ظاهرا آشوب فروکش کرده است. آشوبی که می رفت خوزستان را که به عنوان مهمترین قطب اقتصادی و منطقه ای ژئوپلوتیک کشور شناخته می شود به ورطه در گیریهای قومی و کشور را به سوی بحران سیر دهد.عملکرد مناسب وزارت اطلاعات و نیروهای انتظامی در کنار تدبیر ایرانیان عرب زبانی که حاضر نیستند آرامش و بهبود آرام را با آینده ای نا معلوم موج آفرینان مجهول الهویه عوض کنند از مهمترین عوامل حل این مسئله بود.
کمتر کسی از هموطنان عرب باور نمودند که دولتی علیه شان در حال توطئه چینی است که در برای موفقیتش نقش غیر قابل انکاری داشته اند.روزی که شیوخ عرب را برای بیعت با کاندیدای خاص آن دوره ی انتخابات ریاست جمهوری به تهران بردند-و الباقی قضایا- و با جواب منفی عربها روبرو شدند -پاسخی که هر چند منشا سیاسی و عقلی نداشت و بر خاسته از اعتقادات مذهبی بود- پایان حکومت محافظه کاران را در استان خوزستان رقم زد.آری به باور این مردمان "سید اولاد پیغمبر را با هیچ کس دیگر نمی توان قیاس کرد مخصوصا که امام این سید خوش سیما را فرزند ارشد خود نامیده باشد".
پس تعجبی ندارد که محمدرضا خاتمی عاملان این فتنه را محافظه کارانی بداند که 8 سال است از قدرت در استانی که در آن حضوری سنتی داشته اند و منافع بی شماری را نصیبشان می کرده، دور شده اند. هرچند اگر آنان را هم آمر ندانیم!- که دور از ذهن می نماید- باید به این واقعیت اذهان کنیم که عاملان و برنامه ریزان با شناخت دقیق از محافظه کاران - که حاضرند برای تامین منافع خود منافع و امنیت ملی را به چالش بکشند- دست به این اقدامات زده اند.
از سوی دیگرچند دلیل عمده برای انتساب این امر به اصولگرایان وجود دارد:
زمینه سازی آشوب که با انتساب یک بخشنامه ی ضد عربی به معاون حقوقی و پارلمانی سابق خاتمی کلید خود.ابطحی که نماد روحانیون تجدد گرا ست. گرچه عضو مجمع روحانیون است ولی شخصیتی مشارکتی دارد. مطمئنا انتخاب یک شخصیت منفور از جناح محافظه کار در پیشبرد این برنامه موثرتر بود.
جهت گیری اشوبگران که دولت خاتمی و اصلاح طلبان را نشانه گرفت که با همراهی محافظه کاران و یا سکوتشان روبرو گشتو از هرگونه عقلانیتی بدور بود و هیچ گونه مطالبه ی مشخصی نداشت.
شکل و نوع سازماندهی آشوبها که از افراد بسیار کم سن و سال و جوان و آن هم در سطح وسیع کمک گرفته شد که توان تحلیل مسائل را نداشته باشند.
نتایج حاصل از این آشوبها و افراد و یا جناحی که منتفع شد:
حمله به مدیریت اجرایی استان که مسوول برگزاری انتخابات می باشد.سابقه ی این حملات به جشنواره تاتر ایران زمین باز می گردد.و در هر دو مورد حمله کندگان نمایندگان محافظه کار خوزستان درمجلس بودند.
پلیسی کردن فضای استان و کاهش مشارکت با سنگین نمودن فضای سیاسی و خارج کردن عربها از دوره رقابت و حضور در انتخابات ریاست جمهوری.مشارکتی که در این 8 سال هیچگاه به نفع محافظه کاران نبوده است.
سرکوب و انحراف جریانات ترقی خواه عربی که ضمن پایبندی به تمامیت ارضی و قانون اساسی بدنبال احقاق حقوق حقه هموطنان عرب زبان و شهروندان خوزستانی می باشد.
برداشت نهایی:
با تمام این توصیف ها باید گفت محافظه کاران ضمن ایجاد بد بینی در مردم عرب خوزستان نسبت به حکومت و بلاخص دولت و اصلاح طلبان در پی خنثی نمودن سلسه فعالیتهایی هستند که به دفاع قاطع مردم عرب خوزستان از کاندیداتوری دکتر معین منجر شد.حال باید دید هواداران معین در راه جلب حمایت اعرابی که احتمال مشارکت فعالشان بسیار کاهش یافته است توفیقی حاصل خواهد نمود.
پینوشت:
سخنان نماینده دشت آزادگان و حمله به معین [اینجا]
انصاری: گرو کشی سیاسی ممنوع [اینجا]
حمله موتلفه به مسولان اجرایی استان خوزستان [اینجا]
به دنبال قربانی (حنیف مزروعی) [اینجا]
نماینده بهبهان: نگران عربها نباشید [اینجا]
بازتاب:
وبلاگ خبر چین [اینجا]
کمتر کسی از هموطنان عرب باور نمودند که دولتی علیه شان در حال توطئه چینی است که در برای موفقیتش نقش غیر قابل انکاری داشته اند.روزی که شیوخ عرب را برای بیعت با کاندیدای خاص آن دوره ی انتخابات ریاست جمهوری به تهران بردند-و الباقی قضایا- و با جواب منفی عربها روبرو شدند -پاسخی که هر چند منشا سیاسی و عقلی نداشت و بر خاسته از اعتقادات مذهبی بود- پایان حکومت محافظه کاران را در استان خوزستان رقم زد.آری به باور این مردمان "سید اولاد پیغمبر را با هیچ کس دیگر نمی توان قیاس کرد مخصوصا که امام این سید خوش سیما را فرزند ارشد خود نامیده باشد".
پس تعجبی ندارد که محمدرضا خاتمی عاملان این فتنه را محافظه کارانی بداند که 8 سال است از قدرت در استانی که در آن حضوری سنتی داشته اند و منافع بی شماری را نصیبشان می کرده، دور شده اند. هرچند اگر آنان را هم آمر ندانیم!- که دور از ذهن می نماید- باید به این واقعیت اذهان کنیم که عاملان و برنامه ریزان با شناخت دقیق از محافظه کاران - که حاضرند برای تامین منافع خود منافع و امنیت ملی را به چالش بکشند- دست به این اقدامات زده اند.
از سوی دیگرچند دلیل عمده برای انتساب این امر به اصولگرایان وجود دارد:
زمینه سازی آشوب که با انتساب یک بخشنامه ی ضد عربی به معاون حقوقی و پارلمانی سابق خاتمی کلید خود.ابطحی که نماد روحانیون تجدد گرا ست. گرچه عضو مجمع روحانیون است ولی شخصیتی مشارکتی دارد. مطمئنا انتخاب یک شخصیت منفور از جناح محافظه کار در پیشبرد این برنامه موثرتر بود.
جهت گیری اشوبگران که دولت خاتمی و اصلاح طلبان را نشانه گرفت که با همراهی محافظه کاران و یا سکوتشان روبرو گشتو از هرگونه عقلانیتی بدور بود و هیچ گونه مطالبه ی مشخصی نداشت.
شکل و نوع سازماندهی آشوبها که از افراد بسیار کم سن و سال و جوان و آن هم در سطح وسیع کمک گرفته شد که توان تحلیل مسائل را نداشته باشند.
نتایج حاصل از این آشوبها و افراد و یا جناحی که منتفع شد:
حمله به مدیریت اجرایی استان که مسوول برگزاری انتخابات می باشد.سابقه ی این حملات به جشنواره تاتر ایران زمین باز می گردد.و در هر دو مورد حمله کندگان نمایندگان محافظه کار خوزستان درمجلس بودند.
پلیسی کردن فضای استان و کاهش مشارکت با سنگین نمودن فضای سیاسی و خارج کردن عربها از دوره رقابت و حضور در انتخابات ریاست جمهوری.مشارکتی که در این 8 سال هیچگاه به نفع محافظه کاران نبوده است.
سرکوب و انحراف جریانات ترقی خواه عربی که ضمن پایبندی به تمامیت ارضی و قانون اساسی بدنبال احقاق حقوق حقه هموطنان عرب زبان و شهروندان خوزستانی می باشد.
برداشت نهایی:
با تمام این توصیف ها باید گفت محافظه کاران ضمن ایجاد بد بینی در مردم عرب خوزستان نسبت به حکومت و بلاخص دولت و اصلاح طلبان در پی خنثی نمودن سلسه فعالیتهایی هستند که به دفاع قاطع مردم عرب خوزستان از کاندیداتوری دکتر معین منجر شد.حال باید دید هواداران معین در راه جلب حمایت اعرابی که احتمال مشارکت فعالشان بسیار کاهش یافته است توفیقی حاصل خواهد نمود.
پینوشت:
سخنان نماینده دشت آزادگان و حمله به معین [اینجا]
انصاری: گرو کشی سیاسی ممنوع [اینجا]
حمله موتلفه به مسولان اجرایی استان خوزستان [اینجا]
به دنبال قربانی (حنیف مزروعی) [اینجا]
نماینده بهبهان: نگران عربها نباشید [اینجا]
بازتاب:
وبلاگ خبر چین [اینجا]

