به فوت هم می شود.
امروز تولد یک سالگی وبلاگ پوتین وهمچنین تولد ۳۶ سالگی محمد تاجیک نویسنده آن است.پوتین یکی از چند وبلاگی است که به خواندنش عادت کرده ام.هر دو تولد را به محمد عزیز تبریک می گویم و از دوستی با او خرسندم.
پاورقی:
سایت کنتور webstats4u دیروز برای چندین ساعت از دسترس خارج شد.
+ نوشته شده در  2006/1/22ساعت 2:29  توسط مهدی محسنی  | 

جریانی را که سیبیل طلا با نقدی بر نوشته ی مهدی جامی آغاز کرد به یکی از مباحث پر سر و صدای وبلاگستان تبدیل شده است.داستان از آنجا آغاز شد که نازلی تیتر مطلبی در نقد نظر جامی در مورد حوادث اسرائیل را اینگونه انتخاب نمود:"سيبستان،وبلاگی که پرده عصمت اش پريده بود".مهدی جامی نویسنده وبلاگ سیبستان نیز مساله را شخصی کرد و در برخورد و پاسخی خارج از عرف معمول سعی در ترور شخصیت نازلی نمود.در ادامه هم دیگرانی بودند که با همراه شدن با جامی بجای نقد نوشته به نقد شخصیت نازلی پرداختند.میدان عقده گشایی فراغ شد و حتی حسین درخشان نیز در این بین بی نصیب نماند.چند نفری هم در موافقت مشی سیبیل طلا مطالبی را نوشتند که لینک کامل موافقان و مخالفان را می توانید در وبلاگ نازلی ببینید و قضاوتی منصفانه داشته باشید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/1/21ساعت 3:5  توسط مهدی محسنی  |