« متاسفانه چندی است جریانی خزنده در حال القاء آن است که خاتمی اسطوره ای بود که مردم قدرش را ندانسته اند و مانند وی دیگر در ایران وجود ندارد!! و وی محبوبترین رئیس جمهور ایران بوده است می دونید خاتمی مردم فرهیخته ، مومن ، معتقد و دانشمند و متفکری بزرگ بود ولی هیچگاه مدیری لایق در حد ریاست جمهوری نبود منصب ریاست جمهوری مدیر می خواهد نه نظریه پرداز و فیلسوف این بود که موجب گشت خاتمی در این ۸ سال توفیق زیادی نداشته باشد و نتواند به شعارهایش عمل کند . . . ولی باید قبول کرد که خاتمی برای مردم هیچ نکرد و در اندیشه کامل جناحی اطرافیانش فرو رفت و هیچگاه راضی نشد که خواست مردم را بر مطامع جناحی خود و اطرافیانش ترجیح بدهد.بیاید یکبارهم که شده با دیدی واقع گرایانه به خاتمی نگاه کنیم...واقعا خاتمی محبوبتر از شهید مظلوم رجایی هست؟ »
خواستم به پاسخی که در قسمت نظرات وبلاگش به این مطلب دادم بسنده کنم،دلم رضایت نداد.با خودم فکر کردم شاید این دوست خود را بخواب نزده باشد و واقعا به خواب رفته باشد.پس اینگونه نوشتم:
مهدی جان!
سخنان و جملاتت به گوشم آشناست.روزگاری نه چندان دور بود که از "جریان خزنده ای" سخن به میان آمد که اعتقادات مردم را نشانه گرفته است و بدنبال "شبیخون فرهنگی" است و یادآوری نمودند که "مطبوعات پایگاه دشمن" شده است. حاصل بسته شدن ۱۰۰ نشریه بود بدون کوچکترین مدرکی و دلیلی.حالا تو از جریان خرنده ای سخن می گویی که می خواهد خاتمی را اسطوره کند.کدام جریان خزنده؟بر اساس کدام مدرک و سند دلیل؟نشانه های این جریان چیست؟
مهدی عزیز!
در این سالهای پس از انقلاب اسطوره های بسیاری آفریدیم.که چه بسیار لایقش نبودند.تملق و مجیز گویی هنر و صنعت سیاست پیشگان بود.هنوز سالهای ۷۴ و ۷۵ را خوب به خاطر دارم.تا اینکه خاتمی که آمد و بر قهرمان پروری اسطوره سازی خط بطلان کشید.و اولین معترضان این سخنان کسانی بودند که می خواستند در هاله های تقدس حکومت کنند.
می گویی خاتمی "مدیری لایق نبود" و "منصب ریاست جمهوری مدیر می خواهد نه فیلسوف و نظریه پرداز". نمی دانم مبنی این ادعایت کجاست.بر اساس کدام تجربه سخن می گویی.اگر ملاکت هجو نوشته های روزنامه های کیهان و رسالت است که دیگر جای بحثی نمی ماند و اگر دلایل منطقی داری منتظر ارائه آن می شوم.
گفته بودی خاتمی به وعده هایش عمل نکرد.با این مورد کاملا موافقم.خاتمی نتوانست حکومت را وادار کند به آزادی و حقوق بشر احترام بگذارد.نتوانست مسولان نظام را وادار به پاسخگویی به مردم کند.نتوانست کرامتی را وعده داده بود در حق فروهر و مختاری و پویند و زهرا کاظمیو... بجا آورد.خاتمی نتوانست در برابربستن فله ای مطبوعات،حمله به کوی دانشگاه ، حوادث خرم آباد ،صدورحکم اعدام آغاجری و اشکوری،محکومیت عبدالله نوری و خویینی ها و ده ها فعال سیاسی دانشجویی و قتله های زنجیره ای ،قتل زهرا کاظمی و تداوم شکنجه زندانیان واکنشی مناسب انجام دهد. و از همه مهمتر در برابر ظلمی که به اکبر گنجی شد و می شود.خاتمی نتوانست جلوی رد صلاحیتهای غیر قانونی شورای نگهبان بایستدو انتخاباتی آزاد را برگزار نماید.
خاتمی نگفته بود رشد اقتصادی را ۸ درصد می کند .نگفته بود بیکاری را به ۱۱ درصد کاهش می دهد.نگفته بود ذخیره ارزی کشور را به از ۲ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار افزایش میدهد.نگفته بود صادرات غیر نفتی را از ۵۰۰ میلیون دلار به ۸ میلیارد دلار افزایش می دهد.نگفته بود در گندم خودکفا می شویم. کارهایی که انجام شد. او از جامعه مدنی سخن گفت.و محققش نکرد.حالا درست که از صدر تا ذیل محافظه کاران با تمام اسباب و لوازم با توسل به قانون و قانون شکنی در مقابلش سنگ اندازی کردند.ولی باید به وعده هایش عمل می کرد تا تو امروز منتقد او نباشی.
از نگاه جناحی خاتمی سخن گفتی و من ترا به تحمل و صبر پیشه کردن نصیحت می کنم که عملکرد دوستان ابادگر و ایثارگرت را در این دوره ببینی! بر خلاف تو من به خاتمی معترضم که چرا فرا جناحب بود.را چند وزیر محافظه کار داشت.چرا اتاق بازرگانی را به محافظه کاران سپرد.چرا حداد عادل را رییس فرهنگستان ادب پارسی نمود.
مهدی جان!
خاتمی را با رجایی مقایسه نمودی وخرده گرفتی که مگر او از رجایی محبوب تر بود.رجایی با ۳۱ روز مسوولیت چه کارنامه ای را ارائه کرد که اینگونه به مقایسه می پردازی.بر اساس کدام آمار و ارقام و نظر سنجی؟خاتمی پس از ۸ سال در چشم و موافق و مخالف عزیزست و این چیزیست که دشمنان قسم خورده اش را زجر می دهد.۸ سال حکمرانی، هر کسی را درچشمان مردم بد می ساخت ولی همچنان خاتمی محبوبست حتی از ریاست جمهور ۱۷ میلیونی محبوبتر و شاید این دلیل کینه ی برخی به خاتمی باشد!تاریخ قضاوت کننده بی رحم و عادلیست. منتظر قضاوت تاریخ بمان و ببین چه کسانی به خوشنامی ماندگار خواهند شد.