تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

حسين قاضيان نزديک به سه سال است که همراه با عباس عبدی و در پرونده ای معروف نظرسنجی دستگير و زندانی شده است.شکل و سیاق برگزاری دادگاه و اعتراف متهمان به اتهامات عجیب و باورنکردنی علیه خودشان-که براساس این اعترافات حکم محکومیت ایشان صادر شد- از نقاط مبهم و تاریک برگزاری دادگاه های متهمان سیاسی دردوران اصلاحات محسوب می گردد.اعترافاتی که موجب شد اعتبار و جایگاه عبدی ودیگر متهمان -و حتی جبهه اصلاح طلبان- دچار لطمات جبران ناپذیری گردد.
یک سال پیش دکترحسین قاضیان درنامه ای به دیوان عالی کشورشرح ماوقع راتوضیح داده است که در این برهه زمانی روزنامه اینترنتی "روزآنلاین" اقدام به انتشار آن نمود.مواردی که دردفاعیه افشاگرانه قاضیان آمده که دل هرانسانی را به دردمی آورد.قاضیان نمونه ای کوچکی ازکسانی که اکنون درزندان بسرمیبرندو ازحداقل حقوق اولیه خود برای محاکمه آزادانه بی بهره بوده اند.این دفاعیه جدای از بیان شدت تخلفات بخشی از سیستم قضایی،برناتوانی دولت اصلاحات دردفاع ازمظلومان ویاحتی بیان حقایق مربوط به آنان دلالت دارد.
» نامه قاضیان به دیوان عالی کشور
» بخوانید با قاضیان چه کرده اند
» گنجی هنوز در اعتصاب غذاست
+ نوشته شده در  2005/7/22ساعت 17:41  توسط مهدی محسنی  | 

چندساعتی به نماز جمعه این هفته ی تهران مانده است.فکر نمی کنم دیگر خطیب نمازجمعه تهران عنایت کنند- خدای نکرده فکر نکنید که از تهدیدات انگلیسیها ترسیده اند!- و بمب گذاریهای دیروز لندن را به خود انگلیسیها و امریکایی ها نسبت دهند.ولی مطمئنم حتی اگر اعلام نکنند در دلشان می گویند کار،کارانگلیسیهاست!
» جک استرو به سفیر ایران اعتراض کرد ilna [لینک]
» اعتراض بریتانیا به سخنان مقامان ایران bbc [لینک]
+ نوشته شده در  2005/7/22ساعت 3:4  توسط مهدی محسنی  | 

"این کاغذ سفید وسوسه ای است.دعوت کننده است
و گویی در سفیدی آن معصومیتی است که کسی را یا چیزی را انتظار می کشد.
راستی این وسوسه چیست در کاغذ سفید.
این چیست در کلمه چنین اغواگر و چنین ترساننده ؟"
                           مسعود بهنود.وسوسه کاغذسفید.حروف.تهران۱۳۷۸
*روزبه صالحی
+ نوشته شده در  2005/7/21ساعت 15:37  توسط مهدی محسنی  | 

یکی بود-یکی نبود! 
امسال نيز همانند سال‌‏هاي پيش براي پاسداشت انديشه و شعر و ياد" احمد شاملو " گرد مزار او جمع مي شويم و ياد و خاطره‌‏اش را گرامي مي داريم.مراسم پنجمين سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادي ، " احمد شاملو" ، ساعت 17 تا 19 روز دوم مرداد ماه ، بر مزار وي واقع در امامزاده طاهر كرج برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده در  2005/7/21ساعت 0:1  توسط مهدی محسنی  | 

شماره ی مشترک مورد نظر تا اطلاع ثانوی مسدود می باشد!
لطفا ...
کی ۵۰۰ هزار تومان ناقابل داره به من اهدا کنه؟
لازم به ذکر است مبلغ مذکور پس داده نمی شود.
+ نوشته شده در  2005/7/20ساعت 14:14  توسط مهدی محسنی 

دو جوان به جرم لوات[همجنس بازی]به اعدام محکوم شدند و حکمشان در مشهد اجرا شد.طبق گفته ی وکیلشان کمتر از ۱۸سال سن دارند.اگر فرض کنیم که اصلا جرمی مرتکب شده اند و مستوجب عقوبت می توان آنها را از زندگی محروم کرد؟ از جریان دادگاه بی اطلاعم ولی طبق معمول می توان حدس زد که این نوجوانان در محیطی نا مناسب بزرگ شده اند.فضایی که بزه کاری پای ثابت آن است.با توجه به نظر شرع و قباحت این عمل در نزد جامعه جو عمومی نیز علیه اینگونه افراد است و اجازه کار کارشناسانه و برخورد منطقی را نمی دهد.چه برسد به دفاع از عملکردشان!من که نمی توانم دلم را راضی کنم که گرفتن جان اینها انسانی است!
» گزارش ایسنا همراه با عکس  1  2
+ نوشته شده در  2005/7/20ساعت 0:1  توسط مهدی محسنی  | 

« متاسفانه چندی است جریانی خزنده در حال القاء آن است که خاتمی اسطوره ای بود که مردم قدرش را ندانسته اند و مانند وی دیگر در ایران وجود ندارد!! و وی محبوبترین رئیس جمهور ایران بوده است می دونید خاتمی مردم فرهیخته ، مومن ، معتقد و دانشمند و متفکری بزرگ بود ولی هیچگاه مدیری لایق در حد ریاست جمهوری نبود منصب ریاست جمهوری مدیر می خواهد نه نظریه پرداز و فیلسوف این بود که موجب گشت خاتمی در این ۸ سال توفیق زیادی نداشته باشد و نتواند به شعارهایش عمل کند . . . ولی باید قبول کرد که خاتمی برای مردم هیچ نکرد و در اندیشه کامل جناحی اطرافیانش فرو رفت و هیچگاه راضی نشد که خواست مردم را بر مطامع جناحی خود و اطرافیانش ترجیح بدهد.بیاید یکبارهم که شده با دیدی واقع گرایانه به خاتمی نگاه کنیم...واقعا خاتمی محبوبتر از شهید مظلوم رجایی هست؟ »
»برگرفته از وبلاگ "ضد منکرات
خواستم به پاسخی که در قسمت نظرات  وبلاگش به این مطلب دادم بسنده کنم،دلم رضایت نداد.با خودم فکر کردم شاید این دوست خود را بخواب نزده باشد و واقعا به خواب رفته باشد.پس اینگونه نوشتم:
مهدی جان!
سخنان و جملاتت به گوشم آشناست.روزگاری نه چندان دور بود که از "جریان خزنده ای" سخن به میان آمد که اعتقادات مردم را نشانه گرفته است و بدنبال "شبیخون فرهنگی" است و یادآوری نمودند که "مطبوعات پایگاه دشمن" شده است. حاصل بسته شدن ۱۰۰ نشریه بود بدون کوچکترین مدرکی و دلیلی.حالا تو از جریان خرنده ای سخن می گویی که می خواهد خاتمی را اسطوره کند.کدام جریان خزنده؟بر اساس کدام مدرک و سند دلیل؟نشانه های این جریان چیست؟
مهدی عزیز!
در این سالهای پس از انقلاب اسطوره های بسیاری آفریدیم.که چه بسیار لایقش نبودند.تملق و مجیز گویی هنر و صنعت سیاست پیشگان بود.هنوز سالهای ۷۴ و ۷۵ را خوب به خاطر دارم.تا اینکه خاتمی که آمد و بر قهرمان پروری اسطوره سازی خط بطلان کشید.و اولین معترضان این سخنان کسانی بودند که می خواستند در هاله های تقدس حکومت کنند.
می گویی خاتمی "مدیری لایق نبود" و "منصب ریاست جمهوری مدیر می خواهد نه فیلسوف و نظریه پرداز". نمی دانم مبنی این ادعایت کجاست.بر اساس کدام تجربه سخن می گویی.اگر ملاکت هجو نوشته های روزنامه های کیهان و رسالت است که دیگر جای بحثی نمی ماند و اگر دلایل منطقی داری منتظر ارائه آن می شوم.
گفته بودی خاتمی به وعده هایش عمل نکرد.با این مورد کاملا موافقم.خاتمی نتوانست حکومت را وادار کند به آزادی و حقوق بشر احترام بگذارد.نتوانست مسولان نظام را وادار به پاسخگویی به مردم کند.نتوانست کرامتی را وعده داده بود در حق فروهر و مختاری و پویند و زهرا کاظمیو... بجا آورد.خاتمی نتوانست در برابربستن فله ای مطبوعات،حمله به کوی دانشگاه ، حوادث خرم آباد ،صدورحکم اعدام آغاجری و اشکوری،محکومیت عبدالله نوری و خویینی ها و ده ها فعال سیاسی دانشجویی و قتله های زنجیره ای ،قتل زهرا کاظمی و تداوم شکنجه زندانیان واکنشی مناسب انجام دهد. و از همه مهمتر در برابر ظلمی که به اکبر گنجی شد و می شود.خاتمی نتوانست جلوی رد صلاحیتهای غیر قانونی شورای نگهبان بایستدو انتخاباتی آزاد را برگزار نماید.
خاتمی نگفته بود رشد اقتصادی را ۸ درصد می کند .نگفته بود بیکاری را به ۱۱ درصد کاهش می دهد.نگفته بود ذخیره ارزی کشور را به از ۲ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار افزایش میدهد.نگفته بود صادرات غیر نفتی را از ۵۰۰ میلیون دلار به ۸ میلیارد دلار افزایش می دهد.نگفته بود در گندم خودکفا می شویم. کارهایی که انجام شد. او از جامعه مدنی سخن گفت.و محققش نکرد.حالا درست که از صدر تا ذیل محافظه کاران با تمام اسباب و لوازم با توسل به قانون و قانون شکنی در مقابلش سنگ اندازی کردند.ولی باید به وعده هایش عمل می کرد تا تو امروز منتقد او نباشی.
از نگاه جناحی خاتمی سخن گفتی و من ترا به تحمل و صبر پیشه کردن نصیحت می کنم که عملکرد دوستان ابادگر و ایثارگرت را در این دوره ببینی! بر خلاف تو من به خاتمی معترضم که چرا فرا جناحب بود.را چند وزیر محافظه کار داشت.چرا اتاق بازرگانی را به محافظه کاران سپرد.چرا حداد عادل را رییس فرهنگستان ادب پارسی نمود.
مهدی جان!
خاتمی را با رجایی مقایسه نمودی وخرده گرفتی که مگر او از رجایی محبوب تر بود.رجایی با ۳۱ روز مسوولیت چه کارنامه ای را ارائه کرد که اینگونه به مقایسه می پردازی.بر اساس کدام آمار و ارقام و نظر سنجی؟خاتمی پس از ۸ سال در چشم و موافق و مخالف عزیزست و این چیزیست که دشمنان قسم خورده اش را زجر می دهد.۸ سال حکمرانی، هر کسی را درچشمان مردم بد می ساخت ولی همچنان خاتمی محبوبست حتی از ریاست جمهور ۱۷ میلیونی محبوبتر و شاید این دلیل کینه ی برخی به خاتمی باشد!تاریخ قضاوت کننده بی رحم و عادلیست. منتظر قضاوت تاریخ بمان و ببین چه کسانی به خوشنامی ماندگار خواهند شد.
+ نوشته شده در  2005/7/19ساعت 16:48  توسط مهدی محسنی  | 

پیشتر در مورد فعالیت اقتصادی که در اهواز رایج شده است و می رود تمام استان خوزستان را در بر بگیرد مطالبی نوشتم.ساداتی که سودهایی کلان در بازه های زمانی کوتاه پرداخت می نمایند-از یکماهه ۴۵ درصدآغاز شدبه۲۰ روز۶۰ درصدو ۱۵ روزه ۷۰ درصد هم رسیده است- استفاده از عنوان "سید" برای این اشخاص جنبه ی نمادین پیدا کرده و بیشتربه بانی این جریان سید حسین موسوی اشاره دارد.
در حالی که مطبوعات و رسانه های محلی و مسولین قضایی استان خوزستان مرتبا اعلامی کرده انددستگاه های مسول در حال برخورد و پایان دادن به این فعالیتها هستند- در یک مورد دادستان اهواز پایان قطعی کار این دفاتر را اعلام نمود- و فتاوی مختلفی از مراجع نقل می گردد که بر حرام بودن این سودها دلالت دارد واقعیت از چیز دیگری حکایت می کند.سیل هجوم مردم در پرداختن پولهای خود به نمایندگی ها و شعبه های این سیدها روز به روز افزایش یافته و حتی ساکنان خارج از استان خوزستان را نیز در بر گرفته است.
از موارد مستند برخورد با این جریان می توان به یک مورد هجوم نیروی انتظامی به یکی از دفاتر مذکور اشاره کردکه در طی آن مبلغ ۱۵ میلیارد تومان -به گفته ی نیروی انتظامی- توقیف شد.در ازای آن ۴ دستگاه از ماشین این نیرو نیز بر اثر درگیری با مردم به آتش کشیده شده است و مردم با هجوم به یک پاسگاه پلیس انرا ویران کرده و با به دوش کشیدن تابلوی پاسگاه به رقص پرداختند.
به علت فقدان شاکی خصوصی و شکایت مسوول نمایندگی مذکور، نیروی انتظامی موظف به بازگرداند مبلغ مورد نظر شد.جالب اینکه دفتر نمایندگی اعلام نموده است مبلغ توقیف شده -که ظاهرا در زمان توقیف برخلاف قوانین صورتجلسه نشده است- ۱۱۵ میلیاردتومان می باشد و این اختلاف رقم مشکلات جدیدی را برای مسوولین فراهم نموده است.
در این حال برخی مراجع تقلید نیز به کمک مسولین قضایی آمده اند و سودهای مذکور را حرام اعلام کرده -با اینکه دلایلی فقهی این احکام مورد تشکیک است-و بارها این نکته مخصوصا در نمازهای جمعه شهرهای استان اعلام شد که با اقبال عمومی روبرو نگشته است.به هر علت شهروندان خوزستانی کسب سود دنیوی خود را بر وعده های اخروی ارجع دانسته و همچنان به دریافت سودهای کلان اقدام می کنند.
حدسهای مردم نیز از منابع مالی این جریان جالب توجه است.اقدام امریکا برای بهبود وضعیت معیشتی مردم خوزستان و بالا برده سطح توقع آنها و دامن زدن به بی ثباتی اقتصادی و تمایلات قومی یکی از رایج ترین مواردیست که در توجیه سودهای عجیب عنوان می گردد.ولی بنظر می رسد پرداخت سود از محل دریافت پولها -که باتوجه به حجم بالای پرداخت و میزان کم برداشت واندکی اغماض از برخی ایرادات که به این حدس وارد است-عاقلانه ترین و عملی ترین پاسخ موجود است.
به نظر نمی رسد زمان زیادی تا رسیدن به یک پاسخ قطعی مانده باشددرحالی که شاید اقدام دستگاه های قضایی و انتظامی در تحت نظارت و مراقبت قرار دادن عاملان این فعالیتها برای جلوگیری از فرار احتمالی ،نوشدارو پس از مرگ سهراب خواهد بود. 
+ نوشته شده در  2005/7/18ساعت 19:54  توسط مهدی محسنی  | 

صادق نوشته است:"داستان اكبر گنجي از ابتداي انقلاب تاكنون داستان پيچيده اي است... كسي كه هزاران مقاله نوشت كه بخاطر هر كدام از آانها مي توانستند او را زنداني كنند اما در پايان بخاطر ماجراي ساختگي و مسخره كنفرانس برلين زنداني شد ۵ سال در زندان بدون هيچ اتفاق قابل توجهي و حالا در پايان دوره رياست جمهوري خاتمي و شروع حاكميت همه جانبه نو محافظه كاران بر كشور تمام افكار عمومي به سوي او جلب مي شود او ...نامه هايش به طور مرتب به خارج از زندان انتقال مي يابد و به تازگي عكسهايش (عكسهايي كه فضاي پشت آنها هيچ نشاني از زندان يا بيمارستان ندارد) حال چگونه اين طور مرتب با خارج از زندان ارتباط برقرار مي كند خدا ميداند اما يك نكته روشن است گنجي كه تا يك سال پيش حتي ميان اصلاح طلبان مهره درجه يكي به شمار نمي رفت امروز به مرد شماره يك جريان اصلاح طلبي تبديل شده و همه اين مسايل دست به دست هم مي دهند تا من به اصل ماجرا شك كنم."
آنچه که من به آن می اندیشم و در باب گنجی می دانم داستان به همین سادگی ها که تو می گویی نبوده است برای تمام سوالها و نکته هایی که مطرح کردی پاسخ مناسب وجود دارد ولی من تنها به یک نکته پاسخ می دهم. امری که فکر می کنم نوعی جفا در حق اکبر گنجی باشد.
صادق جان ! مهمترین اشتباه آنجاست که گنجی را شاخص ترین اصلاح طلب بدانیم.گنجی به مفهوم خاص جز اصلاح طلبان نیست و به هیچ وجه به مفهوم عام شاخص.و شاید این ایراد به ما وارد باشد که چرا او را از اردوگاه خود راندین آنگاه که به ما نیاز داشت و چرا اکنون به قدر کفایت برایش تکاپو نمی کنیم.بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی و معین و دیگران کجایند.بجای نامه به زندانبان به گنجی نامه نوشتیم که کوتاه بیا بگذار ذره ذره بمیری.
صادق جان! گنجی رفرم خواه است در معنی اخص کلمه و یک نماد [شاخص] برای آزادیخواهان جهان که با شنیدن نامش درمی یابنددر ایران آزادی در بند است.در ایران دموکراسی و حقوق بشر نقض می شود و در ایران حکومت...! 
گنجی نه وابسته به جریانات سیاسی اصلاح طلب است ونه در میان عامه مردم شاخص! -که این آخری جای تاسف دارد که اگر شاخص بود اینگونه بر او نمی گذشت- تنها من باور دارم که گنجی گنجیست! یک انسان مبارز .با همه ی ضعف ها و قوتهایی که یک انسان عادی می تواند داشته باشد!
لینک ویژه|
» مشکل گنجی در خیابانها حل می شود [لینک]
» نا آرامی در مهاباد ادامه دارد [لینک]
» وضعیت مهابادبحرانی است [لینک]
» تصاویرشکنجه منجربه قتل شوانه (توجه:عکسها بسیار دلخراش است) [لینک]
+ نوشته شده در  2005/7/17ساعت 20:57  توسط مهدی محسنی  | 

تازه از فردگاه برگشته ام. پویاهه با پرواز ۶عصربه تهران رفت و چند روز بعدهم مشهد خواهد بود و احتمالا دست آخر کرمانشاه.این آخری را برای کار می رود.ظاهرا طرحهای عمرانی این شهر تنها از فقدان مهندس حشمتی رنج می برد که این رفیق فابریکمان را پر داده است.اهواز بدون پویا کمی سخت خواهد بودبه سختی گرمای تابستانش.وقتی عادت بکنی تقریبا هر روز در تمام مدت - غیر ساعت خواب- را باکسی بگذرانی تنها شدن سخت و آزار دهنده خواهد بود.امیدوارم که بزودی و به سلامت برگردد. در راه برگشتن یاد آن شب افتادم...!
+ نوشته شده در  2005/7/17ساعت 18:27  توسط مهدی محسنی 

 
today yesterday

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید.
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فال  و فریاد رسی می آید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
گو بران خوش، که هنوزش نفسی می آید!
خبر بلبل این باغ مپرسید ، که من
ناله یی می شنوم کز قفسی می آید.
+ نوشته شده در  2005/7/16ساعت 2:57  توسط مهدی محسنی  | 

این قانون گرم انسان ها است
که از انگور باده می سازند
از ذغال آتش
و از بوسه آدم ها را
این قانون سخت انسان ها است
که زنده بمانند
به رغم جنگ و بدبختی
به رغم خطر مرگ
این قانون ملایم انسان ها است
که آب را به نور تبدیل می کنند
خواب را به واقعیت
دشمنان را به برادران
                                      " Paul Eluard "
+ نوشته شده در  2005/7/16ساعت 2:19  توسط مهدی محسنی 

ابطحی از تلاش خاتمی برای آزادی گنجی خبر داده و اینکه چقدر از دیدن عکسهایش متاثر شده است.بحث در مورد این صحبت خاتمی که گنجی درخواست آزادی مشروط کند را هم به نحوی ماست مالی کرده که می شود در این اوضاع ندیده گرفت.ابطحی پیش بینی ازادی گنجی را کرده که خداکند قبل از بوجود امدن ضایعه ای اتفاق بیفتد.
از سوی دیگر سروش و سحابی و کدیور و حجاریان و علوی تبار در نامه ای خطاب به گنجی از او خواسته شده است که به اعتصاب غذای خود پایان دهد که:« ای گنج در ویرانه،ای آبروی دلیری و ای نماد آزادگی!خطای ما و تو این بود که عدل علوی وعشق مولوی را از فقه فرسوده صفوی طلب کردیم.»
و می افزایند:« این پنداری ویران بود و اینک ویران تر شده است وتو تاوان آن خطا را به جای همه ما می پردازی. تو آزاده تر بودی واکنون از همه دربندتری. اینک آزادگی تو به ثبت تاریخ رسیده است هرچند آزادی تو دیرتر برسد.دل قوی دار که رهائی نهائی از آن توست. تو نشکسته ای، زندان وزندانبان،  شکسته تو اند.دل قوی و تن درست دار. ویران مشو که ویرانی تو ویرانی ماست."پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است". "سلامت همه آفاق در سلامت توست"
و در پایان اشارت می کنند:«سلامت تو کوبنده تر از شهادت توست و یک قهرمان زنده برتر از صد قهرمان خفته.ویک شمع روشن برتر از صد شمع خاموش. وخون قلم برتر از خون شهید.روزه سی روزه خود را به پایان بر. عید فطر آزادی است:"وجود نازکت آزرده گزند مباد" گنج آزادگی و گنج قناعت، تو را مبارک باد.»
گنج آزادگی و گنج  قناعت ملکی است
که  به  شمشیر  میسر نشود سلطان  را
این بدر می رود از باغ بدلتنگی و داغ
و آن به بازوی فرح می شکند زندان را
ماه کنعانی من، مسند مصر آن  تو شد
وقت آن است که بدرود کنی  زندان  را
و امروز گنجی از هر روز دیگر برای آنان که به زندان افکندندش تا ارشاد شود خطرناک تر است.انسانی که مرگش طوفان خشم آزادگان را به دنبال دارد و زنده بودن نشان پیروزی استواری و ایستادگی در برابر جبارین است و یاد آور این وعده ی الهی که "و انتصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم".
» دومین نامه ی گنجی به آزادگان جهان [اینجا]
+ نوشته شده در  2005/7/15ساعت 5:27  توسط مهدی محسنی  | 

دیشب تا نزدیکهای ۲ بامداد امروز با چند نفر از بچه ها اولین جلسه رسمی هفتگی مان را برگزار کردیم.با اینکه کوتاه بود اما خوب برگزار شد.بیشتر وقت به صحبتهای پویاهه اختصاص داشت گزارش کنفرانسی را خواند که در آکسفورد برگزار شده بود با موضوع:"سکس،جنسیت و عشق در عرصه عمومی جامعه ایران" .پیش از پویا هم کمی در مورد خبرهای روز صحبت کردیم.در موردمقاله ای در پیک نت که احتمال اعلام ساخت بمب اتمی را توسط حکام ایران را پیش بینی کرده بود حرف زدیم و همچنین وضعیت بحرانی اکبر گنجی و عکسهایش که تازه منتشر شده.دیگران هم مثل من معتقد بودند که واقعا دردآور است.
+ نوشته شده در  2005/7/15ساعت 5:22  توسط مهدی محسنی 

 
لعنتی ها گنجی را آزاد کنید! 

از همه شما می پرسم.آنکه مسول است.آمر و عامل و حاکم و شارع.به کدامین گناه و با استناد به کدام قانون اینگونه رفتار می کنید؟ به خدا قسم که هیچ دینی را نمی شناسم و هیچ قانونی را سراغ ندارم که اینگونه جفاکارانه حکم براند و رفتار کند.
نه! من که باور ندارم همه ی اینها برای مردم و بخاطر مردم، برای خدا و در راه خدا باشد.تنها ظلم و جور و استبداد و سنگدلی ... و چند صد صفت ناثواب دیگر می تواند ...
اکبر گنجی درخواست آزادی مشروط نمی کند.اکبر گنجی طلب عفو نمی کند.این شما هستید که باید در پیشگاه ملت و گنجی و صدها گنجی دیگر به خاک بیفتید و عاجزانه و شرمگین طلب بخشش و عفو نمایید.گنجی را آزاد کنید آنهم بدون قید و شرط.
» دیگر عکسهای گنجی در وبلاگ حنیف 
» عکسهای گنجی پس از ۳۲روز اعتصاب غذا:1  2  3  4
» گزارش اعتصاب غذا از bbc
+ نوشته شده در  2005/7/14ساعت 2:39  توسط مهدی محسنی  | 

در حالی که نزدیک به یک ماه از انفجارهای اهواز و تهران می گذردهنوز از شناسایی عامل و یا عاملین آنها خبری در دست نیست.گرچه یک گروه مجهول الهویت عربی مسولیت انفجارهای اهواز را بر عهده گرفته است کماکان شبهات بسیاری پیرامون این جنایات وحتی کسانی که مسولیتش را پذیرفته اندوجود دارد.(دسترسی این گروه به فیلم اغتشاشات شهر اهواز که توسط برخی نهادهای حکومتی تهیه شده است سوال بر انگیز است)
در دهه ی اخیر و آنگونه که من بخاطر دارم مشابه اینگونه اقدامات توسط هیچ کدام از گروههای جدایی طلب عرب صورت نگرفته است . بیایید فرض کنیم این اتفاق تغییر رویه ی این گروهها بوده و آنها جنگ مسلحانه را در پیش خواهند گرفت پس لزوما این رویه تداوم خواهد داشت و باید شاهد و منتظر انفجارهای دیگری باشیم. که اگر رخ ندهد می توان در فرض مسئله شک کرد.
ایراددیگری که بر فرض حاضر وارد است نحوه و محل انفجارهاست که تمامی شهروندان خوزستان -بدون در نظر گرفتن قومیت آنها- را هدف قرار داده بود و بیشترین خسارت را به مردم عادی وارد نمود.از سوی دیگر این انفجارها عملا برای این گروهها هیچ دستاوردی در برنداشت.
تمام موارد فوق را اگر در کنار برخی مسایل و حساسیتهای آن برهه زمانی -انتخابات و نحوه حضور مردم- قرار دهیم و به استناد گفته های برخی فعالین سیاسی -مخصوصا اصلاح طلبان- می توان انگشت اتهام را از روی فعالین قومی برداشت و سوی دیگری را نشانه گرفت.
در هر حال انفجارهای اهواز خسارات بسیاری را به امنیت عمومی و سلامت روانی شهروندان خوزستانی واردنمود. که باید در جهت بازسازی و تسلای خاطر آنان اقدامات جدی و اساسی صورت پذیرد گرچه به نظر می رسد این حوادث می رود در یادها دفن شود و تاکنون اراده ای برای پیگیری آن مشاهده نشده است.
» فیلم انفجار روبروی فرمانداری اهواز 
+ نوشته شده در  2005/7/14ساعت 0:32  توسط مهدی محسنی  | 

 
عدالت و دیگر هیچ!
 
وبلاگستان را تب حمایت از نوشی گرفته است.حمایتی کم سابقه که بانوشتن مطالب مختلف و ساختن لوگو در حال پیگیرست.نوشی که از همسرش جدا شده خودش از بچه ها نگهداری می کردتا اینکه همسرش بچه ها را از مادر می گیرد و دیگر برنگردانده است.ولی حالا که این لوگو را اینجا می گذارم با خودم فکر می کنم آیا کسی از پدر جوجه ها دلیل این کارش را پرسیده است؟ نکند قضاوتی عجولانه می کنیم!؟ این فمنیسم بازی هم بدبلایست!نکند بی دلیل در دام قضاوتی عجولانه و پیشداروی عاری از عدالت بیفتیم...!
نکته|
قابل توجه دوستانی که در مورد این سید ما - و یاسیدهای دیگر- سوال کردند،در اولین فرصت یک مطلب مفصل در این موردخواهم نوشت واگرمقدور بودمصاحبه ای با یکی از این سیدها انجام خواهم داد.
+ نوشته شده در  2005/7/13ساعت 4:1  توسط مهدی محسنی  | 

نيروي انتظامی گردهمايی مقابل دانشگاه تهران برای نجات جان گنجی را به خشونت کشيد.بعد از ظهر سه شنبه، بالغ بر 200 نفر به دعوت تعدادي از گروه های دانشجويیي و خانواده زندانیان سیاسی در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران برای دفاع از جان اکبر گنجی گرد هم آمدند. بعد از مدت کوتاهی از آغاز اين تجمع نيروي انتظامي از آنان خواست يا متفرق شوند و يا با آنان برخورد خواهد شد. برخي از تجمع کنندگان به خيابان های اطراف رفته و تجمعاتی شکل مي گيرد که با برخورد خشونت آميز نيروی انتظامي مواجه شده و منجر به دستگيری تعدادي می شود.
» گزارش تصویری توسط :فارس ، ایلنا ، خبرگزاریهای خارجی
» مشروح گزارش ایسنا
» گزارش ویژه از وبلاگهای در راه آزادی 1  2  و شفق
+ نوشته شده در  2005/7/13ساعت 3:7  توسط مهدی محسنی 

یک|تشکیل جبهه حقوق بشر و دموکراسی خواهی از شعارهای دکتر معین در انتخابات ریاست جمهوری بود که ایشان بر تداوم تلاش برای تشکیل آن صرف نظر از هر نتیجه انتخابت اصرار داشته و دارند.تلاش برای تشکیل جبهه آغاز شده است.
در کنار این موضوع امری که در جهت تقویت جبهه لازم و واجب به نظر می رسد،بازسازی تشکیلاتی و سازماندهی نیروها توسط احزاب و گروههای حاضر در این جبهه میباشد.مسئله ای که در این انتخابات پاشنه ی آشیل نیروهای اصلاح طلب بود.
دو|بازهم سید:... هنوز 15 دقیقه نیست که گوشی تلفن رو قطع کردم و اومدم توی اینترنت وارد سایت گوگل شدم ،دنبال عبارت "اهواز + سید + پرداخت + پول" گشتم و به این صفحه رسیدم ، پشت خط تلفن مهدی بود دوستم از اهواز شاید حدود 1 ساعت با هم در مورد سید حرف زدیم ، پدر مهدی که صاحب یک شرکت بزرگ تجاری توی اهواز هست وقتی که دیده کارگرهای زیر دستش تونستن توی مدت 18 روز مبلغ 8 ملیون تومن پول بدست بیارن خودش هم 2 ملیون به سید حسن پول داده و الان منتظر تا دو هفته دیگه 1.5 ملیون پول پس بیگره. مهدی می گفت سید حسن از همه معتبر تره ، مهدی می گفت (و واقعاَ به چشم خودش دیده بود) که دوستش فقط با 1 ملیون تومن و انتظار 4 ماه الان یه 206 نقره ای رنگ داره (برای اینکه این مطلب باورشون بشه به اتفاق چند نفر دیگه رفته بودن ماشین رو دیده بودن!) ، مهدی می گفت الان سیم کارت صفر موبایل توی اهواز به قیمت 500 هزار تومن هم خرید و فروش می شه .. راستی منم 1 ملیون پول دارم و هزار تا آرزو ، شاید فردا اومدم اهواز ...
( نظر علی پارسا در قسمت نظرات مطلب سید ۶۰ درصدی)
سه|اختلاف میان مسولین دانشگاه چمران و شهرداری اهواز بالا گرفته است.این اختلافات که به علت اصرار شهرداری به تخریب بخشی از دیواردانشگاه بروز کرده است که هزینه ی بسیار زیاد مالی را به دانشگاه وارد خواهد نمود -دیوار تخریب شده است- .در عین حال امنیت دانشگاه را نیز به چالش می کشد.شب گذشته و بامداد امروز قریب به یکصد دانشجو ابتدا در برابر دادگستری تجمع کرده وسپس با تجمع در بلوار روبروی دانشگاه اعتراض خود را به عملکرد شهرداری اعلام نمودند.شهرداری اهواز در این منازعه از حمایت استانداری خوزستان نیز سود می برد.باید دید در روزهای آینده این کش و قوسها چه سرنوشتی را برای یکی از قدیمیترین و بزرگترین دانشگاه های ایران رقم خواهد زد.
پیوست|
» بسته نگار:استراتژی ملی مذهبی ها تشکیل جبهه است [لینک]
» شهرداری دیواردانشگاه چمران اهواز را تخریب کرد [لینک]
» سپرده گذاری مردم اهواز در بانکها کاهش یافته است [لینک]
+ نوشته شده در  2005/7/11ساعت 3:12  توسط مهدی محسنی  | 

 
18 تیرماه تجربه باد!
 
ما به آخر این راه رسیده ایم

با صبر ، با سکوت
با عقل ، با جنون
با هیچ چیز دیگری نمی توانیم!

نه شهریار مرده ای لای قصه ها
نه این فرشته های خوشگل با بالهای قلابی
نه پیامبری با کتابی کهنه زیر بغل
نه فیلسوفی با نشانی سر راست دبلیو دبلیو دبلیو دات کام
نه آوازی که چون صاعقه در جا میخکوبمان کند

ژنرال!
سربازها را بگو به پادگان برگردند
دیگر کسی برای شکست خوردن،یا پیروز شدن
باقی نمانده است!
                                            "حافظ موسوی"
+ نوشته شده در  2005/7/9ساعت 17:19  توسط مهدی محسنی  | 

صدای دهشتناک جنایت اینبار از لندن می آید.به یاد چند روز پر التهاب شهر خودمان - انفجارهای اهواز- افتادم.تا به سرتان نیاید نمی توانید بفهمید.خداکند به سرمان نیاید.
"صدای انفجار دوباره بلند شد
 مایکدیگر را در آغوش کشیدیم
 مرگ از ما دور شده بود
 از تاریکی بیرون آمدیم
 لباس هامان خاکی بود
 اجساد قربانیان را به خاک سپردیم"
                                حافظ موسوی
پیوست|
» بمب گذاری در لندن [لینک]
» گزارش تصویری انفجارهای لندن 1  2
» انفجارهای لندن به نقل از شاهدان عینی [لینک]
» واکنش به انفجارهای لندن [لینک]
+ نوشته شده در  2005/7/8ساعت 2:19  توسط مهدی محسنی  | 

من ماشینم را فروخته ام و پولش را به سید دادم!
من طلاهایم را فروختم ....
من موتورم را....
من خانه....
چند هفته ایست که در اهواز این جمله ها را زیاد می شنویم. به قولی تب سید بدجوری بالاست.بازار طلا،موبایل،ماشین و خانه رونق خود را از دست داده و مردم در حال خارج کردن پولهای خود از بانکها هستند.وقتی سیدی باشد که در هر صد هزار تومان پولتان را در طول 20 روز 160 هزار تومان تبدیل کند مگر آدم دیوانه باشد که پولش را در بانک نگه دارد.
سید کیست؟ سید حسین موسوی 25 ساله ساکن اهواز.بر اساس برخی شواهد عراقی اصل است.سوابق فعالیت در بسیج یکی از مساجد شهر اهواز را داشته است.فعالیت خود را از دو سال پیش آغاز نموده و هم اکنون به یکی از چهره های سرشناس اهواز تبدیل شده است.به سختی کسی باور می کند که بتواند در مدت 20 روز با مبلغ 11 میلیون صاحب زانتیا،و یا با مبلغ 400 هزار تومان یک خط موبایل، با 4 میلیون تومان پراید و با 6 میلیون تومان پژو 206 بشود!
او هیچ تضمینی در ازای پول دریافتی شما نمی دهد تنها به این جمله بسنده می کند که فکر کنید پولتان را به رودخانه انداخته اید! سید حالا تحت فشار شدید نهادهای انتظامی و قضایی قرار دارد.وحشت از یک نا آرامی اجتماعی نهادهای مسوول را به واکنش وا داشته است.اگر او با میلیاردها تومان پول مردم غیب شودپیش بینی پایان ماجرا مشکل نخواهد بود.آنهم در استانی که از فقر و تبعیض رنج می برد.در عین حال بسیاری سید را از عوامل نظام می دانند و اطمینان دارند پول خود را از دست نخواهند داد!
در حالی که هیچ معامله و معادله ی اقتصادی توان حلاجی عملکرد این سید را ندارد گمانه زنی های بسیاری در مورد پشتوانه ی مالی و نوع تجارت او وجود دارد.ازاحتمال توطئه آمریکا برای ایجاد نارضایتی در خوزستان تا معاملات فروش اسلحه و الماس و نفت و قاچاق ... تا برنامه ای از سوی حکومت ایران برای بهبود وضعیت معیشت مردم خوزستان! که البته به نوعی همگی این موارد دور از عقل و واقعیت است. باید دید قوه قضاییه که فشارهای خود را در این مدت بیشتر کرده است در نهایت چه سرنوشتی را برای "سید ما" رقم خواهد زد و آیا مردم در مورد سرنوشت کسی که اینچنین وضعیتشان را دگرگون نموده سکوت خواهند کرد!آینده بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد.
+ نوشته شده در  2005/7/6ساعت 12:59  توسط مهدی محسنی  | 

اولین برنامه رادیویی مسعود بهنود را با دردسر فراوان گوش دادم.واقعا که لذت بخش بود.گوش دادنش را به همه ی دوستان توصیه می کنم اگر چه برای دوستان در ایران با اعمال شاقه باشد.در مورد انتخابات ایران و یادی از استادمرتضی ممیز.صدایش گرم و دلنشین است و آدمی را قلقلک می دهد.دست این حسین درخشان هم درد نکند که رادیوبهنوددیگر نیز کار او بوده است.
+ نوشته شده در  2005/7/6ساعت 2:48  توسط مهدی محسنی 

تلاشها برای آزادی گنجی بیشتر شده است! 
بيش از 380 نفر از اهل قلم و فعالان سياسی ايران با انتشار بيانيه ای از اکبر گنجی به عنوان مبارز راه آزادی و دموکراسی و برابری ستايش کردند و او را از قربانيان شاخص نقض حقوق بشر در ايران شماردند.
نويسندگان بيانيه با ابراز نگرانی از وضعيت سلامتی او هم به دليل اعتصاب غذای نامحدود و هم به دليل مشکلات تنفسی و مفصلی او خواستار اعطای مرخصی استعلاجی فوری به او شده اند.
آنها روند دادرسی و تمامی محدوديت های اعمال شده بر اکبر گنجی را "غير قانونی و ناعادلانه" خوانده اند و می گويند وی بايد بتواند بر اساس قوانين جاری ايران و نيز مفاد اعلاميه حقوق بشر و همچنين آموزه های دينی از حقوق انسانی و قانونی خود برای درمان بيماريها و مشکلات جسمانی اش از جمله آسم استفاده کند.
نويسندگان بيانيه هشدار داده اند که "مسئوليت امنيت و سلامت جانی اکبر گنجی بر عهده حاکميت است و هر گونه تعرض و سهل انگاری در اين خصوص با واکنش صريح افکار عمومی" در داخل و خارج ايران روبرو خواهد شد."اظهار آزادانه و مصون از تعرض عقايد و ديدگاهها حق مسلم و بديهی هر انسان است و محروم کردن اکبر گنجی از حق درمان و به مخاطره انداختن سلامت جسمانی او به دليل بيان و نوشتار انتقادی به هيچ عنوان پذيرفتنی نيست."
علی افشاری، عباس امير انتظام، حسين انصاری راد، سيمين بهبهانی، عليرضا جباری، رامين جهانبگلو، فاطمه حقيقت جو، خشايار ديهيمی، احمد زيدآبادی، سعيد مدنی، علی اکبر معين فر، مصطفی ملکيان، سعيد منتظری، داود هرميداس باوند و پرويز ورجاوند از جمله 386 نفر امضا کنندگان اين بيانيه هستند.
» متن کامل بیانیه [اینجا]
» تلاش پارلمان اروپا برای آزادی گنجی [اینجا]
+ نوشته شده در  2005/7/6ساعت 2:15  توسط مهدی محسنی 

عبدالرحمان قاسملومحموداحمدی نژاد
« اخيرا يک رشته گزارش هايی در مورد دست داشتن محمود احمدی نژاد در ماجرا گروگانگيری کارمندان سفارت آمريکا در تهران در سال 1979 و همچنين ترور عبدالرحمن قاسملو، از رهبران کرد مخالف در وين، پايتخت اتريش، در سال 1989 در نشريات غربی منعکس شده است.
برخی رسانه های آمريکايی از قول گروگان های سابق گفته اند که آقای احمدی نژاد از جمله مهاجمان به سفارت آمريکا در تهران بود و بازجويی از گروگان ها بر عهده وی قرار داشت.همچنين، روزنامه اتريشی استاندارد در شماره روز 2 ژوئيه اين اتهام را مطرح کرد که وی با قتل آقای قاسملو ارتباط داشته است.»
گرچه سعید حجاریان دخالت احمدی نژاد را در هر دو حادثه رد کرده است اما غربی ها همچنان بر پیگیری اتهامات مصر هستند.لازم به ذکر است اعلام این موضوع توسط حجاریان که احمدی نژاد در ترور قاسملو دست نداشته سوالات جدیدی را مطرح می کند که میزان اطلاع حجاریان از این جریانات تا چه حد می باشد.و به چه علت تا کنون در این مورد سکوت نموده اند.
+ نوشته شده در  2005/7/5ساعت 11:33  توسط مهدی محسنی  | 

برای چندمین باز فیلم "پری"را دیدم.با بازی درخشان خسرو شکیبایی ، نیکی کریمی و علی مصفا. و باز مثل همیشه انگار که بار اول بود.در زندگی آدمی بعضی چیزها هست که هر چه قدر تکرارش کنی تازگی بیشتری دارد و گاهی نیز هر چقدر تلاش کنی که بفهمی از معنایش دورتر میشوی.
سر زتو یافت سری روز تو دزدید پری
ز تو آموخت تری و ز تو آورد زری
شیشه گر گوید می صد قدح و جام کند
قدحی گر شکند ز او نتوان گشت پری
+ نوشته شده در  2005/7/5ساعت 2:53  توسط مهدی محسنی 

شب گذشته در جلسه هفتگی نیروهای ملی مذهبی در اهواز شرکت نمودم.موضوعات جالبی مطرح شد.ازجمله پخش فیلم بمب گذاری های اخیر اهواز.پس از اعلام اخبار و رخداد های هفته ی گذشته ایران و برخی وقایع جهانی جلسه با ارائه تحلیل و نظرات حاضرین دنبال شد.بحث جالب و کمی عجیب "سید" ی که اخیرا در اهواز آوازه ای کسب کرده است مورد توجه واقع شد.این جوان 26 ساله با گرفتن مقادیر مختلفی پول در زمان معیین یک ماهه تا دوبرابر مبلغ ابتدایی را پس می دهد.که این امر جنون آمیز از نظر اقتصادی حرفها وحاشیه های بسیاری به دنبال داشته است.برخی قویابر انگیزه های سیاسی این اقدام تاکید داشتند ولی به جهت رعایت اصل اطلاع رسانی سالم از بیان آنها تا مشخص شدن صحت و سقم موارد اجتناب می کنم.ولی مطمئنم موضوع بسیار جنجالی خواهد بود.
موضوع دیگر تهدیدات جدید آمریکا علیه ایران و بیان این نکته که ایران دشمن شماره یک ملت آمریکا و حکومتش منفورترین حکومت جهان توسط رایس بود و در کنار آن وارد نمودن اتهاماتی به احمدی نژاد وهمچنین رفتار خلاف سابقه مسولان بلژیکی با حداد عادل رییس مجلس ایران.این موضوع که تهدید ایران جدی و ظاهرا پروژه ی جدیدی در حال شکل گیریست و این مسئله که  آقای احمدی نژاد با شرایط موجود توان مدیریت این بحران را نخواهد داشت،اتفاق نظر وجود داشت.
لازمه تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر نیز بحث محوری جلسه بود که با توجه به اخبار واصله بنظر می رسددر چند روز آینده مقدمات تشکیل آن از سوی دکتر معین با دعوت ازنیروهای مختلف سیاسی اصلاح طلب درون و برون حاکمیت آغاز خواهد شد.و شاید بهترین خبر ممکن همین بود.طبق معمول من بر نقش محوری دکتر معین اصرار داشتم و فکر می کنم ایشان تنها کسی هستند - با توجه به تعهد اخلاقی و سیاسی به تشکیل جبهه- که توان و ابزار رساندن گروهها به یک نقطه مشترک برای شکل گرفتن جبهه را دارند.
پیوست|
» احمدی نژاد.غنی سازی.تروریسم:دستور کار گروه G8 [لینک]
» انصاری راد:همه رفرمیستهابه جبهه دموکراسی و حقوق بشر بپیوندند [لینک]
» اتهام به رییس جمهور [لینک]
» وصیت نامه ی الهی - سیاسی آیت ا... منتظری(دامت برکاته) [لینک]
+ نوشته شده در  2005/7/4ساعت 3:41  توسط مهدی محسنی  | 

علی کریمی در تمرینات بایر مونیخ 
علی کریمی اولین تمرینش را در بایر مونیخ انجام داد.امیدوارم سرنوشت او همچون هاشمیان و دایی نباشد و بتواند جایگاه مناسبی در این تیم کسب نماید.اگرچه توانایی های بالایی در او وجود دارد ولی مطمئنا از نظر بازی گروهی با مشکل مواجه است.حضور کریمی در بایرمونیخ برای تیم ملی نیز موثر و سودمندخواهد بود.  
» گزارش اولین تمرین علی کریمی(انگلیسی) [اینجا]
» گالری عکسهای تمرین اول [اینجا]
» سایت رسمی باشگاه بایرمونیخ [اینجا]
+ نوشته شده در  2005/7/3ساعت 15:25  توسط مهدی محسنی 

دیروز کنسرت live 8 باهدف تاکيد بر مشکل ادامه دار فقر و بدهی درجهان،در هايدپارک لندن و کنسرتهای ديگری نيز در فيلادلفيا، پاريس، رم و برلين برگزار شد. بی بی سی این رویداد هنری اجتماعی را اینگونه توصیف می کند:"در بزرگترین رویداد تلویزیونی تاریخ بشر، میلیونها نفر در کنسرتهای لایو 8 برای ریشه کنی فقر آواز همبستگی سرودند. کهکشانی از ستارگان موسیقی در این برنامه جهانی حضور داشتند".
هر از گاهی که چنین برنامه هایی برگزار می شود به این موضوع فکر می کنم که جای ما در میان این گردهمایی های عمومی خالیست.چرا ما ایرانیها که می توانیم مظهر نوع دوستی و شادمانی و عرضه کننده مفاهیم بدیع فرهنگی و انسانی باشیم اینگونه جدا و منزوی شده ایم.کدام قدرت و کدام قانون ما را از کسب و درک شادکامی و همراهی با مردمان جهان محروم می کند.
به تصویری فکر می کند که مردم جهان در ذهن خود از ما دارند.مردان اخمو و خشمگین و زنان بی سواد و در حجاب عقاید خرافی اسیر.نه این تصویر واقعی ما نیست و یا نمی خواهیم باشد.برخی اینگونه ما را ترسیم می کنند -چه در داخل ایران و چه در خارج از مرزها- ولی من فکر می کنم زمان آن فرا رسیده است که "من واقعی" خود را آشکار کنیم و به آغوش جهان باز گردیم.گرچه هزینه ی این کار گران باشد ولی باید پرداخت شود.آنان که به حساب ملت هزینه ی انزوا را به ما تحمیل نمودند حالا باید در این باره چاره ای بیاندیشند.و ما که باید بر خواست خود که همان پیوستن به جامعه جهانی و هماهنگی و همراهی با مردمان جهان در جهت صلح و پیشرفت است پافشاری کنیم.
پیوست|
» گزارش کنسرت در هایدپارک لندن [اینجا]
» گزارش تصویری از "لایو ایت" [اینجا]
» صحنه هایی کوتاه از هید پارک (ویدیویی) [اینجا]
» چرا لایو ایت :1  2
+ نوشته شده در  2005/7/3ساعت 2:38  توسط مهدی محسنی  | 

یک| پنجشنبه و جمعه به سفری کوتاه و البته تفریحی رفتم.شهر بهبهان در ۲۵۰ کیلومتری اهواز.غروب پنجشنبه به کنار رودخانه ی مارون در ۱۰ کیلومتری شهر رفتیم.جایی که پارک تفریحی بزرگی در حال احداث است.جمعیت زیادی در کناره رودخانه ساکن شده بودند.صدای هلهله و پایکوبی همه جا را فرا گرفته بود.نسبت به سالیان قبل آزادی و آسودگی خاطر بیشتری در مردم مشاهده می کردم.گروههای چند نفری جوانان که تعدادشان نیز کم نبود به بازی ورق-که در ایران جرم محسوب میشود- مشغول بودند.از کنار برخی که گذر می کردی میتوانستی بوی الکل- و البته انواع آن-را بخوبی استشمام کنی.هوای خنک و نسیم ملایم که با صدای رودخانه عجین میشد،واقعا شب لذت بخشی را بوجود آورد.
دو| از رادیو بی بی سی ماجرای لغو مذاکرات ومهمانی شام هیات مجلس ایران و طرف بلژیکی را شنیدم.و اینکه دلیلش حرکت انقلابی و دشمن شکن حداد عادل در دست ندادن با رییس سنای بلژیک- خانم ماری لیزن - و مخالفت با سرو مشروب در مهمانی شام با رییس پارلمان بلژیک -هرمان دکرو- بوده است.این رادیو عنوان نمود از نظر آیت ا... منتظری درموراد فوق - مصافحه با زنان و یا سرو مشروب برای حفظ منافع کشور- اشکال شرعی وجود ندارد!!ظاهرا رفتار هیات مجلس بازتاب منفی بسیاری در محافل خبری اروپایی داشته است.
سه| یک و دو را با اندکی تیزبینی در کنار هم در نظر بگیرید.
چهار| احتمال حضور احمدی نژاد در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران در رسانه های جهان بازتاب گسترده ای داشته است.با اینکه عباس عبدی مشارکت احمدی نژاد را در گروگان گیری علارغم تمایلش به حضور رد کرده است برخی شواهد بر فعالیت احمدی نژاد در زندان اوین به عنوان زندانبان گروگانها دلالت دارد.فارغ ازدرست و نادرست بودن موضوع  مشخص است که آمریکا پیش از آغاز رسمی ریاست جمهوری احمدی نژاد فشارهای خود را بر حکومت ایران افزایش داده و در این میان سبقه و کاراکتر تندرو احمدی نژاد و همراهانش نقش کاتالیزور را ایفا می کند.
لینک|
» گنجی متهم می کند! [اینجا]
» زن و شراب و اورانیوم (ابراهیم نبوی) [اینجا] 
» همه چیز "راست" شده است! [اینجا]
» محمود و ملاهای هسته ای! [اینجا]
» نامه ی اکبر گنجی به آزادگان جهان [اینجا]
+ نوشته شده در  2005/7/2ساعت 3:9  توسط مهدی محسنی  | 

18تیرماه نزدیک است.در این سالها همیشه این روز یادآور تنش و التهاب بوده است.اپوزسیون خارج نشین چند سالیست این روز را مبدا تغییر رژیم ایران می داند و سعی نموده است هواداران خود را به خیابان بکشد و آرزوهای خود را عملی کند.کاری که جز ناکامی و سرخوردگی چیزی برایشان به ارمغان نداشته است.
18 تیر78 برای بسیاری یاد آور لحظه های پر از وحشت است.وحشتی که هنوز سایه ی خود را از سر برخی کنار نکشیده است.احمد باطبی و منوچهر محمدی وچند نفردیگر هر یک به دلیلی بهترین سالهای زندگی خود رادر زندان سپری می کنند.کمتر تلاش واقعی برای رهایی آنها از بند صورت گرفته است.بعضی ها هم که دارند نان زندان بودن اینها را می خورند از ادامه این روند خوشحالند.
دلم گرفته است برای آن جوان خوش سیما که از حکم اعدام رهایی یافت و در دام 15 سال زندان گرفتار شد.کاش آن عکس روی جلد مجله ی اکونومیست چاپ نمی شد و ای کاش احمد، مسیح ایران نام نمی گرفت! دلم گرفته است. می خواهم خیال کنم فردا روزی زود،حکم آزادی احمد و دیگر دوستانش صادر می شود.خداکند.
پینوشت|
این مطلب را دراین برهه زمانی که نزدیک به ۹روز به ۱۸ تیر مانده نوشتم تا یاد کسانی که بی دلیل در بند اند در هیاهوی سیاست بازی عده ای گم نشود و شاید تلنگری باشدبه ما تا اگر می توانیم، کاری بکنیم.
پیوست|
» به هاشمی شاهرودی برای اکبر گنجی [سرزمین آفتاب]
» این دو لینک روز آنلاین و ایران ما در قسمت کافی شاپ اضافه شد
» مجتبی فکر می کند من تب سیاسی دارم!...نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در  2005/6/30ساعت 3:4  توسط مهدی محسنی  | 

تو از بدایت هر چیز می آیی
و لحظه ها
با تو آغاز می شوند
و زیر آفتاب
به جز چشمهای روشن تو و
تکرار دستان من
هیچ چیز تازه نیست!
                                      ع.کوثری
+ نوشته شده در  2005/6/29ساعت 2:11  توسط مهدی محسنی 

ظاهرا شرایط بعد از انتخابات هواداران معین را به تکاپو وادار نموده است مخصوصا نیروهای جوان تر و غیر تشکیلاتی.چندین پیشنهاد در این روزها مطرح شده است.نظر خود را در مورد پیشنهاد تشکیل یک جبهه و یا انجمن و چیزی شبیه این از وبلاگ نویسان را در اینجا بخوانید و می توانید در وبلاگ الپر نظر و یا پیشنهادی در این مورد بدهید.امیدوارم نتیجه ی خوبی بدهد.
گزارش حنیف با عنوان راهمان را ادامه می دهیم از " همایش بزرگ سپاس" که توسط حامیان معین برگزار شد بسیار خواندنیست.
» مشروح سخنان  مصطفی معين، محمدرضا خاتمي، الهه كولايي
» بیانیه جبهه مشارکت در مورد نتیجه انتخابات ریاست جمهوری
نکته| دوستانی که به من لینک دادن اعلام کنند تا اولین فرصت جبران کنم!
+ نوشته شده در  2005/6/28ساعت 17:12  توسط مهدی محسنی  | 

یک|این لینکستان را برای عمه ام که آپدیت نمی کنم!این دو تا عکس ناز نازی از احمدی نژاد و حداد عادل دارند آنجا خاک می خورند دریغ از اندکی توجه!
دو|اگر فهمیدم کدام کم خردی در نظارت بر اینترنت کنتور nedstatbasic را فیلتر کرده است شخصا دهن مبارکشان را مورد عنایت قرار خواهم داد!
سه|دیروز درجلسه ی دوستان ملی مذهبی شرکت کردم یکی از حضرات که شخصا به ایشان ارادت خاص دارم می فرمودند: "نگاه کنید از هر ۱۰ تحلیل اصلاح طلبان نه تا را بر جریان اصلاح طلبی زده اند بعد آن یکی دیگر که اتفاقا ضعیف ترین تحلیل هم هست در مورد جریانات مخالف اصلاحات است!" یعنی آقایان خودزنی بس است کمی هم به رقبا بپردازیم.در جلسه ی دیروز بحث جبهه دموکراسی خواهی هم شد و اینکه انگار سازمان مجاهدین زیاد راغب به تشکیل جبهه نیست.من هم پیشنهاد کردم سراغ دکتر معین برویم چون بنظرم از همه رو راست تر و مصمم تر نشان می دهد.در کل جلسه ی امیدوار کننده و خوبی بود.
+ نوشته شده در  2005/6/27ساعت 17:14  توسط مهدی محسنی  | 

بالاخره یک لینک سالم از فیلم انفجارهای اهواز پیدا شد.پیمان این لینک را در وبلاگش گذاشته به همراه چند عکس.با اینکه نسبت به عنوان و عاملان این فیلم شبهات بسیاری است.
» سایت عربستان (مسولیت بمبگذاری را پذیرفته اند!!)
» سایت الاحواز فارسی (جدایی طلبان عرب)
» سایت الاحواز انگلیسی
+ نوشته شده در  2005/6/27ساعت 16:23  توسط مهدی محسنی 

احمدی نژاد رییس جمهور شد حالا چه ما دوست داشته باشیم و چه بدمان بیاید و حتی اگر بی تفاوت باشیم، عملکردش بر آینده ما تاثیر گذار خواهد بود.باید این نتیجه را پذیرفت و ازهمین حالا برای فردای نامعلوم آماده شد.احزاب، گروهها و شخصیتهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی باید مواضع شفافی را اتخاذ کنند.باید به رقیب بفهمانند که شرایط به آسانی انتخابات نخواهد بود.عرصه،عرصه  نقدعملکردهاست.هر کجا که کم کاری صورت گیرد بهانه ای پذیرفته نیست.
این هشت سال عیان شد که قضاوت مردم در مورد عملکرد مسولان حکومتی بیرحمانه است اگرچه با مظلوم همدردی می کنند ولی توجیه و دلیلی برای ناتوانی در انجام وعده ها نمی پذیرند حتی اگر خاتمی باشد با بیست و چند میلیون رای.
احزاب مخالف و رقبای دولت و مجلس باید شرایط مطلوب خودرا دیکته کنند.میزان حساسیت خود درباره رعایت آزادی های فردی و اجتماعی ،آزادی فعالیت سیاسی، آزادی مطبوعات و اینترنت،بسط جامعه مدنی ، دموکراسی و حقوق بشر و ... اعلام کنند.باید قاطعانه اعلام شود بر آنچه که دستاوردهای این هشت ساله است می بالند و به هر قیمتی از آن محافظت خواهند کرد.و این آغاز راه سخت بازی خارج از جایگاه قدرت برای احزابی است که با این سیاق آشنایی چندانی ندارند.
پیوست|
» تاثیر انتخاب احمدی نژاد بر جامعه ایران(احمد زید آبادی) [لینک]
» احمدی نژاد از دید موافقان و مخالفان(پم اوتول) [لینک]
» زندگی نامه احمدی نژاد [لینک]
+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 2:3  توسط مهدی محسنی  | 

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش 
مگر یک دم بیاسایم زدنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ،ای دل، بشوی از تلخ و از شورش!
بیاور مِی که نتوان شد زمکر آسمان ایمن
به لعب زهره ی چنگی و مریخ سلحشورش!
                                                                   "لسان الغیب حافظ شیرازی"
+ نوشته شده در  2005/6/25ساعت 16:29  توسط مهدی محسنی 

خبرهای بدی به گوش می رسد بر اساس اعلام ایسنا احمدی نژاد رییس جمهور ایران شد!هضم این موضوع برایم آنقدر سنگین است که خواب به چشمم نمی رود.کمی هم لرز دارم.شاید به آن بدیها هم که فکر می کنیم نباشد اما هست و بدتر هم می شود.دوستانم در بازرسی انتخابات از تقلبهای گسترده خبر می دهند که نمی توانستند کنترل و یا برخورد کنند.لعنت بر این دولت مرعوب!نمی دانم می شود چهارسال تصویر او را تحمل کرد! انتخاب ملت است دیگر باید به انتخابشان احترام گذاشت.یک کشک به آخرش اضافه کنید.
» خوابگرد :پیروزی جهل بر ظلم گرامی باد!
» منتقد :...مرگ بر اسرائیل. مرگ بر ژاپن. مرگ بر اسپانیا...
» اصغر آقا :باز هم عقل ملتی گم شد/قاتلی قهرمان مردم شد
» هنوز هميشه اين بود/مي ايستاديم/تا شب ما را فرا بگيرد
» پینکفلودیش: آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
» یک بلاگر : چه خوشگل شدی امشب وطن!
+ نوشته شده در  2005/6/25ساعت 2:56  توسط مهدی محسنی  | 

اینقدر حرص نخورید تا چند ساعت دیگر همه چیز مشخص خواهد شد! نه به حرف این آقای فقیه است و نه به گزارشات تخیلی خبرگزاری فارس! حالا بگذار کیهان هم تیتر بزند "ملت کار را تمام کرد!" تا چند ساعت دیگر صبر کنید!
» گزارش لحظه به لحظه از نتایج انتخابات در شرق آنلاین
» دو وبلاگ که از ستاد انتخابات به روز می شوند مداد سیاه و کاغذ مچاله
+ نوشته شده در  2005/6/25ساعت 0:31  توسط مهدی محسنی 

تمرین دموکراسی

اگه گفتید به کی رای دادن؟

» گزارش تصویری انتخابات 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14
+ نوشته شده در  2005/6/25ساعت 0:7  توسط مهدی محسنی  | 

امروز جمعه ۳ تیرماه۸۴ شاید روزی سرنوشت ساز در تاریخ ایران باشد.شاید هم روزی مثل بسیاری از روزهای دیگر.مرحله ی دوم نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و رقابتی میان "رفسنجانی" و "احمدی نژاد".تحلیل ها و نظرات بسیاری در مورد انتخابت میان این دو وجود دارد،وبلاگهای نژادگان و لحظه  دلایلی برای رای دادن به احمدی نژاد دارند و از سوی دیگر آسمان خانه  نامه ای سرگشاده به خودش نوشته و ازحسی که از رای دادن به هاشمی دارد سخن گفته است. و درمیان تمام زنده باد ها و مرده باد ها این مطلب مانا مهر بیشتر به دلم نشست.
هر کدام از ما نهایتا کاری را که فکر می کنیم درست تر است انجام خواهیم داد.حالا چه رای به هاشمی باشد برای گرفتار نشدن به فاشیسم و چه رای به احمدی نژاد برای کوتاه کردن عمر حکومت و چه عدم شرکت! مهم نتیجه ی ماجراست که امیدوارم در نهایت به سود مردم و کشور باشد.
+ نوشته شده در  2005/6/24ساعت 2:5  توسط مهدی محسنی  | 

بعضی مواقع هر چقدر تلاش می کنی کاری را درست انجام بدهی نمی شود وهرچقدر بیشتر سعی میکنی خرابتر میشود.واقعا چرا؟
تو نبودی
دو زانو در برابرت نشستم
با چشمان بسته
تو نبودی،
حرف زدم،حرف زدم،حرف زدم
اما نتوانستم دهن باز کنم
تو نبودی
با دست هایم تو را لمس کردم
دست هایم به روی صورتم بود
                                                       "ناظم حکمت-شاعر ترک"
+ نوشته شده در  2005/6/23ساعت 22:20  توسط مهدی محسنی 

خسته شده ام چقدر برای همه خطر انتخاب احمدی نژاد را شرح دهم. دلم می خواهد بیایم شمال کنار دریا و بعد از شنایی برویم جنگل سیسنگان، مثل زمان کودکیم.بستنی میوه ای که در رستوران بین راهی جاده ساری خوردیم را خوب بخاطر دارم و کایت بازیهای کنار دریا وسبدهاوکلاهای حصیری زیبا که دست فروشها می فرختند!
آخ که دلم لک زده است برای کمی آرامش و چند سیری دل راحت . کاش اجاره می دادند کمی نفس بکشیم و خیلی چیزهای دیگر.دوست دارم به جنوب هم بروم منظورم دیدن خلیج فارس است و بندر عباس که میگویند زیباست.خدا کند این هاشمی 2005 به بیست درصد حرفهایی که می زند پایبند باشد و ما هم کمی آرام تر بشویم.به قول دوستی :« یک نفر در این مملکت می تواند کار انجام دهد و او هاشمی است ولی اگر بخواهد انجام دهد!». چه میشد اگر می خواست.من هم می رفتم به شمال یا جنوب آن وقت دیگر فرقی نداشت.
همین دختران سیاه سوخته
با لباس های چرک و موهای شانه نخورده
لااقل گوشت و استخوانشان واقعی است
و می توانند از همین دریای نفرین شده ، ماهی
و از تو - اگر داشتی - دلی را صید کنند.

                                                                       حافظ موسوی
پیوست|
» مصطفی معین:به هاشمی رای می دهم [لینک]
» هاشمی: من از سلب آزادی مردم تنفر دارم [لینک]
» بهزاد نبوی: برخی رییس دفتر می خواهند نه رییس جمهور [لینک]
» گزارش تصویری سخنرانی هاشمی در جمع دانشجویان  1  2  3
+ نوشته شده در  2005/6/22ساعت 2:4  توسط مهدی محسنی  |