تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

درست ۲۵ آبان ۸۴ بودو نوشته شد "و اینک آخرالزمان".نوشتم برای او که سراپا آتش است -وحالا بود- لعنت به من که ابتدا فعلم را جوری انتخاب کردم که شد آنچه نباید.شاید هم هیچ ربطی ندارد.کجا این جمله را خواندم:«پیرمرد چشم ما بود».فکر کنم برای بزرگ علوی نوشته بودندش به یاد «چشمهایش».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/21ساعت 0:39  توسط مهدی محسنی  | 

در رفتار شناسی اصولگرایان یک مورد بسیار بارز است:وسیله هدف را توجیه می کند حتی اگر روزی صد باربه این وسیله فحش بدهیم.در بررسی اتفاقات و موضع گیریهای محافظه کاران درهشت ساله گذشته نمونه های بارز و متنوعی برخواسته از این اعتقاد را می توان مشاهده نمود.
 آخرین آن به شنبه ۲۸ آبان تیتر روزنامه ی کیهان باز می گردد که به این جمله اختصاص داشت:"موضع احمدی نژاد خواست عمومی ملت است".این روزنامه مدعی شد است که خاتمی این سخن درسفر به آلمان ایراد نموده.خبری که اولین بار توسط یکی از سایتها وابسته به مجاهدین خلق منتشر شد و پس از آن سایتهای نزدیک به اصولگرایان آنرا نقل کردند.
نکته قابل توجه بازتاب گسترده سخنان منسوب به خاتمی درسایتها و روزنامه های محافظه کار است.خاتمی که مخصوصا در آستانه تشکیل دولت جدید -و همواره در طول هشت سال مسولیت خود-بی محابا به ارتجاع برخواسته از جبهه اصولگرایان حمله کرده و آنها را بزرگترین دشمنان نظام نامیده،سخنانش هیچگاه اینگونه مورد اقبال واقع نشد و بازتابی نیافت،حتی بارها مورد نکوهش قرار گرفت تا جایی که ازحضورش در مرکز مطالعات مجمع تشخیص مصلحت با عنوان نفود دشمن درمرکز تصمیم گیری نظام یاد شد.
گرچه در واقعیت ماجرا شک است اما ایراد این سخنان توسط خاتمی مطمئنن به میزان اثر ابرازهمین حرفها توسط احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران اثرگذار نخواهد بود.گرچه در صورت صحت امر به هیچ عنوان اثرات منفی سخنان خاتمی در نزد افکار عمومی جهانی را نمی توان انکار کرد.خاتمی در صورت بیان این سخنان باید مورد بازخواست و انتقادقرار گیرد درغیر این صورت حقایق بیان گردد و از تکذیب این سخنان پروایی به خود راه ندهد تا از ادامه عوام فریبی و سو ء استفاده اصولگرایان جلوگیری شود. 
+ نوشته شده در  2005/11/20ساعت 14:11  توسط مهدی محسنی  | 

چه نمایش مناسبی برای جهانیان می دهیم.وقتی که باید نشان داد ما مردمان آرامی هستیم.به صلح جهانی می اندیشیم.به حاکمیت ملی کشورها احترام می گذاریم.برای نابودی هیچ کشوردیگری تلاش نمی کنیم.آنگاه چند جوانک احساساتی ماکت کاخ سفید را هدف سنگهای خود قرار می دهند و آن را به آتش می کشند.وه! چه نمایش قدرت با شکوهی.کاخی که جدای از آنکه چه کسانی ساکن آن هستند،نشان حاکمیت ملی و مظهر ملت آمریکاست.آری ما آنقدر کودن شده ایم که در برابر تاسیسات هسته ای نطنز این کار را می کنیم.می دانید معنی این کار چیست؟می دانیدبرای آنها چه پیامی می فرستید؟ یعنی ما می خواهیم شما را نابود کنیم آنهم با کمک راه اندازی نطنز.
حالا اسمش را بگذارید نمایش قدرت.حماسه بخوانیدش.شما می خواهید باد بکارید چون ایمان دارید طوفان درو خواهید کرد.چه حیف شما که به سوراخ کردن این کشتی مشغولید همه ما را غرق خواهید نمود وگرنه گوشه ای می ایستادم و به عاقبت محتوم اعمالتان نگاه می کردم و می خندیدم.ولی دعا می کند بشود بیدارتان کرد، پیش از اینکه دیر بشود.
+ نوشته شده در  2005/11/19ساعت 1:46  توسط مهدی محسنی  | 

آیکون کنتور nedstatbasic دربلاگفا ظاهر نمی گردد با اینکه کار شمارش بازدید کنندگان را به درستی برایم انجام می دهد.نمی دانم این مسئله به قالب من برمی گردد یا بخاطر سیستم بلاگفاست که احتمال قوی دومی درست است.شاید بلاگفا سعی دارد کاربران را مجبور کندشمارشگرهای ایرانی را جایگزین خارجی ها کنند.شمارشگرهایی که من کمترین اطمینان را به آنها دارم.و مخصوصا nedstat که جز معتبرترین و کاراترین شمارشگرهاست و مدتی است فیلتر شده و با ترفندی به سایتی جدید منتقل شده است.باز باید دست به دامان آقای شیرازی شد تا این مشکل را حل نمایند.
در ضمن باید این نکته را هم اضافه کنم که بلاگفا واقعا یکی از بهترین و مجهزترین سیستمهای رایگان اختصاص فضاست.پشتیبانی عالی،سهولت در کاربردو امکاناتی که هر روز رو به افزایش است.آنهم بدون تبلیغات در صفحات وبلاگها،که یکی ازمهمترین مزیتهای بلاگفا میباشد،بلاگفا را به یک میزبان بی رقیب فارسی بدل کرده است.باید به آقای شیرازی تبریک گفت و از ایشان تشکر ویژه نمود.
+ نوشته شده در  2005/11/18ساعت 16:39  توسط مهدی محسنی 

در جریان مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان در قطرحسین رضازاده در حالی که در حرکت یکضرب پس از حریف روسی در جای دوم قرار گرفت در دوضرب وزنه ی ۲۵۱کیلوگرم را بالای سر برد در مجموع قهرمان جهان شد.اودر هنگام قرار گرفتن در بالای سکوی قهرمانی عکسی را از آیت الله خامنه ای و خودش بالای سر خود برد که تلویزیون قطر از نمایش بسته عکس خودداری نمود، شاید دلیل عمده این بود که این عمل را بیشتر سیاسی می دانست تا ابراز احساساتی ورزشی.
انجام این کار به خود رضازاده مربوط می شود اما باید دقت کرد تا آنجا که ممکن است از سیاسی کردن ورزش خودداری نماییم و به کارهایی دست نزنیم که بهانه به دست رسانه ها بدهد و مسئله ساز گردد.ممکن است در داخل کشور و توسط مقامات رسمی از این حرکت استقبال گردد ولی باید دید چه اثری بر افکار عمومی شاهد بر ماجرا خواهد نهاد و آیا به نشان دادن چهره ی بهتری از کشورمان کمکی می کند.
در بسیاری از کشورها حکومت و حاکمان جنبه قدسی نداشته و تنها به عنوان کسانی تلقی می گردد که در این مناصب برای اداره بهتر جامعه تلاش می کنند.و محبوبیتشان نیز منحصر به سالهای حکمرانی می شود آن هم به میزان خدمتی که انجام دهند.به همین دلیل به احتمال قوی فلسفه حرکت رضازاده برای دیگران قابل درک نخواهد بود.
+ نوشته شده در  2005/11/17ساعت 20:55  توسط مهدی محسنی  | 

واقعا گاهی درک برخی مسائل برایم مشکل است.این موضوع یا به کم فهمی وکج فهمی من مربوط میشود و یا به محیرالعقول بودن مسئله. دریادداشتی در مورد ماجرای تصویب ۱۰۰ مصوبه در جلسه ی ۳ ساعته هیات دولت نوشتم و آنرا عجیب و غیر قابل باور دانستم.مطلبی که توسط شخص رییس جمهور ابراز شده بود.امروز در سایت خبری فارس خبری را مشاهده کردم با عنوان "نا گفته های سفر رئیس جمهور به خراسان جنوبی" که از زبان یکی از مشاوران استاندار خراسان جنوبی بود.به قسمتی از این سخنان توجه کنید:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/16ساعت 17:40  توسط مهدی محسنی  | 

دولت احمدی نژاد در بدو تاسیس دولتی مقتدر و توانمند نشان می داد که با در دست داشتن لوازم بسیار و شرایط مطلوب می تواند به یکی از موفق ترین دولتهای پس از انقلاب بدل گردد.همراهی و همسویی همه ی نهادهای انتخابی وانتسابی با دولت،وضعیت بسیار مطلوب اقتصادی و افزایش روز افزون قیمت نفت،موقعیت برجسته ی کشور و روابط حسنه با اکثریت کشورهای دنیا،همه وهمه نوید روزگاری خوش برای اصولگرایان می داد.اما زمان همه چیز را وارونه کرد،عدم سیاست ورزی طیف پیروز با دیگر هم طیفان خود،غلطهای فاحش در انتخاب دولت مردان توسط احمدی نژاد که منجر به عدم رای اعتمادبه ۴ وزیر او شد،عدم شناخت از جایگاه حساس ریاست جمهوری و ایراد سخنانی که هزینه ی سنگینی را به کشور وارد نمودو واکنش منفی شاخصهای اقتصادی -مانند بورس و سرمایه گذاری خارجی- به سیاستهای جدید دولت، شرایط را به سوی بحران رهنمون نموده است تا جایی که دولت احمدی نژاد در کمتر از سه ماه از تشکیل در مظان اتهامات و انتقادات بی سابقه ای قرار دارد.سوالی که مطرح می شود اینست که آیا این انتقادات تنها بر اساس بهانه گیریهای سیاسی مخالفان دولت طرح می گردد یا جنبه ی دیگری هم دارد؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/15ساعت 9:37  توسط مهدی محسنی  | 

فکر کنید صبح دل انگیز یک روز پاییزی می نشینید توی ماشین که بروید دانشگاه.رادیو اخبار پخش می کند.گوینده دارد با یک مسوول محترم مملکتی مصاحبه می نماید.هردو که فکر کرده اند گوشهایتان کمی دراز است -که ممکن است اشتباه هم فکر نکرده باشند- از چیزهایی حرف می زنند که عقل ناقصتان را قلقلک می دهدو حتی عقل نداشت تان را.حالا بستگی دارد تا کجایش را بتوانید تحمل کنید.ولی مطمئن هستید به محض برگشتن به خانه سراغ وبلاگتان خواهید آمد و سعی خواهید نمود محترمانه چند فحش آبدار نثار این حضرات بکنید گرچه توهین به [...] جرم محرز است!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/14ساعت 3:39  توسط مهدی محسنی  | 

برانکو در مصاحبه ای گفته است که به مردم خط می دهند که ورزشگاه نیایند. همچنین با متهم کردن روزنامه ها به توطئه عنوان نموده که "بخاطر مردم" و محبت هایشان با تمام سختی ها کنار می آید و به کارش ادامه می دهد.من که هیچ زمان اعتقاد نداشتم که برانکو در این تیم کاره ای باشد و مقصر اصلی دادکان و رفقایش می باشد.به نحوی که شایعه است دادکان و برخی از اعضای کادر فنی انتخاب بازیکنان را سهمیه بندی کرده اند و در دعوت از بازیکنان پرسپولس و استقلال غرض ورزی می نمایند.
جدای از این موضوعات بحث اصلی من در مورد گفته های مذکور برانکو است.ظاهرا او که چند سالیست به ایران آمده خلقیات ایرانیها را بخوبی بخود گرفته است.اعتقاد دارد همه ی کارهایش بخاطر مردم است،مردم هم دوستش دارند و این مخالفتها همه توطئه اندک افراد مغرض است.پس رسالتش مقاومت و ماندن است با وجود سختیهای بسیار.چون او یک خدمتگذار کوچک است!برانکو فراموش کرده است که با تیم ملی ایران به دنیا معرفی شده است.او نمی دانم بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران را در اختیار دارد که هرکدامشان عجوبه ای هستند.به همین دلیل تماشاگران بخاطرنتایج مفتضحانه -در برابر تیمهای ضعیفی همچون کوئینک پارک و مقدونیه و کره او- را هو می کنند و آن چند صد تماشاگری که با پول و برنامه برای حمایت از دادکان و سیاستهای غلطش به ورزشگاه آمدندهم نمی توانند حفظ آبرو نمایند.
همایون شاهرخی و فرکی و برانکو شایستگی نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران را ندارند.این تیم مربی می خواهد که حداقل بزرگی و دانشش به اندازه بازیکنان تیم باشد.
»پیوست: ثبات بیش از حد! وبلاگ گناهکار 
+ نوشته شده در  2005/11/13ساعت 1:50  توسط مهدی محسنی  | 

یاد آن خیابان مجاور دادگستری بخیر.با آن درختهای آکالیتوسی که دو طرف خیابان بالا رفته بود و من و تو که چه شبهایی که از آن نگذشتیم و از آن چیزهایی که دوست داشتیم و نداشتیم حرف زدیم.وهمیشه من از حس خودم به آنجا می گفتم و اینکه عجب این ۲۰۰ متر لعنتی هوایش رمانتیک است.همه ی اینها وقتی یادم می آید که پویاهه ی تو سه ساله شده است و من که این پنجره را مدیون تو ام خوشحال تر که "دیگر تعلقاتمان" هم نتوانسته نسبت بهم بی تعلقمان کند(عجب جمله مزخرفی ولی می دانم خوشت می آید).چقدر خاطره توی این مغز آشفته ام جا خشکده که برای سه سالگی پنجره ات میشد به یاد بیاورم اما پاییز است و هوسی که ولم نمی کند و آن خیابان،اما تو نیستی.
+ نوشته شده در  2005/11/12ساعت 8:43  توسط مهدی محسنی  | 

شاید بتوان برای مدتی کوتاه حقیقت را مخفی نمود یا وارونه جلوه داد اما زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.شاید برای قضاوت در مورد دولت جدید زود باشد ولی انگاه که دولتمردان نو رسیده بی محابا به دولتها ی قبلی می تازند و مدیران آنها را افرادی نالایق و فاسد می نامند در حالی که در پرونده کاریشان کوچکترین موفقیتی را یدک نمی کشند،عرصه نقادی فراغ می شود و منطق به نقدی بی رحمانه و البته منصفانه حکم می دهد.دولتی که در ابتدایی ترین شکلش از نقصان برخوردار است و هنوز به زیور ثبات آراسته نشده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/11ساعت 11:27  توسط مهدی محسنی  | 

در مورد ادبیات رایج روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری و تغییر لحن دولتمردان مطلبی نوشتم و سعی داشتم که گریزی به اثر این تحولات در رسانه ی ملی و گفتمان رایج بر جامعه بزنم.ترجیح دادم اصل نوشته را در "ادامه ی مطلب" قراردهم که اگر کسی دوست داشت بخواند و نظر بدهد.در این جا تنها به این نکته بسنده می کنم که چرا پس از 27 سال باید شرایط به گونه ای رقم بخورد که دست آورد سالها ترویج تساهل و تسامح و پایبندی به قواعد بین المللی اینگونه فراموش شود و به اسم مهرورزی،بد اخلاقی و تندخویی حاکم گردد.چند سال دیگر نیاز است تا عملکرد جهان سومی متصدیان امور جای خود را به نگاه توسعه نگر بدهد و بپذیریم عضو متعهد و مودبی از جامعه جهانی گردیم و جز برای تامین منافع ملی هزینه های اضافی پرداخت نکنیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2005/11/7ساعت 1:34  توسط مهدی محسنی  | 

بر اساس نظر حضرت آیت الله صانعی امروز پنجشنبه اول شوال عید فطر بوده و به تبع آن روزه گرفتن برای مقلدین ایشان حرام می باشد.من هم عید فطر را به همه کسانی که در این ماه به روزه ی روح و جان مشرف بودند تبریک می گویم.
ملا حسنی عزیز از کانادا عید را به من تبریک گفته که من بخاطر حضرت فیلترینگ و استفاده از فیلترشکن امکان کامنت گذاشتن را برایشان ندارم.همینجا به ایشان نیز تبریکی اختصاصی عرض می کنم. 
+ نوشته شده در  2005/11/3ساعت 10:33  توسط مهدی محسنی  | 

من تقریبا خوبم.پزشک یک دوره استراحت و درمان ۲۰ روزه تجویز کرده است و بعد از آنMRI و اگر جدی بود بسپارمش به تیغ جراحی.فعلا با عصا و فیزیوتراپی و قرص سرپا هستم تا چه پیش بیاید.
+ نوشته شده در  2005/11/1ساعت 10:7  توسط مهدی محسنی  | 

امسال هم برای مسابقات فوتسال جام رمضان دانشگاهمان تیم دادیم.اسم تیم را هم گذاشته ایم دخانیات-البته پس از انکه اسم "بهمن سویسی" رد شد-بازی اولمان که اصلا چنگی به دل نزد و با نتیجه ۱۳-۱ باختیم.با این وجود تمامی دودیها و دخانیهای دانشگاه برای تشویقمان امده بودند و انصافا سنگ تمام گذاشتند.دیشب دومین بازی هم برگزار شد برخلاف بازی قبلی اینبار خوب ظاهر شدیم اما حیف که بابداقبالی!! ۶-۱ باختیم.
جالب اینکه تعدادتماشاگرانمان بیشتر هم شده بود و باشعارهایشان حمایتمان می کردند.بیشتر فریاد می زدند:وینستون وینستون.گاهی هم من را به عنوان کاپیتان تیم مورد عنایت قرار می دادند که در خواست می کردند سریعا حیا کرده دخانیات را رها کنم!!
قسمت بد ماجرا در آخر همین بازی رخ دادبر اثر یک برخود سنگین از ناحیه زانو به شدت آسیب دیدم به نحوی که توان راه رفتن ندارم و ۲۴ساعت است از درد نخوابیده ام.فکر کنم آخر مجبور شوم زانویم را به تیغ جراحی بسپارم-از اینگونه افهای فوتبالیستی-درحالی که بازی آخر را از دست داده ام چند روزی هم از دانشگاه رفتن خبری نخواهد بود.
»معرفی یک وبلاگ:
نیم بطر عرق نعنا :کسی نه مثل هیچکس.
+ نوشته شده در  2005/10/30ساعت 13:57  توسط مهدی محسنی  | 

مدت زمانی کمی از انفجارهای اخیر اهواز گذشته است اما بنظر می رسد همچون اتفاقات چند ماه پیش باید داستان را خاتمه یافته فرض کرد البته تا اتفاقات بعدی.در این مدت سعی نمودم تحلیلی موثق و نزدیک به واقعیت را بیابم که بتوان با شرایط منطقه و منطق سلیم تطبیق داد.آنچه -بشکلی خلاصه و زبانی ساده-در پی می آید تحلیلی است که به نظر من بیشترین قرابت را با حقایق و وقایع دارد.
خوزستان به عنوان نفت خیز ترین استان ایران جز مناطق استراتژیک ایران محسوب می گردد.به همین علت چشم طمع بسیاری از کشورهای استعماری به ثروت این استان بوده است.تنوع قومی و اختلافات حاصل از آن یکی از مهمترین علل نا امنی و بی ثباتی این منطقه می باشد.پس از انقلاب و بروز اختلاف میان ایران و انگلستان الگوی رفتاری بریتانیا تغییرات محسوسی نمود.آنها که در اثر حضور ۱۰۰ساله خود در خوزستان بخصوص آبادان و همچنین جنوب عراق و بالاخص بصره با شناخت مناسب از شرایط منطقه روابط حسنه ای با برخی نیروهای عرب برقرار کرده انداز این مهرها بخوبی در حفظ منافع خود بهره می برند.
حال در این مورد خاص-انفجارهای اهواز و خطوط نفت و گاز دیگر مناطق استان-سر نخ این اقدامات را می توان به دستگاههای جاسوسی انگلستان مرتبط دانست-با کمک عناصرناراضی قومی- که بواقع به چند دلیل مشخص دست به این جنایات زده اند.اولا رفتار نیروهای ایرانی در اسیر کردن سربازان بریتانیاو برخوردتحقیر آمیز با آنها،دوما اعتقاد انگلستان به دست داشتن برخی نیروهای نزدیک به حکومت ایران در وارد آوردن تلفات به نیروهایشان در بصره.
آنها با این انفجارها این پیام روشن را به ایران می دهند که دخالت در امورد داخلی عراق برضد نیروهای انگلیسی عواقب بدی را برای ثبات استان نفت خیزی همچون خوزستان درپی خواهد داشت.شاید هدف دیگری که انگلیسیها دنبال می کنند بلند مدت تر و پیچیده تر باشد.برخی آگاهان سیاسی اعتقاد دارند آنها با بی ثبات کردن این منطقه و تشدید نارضایتی عمومی-اگرمورادی همچون میلیاردها تومان کلاهبرداری توسط سیدهای قلابی را بتوان توطئه خارجی دانست-در تلاش اند زمینه را برای تشکیل یک دولت عربی-شیعی با استفاده از برشی از ایران و عراق مهیا نمایند.
انگلستان همیشه معتقد بوده است که اشغال ایران مقدور نیست و روسیه اجازه نخواهد داد آمریکا و انگلیس در نیمه ی شمالی ایران حضور نظامی داشته باشندوهمچون واقعه طبس -حتی به شکلی غیر مستقیم-به کمک ایران خواهد شتافت.پس بهترین راه را دو یا چند شقه کردن ایران می داند که خوزستان در این بین نقشی محوری را به عهده خواهد داشت تا از یک سو وهابیهای عربستان را کنترل نماید و در سوی دیگر شیعیان غیر عرب ایران را تحت فشار قرار دهد.باید دید آمریکا در این میان چه نقشه ای را طرح ریزی نموده است.زمان همه چیز را مشخص خواهد نمود.
+ نوشته شده در  2005/10/28ساعت 1:12  توسط مهدی محسنی  | 

این چند شب که گذشت مراسم شبهایی معروف به "قدر" و ضربت خوردن و وفات امام اول شیعیان در نقاط مختلف ایران برگزار شد.جدای اختلافاتی که در روایت و زمان این شبها و حتی در مبدا آغاز ماه رمضان -ازماههای قمری- در میان مسلمانان کشورها و مذاهب مختلف وجود دارد،در ایران تقریبا از زمان صفویه نظری واحد و روایتی ثابت نقل و مورد اجرای حکومتها قرار گرفته است.
دیشب-شب ۲۳ رمضان به روایت مراکزدینی و رسمی ایران- که یکی از شبهای معروف به قدر است در دو مراسم مختلف شرکت کردم.اولی در آرمگاه علی بن مهزیار اهوازی-که روایت می کنند از یاران امام دوازدهم شیعیان خواهد بود که در آخر الزمان برای نجات بشریت ظهور خواهد کرد- و دیگری مسجدی در کیانپارس.تقریبا سخرانان و نوحه خوانان هر دو مراسم یک چیز را نقل می کردند و تنها میزان شاخ و برگی که داستانهایشان می دادند تفاوت داشت.نوحه خوانان در مدح کرامات علی بن ابیطالب -خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول شیعیان- سخن می گفتند و آنگاه به مصائبی که از دید انها برفاطمه دختر پیامبر و همسر علی گذشته بود و در نهایت به نحوه کشته شدن حسین بن علی- پسر دوم علی و امام سوم شیعیان-در صحرای کربلامی پرداختند.
در مورد نحوه وقوع حوادث و وقایعی که پس از مرگ پیامبر اتفاق افتاده است میان شیعیان و سنی ها-وحتی دیگر مذاهب اسلامی مانند فاطمیون،علویون،اسماعلیه،حنبلیها،وهابیون و...-اختلافات ریشه ای و بنیادی وجود دارد تا جایی که به دشمنی ها و جنگهای خونینی نیز انجامیده است.شاید براحتی نتوان به حقیقت ماجراهای رخ داده دست یافت اما آنچه امروز دربرخی از منابرمذهبی تبلیغ و ترویج می شود و هر ساله شاخ و برگ بیشتر می یابد در برخی موارد انچنان دور از ذهن و منطق است و حتی با آموزه ها و نگرشهای دینی تناقض دارد که بطلان آن می توان اطمینان داشت.مسائلی که امروزه می رود جای اصل و متن دین را بگیرد و حاشیه ای پررنگ تر و در مواردی ناقض متن را بسازد.
روایتهایی فوق بشری از علی و خاندانش.داستانهایی بی مبنا از ماوراء طبیعت.برخی از آنها چنان تکرار شده و در عامه هوادار دارد که نفی آن خطرات جدی را برای نافی بدنبال خواهد داشت.در این مورد می توان موارد بسیاری را نوشت،شاید در فرصتی دیگربه آن پرداختم.
"خداوندا مرا از دوستداران علی قرار بده نه از عاشقانش،که عاشقان او را می پرستند و دوستداران او را می فهمندو بواقع فهم علی علم است و پرستشش شرک".
+ نوشته شده در  2005/10/26ساعت 1:32  توسط مهدی محسنی  |