تبليغاتX
جمهور

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

» الپر مطلبی خطاب به دادستان تهران نوشته با عنوان "آقای دادستان پاسخ دهید!" که بسیار قابل تامل است. معلوم نیست - شاید هم باشد- که چرا برخی اینقدر اصرار دارند علنا به حریم افراد تجاوز کنند و در لباس قانون شنیع ترین افعال را انجام دهند. باید اندیشه ای نمود و راهکاری برای مقابله پیدا کرد. فیلتر نمودن سایتها و تهدید و تنبیه وبلاگ نویسان آتن هم به شکلی منزجر کننده و ایجاد فضای پلیسی انهم در اینترنت! نیازمند تدبیری کارساز و پاسخی مناسب میباشد.شاید این هودر که اینقدر اصرار دارد که یک سازمان برای حمایت از وبلاگ نویسان در ایران تشکیل شود‌ حق داشته باشد.
پنج توصيه ی گزارشگران بدون مرز برای آزادی بيان در اينترنت
» مسعود بهنود در مورد شنیده شدن صدای انفجار در نزدیکی بوشهر نظر جالبی دارد. مثل همیشه شیوا و مستدل و حاوی نکاتی که پر اهمیت می نماید."بهنود:اين همه گفتم تا بگويم که از صدای انفجار روز چهارشنبه پيامی می شنوم. بی ترديدم که حامل پيامی است که کشف آن دير نخواهد بود. بيش تر گمان دارم که صدای برخاسته در نزديکی بوشهر پيامی است که از دور می آيد. نشانه ای است که حساسيت ها، نقاط کور، گسل ها را شناسائی می کند. و در عين حال از اراده ای خبر می دهد که ناخرسندی خود را تاخير تهران از کشف رمزهای قبلی باز می نمايد. شتابی را يادآور می شود که بايد در طراحی سياست های جديد در پيش گرفت.[متن کامل]
+ نوشته شده در  2005/2/18ساعت 1:24  توسط مهدی محسنی  | 

 مجتبي بزرگ علوي در بهمن ماه 1282 به دنيا آمد و در بهمن ماه 1375 از دنيا رفت؛ پدرش حاج سيد ابوالحسن و پدربزرگش حاج سيد محمد نماينده نخستين دوره مجلس شوراي ملي بود، مادر او نيز نوه آيت الله طباطبايي يكي مردان بزرگ عصر مشروطيت بود.
بزرگ علوي اولين حركت ادبي‌‏اش را با ترجمه قطعه‌‏اي از آثار"شيلر" آغاز كرد. طي يك دوره فعاليت سياسي دستگير و روانه زندان رضا شاه شد. در همين دوره بود كه وي"پنجاه و سه نفر" را نوشت وبا نوشتن اين كتاب نوعي از ادبيات را شكل داد كه به ادبيات زندان معروف شد.
از اتفاقات مهم زندگي وی آشنايي با نویسنده شهیر ایران صداق هدايت و تشكيل گروه"ربعه" بود. هدايت معتقد بود داستان‌‏هاي علوي زيادي عاطفي است.  رمان معروف"چشم‌‏هايش" شاهكار علوي محسوب مي‌‏شود. اين رمان نشان دهنده تكوين هنر علوي مانند"بوف كور" جزو نخستين رمان‌‏هاي واقعي ايران است. چشم‌‏هايش با ساختاري سنجيده و شخصيت‌‏هايي ملموس، جاي مشخصي در ادبيات پيشرو ايران دارد.
از دیگر آثار او به کتابهای چمدان، نامه ها، گیله مرد ، میرزا، روایت، موریانه ، حماسه ملی ایران و سالاری ها نام برد.بزرگ علوي به علت سكته قلبي در بيمارستان فريدريش هاين برلين بستري شد و سرانجام در 28 بهمن ماه 1375 ساعت 20/23 دقيقه درگذشت.
+ نوشته شده در  2005/2/17ساعت 1:0  توسط مهدی محسنی  | 

چرا ما اینقدر مجبوریم نسبت خودمان ، تفکراتمان و همه چیز و همه چیز توضیح دهیم.  مرتب در پی اثبات خودمان باشیم . فکر می کنم به خاطر سالها عدم شفافیت تاریخی حالا دچار هزار و یک بیماری شده ایم که از مهمترین انها بد بینی و تهمت پراکنی و خیال بافیست!
این مشکل گاهی آنقدر حاد می شود که مجبوریم برای اثبات یا رد چیزی عکس پدر بزرگوارمان را هم به ملت نشان دهیم و زنده و مردمان را به شهادت بطلبیم. انگار این چند وقت  این معضل در اینترنت یک اپیدمی شده به اینجا و اینجا و اینجا و اینجا دقت کنید.
+ نوشته شده در  2005/2/16ساعت 14:31  توسط مهدی محسنی  | 

صدا و سیما بد جوری دارد برای هاشمی تبلیغ می کند. و از تبلیغاتش برای لاریجانی کاسته است.البته ممکن است این کار بیشتراز بغض معاویه باشد تا حب علی یعنی در جهت تخریب هاشمی بهرمانی(رفسنجانی).امری که در دوم خرداد 76 برای ناطق نوری رخ داد وآن افتضاح پیش آمد.مقام رهبری نیز خود را از عرصه انتخابات دور نگه داشته است و بنظر می رسد همانند انتخابات 76 قصد حمایت علنی از کسی را ندارد.
این جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین بدجوری ضعیف عمل می کنند .آدم شک می کنند اینها اصلا قصد شرکت جدی در انتخابات را ندارند. هر چه در تهران پر سر و صدا هستند در خارج از پایتخت بسیار کم فروغ بوده اند. لاریجانی که از حالا سفرهای خود را شروع کرده است بنظر می رسد او قطعا گزینه ی نهایی اصول گرایان است. 
از ستون کیهان وخوانندگان یکشنبه 24 بهمن83:
+ اصولگرايان فردي را معرفي كنند كه مطمئن هستند راي مي آورد زيرا همه مي دانند آنها عقلاني تر كار مي كنند.(سخايي)
+ شما در چهارشنبه گذشته در مورد خدمات شهرداري تهران در مورد برف روبي و... كاملا دروغ نوشته ايد نكند جلوي درخانه شما را تميز كرده بودند. (يك تماس)
كيهان : اگر به خانه ما تشريف آورديد مواظب باشيد روي يخ ليز نخوريد !
+ از شهرداري تهران به خاطر زحمات سه، چهار روز اخير درخصوص برف روبي و پاكسازي معابر تهران تشكر مي كنم.(خيري)
توضیح: خودتان قضاوت کنید!
+ نوشته شده در  2005/2/14ساعت 1:58  توسط مهدی محسنی  | 

می روی روی یک بلندی می ایستی می بینی این خلق بیشمار نه به غایت بیشمارند و نه به قاعده کم مقدار. یک لحظه لازم است شک کنی که عشق خواجه دراندیشه ی این خلق است و یا چیزی فرا و فرود آن که به اندیشه ی کج ما رسوخ نکرده است. ولی مگر اصلا می تواند مهم باشد . من و خواجه واحتمالا تو که می دانیم در زیر این برف (نه خاکستر) ضمیری روشن و آگاهی دهنده (نه آتش سوزاننده) است.عامه نیز آنچه را که آنگونه که باید دیده اند و اندک زمانی لازم است که شمارمان فزونی یابد وشاهد معشوق به برمان نشیند.
این خانه که پیوسته در آن چنگ چغانه است
از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه است
این صورت بت چیست اگر خانه ی کعبه است
وین نور خدا چیست اگر دیر مغان است
گنجی است در این خانه که در کون نگنجد
این خانه و این خواجه همه فعل و بهانه است
مستان خدا گرچه هزارند ، یکی اند
مستان هوا جمله دوگانه است و سه گانه است
در بیشه مزن آتش و خاموش کن ای دل!
درکش تو زبان را که زبان تو زبانه است
پینوشت:تازه ترین اظهارات حسنی امام جمعه ارومیه:امروز متأسفانه هيپي تربيت مي‌‏كنند و مي‌‏گويند "آزادي! آزادي!". مردك برو دنبال كارت.جوانان! برويد ريش بگذاريد و زيبا شويد و هيپي‌‏گري را كنار بگذاريد.من خودم اكنون قادر هستم 600 فشنگ با خود حمل كنم و به سربازان آمريكا و اسرائيل بزنم. [متن کامل]
+ نوشته شده در  2005/2/12ساعت 1:24  توسط مهدی محسنی  | 

مطلبی بلند بالا نوشته بودم که چه می خواستیم و چه شد و نوشته بودم که چه کسانی مقصر بودند و چه کسانی نبود و اینکه تاریخ را فاتحان به کام خود نوشته اند و چیزهایی از این قبیل . ولی فکر کردم همه ی اینها تکرار مکرراتیست که همگان می دانیم  و بازخوانی آن افاقه نمی کند.
در این میان تنها یک افسوس برای من مانده وآن اینست که کاش شاه تاریخ را به دقت خوانده بود،نه آنگونه دوست می داشت باشد بلکه آنگونه که بود و ای کاش حاکمان امروز ایران بار دیگر تاریخ رابخوانند ، نه آنگونه در کتابهای درسیشان آورده اند آنگونه که هست وباور کنند انکار حقیقت درسرنوشت آنان تاثیری ندارد.
خدا کند افسوسی دوباره دامن گیرمان نشود هر چند که شاید زمانی طولانی طول بکشد تا آنچه حالا می دانیم و می خواهیم کسب کنیم، اگر در واقع بدانیم چه می خواهیم!
+ نوشته شده در  2005/2/10ساعت 1:39  توسط مهدی محسنی  | 

چقدر می تونه درد آور باشه که همه چیز چپکی بشه و زمین و زمان باهات لج کنن! شاید اصلا مهم نباشه ولی وقتی هر چی تیم فوتبال که دوست داری می بازن و از هر چی تیم بدت بیاد ببرن اونم به بدترین حالت -  مثلا دقیقه ی۹۴ میلان گل دوم رو به لازیو زد یا منچستر ۴ تا به آرسنال زد - و غیره و غیره..
حالا فکرش رو بکنین تمام این اتفاقات وقتی رخ بده که برای نود وهشت هزار پانصد و بیست و چندمین بار تصمیم می گیری نه به سیاست و انتخابات ریاست جمهوری و معین و لاریجانی و این جک و جونورا فکر کنی نه به اینکه بد شانسی یک کودک متولد شده چقدر می تونه باشه که ملیتش جهان سومی بشه مخصوصا از نوع ایرانی - نگین که من از ایرانی بودن خودم ناراضین نه جون عمتون!- یا اینکه بالاخره کی قراره کشورمون یه سرو سامونی پیدا کنه و فقط بخوای از زندگی لذت ببری.
حالا همه اینها یک طرف نتونی یک سوژه که از ته دل راضیت کنه در موردش مطلب بنویسی هم گیرت نیاد و دست آخر تصمیم بگیری که در مورد تراشیدن موهای سر که توسط این پویاهه صورت گرفته - عکس سر کذایی اینجاست - به قلم فرسایی  بپردازی ولی یکدفعه سلولهای gray مغزت یاداور بشن که اصلا هم سوژه جالبی نیست و خیلی هم درد آوره که آدم ماون یک ملت گیر، بخواد از این حرکتهای سورئال انجام بده، انتظار داشته باشه همه مسخرش نکنن.
پس در نهایت هیچ کاری انجام نمیدی ودر یک بیانیه رسمی مطلب قبلی وبلاگت رو پس می گیری!
+ نوشته شده در  2005/2/7ساعت 3:7  توسط مهدی محسنی  | 

تا دلتون بخواد سوژه هست که دربارش بشه بنویسی ولی فعلا اصلا وقت ندارم یه سایت خبری دارم طراحی می کنم که امیدوارم تا یک ماهه دیگه فعال بشه.در این مدت و سعی می کنم قالب این وبلاگ رو از حالت ساده در بیارم و یه تغییرات کوچکی بدم.نظر بدین بد نیست.
این آقای الپر هم نزدیک بود مارو به کشتن بده.به دلیلی که می تونید اینجا بخونید سایتش باز نمی شد و من فکر کردم الپر پر زده فته بعدا دیدم خیالی خام بیش نبوده در هر حال خوشحالم که فعلا مشکلی براش پیش نیومده.
یک نگاه از سر ترحم و دلسوزی هم به این سایت مجهول الهویه بندازید بخدا گناه دارن هیچکی تحویلشون نمی گیره.
+ نوشته شده در  2005/2/1ساعت 5:24  توسط مهدی محسنی  | 

این ابطحی هم بد جوری انگار تنش می خاره بابا من خودم میام می خارونمش حتما باید آقای مرتضوی بیاد سروقتت یا به قول ذوالقدر یکی پیدا بشه امامش رو بندازه دور گردنش و یک تیر خالی کنه در این مغز  مبارک شما! ولی انصافا از این سه مطلب آخرش کلی لذت بردم...!
آخرین شاهکار آبادگران هم یک نظر سنجی اینترنتی بود که نتایجش رو اینجا می تونید ببینید.اگر دقت کنید آرای این نظرسنجی با توجه به اینکه تعداد بازدید کننده های با گرایش فکری راستگرا باید از این سایت بیشتر باشه رو می تونیم یک افتضاح بدونیم.البته با توجه به این نکته این نظر سنجی ها زیاد دقیق نیستند.کسانی که اصلا به یک کاندیدای اصولگرا رای نخواهند داد حدود ۶۳ درصد است که با واقعیتهای جامعه نیز تقریبا هم خوانی داره.در مورد این نظر سنجی و نظرسنجی جدید  این سایت بیشتر می نویسم.
+ نوشته شده در  2005/1/23ساعت 23:26  توسط مهدی محسنی  | 

مثل همیشه تایپ کردم orkut و یکدفه خشکم زد :دسترسی به این سایت....لعنت به مرتضوی و جد و آبادش‌ و لعنت به تمامه کسایی که تو این کاره کثیف دست داشتن...تا حالا بخاطر هیچ فیلتری اینقدر ناراحت نشده بودم ولی حالا نمی دونم از عصبانیت باید چکار کنم!
یه نفس عمیق می کشم و فکر می کنم این کار در برابر تمام جنایتها و نا عدالتی و ظلمهایی که توی طول این تاریخ سراسر بدبختی مملکتم به سر مردم اومده زیاد هم بزرگ نیست.ولی با این حرف قصد ندارم خودمو گول بزنم.باید یه راهی پیدا بشه باید یه واکنشی نشون بدیم.یکبار دیگه مطلب تسونامی اینترنتی رو میخونم و با خودم می گم: طاعت از دست نمی آید گنه باید کرد...!
+ نوشته شده در  2005/1/23ساعت 16:19  توسط مهدی محسنی  | 

این سایت آبادگران هم میتونه اطلاعات خوبی رو به آدم بده مخصوصا وقتی قراره رییس جمهور بعدی این مملکت یه آبادگر باشه.اسمشون هم واقعا بهشون میاد -فحش ندید اینجاش کاملا شوخی بود- نظر سنجی های قابل توجهی هم تو سایت انجام میشه ولی خنده دارترین خبر دیروزسایت مربوط به ضرغامی بود.او ادعا کرده صدا سیما در انتخابات نهم بیطرفی کامل پیشه خواهد کرد البته مثل همیشه ... بر منکر منکرش لعنت!!
+ نوشته شده در  2005/1/21ساعت 0:6  توسط مهدی محسنی  |